Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801209-54291S1

Date of Document: 2002-02-28

افسردگي، گذران زندگي در لحظه هاي خاكستري علائم و دلايل افسردگي هر ساله تعداد زيادي از مردم دنيا به افسردگي دچار مي شوند براساس آمار موجود هم اكنون ميليون 340 نفر در جهان از افسردگي رنج مي برند. هزينه اقتصادي كه اين بيماري موجب مي شود بسيار بالاست ولي هزينه رنجي كه مردم بابت آن مي پردازند قابل تخمين نيست. طبق بررسي هاي سازمان بهداشت جهاني تا افسردگي 2020سال به عنوان عاملي در به خطر انداختن سلامتي انسانها پس از بيماري هاي قلبي، مقام دوم را كسب خواهد اين كرد بيماري با ايجاد مشكلاتي در زندگي روزمره موجب درد و رنج فراوان نه فقط براي فرد بيمار مي شود بلكه زندگي را براي اطرافيان وي نيز مشكل مي سازد. افسردگي شديد مي تواند زندگي خانوادگي بيمار را به ويراني بكشاند. اما اغلب اين مشكلات و رنج ها غيرضروري هستند. بيشتر افراد مبتلا به اين بيماري در جستجوي درمان برنمي آيند درحالي كه حتي از ميان كساني كه افسردگي در آنها بسيار جدي است تعداد بيشماري قابل معالجه هستند. در سالهاي اخير با پيشرفت تحقيقات و مطالعات، داروها و درمان هاي رواني مناسب براي كاهش رنج افسردگي كشف شده اند. بيماري افسردگي، جسم، روان و افكار انسان را گرفتار مي سازد، خوردن و خوابيدن وي را مختل مي كند و بر طرز فكر و رفتار بيمار با ديگران اثر مي گذارد. بيماري افسردگي را نبايد با حالت زودگذر افسردگي كه در موقعيتهاي خاص براي مدتي كوتاه پيش مي آيد اشتباه گرفت. افراد مبتلا به اين بيماري به تنهايي قادر نيستند از عهده زندگي خود برآيند و براي بازيافتن سلامتي به خود كمك كنند. بدون درمان، علائم اين بيماري ممكنست هفته ها، ماهها و يا حتي سالها طول بكشد درحالي كه درمان مناسب مي تواند به بيشتر اين بيماران كمك كند. انواع افسردگي بيماري افسردگي مانند بسياري از بيماري هاي ديگربه شكل هاي گوناگون ظاهر مي شود، ولي در همه انواع آن نيز تعداد علائم، شدت و دوام آن متفاوت است. يكي از شايع ترين انواع اين deperssionبيماري Major با علائمي بروز مي كند كه در توانايي كاركردن، مطالعه، خوردن، خوابيدن و لذت بردن از فعاليتهاي لذت بخش زندگي اختلال ايجاد مي كند. احتمال اينكه چنين اختلالي در زندگي براثر افسردگي فقط يك بار اتفاق بيفتد وجود دارد ولي به طور معمول به دفعات مكرر در زندگي بيمار روي مي دهد. نوع ضعيف تر افسردگي thymia dys داراي علائم مزمن و درازمدت است كه توانايي شخص بيمار را از بين نمي برد ولي وي را از عملكرد درست و احساس راحتي و خوشي بازمي دارد. بسياري از افرادي كه به اين بيماري مبتلا مي شوند ممكنست در زندگي گاهي دچار بيماري deperssion Major نيزبشوند نوع 4 ديگر افسردگي بيماري ) bipolar دوقطبي ) است كه deperssive Manic( روان شيدايي ) نيز خوانده مي شود. اين نوع بيماري به اندازه ساير انواع بيماري افسردگي شايع نيست. بيماري bipolar با تغيير حالتهاي ادواري مشخص مي شود. نوع بسيار شديد آن Mania و شكل ضعيفتر آن افسردگي است. شروع اين بيماري مي تواند بسيار سريع و با هيجان شديد همراه باشد اما بيشتر اوقات تدريجي است. در طول دوره افسردگي، فرد بيمار ممكنست چند يا همه علائم بيماري را داشته باشد. در دوره ابتلاء فرد Maniaبه ممكن است داراي انرژي فراوان و بسيار پرگو باشد. اغلب Mania روي تفكر، قضاوت و رفتار اجتماعي بيمار اثر مي گذارد به طوري كه باعث مشكلات جدي و خجالت زدگي مي گردد. در اين مرحله از بيماري به طور مثال بيمار داراي شور و هيجان فراوان و افكار لبريز از نقشه هاي بزرگ است كه مي تواند منجر به تصميم هاي كاري غيرعاقلانه يا زياده روي در مسائل عشقي و عاطفي شود. در صورت عدم وخيم تر Maniaدرمان، گشته، مي تواند به مشكل رواني جدي تبديل شود. علائم افسردگي لزوما در همه بيماران افسرده، همه علائم اين بيماري وجود ندارد تعداد اين علائم و شدت و ضعف آنها در افراد و دوره هاي مختلف متفاوت است. شخص افسرده هميشه غمگين و نگران است و احساس خلاء مي كند نااميد و بدبين است و خود را گناهكار، بي ارزش و بي ياور مي داند. به فعاليتهاي گوناگون و تفريحات علاقه اي ندارد. كم انرژي، خسته، كند و در تمركز، يادآوري و تصميم گيري ضعيف و دچار بي خوابي يا خواب زياد است. در اشتهاي او تغييرات زيادي روي مي دهد كه كاهش يا افزايش شديد وزن بيمار را موجب مي شود. بي قرار و تحريك پذير است و مدام به مرگ مي انديشد و در بسياري موارد دست به خودكشي مي زند. در بيمار افسرده معمولا علائم جسمي مقاوم كه به درمان جواب نمي دهند مانند سردرد و اختلالات گوارشي ديده مي شود. دلايل افسردگي برخي از انواع افسردگي در بعضي خانواده ها ارثي است يا به عبارت ديگر در اين خانواده ها يك ضعف بيولوژيكي در برابر اين بيماري وجود دارد. تحقيقات انجام شده بر روي خانواده هايي كه چند نسل از آنها به يكي از انواع بيماري افسردگي دچار مي شوند نشان داده است در اين خانواده ها به نحوي تركيب ژنتيكي متفاوتي نسبت به خانواده هايي كه دچار اين بيماري نمي شوند وجود دارد. ولي البته عكس اين مسئله درست نيست. يعني هر كسي با اين تركيب ژنتيكي خانوادگي لزوما به اين بيماري مبتلا نمي شود. ظاهرا عوامل ديگري مانند مشكلات خانوادگي، فشارهاي محيط كار يا مدرسه در شروع اين بيماري موثر هستند. افرادي بدون وجود سابقه بيماري در خانواده و نسل هاي پيشين نيز ممكن است به اين بيماري مبتلا شوند. به هرحال ارثي يا deperssionغيرارثي با Major تغييراتي در ساختار يا عملكرد مغز در ارتباط است. افرادي با خودباوري ضعيف، كساني كه دائما به خود و دنيا با بدبيني نگاه مي كنند يا خيلي زود در مشكلات غرق مي شوند مستعد ابتلا به افسردگي هستند. در سالهاي اخير محققان نشان داده اند تغييرات فيزيكي در بدن مي تواند با تغييرات رواني همراه باشد. بيماري هاي جسمي مانند حمله هاي قلبي، سرطان، پاركينسون و اختلالات هورموني مي توانند موجب بروز افسردگي شوند. بي تفاوتي و بي علاقه گي شخص بيمار به مشكلات فيزيكي مي تواند موجبات طولاني شدن دوره بيماري و بهبود آن را فراهم سازد. همچنين ضررهاي بزرگ مشكلات عاطفي و مالي يا هر تغيير خواسته يا ناخواسته همراه با فشار در الگوهاي زندگي مي توانند علت شروع يك دوره افسردگي باشند. در بسياري موارد، آميزه اي از عوامل ژنتيكي، رواني و محيطي مي توانند در اين زمينه موثر واقع شود. دوره هاي بعدي بيماري معمولا فقط با فشارهاي عادي يا حتي بدون هيچ دليلي بروز مي كند. افسردگي در زنان معمولا زنها دو برابر مردها به افسردگي دچار مي شوند. يكي از دلايل افزايش ميزان افسردگي در زنان دخالت عوامل هورموني به ويژه عواملي مانند تغييرات در دوره عادات ماهانه، حاملگي، سقط جنين، دوره پس از دوره زايمان، قبل از يائسگي و دوره يائسگي خيلي است از زنها همچنين با فشارهاي مضاعفي مانند مسئوليت در خانه و در محل كار، مراقبت از فرزندان و والدين روبه رو هستند. تغييرات فيزيكي و هورموني همراه با اضافه شدن مسئوليت يك زندگي جديد مي تواند زنها را پس از زايمان در برابر افسردگي آسيبپذير سازد. با اينكه افسردگي هاي موقتي در تازه مادرها واقعه اي عادي است ولي يك افسردگي كامل، عادي به شمار نمي رود و احتياج به مداخله جدي و جلوگيري از ادامه آن درمان دارد توسط پزشكي دلسوز و حمايت خانواده از بيمار و كمك به او در جهت بهبود جسمي و روحي و به دست آوردن توانايي دوباره براي مراقبت و لذت بردن از وجود نوزاد از حساسيت و اهميت خاصي برخوردار است. افسردگي در مردها مردها معمولا كمتر از زنها به افسردگي دچار مي شوند و به همين دليل پزشكان به وجود چنين عارضه اي در مردها كمتر شك مي كنند. با اين وجود، ميزان خودكشي در مردها چهار برابر اگر زنهاست چه تعداد زنهايي كه تصميم به خودكشي مي گيرند بيشتر است. درواقع بعداز سن ميزان 70 خودكشي مردها افزايش مي يابدو بعدازسالگي 85 به اوج مي رسد. افسردگي همچنين مي تواند سلامتي جسمي مردان را به شكلي متفاوت از زنان تحت تاثير قرار دهد. تحقيقات جديد نشان داده اند گرچه افسردگي با افزايش خطر گرفتگي سرخرگهاي قلب هم در مردها و هم در زنها همراه است ولي اين بيماري در مردها بيشتر موجب مرگ مي شود. افسردگي در مردها اغلب پشت نقاب الكل يا مواد مخدر يا عادت قابل قبول اجتماعي كار زياد با ساعات طولاني پنهان مي شود. افسردگي در مردها كمتر با احساس نااميدي و بي ياوري و بيشتر با تندخويي، عصبانيت و سرخوردگي نمايش داده مي شود. مردي حتي اگر تشخيص دهد مبتلا به افسردگي است احتمالا كمتر از يك زن تمايل به جلب كمك دارد و كمتر به جستجوي آن برمي آيد. تشويق و حمايت خانواده در اين زمينه مي تواند بسيار موثر و مفيد واقع شود. افسردگي درافراد مسن بعضي ازمردم دچار اين باور غلط هستند كه احساس افسردگي در افراد پير بسيار عادي است، درحالي كه بيشتر افراد مسن از زندگي خود احساس رضايت اگر دارند چه وقتي افسردگي پيشرفت مي كند ديگر نمي شود آنرا به عنوان عارضه طبيعي شرايط سني تلقي كرد. افسردگي در افراد مسن معمولا تشخيص داده نمي شودو مورد درمان قرار نمي گيرد و بي سبب موجبات رنج بيمار و خانواده او را فراهم فرد مي سازد مسن افسرده وقتي به پزشك مراجعه مي كند معمولا علائم جسمي را شرح مي دهد زيرا اين افراد تمايلي ندارند از احساساتي مانند اندوه، نااميدي، بي علاقه گي به تفريحات يا غم طولاني بعداز يك شكست صحبت كنند. با شناخت امكان بروزاشتباه در تشخيص علائم افسردگي در افراد مسن، بسياري از متخصصين، امروزه به خوبي قادر به تشخيص افسردگي پنهان در اين بيماران هستند. به گفته اين متخصصان، بعضي از علائم مي توانند عوارض جانبي داروهايي باشند كه اين افراد براي درمان مشكلات جسمي مصرف مي كنند يا در اثر يك بيماري همزمان روي دهد. با تشخيص بيماري، معالجه با دارو يا روان درماني مي تواند شخص افسرده را به يك زندگي مفيد و شاد بازگرداند. افسردگي در كودكان افسردگي در كودكان تنها از دو دهه قبل بسيار جدي گرفته شد. كودك افسرده ممكن است تظاهر كند كه بيمار از است، رفتن به مدرسه خودداري كند، به يكي از والدينش بچسبد يا دائما از احتمال مرگ پدر يا مادرش در نگراني به سر ببرد. بچه هاي بزرگتر ممكن است در مدرسه مشكل آفريني كنند، بدخلق يا منفي باشند و دچار سوءتفاهم شوند. به دليل متفاوت بودن رفتارهاي طبيعي در دوره هاي مختلف كودكي، بيان اينكه كودكي در حال گذر از يك مرحله موقتي است يا از افسردگي رنج مي برد مي تواند مشكل باشد. گاهي اوقات والدين از تغيير رفتار فرزند خود نگران مي شوند و يا معلم مدرسه از تغييراتي در حالات و رفتار وي صحبت مي كند. در چنين مواردي در ملاقات با پزشك اطفال اگر وجود علائم جسمي رد شود، پزشك احتمالا پيشنهاد مي كند كودك توسط روانپزشك متخصص اطفال مورد معاينه قرار گيرد. روانپزشك ممكنست در عين حال براي درمان از يك مددكار اجتماعي يا روان شناس كمك بگيرد. تشخيص بيماري و درمان عليرغم آمارهاي دقيق در مورد اين بيماري تنها %حدود10 افرادي كه از افسردگي رنج مي برند تحت درمان مناسب قرار مي گيرند كه دلايل اين امر با بيمار و پزشك هر دو در ارتباط است. بيشتر بيماران به خاطر ترس از بدنامي بيمار رواني تمايل ندارند به متخصص بيماري هاي رواني مراجعه كنند. دلايل ديگري كه به بيمار مربوط مي شود شامل اشتباه آنها در تشخيص علائم بيماري، دست كم گرفتن بيماري افسردگي، هزينه درمان يا فقدان بيمه درماني مناسب است. طول زمان درمان بيماري هاي رواني براي تشخيص و معالجه، تجويز ناكافي داروهاي ضدافسردگي براي دوره هاي زماني نامناسب، پوشش ضعيف بيمه وترس از رنجش بيمار از ديگر دلايل اين امر است. تشخيص درست بيماري درپاره اي موارد ممكن است براي پزشك مشكل بيماران باشد ممكن است علائم مختلفي مانند بي خوابي، ضعف، بي اشتهايي و اضطراب را كه مي توانند به علتهاي پزشكي يا غيرپزشكي متفاوتي مربوط باشند براي پزشك شرح دهند. بيماران همچنين ممكن است بيشتر روي علائم جسمي كه موجب گمراهي درمان كننده مي شود تاكيد كنند. بيماران افسرده معمولا برخي از احساسات خود به ويژه افكار منفي را به دليل خجالت يا كمرويي پنهان مي كنند. بسياري از افرادي كه از افسردگي رنج مي برند حتي به فكر مراقبت پزشكي هم آنها نيستند احتمالا نمي دانند به كمك نياز دارند يا علائم آنرا جدي نمي گيرند. در پاره اي موارد انگيزه ياتوانايي مراجعه به پزشك وجود ندارد. بررسي ها نشان داده اند25 20 تا درصد از بيماراني كه با داروهاي ضدافسردگي تحت درمان قرار مي گيرند بهبودي كامل مي يابندتا45 300 درصد تا حدودي به دارو جواب مي دهندتا35 250 درصد به دارو جواب نمي دهند و به تا25 10 درصد آنها به خاطر فقدان تحمل پذيري دارو هيچ كمكي نمي شود. در هر حال موفقيت درمان به يك سري عوامل مانند انتخاب دارو و مقدار آن، طول زمان درمان و عكس العمل بيمار بستگي براساس دارد تخمين هاي موجود دليل شكست درصد 50 از درمان ها توقف مصرف دارو توسط بيماران است. دلايل بيماران براي متوقف كردن مصرف دارو در درجه اول شامل ترس از وابستگي به دارو يا اعتياد به آن و ترس از اثرات جانبي آن است. در پاره اي موارد بيمار با تصور احساس بهبودي از ادامه درمان خودداري مي كند. منبع: اينترنت / ترجمه و اقتباس: منيژه جلالي