Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801209-54290S4

Date of Document: 2002-02-28

زني با گام هايي بلندتر از مردان شايد كمتر كسي باشد كه اگر سگ كشي راببيند، زبان به تحسين بيضايي نگشايد. نگاهي كه او در اين فيلم به زن دارد بسيار والاتر از آن چيزي است كه بتوان به نگارش درآورد. او روح زن را به خوبي حس كرده است. او زن را والاتر از چيزي مي داند كه ديگران به او مي نگرند. چه بسيار شاهد فيلم هايي بوده ايم كه نويسندگان آن، با آنكه افكار فمينيستي داشته اند و خواسته اند به زن ارزش دهند. ولي هر كدام به نوعي نگاهي ترحم آميز به زن داشته اند و يا زن را اسير قدرت مرد ولي دانسته اند زن محوري بيضايي با زن محوري برخي نويسندگان اين تفاوت را دارد كه شخصيت محور او يك زن ايده آل است. قهرمان او اصلا موجودي خيالي و وهمي نيست او يك موجود استثنايي هم نيست. بلكه انساني است كه مي خواهد به مفهوم واقعي زن باشد. او زني نيست كه ديگران به او نگاه ترحم آميز داشته او باشند نه زن بودن خود را زير سوال مي برد و نه زير بار زور مردان مي رود. زن واقعي امروزي ديگر يك زن معمولي نيست. زني كه اسير قدرت مردسالاري جامعه باشد و يا زني كه از آراستگي خود در جهت خودنمايي استفاده كند. قهرمان او در اين فيلم ظاهري آراسته دارد اما در بطن اين ظاهر آراسته شخصيت متين و استوار قرار دارد كه اين زيباييش را افزون مي كند. او بسيار با احساس است و در كنار آن تفكر و منطق را كنار نمي گذارد و زيركي خاص خود را هم دارد. بيضايي علاوه بر ويژگي هاي ظاهري زن، فكر و روح زن را نيز اهميت مي دهد. او از شخصيت هاي فرعي در جهت بهتر نشان دادن شخصيت اصلي اش استفاده مي كند. او نشان مي دهد كه شخصيت محور او متمايز از زنان عادي جامعه است. او قدرت زن را لمس كرده و مي داند با نيرويي كه در وجودش دارد مي تواند تمام ناملايمات را كنار گذارد و در برابر مشكلات پايداري كند. او زني است كه مردان را به ستوه مي آورد. قدرت بيان بالاي اين زن و كلامي كه استفاده مي كندتاثير شگرفي بر تماشاگر مي گذارد. همذات پنداري در تمام طول فيلم با شخصيت محور احساس مي شود. سگ كشي فرياد زناني است كه خود را يافته اند و مي خواهندآنچنان باشند كه بايد باشند. زناني كه او در كنار اين زن به عنوان شخصيت فرعي مي آفريند زناني هستند كه خود را آن طور كه بايد نيافته اند. قهرمان او زني متفكر، حساس و در عين حال جسور و مقاوم است زني است، كه بلندتر از مردان گام برمي دارد. درست است كه الگوي ارائه شده تا حدي با الگوي جامعه تفاوت دارد. اما بيضايي، خود به اين امر واقف است. او مي خواهد حقيقت را نشان دهد نه واقعيت را. شخصيت محور او نه يك روح است و نه يك ابر قدرت بلكه به مفهوم واقعي يك زن است. زني كه بايد اين گونه باشد نه آن گونه كه هست. بيضايي شخصيت هاي نمايشي خود را به خوبي پردازش نموده است و شخصيت هاي فرعي را هم كه در حد تيپ به آنها پرداخته است نقش شاياني را درشناخت قهرمان و برجسته سازي او دارند. نظير همسر حاج نقدي، فرشته و.. روح و اثر قهرمان او در تمام وقايع فرعي و اصلي حس مي شود. كشمكش هاي فرعي و اصلي به شناساندن قهرمان فيلم كمك بسياري كرده و داستان را به نحو موثري پيش مي برد. در لحظه به لحظه فيلم انتظار و تعليق نهفته است و تماشاگران را بي صبرانه در انتظار نتيجه رويداد قرار مي دهد. موسيقي متن فيلم نيز بسيار مهيج و تاثير گذار است. بيضايي فيلم را با صحنه اي غيرمنتظره البته با زمينه قبلي به پايان مي برد. صحنه اي كه شخصيت ضد قهرمان را به تماشاگر بيشتر معرفي مي كند. گلرخ هنگامي كه طلاق نامه خود را مي بيند با چهره اي معصومانه صحنه را ترك مي كند و بي تفاوت از مرگ همسري كه به او خيانت كرده است به راه خود ادامه مي دهد و اكنون در ابتداي راهي است كه بايد خود تصميم بگيرد چه كند و پيچ و خم زندگي را به پيش برد. فيلم سگ كشي با تمام محاسني كه درآن پديدار است اين سوال را براي بيننده باقي مي گذارد كه سرانجام زن چه خواهد؟ شد او تا كي مي تواند به سگ كشي ادامه؟ دهد آيا روح لطيف زن مي تواند دائم در حال سگ كشي و مبارزه؟ باشد زني كه نه دوست دارد ترحم براو حاكم باشد و نه اسير دست ديگران، پس ناچار است به مبارزه برخيزد: اما به راستي روح اين زن تا چه زماني اين توانايي را؟ دارد آيا او نمي خواهد مطابق روحيه لطيفش زندگي؟ كند آيا سگ كشي دائمي با روح لطيف زن سازگار؟ است در نهايت بايد گفت: سگ كشي فيلمي فراي واقعيت است و نقطه عطفي به سوي آينده اي بهتر براي زن است. فخرالسادات سالك نژاد