Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801207-54264S2

Date of Document: 2002-02-26

نقد شخص يا نقد اثر پاسخي به يك نقد درآمد: در ايام دهه فجر و در ويژه نامه هنري همشهري نقدي از سوي تورج زاهدي بر نوار به ياد هرمزي داود آزاد نوشته شد كه نوشتار زير پاسخي است به آن نقد. جاي بسي تاسف است كه برخي از منتقدان با كم ارزش نشان دادن تلاش هاي چهره هاي پرتلاش موسيقي ايران چون داود آزاد، همت مي گمارند تا آثار اين افراد را فاقد ارزش معرفي كنند. براي خواننده به مقاله ياد هرمزي، نوازنده در سازش متجلي است بي اطلاعي نگارنده مقاله به وضوح آشكار است، چرا كه منتقد نه تنها به نقد و بررسي نوار به ياد هرمزي نپرداخته بلكه بيشتر سعي كرده است كه نوازنده را به عنوان شخصي كه متكي به ذات خود نيست، معرفي كند! براي آنان كه دستي بر ساز دارند به روشني آشكار است كه كپي كردن آثار قدما بدون حضور در محضر آنان، توانايي خاصي را مي طلبد كه از عهده هر كسي برنمي آيد و شايد آقاي زاهدي كه ساز مي زنند بر اين حقيقت چندان وقوفي ندارند. منتقد گرامي به به نوار ياد هرمزي صرفا با نگاه يك كپي ساده توجه كرده است و هيچ چيز ديگري در مورد نوار مورد بحث از جمله تكنيك نوازندگي و مطالب داخل نوار را عنوان نكرده است. وي بدون توجه به آثار ساخته شده و گوشه هاي نزده شده توسط استاد هرمزي كه به سبك وي اجرا شده آن را يك اثر بدون مزيت معرفي كرده است. همه اهل فن موسيقي به نيكي مي دانند كه هر هنرجويي كه بخواهد شيوه بيگجه خاني يا هرمزي را بنوازد يكي از منابع خوب و شاخص را داود آزاد معرفي مي كند. آقاي زاهدي تلاش كرده است بدون توجه به اين امكان مهمترين مزيت نوار حاضر را در دسترس نبودن اثر خود هرمزي جلوه دهد. چگونه كساني كه قلبشان براي موسيقي سنتي ايران مي تپد و هميشه افسوس مي خورند كه چرا سبك هاي سنتي در حال اضمحلال است به خود اجازه مي دهند اكنون كه موسيقيداني بدون اظهار هستي و مطرح كردن خود تلاش كرده است كه آثار گرانقدر قدما را زنده نگاه دارد، اينگونه درباره وي قضاوت كنند. بنده حقير به عنوان كسي كه سالها در خدمت استاد آزاد به يادگيري موسيقي پرداخته ام بايد به عرض منتقد محترم برسانم كه وي تنها تلاش كرده است در نقدو بررسي خود به شخص داود آزاد بپردازد و از توانمندي بررسي آثار وي يا بي اطلاع است يا قصد ديگري دارد كه خوانندگان آن مقاله خود مي توانند در اين باره داوري كنند. اهل فن موسيقي به خوبي مي دانند كه داود آزاد شخصيتي چندبعدي در موسيقي سنتي ايران است. وي علاوه بر زنده نگاه داشتن آثار قدما، سبك خاص خود را نيز در آهنگسازي و آواز دارد كه متاسفانه درمقاله نگارنده به هيچ كدام از اين ويژگي ها اشاره اي نشده است. وي به عنوان يكي از چهره هاي شاخص موسيقي صوفيانه ايران در اروپا به عنوان پيشتاز شناخته شده است و جاي تاسف است كه در داخل كشور اين گونه از وي تقدير شود! بد نيست به نگارنده يادآوري كنم كه وي در طول سالهاي نوازندگي بخشي از عمر خود را صرف بازسازي سبك هاي قدما (مكتب تار تبريز، به ياد هرمزي ) و بخشي ديگر را به نواختن حالتهاي آوازي با تار كه درحنجره انسان وجود دارد (در بهار اميد ) اختصاص داده است. منتقد گرامي بدون اشاره به اين آثار و زينت هاي اجرا شده در آن كه خاص تار آزاد است، او را به نقد گذاشته است. از جمله آنها نوازندگي تار و سه تار او در موسيقي صوفيانه اش (مي نورجان، بي رنگي ) كه نه تنها شباهتي به سازهاي هرمزي و بيگجه خاني ندارد بلكه خاص اوست و نگارنده از آن اظهار بي اطلاعي كرده است. آيا عدم اطلاع منتقدي كافي است كه ساز و آهنگسازي نوازنده اي چون آزاد را تخطئه كرد! آيا منتقد از اثر آي يشيقي (نور ماه ) كه توانايي آزاد را در نواختن ملوديهاي آذري كه باز حس و حال نوازنده را نشان مي دهند، اطلاعي دارد. اهل فن موسيقي مي دانند كه تنها نواختن دو دقيقه از ساز يك موزيسين كافي است كه شيوه وي را مشخص كند، اما متاسفانه منتقد مدعي است كه نوار آزاد مي بي رنگي براي تشخص سازي و كاري وي كفايت نمي كند! مگر از ساز ميرزاعبدالله و يا اساتيد ديگر چند دقيقه كار موجود است. نگارنده بدون اشاره به مصاحبه استاد هرمزي كه موجود است، سبك وي را سبك درويش خان معرفي مي كند در حالي كه خود استاد هرمزي مي گويد سه تار را نزد خودش تمرين كرده و رديف ها را به يادآورده و ساز زده و ناخن هايي كه داشته يادگاري از برادرش شازده هرمزي است كه سه تار مي نواخت. بنابراين سبك هرمزي به تاييداستاد كماليان و بنا به گفته خود هرمزي سبك برادرش بوده و انگشت گذاري و ناله هاي ويلوني وي ربطي به سبك درويش خان ندارد! به عنوان مثال مي توان به چهار مضرابدرويش خان كه توسط استاد صبا نت نويسي شده، اشاره كنيم. در نت و اجراي اين قطعه ملاحظه مي كنيم كه چهار مضراب مملو از درابهاي راست بوده و به هيچ وجه دراب چپ ندارد، در حالي كه هرمزي دقيقا آن را برعكس نواخته و به سبك خاص خويش و با درابهاي چپ مي نوازد و آزاد نيز همان چهار مضرابرا در نوار به ياد هرمزي بادرابهاي چپ و سبك خاص هرمزي اجرا كرده است. از طرفي نگارنده مقاله اطلاعي نداشته كه سبك استاد عبادي در شيوه هاي سنتي نمي گنجد و استاد لطفي را كه به عنوان بزرگترين مجري سبك درويش خان در سه تار معرفي كرده در حالي كه سه عنصر مطرح شده در سبك درويش خان را استاد لطفي هرگز اجرا نمي كند و معلوم نيست كه نقد به ياد هرمزي چه ربطي به نياوردن نام استاد لطفي در بروشوردارد! م. عليپور