Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801206-54245S2

Date of Document: 2002-02-25

چگونه پيوند زناشويي را مستحكم كنيم؟ بسياري از ناهنجاري ها و اختلافات زناشويي ريشه در دوران كودكي ما دارد بنابر اين براي مبارزه با مشكلات زندگي و كسب موفقيت ابتدا لازم است دوران كودكي خود را به ياد آوريم و نقطه هاي ضعف و قوت خود را با درايت و شجاعت و بصيرت تمام ارزيابي كنيم اشاره; تاكنون مطالب و نظريه هاي گوناگوني از طرف دانشمندن، صاحبنظران، روانشناسان و جامعه شناسان براي استحكام پيوند زناشويي و روابط خانوادگي در جرايد خوانده ايم. مجله روانشناسي، (Magazine Psychology) مجله اي است كه درباره چگونه زيستن، چگونه فكر چگونه كردن، خود را با اوضاع و احوال سياسي و اجتماعي تطبيق دادن و صدها مسايل ديگر با خوانندگان ميليوني خود در ارتباط است. عده اي از روانشناسان معروف كشور انگلستان براي كمك به شهروندان، اتحاديه اي در لندن به وجود آوردند و اساسنامه اي را امضا كردند كه به موجب آن به بيماران بيماران رواني، حاد و مزمن و كليه كساني كه از استرس، اضطراب وكوفتگي اعصاب رنج مي برند كمك نمايند تا بدون استفاده از دارو و پزشكان متخصص به معالجه و درمان خود بپردازند. اكنون اين روانشناسان در مورد پيوند و استحكام زناشويي و حفظ كيان خانواده درنشريه روانشناسي مباحث متعددي مطرح ساخته اند كه توجه خوانندگان را به آن جلب مي كنيم. قبل از بحث درباره شيوه زندگي، انتخاب همسر، تعليم و تربيت فرزندان، مبارزه با مشكلات و كسب موفقيت بايد به اين سوالات با دقت پاسخ بگوئيم: - 1 از كجا آمده ايم و به كجا خواهيم؟ رفت - 2 هدف از خلقت بشر با اين همه پيچيدگي و مشكلات و پستي ها و بلندي ها و فقر و بدبختي و ذلت و يا عزت و كرامت؟ چيست - 3 خوشبختي انسان ها را چگونه ارزيابي؟ مي كنيم - 4 آيا رسيدن به ثروت مقام پست و يا منصب اجتماعي عالي براي يك زندگي ايده آل كافي؟ است - 5 به پدر و مادر و دوستان آشنايان چگونه احترام؟ مي كنيم - 6 آيا زودرنج ايرادگير اخمو حسود خودخواه نظرتنگ مناالخير و يا بدخواه ديگران؟ هستيم - 7 مطالعه ما در مورد مردم چگونه؟ است آيا روزنامه مجله و خاطرات مردم را مي خوانيم و از آن عبرت؟ مي گيريم منظور اتوبيوگرافي ها و شرح حال و اتفاقات تلخ و شيرين زندگي است. - 8 آيا از دادگاههاي خانواده و مجتمع قضايي و از شكوائيه ها و نارضايتي ها و طلاق ها و درگيري ها و اختلافات زناشويي و احكام صادره از طرف دادگاههاي عمومي شهرمان اطلاعات كافي در اختيار؟ داريم - 9 آيا تاكنون علل و اسباب ناسازگاري و اختلافات بين زن و شوهر را مورد تجزيه و تحليل؟ قرارداده ايم - 10 از دنياي كودكان چه اطلاعاتي و چه بينشي و چه تفكري ؟ داريم يعني مسئوليت ما شهروندان در مورد نحوه تعليم و تربيت و اسباب و علل انحرافات اخلاقي چگونه؟ است - 11 از علم ژنتيك و علم روانشناسي و فيزيولوژي و زيست شناسي و مكانيزم هاي دفاعي انسان در مقابل پديده هاي اجتماعي چه ميزان آگاهي؟ داريم - 12 آيا مي دانيم هر نوع ناراحتي مادر اعم از رواني و فيزيكي، مصرف دارو و اضطراب و تشويش در تكوين و پرورش جنين اثر منفي در كودك باقي خواهد؟ گذاشت - 13 از شيوه تولد طفل از رحم مادر مهارت قابله يا پزشك دوران حاملگي مادر، چه مقدار آگاهي؟ داريم - 14 آيا در طول دوران كودكي با مشكلات و نارسائي هاي جسمي و رواني مواجه؟ بوده ايم - 15 با چه شيوه هايي مشكلات دوران كودكي و دوران تحصيلات ابتدايي، متوسطه و دانشگاهي را حل؟ نموده ايم يعني نقطه ضعف و قوت ما چه بوده؟ است تجربه نشان داده است، كساني كه در ابتداي ازدواج درباره خصوصيات همسر آينده كمتر تحقيق و تفحص نموده اند، با مشكلات بيشتري روبه رو شده اند تا اينكه افراد كنجكاو و دقيق. ازدواج يكي از پديده هاي مهم و كليدي در طول دوران زندگي است و هرچه ما بيشتر به اين موضوع اهميت بدهيم، اثرات مطلوبتري به دست خواهيم آورد. پروفسور مك برايد يكي از روانشناسان معروف كشور انگلستان عقيده دارد: بسياري از ناهنجاري ها و اختلافات زناشويي ريشه در دوران كودكي ما دارد. بنابر اين براي مبارزه با مشكلات زندگي و كسب موفقيت ابتدا لازم است، دوران كودكي خود را به ياد آوريم و نقطه هاي ضعف و قوت خود را با درايت و شجاعت و بصيرت تمام ارزيابي كنيم. چه بسا ما در دوران كودكي كمبود و عقده هاي خودبزرگ بيني رنج ها داشته ايم، و مشقت ها و ناملايمات و تجربيات تلخ و ناگوار گذشته باعث گرديده كه با همسر خودمان پرخاشگرانه و يا خصمانه و غرض آلود و كينه جويانه برخورد كنيم. زندگي زناشويي، در حقيقت يك نوع رقابت و گزينش و مبارزه و تمرين قدرت و مهارت و شكيبايي است و ما بايد حوزه زندگي خود را يك ميدان فوتبال فرض كنيم كه افراد، هر كدام وظيفه خاص خود را انجام مي دهند، گاه زمين مي خورند، گاه برمي خيزند و بعضي اوقات مجروح مي شوند و گاه يكديگر را مي بوسند و گاه نسبت به هم پرخاش مي كنند. به هرحال داور تيم ما را نصيحت مي كند كه سلسله اعصاب خود را كنترل، خلقيات و رفتار يكديگر را با مشقت تحمل كنيم و ما حرف او را به جان مي خريم، زيرا ما با نيت خير و با يك مقصود واحد وارد ميدان شده ايم و بايد در آن زمين فوتبال بازي كنيم، به رقابت بپردازيم و ثابت كنيم كه هريك از تيمهاو بازيكنان همه افراد سالم، صميمي و پرتحرك و پرانرژي و متكي به قدرت اراده و خلاقيت و شكوفايي استعدادها هستند و روحيه ورزشكاري مانع بروز هر نوع خدشه در روابط فردي و اجتماعي است. افراد مصمم و قدرتمند فاقد صفات بدبيني، تشتت افكار، افسردگي، ضعف اراده، فقدان اعتمادبه نفس، بي هدفي و فراموشي بوده و همواره سعي مي نمايند تا با اين خصلت ها در جنگ و ستيز باشند، به عبارت ديگر زوج موفق كساني هستند كه داراي صفات زير باشند: خوشبيني، قدرت داوري، اصالت، مشاهده، تسلط به نفس، قدرت تخيل و فرماندهي قوي، رشادت، آرمان، درك، واقعيت واعتماد، قدرت اراده، شخصيت و منبع خير و بركت. انسان تحت هر شرايطي قادر به تربيت نفس و انتخاب اصلح است و با اراده قوي مي توان به يك زندگي پرتحرك و پرجاذبه و شورانگيز دست يافت. فروپاشي زندگي زناشويي اگر منطبق با خواست ها و نيازهاي طبيعي و منطقي نباشد به طور قطع و يقين ريشه در شيوه نگرش فرد نسبت به جهان هستي، پيش فرض ها، تجربيات و القائات و آموزش ها و تعليم و تربيت خانوادگي دارد. چه بسا يك ژن معيوب در فرد منشاء همه بدبختي ها و ناكامي ها و كژفكري ها و بدبيني ها و سوءظن است. مثلا اگر پدر و مادر برحسب موقعيت هاي محيطي و اجتماعي داراي يك ديدگاه بسيار محدود و تنگ نظرانه باشند، فرزندان آن خانواده به تبع تفكر و بينش والدين، بدون اينكه خود متوجه واقعيت ها و خودكامي ها باشند، قالبها و معيارهاي زندگي زناشويي را نسبت به آن مبناي غلط و غيرمنطقي مي سنجند و از اختلاف بين خود و همسر خود به شدت رنج مي برند. اين درد و رنج به تدريج همه وجود آنان را فرا گرفته و روح و جسم آنان را به شدت آزار مي دهد و افكار نامربوط و ويران كننده در ذهن شكل مي گيرد و نقشه شوم، نظير بي اعتنايي، خشم، تنفر، خصومت، خباثت، شقاوت، دعوا و مرافه، قتل، خودكشي و فروپاشي زندگي و قطع روابط اجتماعي و انزواطلبي در ذهن ناخودآگاه پرورش داده مي شود، تا جايي كه همه آمال و آرزوهاي او بر باد رفته و عضو عاطل و باطل و بي خاصيت و بي هدف در جامعه پرسه زده و نسبت به همه كس و همه چيز بدبين و ظنين است و هر لحظه آرزوي مرگ و نيستي مي كند. حيات و ممات براي وي معني ومفهوم ندارد و سرانجام زندگي زناشويي از هم پاشيده مي شود. چند پيشنهاد مهم براي پيشگيري از فروپاشي زندگي زناشويي: - 1 زن و يا شوهر نسبت به توانايي هاي فيزيكي و رواني يكديگر آگاهي كامل به دست آورده و هرگز از طرف مقابل درخواست هاي غيرمنطقي مطرح نسازند. مثلا زماني كه فرد داراي دست و يا پاي شكسته و معيوب است، چگونه مي توانيم از او بخواهيم مانند يك آدم سالم در مسابقات ورزشي شركت نموده و برنده جايزه؟ بشود - 2 هرگز به خاطر مال و يا ثروت و يا پست و مقام همسر پيمان ازدواج نبنديم. زيرا با ايجاد تغييرات مقطعي و غيرمنتظره، روابط خانوادگي تحت تاثير قرار خواهد گرفت. اگر عشق در زندگي موجود باشد، مسايل روبنايي قادر به تغييرات و قطع روابط زناشويي نخواهد شد. - 3 براي ادامه يك زندگي سالم هرگز شيوه هاي درست و يا نادرست پدران و مادران خود را الگو قرار ندهيم، زيرا در زمان گذشته، مردم با تكنولوژي پيشرفته و تمدن جديد روبه رو نبودند و براساس سنت قديمي و آداب و رسوم ويژه و منحصربه فرد زندگي مي كردند و افكار آنان مانند شرايط كنوني آشفته و پريشان نبود. مثلا اگر در گذشته مردسالاري وجود داشته است، دليل آن نمي شود كه اكنون هم مردسالاري ادامه داشته باشد مرد مانند يك ديكتاتور و يا يك كالاي بازرگاني به زن امر و نهي كند و شخصيت و حيثيت او را لگدمال كند. - 4 زن و شوهر هرگز به فكر انتقامجويي منفعت طلبي سودجويي و بهره كشي از يكديگر نباشند. زيرا با انجام اين كار حس رقابت و مبارزه طلبي تقويت شده و هر كدام از طرفين با نيرومند ساختن توانايي هاي نهفته خويش به دفاع برخاسته و طرف ديگر را از پا درمي آورد. مثلا اگر مرد به خاطر نان آوري و تامين معاش زن، مرتبا فشار بر پيكر زن ايجاد نموده باشد، زن استعداد و توانايي خود را به كار انداخته و درس مي خواند، مدرك ديپلم و ليسانس، فوق ليسانس و دكترا مي گيرد و مشغول به كارمي شود و آنگاه با احساس استقلال مالي، بناي ناسازگاري و كج خلقي را گذاشته و دير يا زود ازشوهر طلاق خواهد گرفت. اگر ما در اين مقاله، زن را سمبل بي وفايي قرار داده ايم، ريشه در تاريخ ايران و جهان گذشته و حال *دارد و حكومت ها هم هرگز قضاوت را به دست زنان نسپرده اند، زيرا شيوه تفكر آنان بر پايه احساسات و هيجانات تند و انفعالي است. در كشورهاي غربي، گرچه بر حسب ظاهر به زنان آزادي داده اند، ولي در پس پرده از احساسات تند زنان درتبليغات به نفع سرمايه داران و قدرتمندان، سوءاستفاده كرده اند. تا جايي كه زن غربي حاضر مي شود براي خودنمايي و فخرفروشي در روي پرده سينما و فيلم هاي ويدئويي با قيمت از دست دادن آبرو و حيثيت و كرامت ذاتي، حاضر شده و نام وشهرت جهاني به دست آورد. در فيلم هاي سينمايي و كتابهاي داستاني و تراژدي ها، از ساده دلي زن به كرات سوءاستفاده شده و از وي جاسوس، شيطان و... ساخته اند. البته پژوهشگران ما اين حالات و گرايش ها را ناشي از دخالت مردان در اجراي قانون عدالت اجتماعي دانسته اند، ولي هيچ نوع اعداد و ارقام و تحقيق و پژوهش آماري تاكنون منتشر نكرده اند. شايد علت آن ترس مردان از زنان و يا بهتر بگوييم بازي با آتش و يا قانون صيانت نفس و يا محافظه كاري باشد!! ترجمه و تلخيص: فيضعلي مداح پانوشت: * مشورت با زنان تباه، سخاوت با مفسدان گناه (گلستان سعدي )