Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801205-54239S9

Date of Document: 2002-02-24

يادداشت سياسي در حاشيه سفر كرزايي به تهران فرصت هاي از دست رفته، اميدهاي آينده محمود صدري از سه دهه پيش كه محمدظاهرشاه به دست همپيمانان حكومتي اش از پادشاهي افغانستان كنار گذاشته شد تاكنون روابط تهران و كابل كمتر بر مدار منافع ملي دو كشور چرخيده است. روابط دوجانبه ايران و افغانستان در اين سه دهه، چهار دوره كلي را پشت سر گذاشته كه باوجود تفاوت هاي ماهوي همه اين دوره ها يك عنصر مشترك دارند كه همانا تاثيرپذيري شديد از كشاكش هاي بين المللي است. دوره اول اين روابط در سال 1973 ميلادي و پس از آن آغاز شد كه محمد داوودخان، ظاهرشاه را از حكومت خلع كرد و خود بر جاي وي نشست. در اين دوران حكومت پهلوي كه متحد شماره يك ايالات متحده در منطقه وسيع خليج فارس، خاورميانه و جنوب آسيا بود، ناگهان خود را با حكومتي در مرزهاي شرقي اش روبرو ديد كه به تدريج از موازنه مثبت عصر ظاهرشاه فاصله مي گرفت و گام هاي شتاباني به سوي اتحاد شوروي برمي داشت، غلبه تدريجي چپگرايان احزاب خلق و پرچم كه اولي پشتون هاي چپگرا را نمايندگي مي كرد و ديگري نماينده چپگرايان غيرپشتون ( تاجيك ها، ازبك ها و هزاره ها ) بود، اسباب كدورت دولت وقت ايران را فراهم آورد. اما اين دوران انتقالي ديري نپائيد، زيرا كودتاهاي پي درپي چپگرايان به رهبري نورمحمد تركي و حفيظالله امين ارتباط تهران و كابل را سست كرد و مقارن انقلاب 57 ايران با غلبه كامل كمونيست ها بر افغانستان اين روابط كاملا گسسته شد. با انقلاب ايران عصر تازه روابط تهران و كابل آغاز شد. در اين دوران افغانستان به پاره ايدئولوژيك و استراتژيك بلوك شرق تبديل شد و در ايران نظامي بر سر كار آمد كه با هيچيك از دو اردوگاه غالب آن زمان خويشاوندي ايدئولوژيك نداشت. اين بيگانگي ايدئولوژيك، سياست خارجي ايران را به اين نتيجه رساند كه بايد در قبال افغانستان رويه اي كاملا دفعي پيشه كند. ايران از سويي نمي توانست با مبارزه ضدامپرياليستي افغان ها همسو شود زيرا اين كار تقويت اردوگاه كمونيسم بود كه با ايدئولوژي جمهوري اسلامي مغايرت كامل داشت. ايران، با مبارزه ضدكمونيستي آمريكا و متحدانش هم نمي توانست همراه شود، زيرا چنين انتخابي تاييد خوي استكباري آمريكاشمرده مي شد. به همين علت در اين مقطع سياست خارجي ايران به تابعي از جبر روابط بين المللي تبديل شد و تهران نظاره گر تاخت و تاز ائتلاف غرب عليه اتحاد شوروي در افغانستان شد. اين بلاتكليفي مقدر باعث شد، جانشينان حفيظالله امين يعني ببرك كارمل و محمد نجيبالله هرگز نتوانند توجه ايران را به خود جلب كنند. اين دو چپگراي واقع گرا و بويژه نجيبالله همواره به تلخي از عدم همراهي ايران با مبارزه ضدامپرياليستي خود گلايه مي كردند. نجيبالله حتي در مقاطعي اميدوار بود با زوال اتحاد شوروي بتواند سياست خارجي افغانستان را از ملاحظات ايدئولوژيك خلاص كند و به انقلاب ايران نزديك شود، اما اين تلاش هرگز نتيجه اي زيرا نداشت، پيش از آنكه وي بتواند نظر مساعد تهران را جلب كند، مجاهدين، كابل را فتح كردند و نجيبالله در دفتر سازمان ملل پناه گرفت. دوره سوم روابط ايران و افغانستان مربوط به عمر مجاهدين و گروه طالبان است. در اين دوران كه پس از سقوط حكومت نجيبالله آغاز شد ايران از ميان احزاب و گروههاي افغان، جمعيت اسلامي به رهبري برهان الدين رباني و احمدشاه مسعود را خويشاوند تشخيص داد و روابط صميمانه اي با آنها برقرار كرد. تحليل حكومت و روشنفكران و ملي گرايان ايران درباره خويشاوندي ايران و كابل در دوران حكومت رباني اين بود كه تاجيكها و فارسي زبانان افغانستان، امتداد فرهنگي و تمدني ايران هستند و مي بايست اسباب تقويت آنها را فراهم آورد. اين تحليل، بدل تحليلي بود كه پاكستاني ها براساس آن پشتون هاي جنوب و جنوب شرقي افغانستان را تقويت مي كردند و در نهايت نيز از درون اين تحليل دووجهي طالبان سر برآورد و جامعه افغانستان دوقطبي شد. اين حالت دوقطبي افغان ها را از تشكيل دولت فراگير بازداشت و روابط ايران و پاكستان را تيره كرد. دوران چهارم روابط ايران و افغانستان، پس از سرنگوني طالبان و تشكيل دولت موقت به رياست حامد كرزايي آغاز شد. دوران جديد تا حدودي مانند دوره هاي اول و دوم، تماما متاثر از روابط بين المللي است. با اين تفاوت كه امروز در افغانستان فقط يك جناح حكومت مي كند و نگاه جهاني نيز به آن يكي است. دولت حامد كرزاي نه محصول منازعه اقوام و ايدئولوژي هاست و نه حاصل كشاكش قطبهاي قدرت، بلكه محصول وفاق جهاني براي مبارزه با تروريسم است. روابط ايران با اين دولت هنوز در مرحله ابتدايي و پي ريزي بنيان هاست. بنابراين آنچه مي تواند شالوده روابط آينده را اميدبخش سازد، تحليلي واقع بينانه از بنيادهاي قدرت در افغانستان در است دوراني كه تازه شروع شده است افغانستان نماد همكاري جهاني براي مقابله با تروريسم شناخته مي شود و قدرت سياسي در اين كشور برآيند اين وفاق جهاني است. سفر حامد كرزاي به تهران كه براساس برنامه قبلي، قرار است امروز آغاز شود سرآغاز گفتگوي تهران و كابل درباره اين دوران جديد است.