Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801205-54238S1

Date of Document: 2002-02-24

چاه نيمه ها در ملك نيمروز گزارش اختصاصي دو متخصص و كارشناس برجسته سيستان و بلوچستان به همشهري اشاره: هيرمند و چاه نيمه ها در سيستان، به ويژه در روزگار خشكسالي، سرچشمه حيات و عامل مهم ايستايي و ماندگاري مردم در اين سرزمين شده اند. چاه نيمه ها، گودال هاي طبيعي بسيار بزرگي هستند كه در دهه پنجاه بعد از فاجعه خشكسالي و قحطي و آوارگي مردم محل، انديشه بهره گيري از آنها براي ذخيره سازي آب، در ذهن مسئولان وقت قوت گرفت و امروزه، با توسعه بهره گيري از اين گودالهاي ژرف، به جرات مي توان ادعا كرد كه بحران خشكسالي در اين منطقه از استان پهناور سيستان و بلوچستان تا حدودي مهار شده است. دكتر محمد حسين كريم كشته استاديار دانشگاه سيستان و بلوچستان و عضو هيئت رئيسه انجمن اقتصاد كشاورزي آسيا و مهندس غدير شهركي كارشناس ارشد امور آب استان، به عنوان دو متخصص صاحبنظر، در گزارشي به همشهري تاثير، چاه نيمه ها در ملك نيمروز را از ابعاد مختلف مورد بررسي قرار داده اند. گروه شهرستانها از جمله ويژگي هاي حوزه هيرمند، قرار گرفتن بخش عظيمي از آن در خاك افغانستان است. تاسيسات آبي عمده هيرمند در خارج از كشور ( افغانستان ) عبارتند از- 1 سد كجكي كه در سال 1330 در شاخه اصلي رودخانه هيرمند ساخته شده است. اين سد از نوع خاكي با ظرفيت /1 8مخزن ميليارد متر مكعب مساحت كيلومتر 108 مربع و وسعت حوضه آبريز رودخانه در محل سد حدود 38000 كيلومتر مربع مي باشد- 20 سد ارغنداب روي شاخه ديگر هيرمند در محلي به همين نام در افغانستان احداث شده است. اين سد از نوع خاكي با ظرفيت 480 ميليون متر مكعب و وسعت حدود كيلومتر 15 مربع (مساحت مخزن ) مي باشد كه نقش كنترلي را بر رودخانه هيرمند در خاك افغانستان برعهده دارد. بر اين اساس تنها قسمت اندكي از دشت انتهاي حوزه هيرمند در سيستان قرار دارد و هيچگاه سازمان منسجم و مشتركي بر تمامي حوزه از بالاترين نقطه آبخيز تا پايين ترين محل حوزه آبريز، اشراف و مديريت نداشته است. يعني مسائل و روابط مربوط به اين رودخانه صرفا در موافقت نامه بين دولت هاي وقت دو كشور ايران و افغانستان ( ) 1351 مشخص گرديده اما اين موافقت نامه بيشتر شامل محدوديتهايي جهت استفاده بهينه از آب در دشت سيستان ايران بوده است. در واقع هيچگونه توافق نامه اي براي همكاري مشترك پيرامون كنترل سيل هاي خسارت آفرين و كاهش بحران هاي خشكسالي بين دو كشور وجود نداشته كما اينكه بسياري از سيلهاي حادثه آفرين و حتي خشكساليها، نه تنها دشت سيستان در ايران را تهديد مي كند بلكه دشتهاي مجاور در خاك افغانستان را نيز تهديد نموده است. هنگام خشكسالي عمدتا شاهد بوده ايم جريان آب در بالادست يعني در خاك افغانستان به شدت كنترل و آنان نيازهاي خود را برطرف مي نمايند و گاه حتي قطره اي آب به سمت ايران رها نمي گردد. بطوري كه در سال آبي 5049 خشكسالي رودخانه هيرمند فاجعه خانمانسوز بزرگي را بر سيستان تحميل كرد و اكثر مردم سيستان آواره، دشت هاي گرگان، اصفهان، كرمان و خراسان شدند و حتي دامها و بقاياي كشاورزي به كلي در سيستان از بين رفت و اينگونه بوده كه دشت سيستان را ملك نيمروز ناميده اند چون نيمي از روز را گرفتار سيلاب و نيمي ديگر را با بحرانهاي خشكسالي مواجه بوده اند. دولت وقت با بررسي امكانات محلي و براساس مطالعات مهندسين مشاور، مناطقي را يافتند كه در سمت جنوب دشت سيستان و در نزديك محل دو انشعاب رودخانه هيرمند، داراي گودالهاي طبيعي قابل توجهي مي باشد و اين گودالها به اجراي طرح ذخيره سازي آب رودخانه (كه هنگام سيلابهاي زمستاني بدون استفاده به هامونهاي سيستان سرازير مي شد ) اختصاص يافت و كار ذخيره سازي آب در گودالهاي چاه نيمه 1 2و 3 و از سال 1351 آغاز شد. به دنبال اهداف فوق دو نقطه از محل هاي خروجي چاه نيمه ها يعني سد خروجي و دهنه غلامان نيز به وسيله بندهاي خاكي مسدود شد تا بتوان 660 ميليون متر مكعب آب را در اين محل ذخيره كرد. از اين مقدار 340 ميليون متر مكعب آب به صورت مفيد و ثقلي جهت نياز آبي كشاورزي شبكه آبياري زهكشي سد سيستان اختصاص يافت. به طور كلي مخازن چاه نيمه ها، هم آب قسمتي از كشاورزي منطقه و هم آب شرب شهرهاي زابل زهك و 860 روستاي سيستان و همچنين شهر زاهدان را تامين خواهند نمود و اين تنها منبع ذخيره سازي آب در سيستان بوده و در حال حاضر طرح الحاق سد چاه نيمه چهارم (به صورت مصنوعي ) به گودالهاي چاه نيمه ها در دست اقدام مي باشد تا بتواند ظرفيت ذخيره سازي را به ميليون 1600 متر مكعب برساند اين حجم آب مي تواند همانند سالهاي 78 الي 80 (خشكسالي اخير ) آب شرب مناطق فوق الذكر را در چندين سال متفاوت تامين نمايد و درغير سالهاي خشكسالي نيز به عنوان ذخيره مطمئني براي كشاورزي منطقه سيستان محسوب شود. تاسيساتي كه تاكنون در چاه نيمه ايجاد شده اند عبارتند از: - 1 سد دهانه آبگير چاه نيمه: اين سد در محل دو انشعاب در كنار روستاي جريكه (مرز مشترك ايران - افغانستان ) قرار دارد و داراي پنج دهانه است و ظرفيت آبگيري آن به طور كل 160 متر مكعب در ثانيه مي باشد. اين سد در دو رديف پنج دهانه اي ساخته شده، يك رديف دهانه ها براي محافظ و رديف بعدي به عنوان كنترلي عمل مي نمايند. - 2 سد خروجي چاه نيمه: سد خروجي براي كنترل برداشت آب كشاورزي ساخته شده و به صورت ثقلي آب از آن رها مي گردد و در 4 كيلومتري بعد از سد به رودخانه سيستان مي ريزد. اين سد نيزداراي دو رديف دريچه و هر رديف با سه دهانه قابليت خروج 50 متر مكعب آب در ثانيه از مخزن را دارد. - 3 مركز انتقال آب شرب سيستان: مركز انتقال به نام ايستگاه پمپاژ چاه نيمه ها مي باشد كه الكتروپمپ هاي برداشت آب شرب شهري و روستايي مناطق شهر زابل زهك و 860 روستاي سيستان در آنجا قرار گرفته و به وسيله خطوط انتقال به مناطق فوق الذكر منتقل مي شود. -مركز 4 انتقال آب شرب زاهدان: اين مركز نيزدر محل نزديك دهانه غلامان، روي مخزن شماره 3 احداث گرديده و حدود 900 ليتر در ثانيه جهت آب شرب زاهدان از اين محل پمپاژ خواهد شد. نتيجه گيري و چند پيشنهاد از آنجا كه بهره برداري از منابع خدادادي در منطقه سيستان و حيات و دوام اين منطقه مهم كشور مشروط به تامين آب زير بخشهاي كشاورزي، شرب و صنعت مي باشد، شايسته است مديران، مسئولين و مردم قبل از هر چيز به فكر راهكارهاي علمي و عملي مقابله با بحرانهاي خشكسالي و سيل سيستان باشند. چنانكه كارشناسان و متخصصين منابع طبيعي و توسعه در كنفرانس بين المللي مديريت منابع آب (شهريور سالجاري ) در انگليس اعلام كردند، درهزاره جديد اهميت آب بيشتر از نفت خواهد بود، به عبارت ديگر آب نه الفباي آباداني بلكه فراتر ازآن، مايع حيات است. با توجه به اهميت موضوع و كمك به كارگزاران دلسوز و مردمي، راهبردهاي پيشنهادي زير جهت دستيابي به توسعه پايدار منطقه سيستان ارائه مي گردد: - 1 به منظور بهره برداري بهينه از آب رودخانه هيرمند، انتخاب كميته يا شوراي مشترك از كارشناسان و صاحبنظران دو كشور افغانستان و ايران كه بر نظام حقوقي و بهره برداري از هيرمند نظارت داشته باشند ضروري به نظر مي رسد. - 2 سيلابهاي بهاري و فصلي رودخانه هيرمند از اوايل اسفند ماه هر سال آغاز مي گردد كه به لحاظ فرصت زماني كم و فقدان امكانات، سيلابها از منطقه سيستان خارج لذا مي شود جهت استفاده بيشتر از اين نعمت الهي و جلوگيري از هرز رفتن آبها، اجراي طرحهاي ذخيره سازي از اهميت و اولويت خاص منطقه اي و كشوري برخوردار است. - 3 تغيير نظام استفاده از آب در بخشهاي مختلف كشاورزي از قبيل تغيير الگوي كشت در زراعت، استفاده بهتر در شيلات، تخصيص بهينه در دامپروري، توجه بيشتر به جنگلداري و منابع طبيعي مورد تقاضا مي باشد. - 4 تحول موثر در مكانيزاسيون كشاورزي و انتخاب روشهاي مناسب مراحل كاشت، داشت و برداشت محصولات كشاورزي از جمله جلوگيري از آبياري سنتي و گسترش روشهاي جديد علمي فني (آبياري تحت فشار، قطره اي.. ) براي افزايش كارآيي و بهره وري لازم است. - 5 تعيين حداقل آب بها و آموزش بهره برداران جهت استفاده اقتصادي از آب همراه با ترويج فرهنگ مشاركتي در تخصيص بهينه آب به ايجاد اشتغال و توسعه پايدار سيستان و منطقه كمك خواهد كرد.