Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801203-54222S1

Date of Document: 2002-02-22

تجربه در فضايي غيرطبيعي نشريات تخصصي زنان جداسازي زن و مرد و كنار كشيدن مسايل زنان را از كل جامعه صحيح نمي داند انتشار نشريات خاص زنان نيز به همين دليل از اين ديدگاه مردود اعلام مي شود امروز اگر چه موقعيت زنان كشور به گونه اي است كه نشريات خاصي را مي طلبد اما بايد توجه داشت كه اين نشريات مورد نياز رسانه هايي نيستند كه پايگاه زنان را در خانه و حاشيه محصور نگه دارند يعني مطالبي را درج كنند كه غالبا زنان را به اطاعت و انقياد بدون استدلال يا به ساده گزيني و مشغول شدن به مسايل سطحي عادت دهد شوهران كم و بيش خانه را به قصد انجام كار مستقيم ترك كردند و زنان به طور عموم در خانه ماندند تا كار غيرمستقيم را انجام دهند. مرد مسئوليت انجام كار پيشرفته را به عهده گرفت و زن در خانه ماند تا نوع قديمي تر و سنتي تر كار را انجام دهد. الوين تافلر نويسنده كتاب مشهور موج سوم با اين جمله كليدي، نقطه اي را در تاريخ تحول جوامع بشري نشان مي دهد كه مسير زن و مرد از يكديگر دور افتاد. او به دستان نامريي اشاره مي كند كه در طول تاريخ، ساختارهاي اجتماعي را به نفع مردان شكل داده است. تافلر، در ميان صفحاتي از دست نوشته هايش، درباره وقتي كه دوره كشاورزي پايان مي يابد و عصر صنعتي آغاز مي شود، چنين نوشته است: از آنجا بود كه مرد به سوي آينده حركت كرد و زن در گذشته باقي ماند. شايد باز هم از همين زمان بود كه تفكر از ميان برداشتن اختلاف ميان حقوق و برخورداري هاي زن و مرد در ذهن انسان ها شكل گرفت. هنگامي كه گسترش سوادآموزي عمومي، افزايش آگاهي افراد و رفع نيازهاي ضروري جوامع، بشر را به سوي تحقق نيازهاي اجتماعي هدايت كرد، تلاش براي رفع تبعيض ميان زن و مرد نيز در حال آغاز بود. زنان، در دوردست تاريخ، براي به دست آوردن حقوق خود، به دنبال كسب سواد و تحصيل علوم سپس رفتند در قالب نهضت هاي آزادي خواهانه به مبارزه براي تامين عدالت اجتماعي، توازن در قدرت و حقوقي كه مردان به طور مسلم از آنها برخوردار بودند، پرداختند. آنها براي رسيدن به اهدافشان، ابزاري به نام مطبوعات را نيز به خدمت گرفتند. تاريخچه روزنامه نگاري زنان را بايد با تاريخ پيكار آنان و گسستن بندهاي آداب و رسوم كهن مرتبط دانست. زنان، ابتدا راهي به نشريات عمومي باز كردند و بعد با قدرتمندتر شدن نهضت ها و تشكل هاي آزاديخواهانه، نيازهايشان را بوسيله انتشار نشريات تخصصي زنان مطرح ساختند. قرن هيجدهم آغاز نهضت ادبي و علمي زنان است. از اين هنگام به بعد است كه زنان شاعر و نويسنده و انديشمند، يكي پس از ديگري وارد عرصه فعاليت هاي ثمربخش اجتماعي مي شوند و نام آنها در اوراق تاريخ نمايان است. تحولات فكري زنان ايران را بايد به دو دوران كاملا متمايز تقسيم كرد: دوران قبل از مشروطيت و دوران پس از انقلاب يعني عصر گذشته و عصر تاريخ معاصر ايران. نهضت بيداري زنان ايران را كه كاملا با جنبش هاي ترقي خواهانه توده هاي ملت ايران بستگي دارد نمي توان جدا از تاريخ انقلاب مشروطه ايران مطالعه كرد. تا قبل از شروع روزنامه نگاري، زنان جز در قلمرو شعر و شاعري، كه آن هم انعكاس روح رنجديده آنان بود، نام و نشان نداشتند. فكر و انديشه اصلي آنها براي شروع كار مطبوعاتي نيز پيدا كردن زباني براي بيان مظلوميت ها و تبعيض هايي بود كه در حق هم جنسانشان روا داشته مي شد. نخستين نشريه تخصصي زنان، مجله اي است به نام دانش كه از سوي همسر دكتر حسين خان كمال منتشر مي شد و همه مندرجات آن به قلم زنان و مربوط به مسايل زنان بوده است. مجله دانش، با حروف سربي چاپ و هر هفته انتشار مي يافت شماره اي از اين مجله كه در حال حاضر وجود دارد، مربوط به سال 1328 هجري قمري ( هجري 1298 شمسي ) است. اما تا سال هجري 1329 قمري يعني زماني كه سال ها از ورود زنان به عرصه روزنامه نگاري و يك سال از انتشار نخستين نشريه تخصصي زنان مي گذشت، كسي جسارت آن را نيافته بود كه نام زن را آزادانه بر روزنامه خود بگذارد. مجله زبان زنان كه به مديريت صديقه دولت آبادي منتشر مي شد، اولين نشريه زنانه، با نام زنانه بود. روزنامه شكوفه، مجلات جهان زنان، جمعيت نسوان وطن خواه، عالم نسوان، پيك سعادت نسوان، زنان و دختران ايران، راه هاي زندگي، بانو، سپيده فردا، اطلاعات بانوان، پست ايران، زن روز و... نشرياتي بودند كه پس از آن، زنان را مخاطب اصلي خود قرار دادند. نشريات اوليه بانوان، بيشتر جنبه آموزشي را مورد توجه قرار مي دادند. آموزش كودكياري، خانه داري، اجتماعي كردن زنان و آشنا شدن آنها با كارهاي دسته جمعي نظير انجمن هاي خيريه. بعدها مسايل ديگري از جمله اطلاعات راجع به قانون حمايت خانواده، مسئله طلاق، تعدد زوجات و.. مطرح شد كه براي اولين بار در مجله زن روز منتشر شد. اگر چه حدود 40 سال از آن زمان مي گذرد ولي هنوز مشكلات حقوقي كه زنان دارند، نه تنها مرتفع نشده، بلكه هنوز اهداف طرح اين مسايل در نشريات تخصصي نيز تحقق نيافته است. *** مسئله نشريات مختص زنان، حتي از لحاظ موجوديت نيز با ترديدها و اختلاف نظرهايي مواجه است. برخي معتقدند زنان مشكلات خاصي دارند كه طرح مشكلات كل جامعه، نمي تواند پاسخگوي مسايل زنان به طور اخص در باشد مقابل، نظر ديگري وجود دارد كه جداسازي زن و مرد و كنار كشيدن مسايل زنان را از كل جامعه صحيح انتشار نمي داند نشريات خاص زنان نيز به همين دليل، از اين ديدگاه مردود اعلام مي شود. مينو بديعي، روزنامه نگار باسابقه و مدرس روزنامه نگاري، از طرفداران نظريه اول است. او انتشار نشريات تخصصي زنان را از ديدگاه روزنامه نگاري آكادميك، لازم مي داند و مي گويد: در صورتي وجود اين نشريات پذيرفتني است كه زنان، به عنوان قشري در جامعه محسوب شوند. روزنامه نگاري آكادميك، نشريات تخصصي را مختص قشرهاي خاص اجتماع مي داند. اوريانا فالاچي روزنامه نگار ايتاليايي نيز وقتي براي تهيه گزارش از وضعيت زنان كشورهاي مختلف دنيا از طرف مدير مجله اي كه به آن وابسته بود ماموريت يافت، با اين استدلال كه زنان را نبايد به عنوان قشر خاصي از اجتماع و جدا از كل جامعه در نظر گرفت، ابتدا از پذيرفتن اين ماموريت خودداري كرد ولي او با اندكي دقت به اطراف خود، دريافت حتي زناني كه بسيار خوشبخت و حتي موفق تر از مردان بودند، حتي در كشورهاي اروپايي از تفاوت هاي حقوق خود با مردان رنج مي برند. سفر به كشورهاي مختلف آسيايي و اروپايي، تصورات اين روزنامه نگار را مبني بر عدم نياز به جدايي مسايل زنان از مردان برهم ريخت. فالاچي رنجنامه زنان دنيا را در گزارشي منتشر كرد كه بعدها در قالب كتاب جنس ضعيف به چاپ رسيد. چنين نگرش و تصوري، حتي امروز كه چندين دهه از آن ماموريت مي گذرد و وضعيت زنان در جهان بهبود چنداني نيافته، در مقابل حركت هايي كه در جهت طرح و حل مسايل زنان در حال انجام است، مطرح مي شود: زنان نيز نيمي از جامعه هستند. با همان نيازهاي اجتماعي و نياز به آزادي ها و حقوقي كه براي مردان نيز بايد وجود داشته باشد. اما مشكل از آنجا آغاز مي شود كه اين استدلال براي شرايط استاندارد و يك جامعه مطلوب بيان مي شود. داوود پنهاني، روزنامه نگار، در پاسخ به استدلال كساني كه معتقدند نيازي به انتشار نشريات خاص زنان وجود ندارد و اين خود باعث تفكيك بين زن و مرد مي شود، مي گويد: باور كردن چنين استدلال هايي، جز پذيرفتن منطق مردسالاري در جامعه نيست. وي در ادامه مي افزايد: زن در جامعه ما تنهاست و اين محصول ذهنيتي است كه ريشه در ساليان بسيار زياد دارد، محصول سنتي است كه به كار نمي آيد و با اين حال از آن استفاده به مي شود عمد و با تدبير. يعني اينكه كساني نفع خويش را در دامن زدن به اين تنهايي مي بينند. اين كارشناس ارتباطات مي افزايد: زن در جامعه ما تنهاست اگر روشنفكر باشد تنهاتر، چرا كه از زن مي خواهند جدا از درونيات خود به زندگي نگاه كند. او را وامي دارند كه به اشيا، همانگونه بنگرد كه مردان مي خواهند، مي خواهند زيست _ جهان تجربه شده خويش را به آن ها تحميل كنند. وي با تاكيد مي گويد: انتشار نشريات خاص زنان را تلاشي در جهت برخورد با چنين نگاهي تلاش مي بينيم براي فراجستن از دام هايي كه حتي از سوي روشنفكران بر قدم گاه آنان تنيده مي شود. اظهارات اين كارشناس، به شرايط متفاوتي اشاره دارد كه زنان و مردان از آغاز زندگي با آن مواجهند و به دليل همين شرايط ويژه است كه بايد محيط آن ها با شرايطي كه در آن پرورش يافته اند متناسب باشد. در غير اين صورت، انتظار رفتارها، عكس العمل ها و ارايه توانمندي هاي يكسان از زنان و مردان، نامعقول و فاقد روايي است. صحبت هاي كتايون مصري، برنامه ساز تلويزيون نيز بر اين نظرات صحه مي گذارد. وي مي گويد: اگر چه جداسازي حيطه زنان از مردان حتي در حوزه نشريات خاص به تفكيك نقش آنان از هم دامن مي زند اما به دليل فاصله زياد حوزه زنان از مردان و عقبماندن عرصه فكري و فرهنگي و علمي و.. زنان از مردان، موجب شده كه وجود نشريات خاص زنان توجيه پذير باشد. آيا زنان به عنوان قشر يا گروهي در اجتماع محسوب مي شوند زناني كه نيمي از جمعيت اند كه بسياري از مشكلات و مسايلشان به مردان شبيه است، يعني شبيه به همان مشكلاتي كه عموم جامعه دارد. از سوي ديگر در صورتي انتشار اين نشريات لازم به نظر مي آيد كه زنان را به عنوان نيمي از جامعه، از مردان جدا كنيد. بديعي، با ذكر آمار و ارقامي، دلايل خود را براي اين كه زنان را مي توان يك قشر اجتماعي به حساب آورد، مي گويد: در كشور ما به خانه داري درآمدي تعلق نمي گيرد. /تنها 8 درصد 9 زنان 6510 ساله كشور ما فعاليت اقتصادي اجتماعي انجام مي دهند و به طور كلي مي توان گفت 90 درصد زنان چون شغلي ندارند، منافع اقتصادي نيز ندارد. وي مي افزايد: نداشتن پايگاه و جايگاه اقتصادي سبب شده مشكلات زنان به عنوان قشر اجتماعي مطرح شود. زنان از لحاظ جامعه شناختي، جزء فقيرترين اقشار جامعه به حساب مي آيند. به همين دليل انتشار نشريات خاص زنان كه حقوق آن ها را بشناساند، آگاهي هاي لازم را بدهد و آنان را به كسب حقوقشان ترغيب كند، ضروري به نظر مي رسد. با استناد به اين گفته ها، مي توان تلاش زنان را در جايگاه كنوني شان، فعاليتي در جهت به دست آوردن ساده ترين حقوق اجتماعي دانست; حقوق اوليه اي كه انكار يا رد آن، انسانيت آن ها را دچار ترديد مي كند. داوود محمودي، روزنامه نگار معتقد است كه در اين جامعه رسانه ها با فعاليت فرهنگي خود تاثير قابل توجهي خواهند وي گذاشت مي گويد: حضور نشريات خاص زنان در جامعه اي كه به انكار آن مي كوشند، تجربه در فضايي غيرطبيعي است. پس با افتخار در مقابل نشريات زنان سرتعظيم فرود مي آورم و هيچ گاه به انكار آن ها نمي كوشم. پس از اثبات ضرورت وجودي نشريات زنان، مرحله ديگري در بررسي اين نشريات گشوده مي شود; اين كه ايده آل و استاندارد اين رسانه ها؟ چيست سازمان يا نشريه اي كه به عنوان رسانه زنان را يدك مي كشد بايد چه ويژگي هايي داشته باشد و رسانه هاي كشور ما تا چه حد به وظايف خود براي كمك رساني به دگرگوني اين وضعيت كمك؟ مي كنند در صدا و سيما، در روزنامه ها و در نشريات روشنفكري، صداي زنان چقدر شنيده مي شود و مسايل آن ها به چه ميزان ديده مي شود. مينو بديعي، عملكرد نشريات را چنين ارزيابي مي كند: نشريات زنان، از ابتدا براي شناساندن حقوق زنان به وجود آمدند ولي در شناساندن اين حقوق بسيار ضعيف عمل كردند. رسانه هاي زنان چه در گذشته هاي دور، چه بعد از انقلاب و چه پس از اصلاحات، آگاهي هاي لازم براي تغييرات بنيادي را به وجود نياوردند. وي مي افزايد: مهم ترين مشكلات زنان در شرايط فعلي، مسايل حقوقي يا نداشتن آزادي نيست. مسئله اين است كه آن ها به دليل نداشتن پايگاه اقتصادي نمي توانند جايگاه خود را در جامعه داشته باشند و در معاملات و برنامه ريزي هاي اقتصادي توسعه، نقشي كه نيمي از جمعيت مي تواند ايفا كند، فراموش شده است. بديعي مي گويد: اگر قرار است نشريات زنان، بنا را بر اطلاع رساني و دادن آموزش بگذارند، در اين صورت نشريات عمومي نيز مي توانند نقش موثري در بالا بردن اطلاعات زنان ايفا كنند ولي براي طرح و ريشه يابي مسايل خاص زنان به صورت تخصصي است كه به نشريات زنان نياز داريم. اگر نشريه اي منتشر كنيم كه در آن مشكلات زنان درحد آشپزي، خانه داري و همسرداري محدود شده و اشاره هايي هم به مسايل طلاق و ارث و.. داشته باشد، مشكلي از جامعه زنان حل نخواهد شد. وي نگاهي به كارنامه نشريات زنان از بدو تولد تا به امروز مي اندازد و نظر خود را چنين ابراز مي دارد: حدود سال 100 از انتشار نخستين نشريه زنان (شكوفه دانش ) مي گذرد كه هدفش آموزش زنان در زمينه مسايل خانه داري و همسرداري بود از آن زمان تاكنون اهداف نشريات تخصصي زنان تغيير چنداني نكرده است. اين روزنامه نگار مي گويد: زنان امروز ما از مراحل كليشه اي گذشته اند. آن ها همان زناني هستند كه در انقلاب 22 بهمن و پشت جبهه حضور داشته و حماسه دوم خرداد 76 را به وجود آوردند. براي اين زنان، نشرياتي از قبيل شكوفه دانش، نه تنها ديگر قانع كننده نيست، بلكه با نيازهايشان فاصله زيادي دارد. با دانستن اين كاستي ها، شايد بتوان به دليل كم مخاطب بودن نشريات زنان پي برد. ممكن است بسياري از زنان به طور جدي به دليل عدم گرايش خود به سمت نشريات تخصصي زنان، به صورت جدي نينديشند و از آن جا كه هنوز به قالب مشخص و استاندارد قابل قبولي براي نشريات زنان برخورد نكرده اند، نتوانند كاستي هاي اين نشريات را به طور مشخص و مدون بيان كنند ولي آن چه مسلم است، اين است كه نشريات تخصصي زنان نتوانسته اند به نيازهاي آنان پاسخ دهند. كتايون مصري، كارشناس ارشد توليد برنامه هاي تلويزيوني، معتقد است زنان به نشرياتي نيازمندند كه موقعيت آنان را در ابعاد مختلف بررسي كرده و به ارتقاي آنان كمك كند. وي اين نشريات را اين گونه طبقه بندي مي كند: نشريات موردنظر زنان خانه دار، نشريات زنان تحصيل كرده و نشريات مخصوص دختران جوان كه بايد مفاهيم جالب و نشاطآور را در برگيرد. مصري در مورد اولين گروه از نشريات مي گويد: ما به يك سري نشريه نيازمنديم كه مطابق ذوق و سليقه زنان خانه دار كه هنوز بخش اعظم جامعه زنان را تشكيل مي دهند، مطالب را در اختيار آنان قرار بدهد. اين قشر از زنان غالبا در محيط خانه محصور مانده اند، غالبا از زبان ديگران و در حاشيه اخبار و اطلاعات را دنبال مي كنند، ضمن اين كه زنان خانه دار معمولا از دسترسي به وسايل و منابع اخبار و آگاهي مانند اينترنت، دانشگاه ها، كتابخانه هاي تخصصي و.. پس محرومند نشريات ويژه زنان خانه دار بايد بتواند با زبان خودشان آن ها را به بطن جامعه ببرد، مطالب اين نشريات نبايد تنها احساسي و هيجان انگيز باشد، آن ها مي توانند به مدد اين نشريات، اندكي از كنج آشپزخانه ها فاصله بگيرند. وي دسته دوم نشريات زنان را نشرياتي عنوان مي كند كه مي تواند براي افراد حاضر در اجتماع يا تحصيل كرده تدوين شود و در اين مورد مي افزايد: اين نشريات از سطح مطالبي سنگين تر به لحاظ محتوايي برخوردارند، قالب انتقادي دارند، به خصوص نسبت به موقعيت زنان كه مي تواند ديدگاه هاي عاميانه را به نقد بكشد. متاسفانه مشكل اين نشريات مي تواند اين باشد كه حتي مطالب عام سياسي - اقتصادي را هم بيش از حد با نگاه زنانه مي بيند. كتايون مصري ادامه مي دهد: به نظر من چندان ضروري نيست كه ديدگاه زنانه و مردانه از هم تفكيك شود كه در اين صورت باز هم بنا به عرف رايج، ديدگاه زنانه نسبت به اقتصاد، فرهنگ، جامعه، سياست و... تحقيرآميز تلقي مي شود. وي در نهايت به نشريات ويژه دختران جوان كه بعدي نشاطآور خواهد داشت اشاره مي كند و مي گويد: اين نشريات در مرحله سوم قرار مي گيرند، چون اهميتشان كمتر است ولي وجودشان ضروري است. به اين دليل كه نگاه دخترانه از پسران جدا است و از زنان مسن تر متمايز است. اين نشريات معمولا مي تواند به مسايل و مشكلات مبتلابه دختران جوان بپردازد. با شناسايي نشريات مورد نياز زنان، بايد ديد اين نشريات چگونه مي توانند شكل بگيرند و راه حل عملي براي نحوه عملكرد آن ها چيست. مينو بديعي، در اين رابطه، شرط اول را براي هر نشريه تخصصي، سياستگذاري صحيح مي داند. وي مي گويد: مرحله بعد، مشخص شدن مخاطبان است. بايد مخاطبان نشريه را از نظر سطح تحصيلات، سن و.. در نظر گرفته و سپس هدف نشريه مشخص شود. نشريه تخصصي كه هدفش بالابردن سطح آگاهي زنان در ارتباط با مسايل اجتماعي يا ارتقاي فرهنگي _ ادبي زنان و يا نشريه تخصصي اقتصادي يا حقوقي زنان است، ديگر به مطالب عام زنان و آشپزي و خانه داري كاري ندارد و به سمت و سويي مي رود كه واقعا تخصصي باشد. امروز اگر چه موقعيت زنان كشور به گونه اي است كه نشريات خاصي را مي طلبد اما بايد توجه داشت كه اين نشريات مورد نياز، رسانه هايي نيستند كه پايگاه زنان را در خانه و حاشيه محصور نگه دارند. يعني مطالبي را درج كنند كه غالبا زنان را به اطاعت و انقياد بدون استدلال يا به ساده گزيني و مشغول شدن به مسايل سطحي عادت دهد.