Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801203-54220S2

Date of Document: 2002-02-22

فتح الله زاده: خودم را هم قرباني مي كنم عكس: عباس كوثري اميرحسين ناصري آرش راهبر شايد به خاطر احترام به جواد است كه مي گويم دوست داشتم او بازي كند ولي از نظر فني مي گفتم نه چون جواد ممكن است امسال هم بتواند بازي كند ولي مسلما جواد پرفروغ سال هاي قبل نخواهد بود اين جا آخر دنياي كساني است كه به نوعي استقلال را دوست داشته باشند. همان جايي كه اگر يك استقلالي چپ برود به آن جا نسبتش مي دهند. همان جا كه بارها تيترش كرده اند. طبقه پنجم ساختماني در خيابان لارستان و اين آقا، آخر آدم هايي است كه مي تواني اسمشان را جذاب بگذاري. در اتاقش را با يك كليد برقي باز مي كند و اگر كسي وسط مصاحبه اش تلفن بزند، به او مي گويد: تو مي تواني هم مصاحبه كني هم تلفن جواب؟ بدهي اين جا باشگاه استقلال است و اين آقا، علي فتح الله زاده خويي مديرش. * صعود به مرحله نهايي باشگاه هاي آسيا موفقيت بزرگي بود. فكر مي كنيد رسيدن به اين مرحله، چه پروسه اي را طي؟ كرد در فوتبال تمام اتفاقاتي كه بيرون زمين مي افتد و مكانيزيمي كه آن را از خارج هدايت مي كند مثل حلقه هاي زنجير به هم وصل اند، منتهي ما بسياري از مسايل را فقط در حد چاپ خبر مي بينيم و به سادگي از آن مي گذريم. اين اتفاقات را هيچ گاه يك جا جمع بندي به نمي كنيم طور مثال وقتي سال گذشته مي خواستم موسوي را منتقل كنم، سامره را آوردم. بسياري به اين مسئله ايراد مي گرفتند ولي بعدها مشخص شد سامره جاي او را به خوبي پر كرد. سامره هم رفت و فراز فاطمي آمد. باز هم اين انتقاد مي شد ولي همه ديدند فراز چه كار كرد. مي خواهم بگويم اين فعاليت ها حتما يك سلسله كار كارشناسي دارد كه پيش از آن انجام شده است. امروز كسي روي سيد عباسي مانور نمي كند ولي من امروز به شما نويد يك قليچ خاني جديد مي دهم. اگر امروز شما مي بينيد استقلال يك تيم داخل زمين و يك تيم هم سطح آن خارج زمين دارد به دليل اين است كه پس انداز خوبي دارد. اما اين تفكر هنوز در ميان بازيكنان نيست. به طور مثال طباطبايي مدتي است بي تابي مي كند. ما مديون استقلال هستيم. اين كارش صاعقه اي كه به كوه مي خورد. ممكن است چند تكه سنگ را هم به پايين پرتاب كند ولي كوه منهدم نمي شود. لذا اگر ما برنامه نداشتيم هيچ گاه قهرمان غرب آسيا نمي شديم. * اين نكات فقط شامل بازيكنان؟ مي شود نه. يك روزي من هم بايد بروم. اين فقط يك شعار نيست. امروز شما بيا بنويس من مدير اين تيم مي شوم و خرج تيم را مي دهم، باور كنيد كمك مي كنم كه موفق شوي و خودم كنار مي روم. من مي توانم در سايه موفقيت هايي كه به دست آورده ام تا پنج سال ديگر در باشگاه استقلال بمانم ولي براي؟ چه مطمئن باشيد من مي روم. يك سال تا يك سال و نيم استراحت مي كنم و بعد مي روم به استقلال اين اهواز تيم را احيا مي كنم. خوزستان، معدن فوتبال است. * اگر بخواهيم صادقانه صحبت كنيم، شما فكر مي كنيد جايگاه علي فتح الله زاده در اين صعود؟ كجاست نمي دانم. * اين صعود تا چه اندازه مديون تلاش شما؟ است شما كه مي گوييد اين جا برنامه ريزي دقيق است پس آماري در اين زمينه وجود دارد. اين را من نمي توانم شما بگويم از آقاي پورحيدري بپرسيد كه چندين دوره با مديريت هاي مختلف كار كرده چه تفاوت هايي را؟ مي بيند بازيكنان بهتري؟ دارد امكانات وسيع تري؟ دارد تجهيزات ورزشي بهتري؟ داريد اگر او بگويد فرق كرده در همان اندازه من سهيم هستم. من كه بازي نمي كنم. وظيفه يك مدير قراردادن ابزاري است كه مربي به آن نياز دارد. * شما فكر مي كنيد در اين زمينه موفق است؟ بوده ايد در جمع بله. شما براي يك تيم فوتبال زمين خوب مي خواهي كه ما هميشه اين را داشته ايم. بازيكن خوب مي خواهي كه داريم، مربي خوبي هم داريم. من نمي توانم بگويم اين ها مديون من هستند يا من مديون اين ها. ما مثل هم ايم. همه اين ها بايد در كنار هم باشند. صادقانه بگويم همه چيز پول و امكانات نيست. * چقدرش پول و امكانات؟ است درصد. چون 50 اگر بازيكن زمين نداشته باشد كفش نداشته باشد، جا و مكان خوبي نداشته باشد موفق نمي شود. صادقانه مي گويم در اين موفقيت ها كمترين نقش را من داشته ام. من پول در مي آورم. اين كار خيلي سختي نيست. * شما گفتيد 50 درصد موفقيت به پول و امكانات بستگي دارد; پس مي شود نتيجه گرفت كه 50 درصد اين صعود مديون؟ شماست اين 50 درصد را خيلي ها مي توانند در بياورند. * نه، همه نمي توانند. اتفاقا بر عكس است. درست ولي آن 50 درصدي كه درون زمين است خيلي مهم تر از درصدي 50 است كه خارج زمين وجود دارد. * 50 درصد داخل زمين بيشتر به چشم مي آيد مهم تر نيست. اين ها تعارف؟ نيست نه، من تعارف ندارم. همه بدانند كه من كمترين تاثير را داشتم. يك وقت هايي بوده كه من پول نداشتم حقوق بچه ها را بدهم ولي آن ها صادقانه تلاش كردند. مي توانستند درون زمين راه بروند. آن وقت كدام موفقيت حاصل من؟ مي شد به اندازه اي در اين صعود تاثير داشتم كه آقاي پورحيدري داشت. شايد هم كمتر. * حرف شما را نفي مي كنيم. بازيكنان ما ثابت كرده اند آن قدرها هم كه شما مي گوييد نجيب نيستند. مگر ابتداي فصل نبود كه شما مشكل پرداختن حقوق داشتيد. آن ها به 2 ماه نرسيد كه كار را به روزنامه ها و افكار عمومي كشاندند. پس حرف شما نمي تواند كاملا صحيح باشد. درست است. ما بايد مثل پدر خانواده رفتار كنيم. من كه نمي توانم مثل يك بازيكن باشم. شيرازه خانواده از هم مي پاشد. وقتي بچه اي ناسازگاري مي كند كه از خانه بيرونش نمي كنند. آن قدر صبر مي كنند تا بزرگ شود. همان بچه ممكن است فردا دكتر شود. صبر و تحمل مهم است. مدير باشگاه بايد اين كار را بكند. * فكر مي كنيد چند نفر از اين بچه هاي استقلال به مرحله دكتر شدن؟ برسند اگر خودم باشم 70 درصد اين ها به آن مرز مي رسند. حساب كنيد از 23 نفر ما 10 نفر دعوتنامه براي انتقال به تيم هاي خارجي دارند. اين با صبر به اين جا رسيده. شما ببينيد طباطبايي به اعتقاد خودش اين مدت فغان كرده كار را به روزنامه ها كشانده. الان هم برود صحبت كند. بيشتر هم حرف بزند. اما فوتبال در روزنامه ها انجام نمي شود. در دنياي حرفه اي طباطبايي بايد مشكل اش را با مربي اش حل كند. اين مربي است كه تشخيص مي دهد چه كسي برود داخل زمين. او حق ندارد بگويد من بايد باشم. بايدي نداريم. * اما اگر شما تشخيص داديد مربي در حق بازيكني اجحاف مي كند؟ چه ما يا به سرمربي مان اطمينان داريم يا نداريم. ما كه نمي توانيم دقيقه به دقيقه مربي را عوض كنيم. يك فصل كار مي كنيم و به كارنامه اش نگاه مي كنيم ولي بازيكن مي تواند بگويد من مي خواهم بروم. ما هم مي گوييم به روي چشم. استقلال بزرگ تر از هر فردي است. من مي خواهم بزرگي استقلال را احيا كنم و حاضرم هر كسي را در اين راه قرباني كنم; حتي خودم را. ما مثل تيم هاي ديگر نيستيم. جاروجنجال نمي كنيم. به هر كسي كه بخواهد رضايتنامه مي دهيم. شما فكر مي كنيد طباطبايي كوچك؟ است چه كسي حاضر است اين بازيكن را از دست؟ بدهد ولي ما مي دهيم فقط به خاطر استقلال. * چه تفاوتي بين تيمي مثل استقلال و تيم هاي شهرستاني مثلا ذوب آهن است. ذوب آهن به راحتي صدرنشيني را از دست مي دهد ولي استقلال از رده هشتم به صدر جدول صعود مي كند. ما تجربه مان بيشتر كادر است فني ما از زبده ترين كادرهاي فني است. ممكن است بهترين بازيكناني كه مي توانند در تيم x وجود داشته باشند روي نيمكت ذخيره هاي استقلال بنشينند. اين نشان مي دهد كه ما بيشتر دقت مي كنيم، اما تجربه و تمرين ما را آبديده تر كرده شما است ديده ايد، وقتي تيم ما مي بازد زود قافيه را از دست نمي دهيم. در جام باشگاه هاي آسيا در يك بازي سه بار عقب افتاديم اما با توجه به تجربه مان بالا رفتيم و بازي را برديم. * در مورد دروازه بان ها چه كار مي كنيد. رقابت ايستادن درون دروازه به مراحل خطرناكي مي رسد. من به خيلي از نكات ريز دقت مي كنم، اما انتخاب با كس ديگري است.؟ چرا چون اگر من انتخاب كنم نمي توانم از منصورخان مسئوليت بخواهم. او اختيار تام دارد كه هر كسي را كه صلاح مي داند انتخاب كند. هر كسي را هم كه بگويد مي خواهم، در تيم نگهش بازيكن مي دارم نبايد فكر كند اگر با من رفيق باشد مي تواند در اين تيم بماند. ممكن است من از بازيكني خوشم نيايد ولي وقتي كادر فني او را مي خواهد من تمكين مي كنم چون روزي از مربي ام حساب و كتاب مي خواهم. اگر اين كار را بكنم فردا دست خودم را براي سوال پرسيدن مي بندم. اگر قرار است اسم مربي باشد ولي من خط بدهم براي چه اين هم پول خرج مي كنم، خودم همه كارها را انجام مي دهم. * شما بيشتر در مورد تجربه صحبت مي كنيد. يك سوال پيش مي آيد در مورد زرينچه. او از لحاظ تجربه در سطح بالايي است. اين تجربه چقدر براي شما اهميت؟ دارد اين تجربه اي كه گفتم در خارج خيلي مهم است تا حدي كه من بيرون از زمين دوست دارم جواد پيش ما بماند.؟ چرا چون اجازه داخل زمين را به آقاي پورحيدري واگذار كرده ايم. شايد ايشان به تجربه اهميتي قايل نباشند. اگر جواد بخواهد به ما دست همكاري بدهد من علاقه مندم او را پيش خودم بياورم تا دستيار فني من باشد. به من كمك كند. حتي بيايد داخل كادر مربيگري مان، چون در انتخاب كادر فني، مديريت نظر دارد. اين حق را من دارد به تجربه جواد نياز دارم. دوست داشتم او بيايد و بشود مدير تيم هاي پايه اي، تيم اميدمان را بگيرد. او را به كلاس مربيگري بفرستم. او 20 سال براي استقلال زحمت ولي كشيده اختلاف سليقه است. او مي گويد من مي خواهم بازي كنم ولي من نمي توانم در اين مورد كاري كنم. آيا من اختيار دارم كه به مربي ام تحميل كنم جواد بايد بازي كند يا؟ نه * شما دوست داريد بازي كند يا؟ نه من اگر سرمربي تيممان تشخيص دهد كه مي تواند بازي كند، بله. * نه شخصا مي پرسم. سرمربي شما چنين اعتقادي ندارد ولي شما نه به عنوان مديرعامل بلكه به عنوان هوادار. من فكر مي كنم جواد مي توانست امسال هم بازي كند. ولي اين مربي است كه تشخيص مي دهد چه كسي بازي كند. شايد به خاطر احترام به جواد است كه مي گويم دوست داشتم او بازي كند ولي از نظر فني مي گفتم نه. چون جواد ممكن است امسال هم بتواند بازي كند، ولي مسلما جواد پرفروغ سال هاي قبل نخواهد من بود مي خواستم او در اوج كنار برود. * فكر مي كنيد چطور مي شود زرينچه را متقاعد كرد كه حرف شما به صلاح؟ اوست دوستانش بايد به او خوب خط بدهند. اگر دوستان واقعي داشته باشد. اگر من مدير نبودم و با او فقط رفاقت داشتم مطمئن باشيد كه او را متقاعد مي كردم بيايد در كادر فني تيم كار كند. * يعني دوستانش اين كار را؟ نمي كنند نه. متاسفانه نه. * كمي هم به حال و هواي جمعه، روز تعطيل برسيم. روزهاي جمعه شما چطور مي گذرد. اگر بگويم من جمعه را نمي شناسم باور نمي كنيد. سال ها است دنبال جمعه مي گردم و دوست دارم كه جمعه را ببينم. * پس جمعه اي وجود ندارد. براي من نه. * چه مشغله اي باعث مي شود جمعه اي وجود نداشته؟ باشد يا مراسم ورزشي است كه براي افتتاح يا بازديد به آن جا مي رويم، يا بازي هاي شهرستاني مان مجبورمان مي كند به مسافرت برويم، گاهي اوقات هم وقتي به كارهاي روزانه مان نمي رسيم جمعه انجام اش مي دهيم. شايد سال گذشته من 4 جمعه وقت استراحت و رسيدگي به امور شخصي نداشتم. * واقعا براي همه مديران ورزشي، مخصوصا در مقايسه با اروپا، اين وضعيت مشابه؟ است نه. آن جا بستر فرهنگ سازي مناسب است. * شايد اگر بازي ها در روزهاي عادي هفته برگزار شود برنامه جمعه شما هم به شكل عادي برگردد. خب به خاطر اين، بازي ها بايد روزهاي تعطيل برگزار شود كه مردم بتوانند استفاده كنند. اين مشكل امروز ماست. * شايد هم استاديوم جاي مناسبي براي تفريح مردم نيست. وضعيت نامناسب ورزشگاه ها هر روز بدتر مي شود. من اميدوارم آن روز برسد كه خانواده ها بتوانند بيايند. اين طوري شايد كمي هم روي فرهنگ استاديوم ها تاثير بگذاريم. ما تلاش مي كنيم. *؟ چطور با رايزني هايي كه با مديريت هاي مختلف در سطح جامعه انجام مي دهيم. من 2 روز است تمام وقتم را در مجلس مي گذرانم. با اغلب نماينده ها صحبت كردم. حتي يك گروهي از نمايندگان خواسته اند قبل از يك جلسه علني بروم و صحبت كنم. حالا خودم را آماده مي كنم. اگر ما ورزش را درست هدايت نكنيم تخريبش به مراتب بدتر از مسايل ديگر است، همان طور كه نتايج مثبت آن هم چندين برابر است. * فكر مي كنيد موفق؟ مي شويد من من اميدوارم سه شنبه با آقاي آرمين 20 دقيقه صحبت كردم. حرف هاي من برايش جالب بود. * مي شود گفت ناآگاهي مسئولان به بدتر شدن وضع دامن ؟ مي زند نه به اين صورت، ناآگاهي نيست، بي توجهي است. احساس مي كنم بعضي از دوستان، ابزار ورزش را به درستي لمس نمي كنند. فكر مي كنند اثر ورزش خيلي كوچك است. شايد هم ما مديران ورزشي ضعف داشتيم فكر مي كنم ما هم كم كار بوديم. ما شامل من مدير تا شماي روزنامه نگار مي شود.