Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801203-54218S7

Date of Document: 2002-02-22

گفت و شنود دكتر محمود سريع القلم: مي توانيم بازيگر قدرتمندي در جهان باشيم مجيد يوسفي * فكر مي كنيد آينده ايران چگونه شكل گيرد و فرايندي كه در طي چند سال اخير روي داده منجربه چه نتيجه اي؟ گردد طبعا ايران و ايراني با توجه به انرژي و قدمتي كه در هر دو وجود دارد، ادامه حيات خواهند داد. جمهوري اسلامي ايران راهي جز استراتژي كارآمدي نمي تواند داشته باشد. استراتژي كارآمدي دو وجه دارد: داخلي و در خارجي داخل، گستره افراد متخصص كه مي توانند در امر مملكت داري نقش داشته باشند مي بايستي وسيع تر شود. هركس كه به شوكت، قدرت و پرستيژ ايران فكر و بدان عمل مي كند بايد وفادار نظام تلقي شود. هر كس كه به نحوي در افزايش سطح استاندارد زندگي مردم شريف ايران تلاش مي كند، بايد وفادار به اين كشور قلمداد شود. استراتژي هاي فعلي عموما در مسير بقا و حفظ وضع موجود حركت مي كنند. براي اتحاد و اجراي استراتژي كارآمدي، دولت محتاج انعطاف است. به فرمايش حضرت علي (ع ) بايد فرزند زمانه بود و در اين راستا، مجموعه قوانين و سياستگذاري ها لازم است با شرايط و واقعيات ايران و جهان انطباق داشته اين باشد انعطاف هم به نفع مردم است و هم به نفع حكومت. از منظر خارجي، مهم ترين موضوع ما، اصلاح چهره كشور است. هم اكنون كار به جايي رسيده است كه اهانت و اتهام به جمهوري اسلامي ايران، كم هزينه و بعضا بي هزينه است. اگر كشور بر اساس منافع خود عمل نكند و با ائتلاف در سطح منطقه اي و جهاني عمل نكند، اصلاح پرستيژ نظام كه از فوريت برخوردار است، امكان پذير نخواهد بود. ايران بايد براي خود دوستان واقعي پيدا كند بدون دوست نمي توان زندگي كرد و پيشرفت نمود. اول رفيق و بعد طريق. به نظر مي رسد اين منظر كلان داخلي و خارجي مي تواند در حركت كشور از وضع موجود به وضع مطلوب موثر واقع گردد. * چه مولفه هايي باعث شده كه گفتمان حاكم بر جهان را با تاخير فرا بگيريم. به نظر مي رسد كه روحيه ما جنبه هاي قوي تقابلي دارد. جهان در مسيري حركت مي كند كه كشورها با افزايش قوت هاي داخلي، انسجام دروني، سامان سياسي و اجماع نخبگان ابزاري سعي مي كنند قدرت چانه زني خود را در مقابل ديگران افزايش دهند. جمهوري اسلامي ايران نيات خوبي دارد و مي خواهد در سياست خارجي براساس عدالت عمل كند ولي اگر عدالت قابل تحقق باشد صرفا در داخل مرزهاي يك كشور قابليت اجرا دارد. آيا جامعه اسلامي مقرر كرده كه تمامي قوانين و اصول آن همزمان اجرا شود و اساسا مي توان اين قوانين و اصول را بنا به مصلحت و مقدورات اولويت بندي ؟ كرد اگر اين سوال وارد است پس بايد سعي كنيم عمدتا به فكر مردم ايران باشيم و به زندگي، رفاه، آموزش، فرهنگ و آينده، آنها توجه كنيم. ايران امروز بسيار قوي تر از گذشته است و در تعامل با جهان نبايد نگران باشيم. تنوع نهادها در ايران خود قدرت عظيمي در برابر سلطه خارجي است. ما در بيرون از خود به صلح نياز داريم تا به مصالح و مسايل داخلي خود بپردازيم. نگاه تقابلي خود را مي بايستي به استراتژي تعاملي سوق دهيم. اين باعث خواهد شد كه روحانيت نيز احترام و شان خود را در ميان عامه مردم و قشر فزاينده متخصص جامعه حفظ كند. مردم نيز در سايه آرامش، سامان داخلي و صلح با بيرون، تقويت خواهد شد. * چگونه مي توانيم سياست هاي خارجي خود را با وقايع حساس جهاني تنظيم كنيم و با توجه به اندازه هاي خود از آن بهره جويي؟ كنيم زماني كه نسبت به مقدورات و واقعيت ها دقت كنيم. به نظر مي رسد كه هم اكنون، تغيير داده ها و مواد خام و اطلاعات جديد، در تصميم گيري ها و سياستگذاري هاي ما اثر ندارد. دولتمردان ما بايد براساس واقعيت ها تصميم بگيرند و براي آرزوهاي خود و مردم برنامه ريزي كنند. حدود 1400 شمسي جمعيت ايران به مرز 90 ميليون نفر خواهد رسيد. مديريت ايران محتاج مغزهاي بزرگ و توانايي است. به نظر مي رسد كه عاقلانه تر خواهد بود اگر مردم شريف ايران سعي كنند كساني را كه در علوم انساني تخصص دارند براي سمت هاي مختلف انتخاب كنند. كساني كه رشته حقوق خوانده اند بايد خود را براي وكالت در مجلس شوراي اسلامي كانديد كنند. كساني كه اقتصاد و سياست داخلي و بين المللي را درك مي كنند، حداقل دو زبان خارجي مي دانند و توان مديريتي آنها به اثبات رسيده است بايد خود را نامزد رياست جمهوري كنند. كساني كه شهرسازي و مديريت مي دانند بايد خود را كانديداي شوراي شهر بنمايند. مردم نيز بايد اين آگاهي را داشته باشند كه به افراد توانا راي دهند; به كساني كه دغدغه آينده را دارند. تنها عقلانيت، واقع بيني، انصاف و توجه به اولويت هاي مردم ايران ملاك هستند. * روند جهاني شدن چه آثار مخربي براي كشورهايي نظير ايران دارد و ما براي آنان چه پايه هايي را بايد تعبيه ؟ نماييم پيوستن به فرآيند جهاني شدن نيازمند سامان داخلي است. به عبارت ديگر، اگر اجماع ملي و سامان سياسي و رفتار قاعده مند بازيگران سياسي و جامعه روبه پيشرفت با بومي كردن قواعد بين المللي ايجاد نكنيم، پيوستن به فرآيندهاي جهاني شدن براي ما مضر است. تمثيل فرد هم بدين صورت است: اگر فرد ضعيف وارد عرصه هاي اجتماعي و فكري شود جذب جريان ها خواهد شد بدون آنكه خود انتخابي داشته باشد. كشور ما نياز به يك سند مكتوب در مورد استراتژي ملي و مسير كشور در بيست سال آينده دارد كه اين سند مورد اجماع همه گروه ها و جريان ها باشد. بعد مي توان با غني تر كردن ساختارها در كشور آن را در مقابل سيل جهاني شدن بيمه كرد. اگر ما بتوانيم اختلافات خود را از مسايل كلان فلسفي و رهيافت هاي كلي به سياستگذاري ها برسانيم كار بسيار عظيمي در ثبات بخشيدن به كشور و آينده آن كرده ايم. اختلاف اگر در مسايل كلان باشد، بسيار مضر است و معرف درگيري هاي جدي است و نشانه فقدان اجماع نظر است. اگر اجماع نظر سياسي در راس نظام سياسي وجود نداشته باشد، هيچ كار اساسي پيش نخواهد رفت. امروز هزينه نداشتن اجماع نظر و پرداختن به اختلاف ها به صورت روزمره بسيار بالاتر از يك قرن پيش و حتي نيم قرن پيش فقط است در يك دهه گذشته، در عرصه الكترونيك و ارتباط جهاني، انقلابهاي مهم علمي صورت گرفته است و ما همچنان مشغول تسويه حساب هستيم. البته يك واقعيت بسيار مهمي وجود دارد: اگر تعلق به سرزمين و دفاع از حقوق مردم ايران و رسيدگي به وضعيت عمومي مردم ملاك باشد مسايل خيلي سريع حل وفصل مي شوند. انسان هايي كه فكر مي كنند هيچ وقت با يكديگر دعوا نمي كنند. رجال سياسي ما بايد مظهر عقلانيت باشند و در مصالح كشور خويشتن داري كنند و نه آنكه با غريزه مملكت را مديريت كنند. ورود تصميم گيرندگان و سياستگذاران غيرحرفه اي و وجود قشر عظيمي از نخبگان تصادفي در عرصه مديريت كشور و همين طور وجود قبيله هاي سياسي كه به كل و مصالح كل نمي انديشند به طور طبيعي اين اثرات را به بار مي آورد. آيا * ايران مي تواند در قرن 21 در روابط و تعامل با دنياي خارج به جاده همواري؟ برسد چه راهكاري را براي رسيدن به توسعه يافتگي پيشنهاد؟ مي كنيد كشور ما قوت هاي بسياري دارد و مي تواند به طور بالقوه يك بازيگر قدرتمند در عرصه منطقه اي و بين المللي باشد و از مايه هاي سياسي، فرهنگي، ديني و اقتصادي خود به نحو احسن بهره برداري كند. هم اكنون رويه هاي ما، كتابخانه هاي ما، هواپيماهاي ما، سيستم مديريت ما، نظام دانشگاهي و متون درسي ما و بسياري موارد ديگر به شدت كهنه شده اند. اين يك دليل اساسي دارد: ما با جهان قهريم. اين در حالي است كه روحيه ايراني قويا جهان مداري است و علاقه مند است محيط بيرون خود را كشف كند. قهر فعلي ما ريشه هاي عميق ندارد و در كمتر از يك نسل، اين تقابل به تعامل تبديل خواهد شد. سخن ما حق است ولي ما نه توان تغيير ساختار قدرت در جهان را داريم و نه امكان قهر با آن را. من به عنوان يك شهروند عادي ايراني آرزو مي كنم كه مسئولين رده اول كشور ما بتوانند با پاسپورت عادي به كشورهاي مختلف سفر كنند و خودشان تجربه كنند كه نسبت به ايران و ايراني چقدر نگاه منفي وجود دارد. ما كه نمي توانيم روش هاي احساسي و پايه هاي تعصبي اين وضعيت را توجيه كنيم. چين، هند و مالزي با دنيا كار مي كنند، اختلاف دارند و ضمنا شان و حاكميت و عزت خود را حفظ كرده اند. خواسته هاي يك طرفه نمي تواند مطلوبيت هاي كشور را تحقق بخشد. بنابراين توسعه يافتگي ايران 8 مرحله دارد) 1 اجماع سياسي و رهيافتي ميان نخبگان ابزاري كشور; ) 2 استخراج يك سند مكتوب به عنوان استراتژي ملي نظام براي بيست سال آينده كه مستقل از ذهنيت ها بوده و روي كاغذ باشد; ) 3 ورود افراد با صلاحيت متخصص و متعهد به نظام و كشور و علاقه مند به شوكت اين سرزمين و مصالح عامه مردم; ) 4 سامان داخلي با ايجاد شايسته سالاري و جلوگيري از ورود خانواده ها به عرصه قدرت; ) 5 تعامل با جهان ضمن حفظ اختلاف و حتي تضاد; ) 6 تغيير چهره ايران و ايراني; ) 7 پيدا كردن دوستان قابل اتكا در سطح منطقه اي و بين المللي و) 8 رعايت اين نكته كه چه در سطح داخلي و چه در سطح بين المللي كار 50 50 60 به 40 45 به به 55 است و نه 95 5 98 به به 2 و 99 به. 1