Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801203-54217S2

Date of Document: 2002-02-22

گپ كده پاي صحبت ميم پسرخاله * آقاي احترامي كمي از خودتان بگوييد. والله چه؟ بگويم چيز زيادي براي گفتن ندارم. مي توانم مقداري اطلاعات شناسنامه اي به شما بدهم. مثلا: متولد شمسي 1320 در تهران هستم. در مدارس مروي و دارالفنون درس خوانده ام. از دانشكده حقوق دانشگاه تهران، در رشته قضايي، ليسانس گرفته ام. سي سال در خدمت دولت بوده ام و حالا هم در خدمت شما هستم و آماده ام كه به سوالاتتان پاسخ بدهم. * طنز را از چه سالي شروع؟ كرديد از سال 37 با روزنامه توفيق. * با توفيق چگونه آشنا شديد و در كدام دوره هاي توفيق حضور؟ داشتيد در دوره اخير توفيق كه از سال 37 شروع شد و تا سال 50 ادامه يافت. چون قبل از سال 37 يعني بعد از مرداد 32 بسياري از روزنامه ها توقيف شده بودند، از جمله توفيق. بعد از سال 50 هم بسياري از روزنامه ها توقيف شدند. از جمله توفيق... * شروع كارتان در توفيق... شروع كارم در توفيق به اين شكل بود كه چند تا شعر از روي دست شعراي طنزپرداز آن زمان مثل: حالت و معتضدي و تفكري پرچانه و شهرياري و فكور و محجوبي و خاكسار و چند نفر ديگر نگاه كرده بودم و ساخته بودم، فرستادم به دفتر روزنامه و توفيق ها هم مرا دعوت به كار كردند و من هم تا اواخر سال 45 كه شدم كارمند دولت و رفتم به دنبال خانه به دوشي و بيابان گردي، در توفيق كار كردم. * در توفيق از چه نام هايي استفاده؟ مي كرديد به ندرت از يكي دو نام مستعار كه الان هم استفاده مي كنم. مثل: م. پسرخاله و الف. اين كاره. اما چون به عنوان روزنامه نويس پاتوقي، به قول صنعتگرها، بيشتر در پاچال مي ايستادم، غالبا بدون امضا كار مي كردم، يا امضاهايي را بسته به نوع مطلب، به ضرورت براي مدت كوتاهي انتخاب مي كردم و بعد هم رها مي كردم. * آيا آثار غيرطنز هم؟ داريد بله، فراوان. آثار غيرطنز من شامل دو دسته متمايز است: دسته اول، معدودي اشعار و قصه هاي جدي. دسته دوم انبوهي از اشعار به قصه ها و مطالبي كه قرار بوده است طنز باشد، ولي غيرطنز از كار درآمده است. مع الاسف. * در مورد امضاي پورنگ و اشعاري كه با اين امضا براي كودكان سروده ايد صحبت كنيد. كتابهايي كه براي كودكان تهيه شده، از خدا پنهان نيست، از شما هم پنهان نباشد، محصول يك دوره نسبتا طولاني فترت است. دوره اي كه حجم مطبوعات بسيار كم بود. فعاليت هاي تحقيقي و نگارشي تقريبا متوقف بود و به قول اهل بخيه، رسانه هاي ديداري - شنيداري هم، نه ديگر مثل سابق، امثال ما را مي پسنديدند، نه اصولا معيار پسندشان با معيارپسند ما همخواني در داشت حقيقت ما مثل بسياري از همقدهايمان رانده شديم به طرف كارهاي كودكان. وير كار هم البته ما را گرفت. حالا كه بعد از بيست سال نگاه مي كنم، مي بينم كه از حق نگذريم، در آن سال ها امكاناتي هم هرچند اندك، براي فعاليت در زمينه ادبيات كودكان فراهم بود. مثل حالا كه امكانات متحرك سازي دارد آرام آرام گسترش پيدا مي كند و اغلبي از دست اندركاران ادبيات كودكان را، اعم از پير و جوان و شي و ناشي و شيخ و شاب به اين دامگه حادثه هل مي دهد و در اين تله گاز انبري مي اندازد. لطفا اين مقوله مربوط به كودكان را كمي يواش تر بنويسيد كه بعضي از مدافعان خويش فرماي كودكان نشنوند، وگرنه گوش ما را براي هزارمين بار مي كشند. * با توجه به اين كه شما از طنزنويسان قبل و بعد از انقلاب هستيد، تفاوت كيفي و كمي طنز را قبل و بعد از انقلاب چگونه؟ مي بينيد به گمان من، جامعه چندان عوض نشده، آن چه عوض شده ارزش هاي رسمي جامعه است. اگر شيوه كار شما به عنوان يك طنزنويس، با اين ارزش هاي رسمي بخواند يا اين انعطاف را داشته باشيد كه شيوه كارتان را با اين ارزش هاي رسمي منطبق و همساز كنيد، مي توانيد بمانيد و كار كنيد، بدون اين كه لازم باشد اساس و بنياد انديشه تان را به هم بريزيد و زيرورو كنيد. در حقيقت اگر شما مقهور موفقيت بشويد و در دامن موقعيت بغلتيد، ممكن است از امروز به فردا هم نتوانيد دوام بياوريد. * در حال حاضر چه فعاليت هايي داريد و با كدام نشريات كار؟ مي كنيد در زمينه فعاليت هاي مطبوعاتي فقط در گل آقا گاهي قلمي مي زنم. اما در مورد فعاليت هاي غيرمطبوعاتي، آدم تنبل، پير كه شد، يا محقق مي شود يا منجم. من پير شده ام ولي قطعا منجم نشده ام. * درباره طنز سياسي ايران چه نظري؟ داريد طنز جديد ايران، طنز ژورناليستي است. پس، سياسي بودن بايد وجه غالب آن باشد. همين طور هم هست منتهاي مراتب، طنزنويس سياسي، غالبا همان كسي است كه همه كار مي كند و در ضمن طنز هم مي نويسد و بايد سياست هم بداند. پس يك طنزنويسي مثل من، يك آدم جامع الاطراف است، لكن در همين حد و اندازه اي كه عرض كردم، نه بيشتر و متاسفانه اين تجربه تلخي براي بخشي از طنزنويس هاي حرفه اي ما است كه طي اين سال ها مطبوعات تخصصي طنز را خودشان تعطيل كرده اند، نه دولت و حتي سوبسيد هم نتوانسته است آن ها را سرپا نگه دارد. يعني درست خلاف آن جريان معمولي كه لااقل از چهل و سه، چهار سال قبل كه اطلاعات من قد مي دهد، برقرار بوده است. اين خود تعطيلي پياپي مطبوعات طنز به معني غير حرفه اي بودن دست اندركاران طنز سياسي است.