Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801203-54209S7

Date of Document: 2002-02-22

باتلاق پسته مرد ويرجينيايي كه درون يك خمره پر از پسته افتاده بود فقط دعا مي كرد كه او را به موقع پيدا كنند تا از خفگي در باتلاق پسته نجات پيدا كند. او كه در انبار پسته مشغول كار بود بر اثر يك غفلت ساده درون ده ها تن پسته پوست كنده افتاد اما براي زنده بودن تلاش زيادي كرد. او مي گويد: اولين كاري كه كردم اين بود كه ريتم نفس كشيدنم را كند كردم تا در مصرف اكسيژن كمي كه در اطرافم وجود داشت صرفه جويي كنم بعد سعي كردم تكان نخورم چون بيشتر فرو مي رفتم. اين مرد 52 ساله كه از بالاي پشت بام و از روي تيرك چوبي روي سقف داخل پسته ها افتاده بود لحظه به لحظه بيشتر در اين باتلاق فرو مي رفت. پسته ها داشتند مرا مي بلعيدند و من مي دانستم كاري از من ساخته نيست. فشار زيادي را روي سينه ام احساس مي كردم اما سعي كردم جاي بيشتري براي خود باز مي ترسيدم كنم از اين كه اين جا زنده به گور شوم يا مرا به موقع پيدا نكنند. كارگران كارخانه و مامورين آتش نشاني يك ساعت ونيم تلاش كردند تا او را خارج سازند.