Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801203-54208S4

Date of Document: 2002-02-22

پاتوق پيشنهاد كتاب مكالمه در سيسيل دردهاي يك دنياي آزرده احمد غلامي مكالمه در سيسيل ساختار سفرنامه اي دارد. سفرنامه اي به سرزمين كودكي در يك شور و حال انتزاعي. اين ساختار سفرنامه اي كه با روايت اول شخص آغاز مي شود شايد اين تصور را در شما به وجود بياورد كه با رمان قدرتمندي روبه رو نيستيد. اما اگر اين سفر سه روزه را با راوي آغاز كرديد ديگر آن دلهره از سفر ناشناخته اي كه فكر مي كرديد شايد به شما خوش نگذرد از ذهنتان مي گريزد و شما بخشي از سفر مي شويد، و سفرنامه اي انتزاعي را دنبال مي كنيد كه به حلاوت و شيريني يك رويا و يك خواب و گاه ترسناك چون يك كابوس است در شبي باراني. راوي سفرش را از جايي آغاز مي كند كه ديگر هيچ انگيزه و دلخوشي براي ماندن ندارد و آنچه بيشتر از هر چيز او را آزار مي دهد شقاوت هاي ظريف زنانه زنش يا كفش هاي خيس و پاره اش چيزي نيست كه او را آزار مي دهد: بشريت از دست رفته است. در جنگ، در حضور ناخواسته و سنگين فاشيسم. در فقر و سياهي و گرسنگي. راوي سفرنامه مكالمه در سيسيل در اين سفر سه روزه گفت وگويي را آغاز مي كند با آدم ها و دنيايي كه 15 سال پيش آن را رها كرده و رفته است و اين بازگشت به خويشتن بازگشت به كودكي است. همان بازگشت به ايمان و پاكي هفت سالگي است كه او نخ بود و دنيا بادبادك. او سفرش را با كشتي آغاز مي كند و با قطار به راهش ادامه مي دهد. مسافراني از جاهاي مختلف ايتاليا با او همسفراند و او در طلب گفت وگو با خود و با آنهاست و شيفتگي او براي اين كه به يكي از مسافران كشتي بگويد او سيسيلي است، آغاز اين رجعت رجعتي است كه ذره ذره در گفت وگو با مسافران قطار شكل مي گيرد و ذره ذره ديدگاه ها و احساس هاي راوي سفرنامه شكل مي گيرد و در بازگشتش به روستاي كودكي ابعاد اين شناخت براي خواننده بيشتر و بيشتر مي شود و ما با موقعيت و فرهنگ مردم جنوب ايتاليا همنوا مي شويم. با روياهايشان. به فقر و نكبتي كه گرفتار آنند و آدم هايي را كه دل آزردگي از دنيا را با شراب تسكين مي دهند و شادخواري آنان بي خبري و گريز از مبارزه اي است كه هر راهي به آن بسته است. راوي اين سفرنامه مكالمه اي سيلان را دامن مي زند. آنقدر سيلان كه گويا همه آنچه شما مي بينيد، مي شنويد و مي خوانيد سفري در رويا و خواب است. در اين سفر مادر راوي زني روستايي با هيبتي مردانه جلوه نمايي مي كند و در گفت و شنودي كه راوي با مادرش دارد علت گريز پدر معلوم مي شود. گريز از دست هاي پينه بسته زن كه ظرافتي زنانه اما ندارد مادر نيز در روياي مرد ديگري است. مردي چون پدرش يك قهرمان ساختگي در ذهن كودكي زن كه عينيت بيروني ندارد. هرچه هست شوهر او _ پدر راوي _ نمي تواند باشد كه شعر مي سرايد، نمايشنامه اجرا مي كند. در سفرنامه مكالمه در سيسيل آدم هايي سرراهمان سبز مي شوند كه با اين كه از جاسوسي متنفرند اما خودشان جاسوس هستند. چون از دنيا ناراضي اند كاري را مي كنند كه از آن متنفرند. و اوج داستان زماني است كه راوي سفرنامه با سربازي كه برادرش است و در جنگ شهيد شده گفت وگو مي كند، برادري كه عاشق دنياست و دلش براي برادر بزرگتر خودش _ راوي سفرنامه _ مي تپد. برخورد راوي داستان و برادر شهيدش و گفت وگوي او با مادر يكي از زيباترين بخش هاي داستان است. و آنچه درباره قهرمانان و تاريخ گفته مي شود در واقع نگاه و نگرش دولبه اي است كه راوي به جنگ و قهرمانان جنگ دارد. مكالمه در سيسيل نثري يك دست و روان دارد و گاه اين گفت وگو چنان عالي باهم تداخل مي كند و حال و گذشته و واقعيت و خيال ظريف درهم مي غلتند كه گويا شعري دلنشين سروده مي شود. آنچه شايد ويژگي بارز اين رمان است همان ساختار سفرنامه اي آن است و اين كه ويتوريني از ساختار، كه ساختاري سهل الوصول است به خوبي سود برده و اثري خلاقانه و زيبا خلق كرده است.