Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801202-54206S13

Date of Document: 2002-02-21

جنگ نفت در سرزمين لوله ها سرزمين لوله ها - (بخش پاياني ) اشاره: در بخش نخست مقاله آسيا تايمز درباره پاپلا ينستان (سرزمين لوله ها ) خوانديد كه آسياي مركزي در حال تبديل شدن به شبكه گسترده اي از لوله هاي نفت و گاز به سوي صنايع غرب است و كارگردان عمليات نظامي و صنعتي اين طرح ايالات متحده است. بخش پاياني كه امروز مي خوانيد كنكاشي در روابط مردان سياسي آمريكا و رابطه آنها با مجتمع هاي نفت و گاز جهان است. خليل زاد در دولت بوش اول، در طول جنگ عليه عراق معاون وزارت دفاع آمريكا پس بود از مدتي كار در گروه فكري راند او، سرپرستي تيم انتقالي بوش - چني براي وزارت دفاع را برعهده گرفت و براي اين پست دونالد رامسفلد را توصيه كرد. با وجود اين، او در مقابل اين خدمتها هيچگونه پاداشي از طريق ارتقاء مقام به دست نياورد. از آنجا كه انتصاب او به پستهاي بالا نيازمند تاييد مجلس سنا بود، اين امر مي توانست پرسشهاي نه چندان خوشايندي در خصوص نقش او به عنوان مشاور شركت يونوكال و يك مدافع سرسخت طالبان مطرح كند. به همين دليل او به شوراي امنيت ملي - كه تاييد سنا را لازم ندارد - منتقل شد. در آنجا او به كاندوليزا رايس مشاور امنيت ملي گزارش مي دهد. خود رايس نيز مشاور سابق يك شركت نفتي است. طي دوران بوش اول در سالهاي 1989 تا 1992 او عضو هيات مديره شركت شورون بود وتخصص اصلي او نيز درباره قزاقستان بود. شركت نفتي شورون بيش از 20 ميليارد دلار فقط در قزاقستان سرمايه گذاري كرد. ديك چني به عنوان، يك مرد نامريي، مدت سال 5 يكي از مديران شركت هالي بورتون بود. اين شركت از بزرگترين شركتهايي است كه به صنايع نفتي خدمات ارائه مي كند ودر 130 كشور حضور دارد داراي 100 هزار پرسنل است و با گردش مالي سالانه حدودميليارد 20 دلار يك عضو فورچون شركت 400400 برتر جهان - مي باشد. چني معاملات زيادي با ديكتاتور آدمكش ميانمار داشته و سرمايه گذاريهاي زيادي در نيجريه انجام داده است. هم بوش اول و هم بوش دوم بخش مهمي از دوران كاري خود را در شركت آربوستو كه يك شركت كوچك تحت مديريت چني بوده، سپري كرده اند. آربوستو هرگز يك شركت پولسازي نبوده اما همواره مورد حمايت سخاوتمندانه ثروتمندان سعودي قرار داشته است. در ميان سهامداران اين شركت جيمز باث از دوستان نزديك بوش اول و از مهمترين پول شويان فوق ستاره هاي مشكوك خليج فارس از جمله سالم بن لادن يكي ازبرادر 17 اسامه بن لادن است. همه وزيران امور خارجه آمريكا از زمان جنگ جهاني دوم به بعد به جز دو نفر باصنايع نفتي مرتبط بوده اند. اگرچه يكي از دو نفري كه در اين مورد استثناء هستند كالين پاول است، اما با وجود اين در دوران او معاون رئيس جمهور و مشاور امنيت ملي از وابستگان صنايع نفتي هستند. بنابراين، همه ثروتمندان حاكم قواعد اين بازي ظالمانه را مي دانند: آسياي ميانه براي استراتژي نفتي جهاني واشنگتن حياتي است. بنابراين وجود يك دولت دوست در افغانستان كه اكنون توسط حامد كرزاي كه انگليسي را به خوبي صحبت مي كند و هميشه بي عيب و نقص لباس مي پوشد، ضروري است. با اين حساب اين امر اهميتي ندارد كه افكار مستقل آسياي ميانه تبعيدي در اروپا همگي كرازي رابه عنوان نفس طالبان و وزراي ائتلاف شمال اورا به عنوان گروهي كلاهبردار مورد ريشخند قرار دهند. رسانه هاي آمريكايي تحت كنترل شركتها از شبكه هاي تلويزيوني گرفته تا روزنامه ها، همگي در اين خصوص خودسانسوري پيشه كرده و درباره همه اين ارتباطات لال شده اند. دو ماه قبل، كاخ سفيد از افتتاح رسمي اولين خط لوله كنسرسيوم خط لوله خزر - كه يك طرح مشترك توسط روسيه، قزاقستان، عمان و شركتهاي شورون تگزاكو و اگزان موبيل آمريكا و تعداد ديگري از بازيگران كوچك است - بسيار خوشحال شد. اين خط لوله ميليارد 2 وميليون 650 دلاري حوضه هاي نفتي تنگيز در شمال غربي قزاقستان را به بندر نووروسيسك روسيه در درياي سياه - جايي كه چندان دسترسي به بازارهاي مصرف ندارد - وصل مي كند. براساس گزارشهاي كاخ سفيد، بوش دوم، به دنبال احداث شبكه اي از چند خط لوله خزر شامل خطوط لوله باكو - تفليس - جيحان، باكو - سوپسا و خطوط لوله انتقال نفت باكو - نووروسيسك و خط لوله گاز باكو - تفليس - ارض روم است. با اين وجود، يكي از حلقه هاي اساسي استراتژي نفتي آمريكا توسط جمهوري آذربايجان، گرجستان و تركيه شكل مي گيرد. كنسرسيوم خط لوله باكو - جيحان به رهبري شركت نفتي بريتيش پتروليوم توسط شركت حقوقي بيكروبوتس نمايندگي مي شود. وكيل اصلي آن كسي جز جيمزبيكر - وزير امور خارجه بوش اول و سخنگوي اصلي مبارزه انتخاباتي سال بوش 2000 دوم يعني دوراني كه همه به دنبال جلوگيري از بازشماري آراي ايالت فلوريدا بودند - نيست. شركت انرون مستقر در تگزاس كه اخيرا دچار يك رسوايي شد، همراه با شركتهاي آموكو، شورون، موبيل، يونوكال و بريتيش پتروليوم همگي ميلياردها دلار براي انتقال ذخاير نفت جمهوري آذربايجان، قزاقستان و تركمنستان هزينه كرده اند. بيكر، اشكوكرافت، سونونو و چني همگي به طور مستقيم يا غيرمستقيم معاملات بزرگي به نمايندگي از شركتهاي نفتي انجام داده اند. اما اكنون رسوايي انرون انفجاري در مقابل صنعت نفت و دولت بوش دوم است. ملاحظه برخورد سنت روزنامه نگاري بازجويانه آمريكا با اين مسائل بسيار روشني بخش خواهد بود. ارزش بازار شركت انرون زماني ميليارد 70 دلار بود. اين شركت در ماه دسامبر سال با 2001 پذيرش اين امر كه سود خود را حدودميليون 600 دلار بيشتر برآورد كرده تقاضاي ورشكستگي كرد. پال كروگمان نوشته است: انرون به ديك چني كمك كرد تا يك طرح انرژي طراحي كند. اين طرح درواقع همان طرحي بود كه به توصيه ستاد او براي تعدادي از شركتهاي نفتي نوشته شده بود. در صنعت نفت بازيهاي متقلبانه اندك نيست. تركمنستان و جمهوري آذربايجان روابط محرمانه با اطلاعات ارتش اسرائيل برقرار كرده اند. يوسف ميمن عامل معروف سابق اطلاعات اسرائيل و رئيس كنوني گروه اسرائيلي مهراو اكنون سفير ويژه مذاكره كننده، رسمي و حتي مسئول سياستگذاري توسعه منابع غني انرژي تركمنستان است. ميمن با دستور مستقيم تركمن باشي كه همان صفر مرادنيازف رئيس جمهور تركمنستان و عضو سابق دفتر سياسي حزب كمونيست شوروي است به تابعيت تركمنستان درآمده طبق است گزارش روزنامه وال استريت ژورنال او به طور فعالانه مشغول پيشبرد اهداف ژئوپليتيك آمريكا و اسرائيل در آسياي ميانه است. به طور قطع او در اطراف اين نظر بوش كه كنترل مسيرهاي انتقال كنترل توليد است دور نمي زند. هيچ كس نمي داند پول گروه مهراو اسرائيل از كجا مي آيد. خطوط لوله مورد نظر گروه مهراو ايران وروسيه را دور مي زند. همه اين امور به خاطر اهميت بازار تركيه انجام روسيه مي شود و تركمنستان به شدت درگير رقابت براي فتح بازار گاز تركيه هستند. با توجه به روابط استراتژيك تركيه با اسرائيل، اسرائيلي ها مانع از اتكاي استراتژيك تركيه به ايران مي شوند. تركيه عضو ناتو و يكي از متحدان كليدي آمريكاست. آمريكا و انگليس به طور مرتب از پايگاههاي تركيه به عراق حمله مي كنند. اين دو كشور از طريق آن پايگاهها مناطق پرواز ممنوع كه به طور يكجانبه از سوي آمريكا اعلام شده را كنترل اين مي كنند مناطق پرواز ممنوع به طور آشكار توسط سازمان ملل متحد تحريم نشده است. گروه مهراو همچنين درگيراجراي يك طرح كشنده براي كاهش جريان آب به عراق از طريق منحرف كردن آب رودخانه هاي دجله و فرات به نواحي شرقي تركيه همچنين است يك شركت ديگر اسرائيلي به نام ماگال سكيوريتي سيستم سرگرم اجراي طرحهايي در تركيه است و امنيت لازم براي يك خط لوله نفت 2000 كيلومتري از درياي خزر تا بندر تركيه اي جيحان در ساحل درياي مديترانه را تامين مي كند. ردپاي شركت متقلب انرون - كه بزرگترين كمك كننده به مبارزه انتخاباتي سال 2000 بوش بود - در همه جا به چشم اين مي خورد شركت مطالعه امكان سنجي براي احداث يك خط /2 5لوله ميليارد دلاري از طريق درياي خزر موسوم به ترانس خزر را كه قرارداد آن به صورت يك پروژه مشترك بين جمهوري تركمنستان و يك كنسرسيوم آمريكايي متشكل از شركتهاي بيچتل و جنرال الكتريك سه سال پيش به امضا رسيد را نيز انجام داده است. دلال اين معامله كسي جز گروه مهراو نبوده است. رئيس شركت مهراو براي جلب رضايت مقامات واشنگتن با طرح خط لوله ترانس - خزر از مزدوران شركت لابي كننده كاسيدي و همكاران سود جسته است. روابط پيچيده بين اسرائيل، تركيه و آمريكا به مفهوم آن است كه به رغم مطرح بودن خط لوله ترانس - خزر هنوز، خط لوله جيحان - باكو از ضرورت مطلق برخوردار است. دليل اين امر هم آن است كه آنها قصد دارند با امتداد اين خط لوله، نفت در اختيار اسرائيل كه نياز مبرمي به آن دارد قرار دهند. در دوران رياست جمهوري كلينتون شركتهاي بزرگ نفتي تحت فشار شديد بودند تا خطوط لوله انتقال نفت درياي خزر را در مسيرشرق - غرب احداث با كنند اين وجود، و به رغم مخالفت دولت آمريكا با عبور خطوط لوله انتقال نفت درياي خزر از خاك ايران، همه شركتهاي نفتي احداث خطوط لوله ارزان تر شمال - جنوب را ترجيح داده اند. روسيه پيشتر قراردادي با تركمنستان براي خريد سالانه 30 ميليارد مترمكعب گاز از آن كشور امضا كرده است. اين امر ضربه بزرگي بر روياي آمريكا براي احداث خط لوله گاز ترانس - خزر است. به علاوه اين امر حكايت از آن مي كند كه روسيه بدون يك جنگ خونين حاضر به از دست دادن حوزه نفوذ خود نخواهد بود. جمهوريهاي آسياي ميانه با روسيه هم مرز هستند و اين كشور قرنها بر آن ها سيطره داشته و اكنون نيز آن جمهوريها اقامتگاه ميليونها روس است. زبان روسي هنوز زباني است كه آنها در روابط با يكديگر مورد استفاده قرار مي دهند. به يمن سياستهاي مدبرانه ولاديمير پوتين، روسيه اكنون از نزديكترين روابط ممكن با همسايگان برخوردار است و در پرتو آن مخالفت آمريكا با ايران نيز آشكارا ناديده گرفته مي شود. روسيه در نهايت ممكن است به دست كم شريك برخي بازيهاي استراتژي نفتي واشنگتن در آسياي ميانه - از قبيل كنسرسيوم خط لوله درياي خزر - تبديل شود. نقشه منطقه همچنين نشان دهنده آن است كه ايران علاوه بر داشتن ذخاير مهم گاز، بهترين مسير مستقيم براي ارتباط درياي خزر به خليج فارس - كه از آنجا نفت و گاز به سرعت به بازارهاي آسيايي صادر مي شود - است. ايران خود را حافظ به حق آسياي ميانه مي داند. البته به دليل قرنها ارتباط قومي، تاريخي، زباني و مذهبي اين كشور با آن منطقه اين برداشت ايران غيرمنطقي نيست. ايران همچنين نسبت به ارتباطات نظامي آمريكا و حضور فيزيكي كنوني آن كشور در آسياي ميانه به عنوان بخشي از يك استراتژي براي محاصره ايران حساسيت دارد. با اين وجود و به رغم اختلافات ژئوپلتيك و ايدئولوژيك اين واقعيت نيز وجود دارد كه تا وقتي آمريكا دخالت نظامي در افغانستان دارد نوعي ارتباط ديپلماتيك وچالش بين آمريكا و ايران نيز وجود خواهد داشت. همچنين تحت نظارت شركت ملي نفت چين، چند خط لوله از آسياي ميانه به سمت سين كيانگ چين كشيده خواهد شد. منابع نفتي در سنگاپور گفته اند اين طرح موجب كاهش اهميت مسيرهاي دريايي از طريق اقيانوس هند و اقيانوس آرام خواهد شد. با اين حال ترديدي نيست كه واشنگتن از طريق موسسه هاي تحقيقاتي خود از پيامدهاي اين امر كه يك تجديد صف بندي استراتژيك شديد احتمالي بين چين، ژاپن و كره مي باشد به خوبي آگاه است. چيني ها توجه خويش را به يك زاويه وحشتناك يعني محاصره چين توسط آمريكا معطوف كرده اند. روياهاي شركت يونوكال درباره منافع است. واشنگتن به اقتصاد پررونق چين مي انديشد. با همه ابهامات ناشي از جنگ عليه ترور چين همچنان يك رقيب استراتژيك بزرگ براي آمريكا در قرن بيست و يكم خواهد بود. اكنون در بحبوحه بحران افغانستان، شركت يونوكال خواب سودهاي كلان از بازارهاي آسيايي - بيشتر از سود ناشي از بازارهاي اروپا - مي بيند و واشنگتن نيز از نزديك اقتصاد چين و ميزان نفت و گاز مورد نياز آن را رصد مي كند: رشد 8 درصدي در 2000 7 سال درصد در سال. 2001 در همين حال استراتژيستهاي چين به طور شبانه روزي سرگرم توسعه اشكال محلي توليد انرژي هستند. تحولات آينده اين منطقه ارتباط نزديكي با برنامه ايجاد سازمان شانگهاي پنج و اكنون شانگهاي شش و به عبارت اداري تر سازمان همكاري شانگهاي ( اس. كي. او ) متشكل از چين، روسيه به اضافه چهار جمهوري آسياي ميانه ( قزاقستان، قرقيزستان، تاجيكستان و ازبكستان ) دارد. چين با مانورهاي دقيق خود سعي دارد از سازمان فوق الذكر براي هماهنگ كردن نگرش سياسي و اقتصادي روسيه با چين و آسياي شمال شرقي استفاده نام كنند اين بازي تحكيم ائتلاف عبارت از صادرات منابع عظيم نفت و گاز روسيه است. از زمان جنگ ناتو عليه يوگسلاوي و اشغال موقت كوزوو - كه آمريكا بزرگترين پايگاه نظامي خود پس از جنگ ويتنام را ساخت - چين و روسيه اذهان خود را متوجه چچن و سين كيانگ مسلمان نشين كرده اند. در حال حاضر، آمريكا به طور مطلق هيچ راهي براي دخالت در اين مسائل داخلي ندارد، زيرا چين و به ويژه روسيه جنگ عليه تروريسم را مورد تاييد قرار داده اند. طالبان هرگز هدف جنگ عليه تروريسم نبوده است. در عوض آنها فقط يك سپربلا براي تبديل افغانستان به پاپلاينستان بودند. همه بازيگران منطقه اي اكنون مي دانند كه آمريكا براي ماندن به آسياي مركزي آمده است. طي هفته هاي اخير خود واشنگتن نيز به طور آشكارا اين موضوع را تكرار كرده است. اين حضور، اقتصاد و ژئوپلتيك منطقه را تحت تاثير قرار خواهد داد يا برآن خدشه وارد خواهد كرد. اكنون جهان نسبت به اين تحولات واقعي در بازي بزرگ جديد بي توجه است. آمريكا در زمان جنگ خليج فارس هيچ علاقه اي به بركناري صدام حسين نشان نداد. اين امر در واقع موجب هماهنگ نمودن طرح آمريكا براي ايجاد پايگاه هايي در شبه جزيره عربستان به بهانه كمك به شيخ نشين هاي ضعيف عرب در مقابل هيولاي شرارت در عراق شد. اكنون كه يك دهه از آن زمان گذشته هنوز صدام حسين در عراق برسركار است، بوش اول تبديل به بوش دوم شده و شكارچيان همه فن حريف پنتاگون هنوز با داد و فرياد به دنبال بهانه اي براي سرنگوني صدام هستند. اما صدام مورد حمله قرار نخواهد گرفت، زيرا صدام آخرين دليل براي وجود پايگاههاي نظامي آمريكا در خليج فارس است. اهميت اين امر آنگاه چند برابر مي شود كه بدانيم هزينه اين پايگاهها هم عمدتا توسط شيخ نشين هاي منطقه پرداخت مي شود و در واقع آمريكا سواري مفت مي گيرد. اكنون، پس از جنگ جديد (والبته نيمه تمام ) افغانستان، بارديگر نيروهاي آمريكايي در آسياي مركزي و جنوبي براي دفاع از منافع دنياي آزاد! مستقر شده اند. به يادآوردن اين امر كه استراتژي آمريكا پس از سقوط حكومت كمونيستي در افغانستان، سوق دادن افراطگرايي اسلامي به سمت خشونت به منظور ترساندن رژيم هاي بي ثبات جمهوريهاي تازه تاسيس آسياي مركزي بود كافي نيست. از زمان جنگ سرد به بعد كه سازمان سيا از طريق سازمان اطلاعات داخلي پاكستان سلاح به مجاهدين افغانستان مي داد، افراطگرايي اسلامي هميشه يك كارت برنده در طرح استراتژيك آمريكا بوده است. فراموش كردن اين امر كه بچه هاي خوبي كه روزي مورد استقبال رونالد ريگان به عنوان پدر معنوي طالبان قرار گرفته بودند بعدا به بچه هاي بد تبديل شده اند كار آساني است. آمريكا 20 سال است به شدت تلاش مي كند تا افغانستان - قلب آسياي عهد باستان و چهار راه عبور لوله هاي نفت آسياي كنوني - را به چنگ در آورد اين فرايند، جنگ سالاران افغانستان را به بركت سازمان سيا به مهمترين توليد كننده هروئين جهان تبديل كردند و خط لوله حياتي و بسيار پرسود افغانستان - تركيه - بالكان - اروپاي غربي براي انتقال مواد مخدر را افتتاح كردند. اين جاده داروستان پس از سقوط طالبان نيز بار ديگر بازگشايي خواهد شد. پاپلاينستان في نفسه يك هدف نيست. نفت و گاز هم هدف نهايي آمريكا نيست. همه اين بحثها براي كنترل منطقه است. ميشل كولن نويسنده بلغاري در نشريه مونوپولي نوشت: اگر مي خواهيد بر جهان حكومت كنيد بايد كنترل نفت را در دست همه بگيريد نفت جهان در هر كجا اگر آمريكا منابع انرژي رقباي خود - اروپا، ژاپن، چين و ساير كشورهايي كه مي خواهند مستقل تر باشند - را در كنترل خود بگيرد پيروز خواهد شد. اين امر به خوبي نشان مي دهد كه چرا خطوط لوله انتقال نفت از قفقاز به سمت غرب - از طريق تركيه و مقدونيه - بايد در چارچوب منافع آمريكا و قابل اعتماد و خارج از كنترل روسها باشد. واشنگتن، هميشه به دنبال كنترل همه چيز بوده است: اين چيزي است كه برژينسكي و هنري كسينجر هميشه به آن اذعان همين داشته اند امر در خصوص پايگاههاي نظامي در عربستان سعودي و اكنون در پاكستان و افغانستان نيز صادق است. هيچ تجارتي همچون تجارت جنگ نيست. آمريكا به يمن جنگ عليه عراق، اكنون پايگاههاي نظامي خود در خليج فارس را دارد. به يمن جنگ عليه يوگسلاوي، آمريكا پايگاههاي نظامي خود در بوسني، كوزوو و مقدونيه را به دارد يمن جنگ عليه طالبان، آمريكا اكنون در تركمنستان، ازبكستان، پاكستان و افغانستان حضور دارد. پايگاه نظامي آمريكا در اينجرليك تركيه نيز جاي خود را دارد. آمريكا همچنين در قفقاز - گرجستان و آذربايجان حضور دارد. در عمل ايران، روسيه و چين محاصره شده اند. هيچ تجارتي همچون اداي تجارت درآوردن نيست. پرده ها را بالا بزنيد، وارد پاپلاينستان شويد. مترجم: دكتر علي صباغيان