Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801201-54193S8

Date of Document: 2002-02-20

سرزمين لوله ها تطابق عملي نقشه ترور در خاورميانه و آسياي ميانه با نقشه نفت تصادفي نيست اشاره: پسوند ستان به معني سرزمين است. از تركيب اسم اقوام مختلف با اين پسوند نام تعدادي از كشورهاي جهان شكل گرفته است. چنين نام هايي در آسياي مركزي و غربي فراوانند: قزاقستان (سرزمين قزاقها ) قرقيزستان، (سرزمين قرقيزها ) ازبكستان، (سرزمين ازبكها ) تاجيكستان، (سرزمين تاجيكها ) تركمنستان، (سرزمين تركمن ها ) هندوستان، (سرزمين هندوها ) و افغانستان (سرزمين افغانها ). اكنون پس از سقوط طالبان و روي كار آمدن دولت موقت افغانستان از تركيب پسوند ستان با يك واژه ديگر نام جديدي در ادبيات سياسي و مطبوعاتي جهان در رابطه با اين منطقه شكل گرفته است: پاپلاينستان (سرزمين لوله ها ). پاپلاينستان، برخلاف نام هاي مشابه كه بر سكونت قومي خاص در يك سرزمين مشخص دلالت دارد بر فعاليتهايي كه طي 10 سال گذشته براي احداث خطوط لوله انتقال منابع نفت و گاز صورت گرفته و بازيهاي سياسي - نظامي وراي آنها اشعار دارد. اين بازيها كه اكنون در دوران پس از سقوط طالبان وارد مرحله جديدي شده در مطلب زير كه اصل آن در نشريه اينترنتي آسيا تايمز چاپ شده مورد بررسي قرار گرفته است. مترجم: دكتر علي صباغيان جنگ عليه؟ تروريسم نه واقعا به خاطر بسپاريد: همه اش درباره نفت است. يك نگاه گذرا به نقشه همه قضيه را نشان مي دهد. تطابق عملي نقشه ترور در خاورميانه و آسياي ميانه با نقشه نفت تصادفي نيست. عدالت بي پايان، آزادي پايدار و منافع هميشگي بايد ايجاد شود: نه فقط توسط مجتمع هاي صنايع نظامي آمريكا بلكه به وسيله غولهاي نفتي آمريكا و اروپا. سرزمين كنوني جيمز بيكر وزير، امور خارجه سابق آمريكا، برنت اشكوكرافت مشاور پيشين امنيت ملي، جان سونونو رئيس سابق كاركنان كاخ سفيد و ديك چني وزير دفاع سابق و مرد نامرئي كنوني؟ كجاست همه آنها با خوشحالي روياي تاسيس پاپلاينستان (سرزمين لوله ها ) را مي بينند و براي اين منظور فعاليت مي كنند. پاپلاينستان آينده طلايي است: يك بهشت فرصتها در شكل 5 تريليون دلار آمريكا نفت و گاز در درياي خزر و جمهوريهاي شوروي سابق در آسياي از ميانه نظر استراتژي نفتي واشنگتن، اين امر قرار است به عنوان پايان دادن به وابستگي آمريكا به نفت كشورهاي صادر كننده نفت (اوپك ) تلقي شود. پاپلاينستان همچنين موضوع محوري بازي بزرگ جديد در منطقه است. اولين بازي بزرگ منطقه كه در قرن نوزدهم بين روسيه تزاري و امپراتوري بريتانيا صورت گرفت در قياس با اين بازي بزرگ جديد نوعي سرگرمي كوچك و كودكانه سربازان محسوب مي شود. افغانستان خودش هم مقداري گاز طبيعي در مناطق شمالي نزديك مرز تركمنستان دارد. اما بيش از هر چيز اين كشور يك منطقه استراتژيك است: افغانستان بين خاورميانه، آسياي مركزي و آسياي جنوبي، بين تركمنستان و بازارهاي آزمند شبه قاره هند، چين و ژاپن واقع شده است. افغانستان در مركز پاپلاينستان قرار دارد. كشورهاي اطراف درياي خزر دست كم 200 ميليارد بشكه نفت و آسياي /6 6ميانه تريليون متر مكعب گاز طبيعي دارد كه تازه شروع به استخراج كرده اند. ازبكستان و تركمنستان دو توليد كننده عمده هستند: تركمنستان چيزي غير از يك جمهوري گاز سواي نيست نفت در وگاز، اين منطقه مس، زغال سنگ، تنگستن، روي، آهن، اورانيم و طلا نيز وجود دارد. تنها مسير انتقال كنوني ذخاير انرژي اين منطقه از طريق خاك روسيه است. بنابراين بخش اعظم بازي بزرگ جديد شامل ايجاد خطوط لوله جايگزين به تركيه و اروپاي غربي و به سمت شرق و بازارهاي آسيايي است. در اين وضعيت هند يك بازيگر اصلي خواهد بود. هند، ايران و روسيه همگي قصد دارند نفت و گاز از طريق هند به آسياي جنوبي و آسياي جنوب شرقي عرضه كنند. نكته جالب توجه اين است كه تمامي كشورها و مناطقي همچون چچن، گرجستان، يوگسلاوي و مقدونيه كه مي توانند مسير اتصال پاپلاينستان به غرب باشند يا درگير مداخلات مستقيم و يا درگير جنگ تمام عيار هستند. در مسير اتصال به شرق پاپلاينستان مشكلات اصلي عبارتند از ايغورهاي چين در غربي ترين منطقه سين كيانگ و تا همين اواخر نيز افغانستان. اكنون مسئله اي بسيار مهمتر از افغانستان مطرح است. آنچه امروز نگاهها بدان دوخته شد، منطقه اورآسيا است. زبيگينو برژينسكي مشاور سابق امنيت ملي جيمي كارتر درباره اورآسيا چنين گفته است: درصد 75جمعيت جهان اكثر منابع ثروت آن 60 درصد توليد ناخالص ملي جهان 75 درصد منابع انرژي و پس از آمريكا شش مورد از پررونق ترين اقتصادها و شش مورد از بزرگترين بودجه هاي نظامي جهان در اين منطقه واقع است. برژينسكي در گزارش خود تصريح مي كند آمريكا مطمئن باشد كه هيچ قدرت ديگري اين عرصه ژئوپلتيك را تصاحب نخواهد كرد. آمارها روشن است. طبق گزارش اداره اطلاعات انرژي آمريكا، اين كشور در سال 2001 روزانه به طور /9 1متوسط ميليون بشكه نفت - بيش درصد 60از نيازهاي خود به نفت خام - را وارد كرده است. برآوردها حكايت از آن دارد كه آن كشور در سال 2020 روزانه به واردات حدود 26 ميليون بشكه نفت نياز خواهد داشت بنابراين، پاپلاينستان، در قفقاز و آسياي ميانه، براي غرب و ژاپن و به ويژه خود آمريكا نمي تواند چيزي جز يك هدف شماره يك استراتژيك - نظامي تلقي شود. در اين طرح بزرگ ژئواستراتژيك، طالبان مهره اي كوچك بود. تصميم جنگ افغانستان مدتها قبل از 11 سپتامبر گرفته شد. سپتامبر 11 تنها موجب تسريع رويدادها طرح شد نابودي طالبان موضوع بحثهاي ديپلماتيك بين المللي و نه فقط بحثهاي معروف ديپلماتيك چند ماه قبل از 11 سپتامبر بوده است. در ماه مه سال 2001 يك نشست حياتي بين وزارت امور خارجه آمريكا و مقامات آلماني ايراني، و ايتاليايي برگزار شد كه موضوع اصلي آن تدوين يك استراتژي براي سرنگوني طالبان و جايگزيني حكومت آنها با يك دولت فراگير بود. اين مسئله بار ديگر با شدت بيشتر در ژوئيه 2001 در نشست گروه 8 در جنوواي ايتاليا مطرح شد كه در آن هند نيز به عنوان ناظر، طرحهاي پيشنهادي خود را مطرح كرد. علاوه براين، پاپلاينستان موضوع اصلي مذاكرات محرمانه بين مقامات آمريكايي، روسي، آلماني و پاكستاني بوده كه چند روز پس از نشست سران گروه 8 در يكي از هتل هاي برلين برگزار شده است. يك مقام ارشد پاكستاني، كه نخواسته نامش فاش شود مكررا از طرحي كه در اواخر ژوئيه 2001 توسط مشاوران آمريكايي براي حمله نظامي عليه طالبان از پايگاههايي در تاجيكستان تهيه شده بود، نام برده است. به گفته او اين حملات قرار بوده است قبل از اواسط ماه اكتبر آغازشود. 2001 و اخيرا، هنگامي كه اكثر مردم جهان كه به اخبار دسترسي دارند سرگرم جشنهاي سال نو بودند و فقط 9 روز پس از روي كار آمدن دولت موقت حامدكرزاي در كابل، بوش دوم، نماينده ويژه خود در امور افغانستان را منصوب كرد. انتصاب زالمي خليل زاد افغاني - آمريكايي كه قبلا از كاركنان غول نفتي كاليفرنيا يعني شركت يونوكال بود، به عنوان نماينده ويژه بوش در امور افغانستان چندان تعجبآميز نبود. خليل زاد فرصت را از دست نداد و با اولين پرواز راهي آسياي ميانه اكنون شد تيم بوش حتي از برملا شدن اين امر كه كل بازي كنوني در خصوص نفت است ابايي ندارد. آنچه جديدا از آن به عنوان سياست افغاني آمريكا ياد مي شود توسط افرادي هدايت مي گردد كه از نزديك به صنايع و شركتهاي نفتي علاقه مند به آسياي ميانه مرتبط بوده اند. در سال 1997 شركت يونوكال رهبري كنسرسيومي موسوم به سنتي گاز را برعهده گرفت كه يادداشت تفاهمي براي احداث يك خط لوله 2 ميليارد دلاري انتقال گاز طبيعي به طول 1275 كيلومتر و /1 5قطر متر از دولت آباد در جنوب تركمنستان به كراچي پاكستان از طريق شهرهاي هرات و قندهار افغانستان كه از نزديكي شهر كويته وارد پاكستان مي شد، امضاء كرد. همچنين يك خط لوله 600 ميليون دلاري براي ادامه اين خط لوله به هند نيز مدنظر قرار گرفت. معامله با طالبان توسط دولت كلينتون و سرويس امنيت داخلي پاكستان ( آي. آي سي ) كارسازي شد. اما از آنجا كه جنگ داخلي افغانستان به راحتي پايان نمي گرفت، شركت يونوكال از اين امر منصرف شد. شركتهاي بزرگ نفتي آمريكا، اكنون از طريق گروه سرمايه گذاري خصوصي خارجي آمريكا ( او. پي. آي. سي ) قصد از سرگيري اين طرح و طرحهاي ديگري از اين قبيل را دارند. قبلا در ماه اكتبر گذشته، طرح اصلي يونوكال در اسلام آباد بين وزير نفت پاكستان عثمان امين الدين و سفير آمريكا وندي چمبرلن مورد بررسي قرار گرفت. در بيانيه رسمي پايان اين ديدار آمده است: اين خط لوله زمينه هاي جديد براي همكاري چند بعدي منطقه اي بويژه در پرتو تحولات ژئوپولتيكي اخير منطقه مي گشايد. اما اين زمينه هاي جديد با مشكلات عملي روبه روست. كارشناسان موسسه جيمزبيكر در تگزاس تصريح كرده اند كه بهره مندان اصلي اين طرح تركمنستان و افغانستان خواهند بود كه البته در جاي خود ايده بدي نيست. چرا كه از اين طريق افغانستان اندكي درآمد و چه بسا مقدار بيشتري ثبات به دست خواهد آورد. تا وقتي موضوع مربوط به گاز - مايع كردن آن و صادراتش از كراچي - باشد اين گاز نسبت به گاز صادراتي از خاورميانه گران تر خواهد بود. شركت يونوكال همچنين طرحي براي احداث خط لوله موسوم به خط لوله آسيايي به طول كيلومتر 1700تقريبي براي اتصال چاردزو در تركمنستان به خط لوله هاي موجود روسيه در سيبري و نيز به سواحل پاكستان در درياي عربي دارد. اين خط لوله روزانه يك ميليون بشكه نفت از مناطق مختلف جمهوريهاي شوروي سابق انتقال خواهد داد و در موازات خط لوله گاز پيش الذكر از طريق خاك افغانستان ساخته خواهد شد. خليل زاد شخصيتي بسيار جالب است. او هميشه يك حامي قوي طالبان بوده، چهارسال قبل او در روزنامه واشنگتن پست نوشت: طالبان بنيادگرايي ضدآمريكايي مشابه آنچه توسط ايران صورت مي گيرد را ارائه نمي دهند. پس از آنكه بيل كلينتون رئيس جمهور سابق آمريكا در واكنش به دخالت اسامه بن لادن و القاعده در انفجار سفارتخانه هاي آمريكا و كنيا و تانزانيا در ماه اوت 1998 فروند 58 موشك كروز به افغانستان شليك خليل زاد كرد، هم طالبان را رها كرد. درست يك روز پس از اين شركت حمله، يونوكال هم كنسرسيوم سنتي گاز را به حال تعليق درآورد و دو ماه پس از آن هم طرحهاي خط لوله مسير افغانستان را رها كرد. اندكي قبل از يك سال پيش، بار ديگر سرو كله خليل زاد از طريق نوشتن مقاله اي در فصلنامه واشنگتن كوارترلي پيدا او شد در آن مقاله چهار دليل براي ضرورت خلاص شدن هرچه زودتر از شر طالبان ارائه كرد: اسامه بن لادن، قاچاق مواد مخدر، سركوب مردم افغانستان و نفت. منابع افغان در پاريس با تلخي گفته اند كه خليل زاد از سوي افغانهاي مستقل و سربلند يك خائن تلقي مي شود. او كه در سال 1951 در مزار شريف متولد شد جزو نخبگان حاكم افغانستان است. پدر او از حاميان محمد ظاهرشاه بود. خليل زاد هنگامي كه افغانستان در دسامبر 1979 مورد تهاجم ارتش سرخ شوروي قرار گرفت مشغول تحصيل در دانشگاه شيكاگو كه به محافظه كاري مشهور است، بود. بعدا او به تابعيت آمريكا درآمد و در دوران ريگان مشاور ويژه وزارت امور خارجه آمريكا شد. او يك لابي كننده براي اختصاص كمك نظامي بيشتر آمريكا به مجاهدين افغان در دوران جهاد عليه اتحاد جماهير شوروي بود و براي توزيع گسترده موشكهاي استينگر تلاش مي كرد. ادامه دارد