Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801130-54178S6

Date of Document: 2002-02-19

يك پرسش چند پاسخ اطلاع رساني; تناسب دو سوي يك معادله اگر شكل تكامل يافته غريزه فطري و كنجكاوي انسان را كسب دانايي و اطلاع در گستره متنوعي از مقولات اجتماعي، فرهنگي، سياسي، علمي و.. كه همه آنها با اولويت هايي متغير، در ارتباط با حيات انساني است بدانيم، مي توان از آن براي تعاملات انساني و هر چه بهتر شدن زندگي آحاد جامعه نيز استفاده برد. در اين رابطه تنگاتنگ و ناگزير اجتماعي، ارتباط شوراهاي شهر به عنوان نهادي برخاسته از مردم با شهروندان يك شهر و شهروندان نيز با شورا ارتباطي دوسويه است كه هريك از آنها همچون تناسبي رياضي، اعداد دوسوي يك معادله صحيح را تشكيل داده و تعريف درست يك سوي اين تناسب دقيقا به آن سوي معادله بستگي خواهد داشت. از سوي ديگر تعادل و تناسب هريك از طرفين اين معادله بستگي به اطلاع رساني صحيح طرف ديگر دارد و مي بايست همزمان با اطلاع رساني بهنگام و دقيق، تلاشي مستمر در اطلاع گيري از طرف مقابل وجود داشته باشد چرا كه اگر انگيزه اي براي اطلاع گيري نباشد، شايد تلاش چنداني براي اطلاع رساني از سوي شهروندان يا شورا صورت نگيرد. خبرنگار ما در مشهد با همين رويكرد ضرورت و اهميت اطلاع رساني شوراهارا با چند تن از صاحبنظران به پرسش گذاشته است. * * * * حجت الاسلام عضو جوادي، شوراي اسلامي شهر مشهد: شوراهاي اسلامي شهر و روستا در ايران، تجربه نخست حكومت و دولت دراين مقوله به شمار مي رود، از سوي ديگر مردم بايد از كم و كيف امور مربوط به خودشان آگاه باشند. بنابر اين اگر بتوانيم به يك اطلاع رساني منسجم و به دور از هياهوي سياسي دست يابيم آينده اين نخستين تجربه شورايي را نيز به نوعي روشن و مطمئن كرده ايم. در واقع اين اطلاع رساني مي بايست دوطرفه و جرياني دوسويه باشد كه بگوييم شورا چه كرده است و بدانيم مردم چه مي خواهند. ما در اين تجربه نسبت به بسياري از نقاط جهان يك قرن عقب هستيم اما با تلاش اعضاي منتخب در اين دوره و تلاش مستمر مردم در بيان نيازهايشان مي توانيم فرصت هاي از دست رفته را به نوعي جبران كنيم و دوره دوم شوراها را با حضوري به مراتب بهتر و قوي تر از سوي مردم و منتخبان مردم شاهد باشيم. * دكتر رحيم رهنما استاد دانشگاه فردوسي مشهد: اطلاع رساني داراي ابعاد مختلفي است و ممكن است شامل راديو و تلويزيون محلي يا گاهنامه، روزنامه و يا جلسات پرسش و پاسخ با مردم باشد. بنابر اين در شرايط متفاوت بايد جنبه هاي مختلف اطلاع رساني را انتخاب كرد. از سوي ديگر مي دانيم كه مردم تمايل و وقت زيادي براي مطالعه ندارند و شيوه هاي كسب اطلاعات نيز تغيير كرده است و در حال حاضر اطلاعات زياد در زمان كم يا محدود به صورتي فشرده و سريع انتقال داده مي شود، مانند اينترنت كه ملموس ترين شاهد اين مورد آخري است. بنابر اين با توجه به مخاطبان بايد در موقعيت ها و زمانها و مكان هاي متفاوت از وسايل ارتباطي گوناگوني فراخور هر موضوع استفاده برد. در يك مطالعه ميداني 70 درصد مردم اعتقاد داشتند كه تلويزيون بهترين وسيله اطلاع رساني به آنهاست و اين حق شهروندان است كه براي ارتباط با نمايندگان خودشان از اين وسيله ارتباطي استفاده كنند. بنابر اين بايد در ابتدا تكليف قانوني دستيابي نهادهاي مدني مانند شوراها به انواع وسايل ارتباط جمعي مشخص شود. * بتول گندمي عضو شوراي اسلامي شهر مشهد: براي آن كه حكومت ها بهتر بتوانند خدمات خود را ارائه كنند نياز به اين دارند كه از تمركز خارج شوند و حكومت هاي محلي شكل گيرند. بحث حكومت هاي محلي از قدمت طولاني در جهان برخوردار است اما در ايران عمري به كوتاهي چند سال اخير دارد و ما براي جبران آن نياز به شناخت بهتري از شهروندان و آنها نيز از متوليان امور حكومتي دارند و اتخاذ هر تصميمي بدون اين شناخت دوسويه، ناقص و بي فايده خواهد بود. در بيشتر نقاط جهان اكثر حكومت هاي محلي داراي راديوي محلي، روزنامه محلي و از اين دست وسايل ارتباط جمعي هستند تا بتوانند به بيان شفاف عملكرد خود بپردازند و نياز مردم را نيز به همان شفافي بيان عملكردشان دريافت كنند تا در يك فرايند مطلوب و در بهترين حالت ممكن، تصميم گيري كنند. به اعتقاد من حتي امر خطير نظارت نيز تنها با اطلاع رساني دقيق و كامل ميسر است و در اين حالت امكان خطا و اشتباه بسيار كمتر خواهد شد، اما به تجربه ثابت شده است حتي در شهرهايي كه داراي يك يا دو روزنامه محلي هستند، رويكرد عمده اين روزنامه ها بيشتر به سوي مباحث ملي و كشوري است و كمتر به مشكلات و مسايل شهري مي پردازند. به نظر مي رسد كه مطلوبترين حالت ممكن مي تواند شامل مطبوعات از يك سو و از سوي ديگر راديو و تلويزيون باشد تا در ارتباطي كامل و جامع با شهروندان بتوان به نحوي شايسته به اتخاذ تصميم و هدايت نيروها و سرمايه هاي موجود پرداخت. * دكتر محمدحسين پاپلي يزدي رئيس پژوهشكده اميركبير: شهروندان ما بسياري از مسايل جاري كشور و معضلات منطقه اي، حقوقي و اداري را نمي دانند و مي بايست با يك برنامه ريزي كوتاه مدت و حداكثر 4 يا 5 ساله نحوه برخورداري مردم از اطلاعات مورد نيازشان را به آنها آموخت. به نظر من، مردم ابتدا مي بايست براي اطلاع گيري ترغيب شوند و سپس به آنها اطلاع رساني شود. طي دو سه سال گذشته كه مسائل شوراها هرچند غير سيستماتيك طرح شده است شاهد آن هستيم كه هنوز بسياري از مسايل در روستاها با كدخدامنشي حل و فصل و تصميم گيري مي شود و فكر مي كنم كه روستاهايي با بيش از 500 خانوار بايد به صورت اجباري روزنامه هايي مثل همشهري را كه صفحه ويژه شوراها منتشر مي كنند مشترك شوند و آموزش مستمر و دائمي از طريق جريان اطلاع رساني روزنامه اي به آنها داده شود. از سوي ديگر اطلاع رساني تنها به صورت دوسويه مي تواند تاثيرگذارترين شكل ممكن را در اتخاذ تصميمات اصولي در شوراها برجاي بگذارد و فكر مي كنم اگر شبكه اطلاعات مربوط به شوراها همان گونه كه وعده داده شده توسط وزارت كشور راه اندازي شود و هرگونه فعاليت ويژه شوراها را به صورت دسترسي دو سويه در اين شبكه جاي دهند موفقيت بزرگي را در پيش رو داشته باشيم. به هرحال بايد فرهنگ اطلاع گيري در ايران رشد كند تا شاهد ارتقاء فرهنگ اطلاع رساني نيز باشيم.