Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801130-54172S2

Date of Document: 2002-02-19

انگيزه، محرك اصلي اصلاحات در مدارس هدفها - - - - - انگيزه ها ---- - نيازها (كاهش فشارانگيزه ها )(محروميت جهت دار ) (محروميت ) اشاره; بي گمان، انگيزش يكي از مضامين بحث انگيز مديريتي است، بنابراين استفاده مناسب از اين سازوكار در نيروبخشي به مجموعه سازماني مراكز آموزشي مي تواند زمينه را براي پويايي در اهداف آموزشي فراهم كند. ناصر سپهوند كارشناس ارشد مديريت آموزشي با طرح نگاههاي نظريه پردازان علم مديريت، به اهميت انگيزش در سطح آموزشگاهها پرداخته است. با هم اين مطلب را پي مي گيريم. صاحبنظران علوم تربيتي معتقدند كه امور روحي و رواني افراد نه تنها در زندگي روزمره، بلكه در كيفيت انجام كار نيز تاثير شگرف و انكارناپذيري دارد، از اين رو صاحبان و مديران شركتها و موسسات عمومي و خصوصي در حال حاضر به مباحث مربوط به روانشناسي كار اهميت زيادي مي دهند و در تلاش هستند كه شرايطي را فراهم كنند تا كاركنان با روحيه اي مناسب در محل كار خود حاضر شوند و به وظايفشان به نحوي مطلوب عمل نمايند. يكي از موضوعاتي كه طي دهه هاي اخير، در كانون بحث و اظهارنظر انديشمندان علوم انساني قرار گرفته، موضوع انگيزش است. اين امر در نظام آموزشي، بخصوص مدارس از اهميت فوق العاده اي برخوردار است. انگيزش را مي توان برحسب رفتارهاي بروني تعريف كرد. افراد داراي انگيزش، هنگام كار كردن، نسبت به ديگران فعاليت بيشتري از خود نشان مي دهند. برلسون و استاينر انگيزه را حالت دروني مي دانند كه انرژي بخش، فعال كننده و جهت دهنده است و موجب كشاندن رفتار به سوي اهداف به مي شود عبارت ديگر انگيزه يك اصطلاح عام است كه به مجموعه مفاهيمي چون اميال، نيازها، آرزوها و كشش ها اطلاق مي شود. به اين صورت وقتي مدير كاركنان سازمان تحت مسئوليت خويش را برمي انگيزد بدان معناست كه با اقدام خود موجبات ارضاء كشش ها و تمايلات كاركنان و ترغيب آنان به رفتار در جهت مطلوب را فراهم مي آورد. روانشناسان انگيزه را نيرويي دروني مي دانند كه رفتار شخص را تحريك مي كند و در جهت معيني سوق مي دهد و او را به فعاليت خاصي وامي دارد. انگيزه از لحاظ تاثير در رفتار، هميشه متوجه هدف خاصي است. فردي كه داراي انگيزه است تا مادامي كه به هدف خويش نرسيده است، به فعاليت و تلاش خود ادامه مي دهد; بنابراين انگيزه ها، عامل ايجاد انرژي و تحرك در موجودات زنده و ازجمله انسانها مي شوند. هرچند در بسياري از موارد بين انگيزش و رضايت رابطه اي وجوددارد، اما نبايد اين دو موضوع را با يكديگر اشتباه گرفت، به عبارت ديگر انگيزش به مفهوم رضايت نيست، انگيزش تلاش و كشش براي ارضاي يك خواسته يا هدف است، درحالي كه رضايت، احساس راحتي پس از ارضاي يك خواسته است. انگيزش كشش به سوي نتيجه كار است، درحالي كه رضايت ازنتايج تجربه شده به وجود مي آيد. تناسب سطح رضايت شغلي و انگيزش افراد براي شغل مهم است. بعضي از افراد ممكن است رضايت شغلي بالا، ولي انگيزش كاري پائين در انجام كاري داشته برعكس باشند اشخاصي نيز ممكن است با انگيزش هاي زياد داراي رضايت شغلي كم باشند و به اين دليل درصدد يافتن شغل ديگري برآيند و اما واژه هاي انگيزه و نياز به جاي يكديگر كاربرد دارند و مراد از هر كدام، چيزي در درون انسان است كه سبب حركت، فعاليت و يا رفتار نياز مي شود منبع اساسي انگيزش است، بنابراين، نزديك ترين مفهوم به انگيزش نيازهاي فرد است. نيازها سبب تحريك فرد به يافتن راههايي براي تامين آنها مي شود. هدف از مطالعه انگيزش در مديريت آموزشي، شناخت و درك نيازها، رفتار و شخصيت دانش آموزان، معلمان و كاركنان و هدايت رفتار آنها به سوي رفتارهاي مطلوب براساس احترام، ارزش، خودپنداري، شناخت، خودآگاهي، عدالت و پي بردن به استعدادها و نيروهاي نهفته در آنان است. از اين طريق مدير آموزشگاه مي تواند به معلمان، دانش آموزان و كاركنان كمك نمايد تا استعدادهاي خود را كه ممكن است برايشان ناشناخته باشد بشناسند و با درك نيازها و شخصيت خويش زمينه را براي حركت در مسير كمال و نيل به اهداف آموزشي فراهم نمايند. درواقع مديران آموزشي مي توانند از طريق ايجاد انگيزه در معلمان، دانش آموزان و كاركنان آموزشگاه، انرژيهاي سرشار و پنهان آنان را به شكلي منطقي و مناسب به كار گيرند. فراگرد انگيزش براي فهم فراگرد انگيزش، رابطه بين نيازها، سائقها و هدفها را مورد توجه قرار نيازها مي دهيم براي تحقق هدفها، سائقها را فعال مي سازند و اين همان چيزي است كه فراگرد انگيزش ناميده مي شود. وابستگي متقابل سه عنصر فوق را مي توان به شكل زير نشان داد: نيازها: بهترين تعريف يك كلمه اي نياز، كمبود است. به موجب نظريه تعادل حياتي هرگاه عدم تعادل فيزيولوژيك يا رواني در ارگانيسم پديد مي آيد، نيازها به وجود مي آيند; مثلا وقتي كه سلولهاي بدن از آب و غذا محروم مي شوند، يا آدمي از ديدار دوستان و آشنايان خود محروم مي شود، در ارتباط با اين محروميت ها، نيازهايي پديد مي آيند. سائقها: سائقها يا انگيزه ها براي تخفيف نيازها به وجود مي آيند. انگيزه يا سائق را مي توان به عنوان كمبودي جهت دار تعريف كرد كه ناظر به عمل است و براي تحقق هدفي نيرو ايجاد مي كند. نياز به آب و غذا، انگيزه هاي تشنگي و گرسنگي و نياز به ديدار دوستان، انگيزه تعلق و وابستگي را به وجود مي آورد. هدفها: هدف را به عنوان هر چيزي كه نيازي را تخفيف و انگيزه اي را تسكين مي دهد، مي توان تعريف كرد. بنابراين تحقق يك هدف، تعادل فيزيولوژيك يا رواني را مجددا برقرار مي سازد و انگيزه آن را تخفيف داده يا از ميان مي برد. غذا، آب و ديدار دوستان در مثالهاي فوق هدفهاي مورد نظر محسوب مي شوند. فراگرد انگيزش از لحاظ ماهيت و مفهوم بسيار پيچيده است و رابطه ميان انگيزش و رفتار يقينا رابطه ساده اي نيست. با توجه به فراگرد انگيزش مي توان نتيجه گرفت كه مديران آموزشي زماني مي توانند در اين زمينه (ايجاد انگيزه ) توفيق حاصل نمايند كه هدفهاي آموزشي را به صورت نيازهايي درآورند كه معلمان، دانش آموزان و كاركنان آموزشگاه براي تحقق آنهابرانگيخته شوند. در اين صورت تحقق هدفهاي آموزشي به رضايت شغلي كاركنان نيز منجر مي شود. فردريك هرزبرگ معتقد است: اگر مي خواهيم افراد در كارشان انگيزش داشته باشند بايد به مواردي نظير توفيق، بازشناسي، كار، مسئوليت و رشد اهميت بدهيم، زيرا اينها صفات مشخصه اي هستند كه براي كاركنان از نظر دروني پاداش دهنده به شمار مي روند. مدير در ايفاي نقش رهبري خود بايد نيازمنديهاي رواني و اجتماعي افراد را با مقاصد سازمان هماهنگ نمايد و انگيزه هاي موثر در كارمندان براي همكاري در جهت تحقق اهداف سازمان به وجود آورد. مدير آموزشگاه مي تواند نگرش كاركنان را در جهت دستيابي به هدفهاي آموزشي هدايت نمايد، يكي از نكات مهم در اين رابطه، ايجاد اين نگرش است كه در صورت تلاش و كوشش مي توان به هدفهاي مورد نظر دست يافت، به عبارت ديگر اميدوار نمودن معلمان و دانش آموزان به نتيجه بخش بودن تلاش ها و فعاليت هايشان، انگيزه لازم را در آنان براي حركت در مسير تحقق اهداف به وجود مي آورد. كونتز و ادانل بر اين باور هستند كه مردم تا آن حد براي انجام كاري در حصول به هدفي برانگيخته مي شوند كه انتظار رسيدن به آن هدف را برحسب تلاش خود داشته باشند. يعني انجام هر كاري در جهت حصول به هر هدفي بايد با اميد به موفقيت همراه باشد. وروم نيز مي نويسد: انگيزه فرد در هر كار و هر زمان را مي توان از حاصل ضرب پيش بيني او از نتايج مثبت يا منفي آن كار در ميزان اطمينان او از دستيابي به نتايج متناسب با هدف معين خود به دست آورد يعني انگيزش به نظر وي، محصول ارزشي است كه فرد براي هدف خود پيش بيني مي كند و احتمالي است كه براي حصول به اهداف خود ملاحظه جاذبه عبارتست از ميزان اولويت يك نتيجه براي فرد و انتظار احتمالي است كه عملي خاص منجر به نتيجه مطلوب گردد و نيرو ميزان انگيزش فرد است. زماني كه شخص نسبت به هدف بي تفاوت باشد، جاذبه نيز صفر و منفي است. وقتي كه شخص نخواهد به هدف برسد، در اين صورت او انگيزه اي براي كار ندارد. به همين ترتيب اگر انتظار فرد صفر يا منفي باشد، خود نشان مي دهد كه انگيزه اي در فرد براي وصول به هدف وجود بنابراين ندارد نيرو براي انجام هر كار، نياز به جاذبه و انتظار مناسب در فرد دارد. مديران با تبيين هدفهاي آموزشي براي معلمان و دانش آموزان و تاكيد بر اهميت و اولويت آنها در جهت تكامل و توسعه جامعه مي توانند جاذبه را براي تحقق اين اهداف افزايش دهند، همچنين بايد معلمان و دانش آموزان را به موثر واقع شدن تلاش هاو كوشش هايشان مطمئن يا اميدوار نمود تا درجه انتظار آنان افزايش يابد و در نهايت از حاصل ضرب اين انتظار در جاذبه نيرو، يا انگيزه لازم براي محقق ساختن هدفهاي آموزشي در معلمان و دانش آموزان به وجود آيد. نتيجه گيري در عصري به سر مي بريم كه آموزش و پرورش نقش بسزايي در آن ايفا مي نمايد. در حال حاضر ممالك عمده جهان، بخش اعظمي از سرمايه گذاريهاي خود را متوجه امر تعليم و تربيت نموده اند، برخلاف برخي پندارها، سرمايه گذاري در آموزش و پرورش، يك سرمايه گذاري مصرفي و برگشت ناپذير نيست، بلكه با توجه به نقش مهمي كه نظام آموزشي در رسيدن به توسعه و پيشرفت ايفا مي نمايد، سرمايه گذاري در اين زمينه هرچند ممكن است زمان بر باشد، اما در عين حال روند تحقق توسعه را تسريع مي كند و اما از جانب ديگر داشتن يك نظام آموزشي پويا و كارآمد بدون وجود معلمان و دانش آموزاني با انگيزه، امكان پذير نيست، زيرا همان طور كه گفته شد انگيزه، عامل حركت و فعاليت در انسانهاست و معلمان و دانش آموزان نيز بدون داشتن انگيزه كافي، نمي توانند اهداف نظام آموزشي را محقق سازند و عدم انگيزه هم به مفهوم تلف شدن بخش بزرگي از سرمايه هاي مادي و معنوي جامعه است. توجه به عامل انگيزه در آموزشگاهها از اهميت خاصي برخوردار است و اين مساله با ميزان توفيق مديران ارتباط بسيار نزديكي دارد و لذا توجه آنان به اين امر خطير، ضرورتي آشكار و انكارناپذير است.