Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801130-54167S1

Date of Document: 2002-02-19

طرح توسعه نيشكر به رغم تمام نارسايي ها بايد ادامه يابد بحثي پيرامون توسعه يا عدم توسعه كشت نيشكر در خوزستان ( ) 6 دكتر پرويز كردواني خلاصه با عواملي كه درروز گذشته ذكر شد، كشت و صنعت هاي نيشكر خوزستان در شرايط مطلوب قرار ندارند و سرنوشت كشت و صنعت هاي هنوز كامل و داير نشده هم مشخص نيست. با اين وضعيت چه بايد؟ كرد همانطور كه نوشتيم هفت كشت و صنعت جديد بر مبناي تجارب موفق كشت و صنعت هاي قبلي (هفت تپه و كارون ) با هدف اصلي رسيدن به خودكفايي در شكر و نيز توليد محصولات جانبي و فراهم شدن اشتغال درزمينه هاي مختلف در برنامه كشور گنجانده شده اند اما با مسائلي كه ذكر شد هم درزمينه روش كاشت و آبياري كه آب خيلي زيادي مصرف و آب آلوده خيلي زياد هم توليد (بن آبها ) و آب وسيعي را به شدت آلوده مي كند و ديگر امور مربوط به خود روش كاشت و برداشت و هم به قول مسوولان با كارشكني هاي بانك هاي تامين كننده اعتبارات و وارد كردن شكر ارزان به مقادير زياد كه طرح توسعه كشت و صنعت را از توسعه باز مي دارد، ادامه طرح توسعه نيشكر در اين شرايط در كشور مصلحت به نظر نمي رسد. اما بايد به اين موضوع هم توجه داشت كه در اين شرايط راه حل براي رفع نياز كشور به قند و شكر، توسعه واردات نيست بلكه توسعه كشت و صنعت نيشكر و چغندرقند است تا در قند و شكر به خودكفايي برسيم (در زير در اين باره توضيح خواهيم داد ). اما اگر به كشورهاي پيشرفته در زمينه كشت و صنعت نيشكر بنگريم مي بينيم كه اين طرح براي آنها كاملا اقتصادي است و همواره سعي مي كنند با يافتن موادجانبي بيشتر، بيشتر از اين ماده اوليه به ظاهر ساده يعني نيشكر در زمينه هاي مختلف توليد مواد و نيز اشتغال افزا، استفاده كنند. به عنوان مثال كشور استراليا را مي توان نام برد كه در هر كجاي آن كه يك مزرعه و كارخانه نيشكر احداث شده، يك شهر صنعتي به وجود آمده است و روز به روز هم اين شهر با ايجاد صنايع، گسترش مي يابد زيرا تنها به استحصال قند و شكر از ني، اكتفا نشده بلكه ضمن احداث كارخانه قند (شكر ) و صنايع براي استحصال موادجانبي از ملاس و باگاس به وجود آمده ( الكل، خميرمايه، نئوپان كاغذ و چندين مواد ديگر ) در كنار اينها، مراكز تحقيقات كشاورزي، مراكز تحقيقات صنعتي، آموزشگاه ها براي پرورش و بالا بردن دانش كاركنان، مراكز تهيه قطعات ماشين آلات كشاورزي، مراكز وسايل حمل ونقل مراكز نيشكر، دستگاه هاي بخش صنعت و غيره مربوط به نيشكر ايجاد لذا شده اند شهري صنعتي از مجموعه فعاليت هاي مختلف با بودن يك كارخانه قند ( شكر ) به وجود آمده است. اما در كشور ما هيچ كدام از اين مراكز و صنايع شكل نگرفته است، هرچند در سال هاي اخير تا حدودي حركت هاي كوچكي توسط برخي مهندسان كارآمد، شده علت است آن، عدم توجه كافي به اين مجموعه كشاورزي -صنعتي عظيم بوده است زيرا بيش از 40 سال از آغاز فعاليت براي برنامه ريزي احداث اين مجموعه مي گذرد ولي متاسفانه علي رغم آن همه سرمايه گذاري و داشتن اهداف بلند براي آن، به عنوان يك محصول بيگانه با آن برخورد شده است (به ويژه در سال هاي اخير ) مانند صنعت نفت كه يك قرن است مشغول آن هستيم ولي عمليات فقط به استخراج و صادرات آن و كمي هم پالايش و توليد مواد از آن اكتفا شده است درحالي كه خميرمايه توسعه صنايع و اقتصاد بسياري از كشورهاي پيشرفته صنعتي جهان كه امروز از لحاظ اقتصادي به ما فخر مي فروشند، همين نفت است كه ما خودمان قدر آن را نمي دانيم ولي فقط به فروش آن وابسته ايم! بنابراين كشورهاي پيشرفته در برنامه كشت و صنعت نيشكر، به آن توجه داشته و درست عمل مي كنند كه برايشان اقتصادي و بدون مساله مهم اما است از طرف ديگر بايد توجه داشت كه نه تنها ديدگاه و شرايط رفتاري ما نسبت به اين محصول، با كشورهاي پيشرفته متفاوت است كه از نظر برخي، اين طرح غيراقتصادي مي نمايد كه توسعه آن را در اين شرايط به صلاح مملكت نمي دانند، بلكه به ويژه روش كاشت يعني آبياري با آب زياد و مسائل و عوارض ناشي از آن مانند كمبود آب در فصل تابستان براي ديگر مصارف و نيز كشت ديگر محصولات كشاورزي، آلوده شدن آبهاي سطحي (كارون ) و زهدار شدن و از حيز انتفاع افتادن اراضي تحت تاثير آن و ديگر مسائل، نقاط ضعف براي توسعه اين مجموعه در كشور ما هستند زيرا اين مسائل در آن كشورها كه مزارع نيشكر با آب باران مشروب مي شود و يا به طور كمكي با شيوه هاي قطره اي و باراني آبياري مي شوند، وجود ندارند. در كشور ما آب واقعا به معني حيات است و ما به محصولاتي نيازمنديم و در شرايط فعلي مجبور به وارد كردن آنها هستيم كه حتي مهمتر و استراتژيك تر از قند و شكر هستند مانند گندم و ذرت. هر دو محصول در خوزستان خوب عمل مي آيند و حتي امكان 32 بار كشت ذرت در يكسال هم وجود دارد. اگر بخواهيم از ديدگاه مصرف آب و نيز ضروري تر بودن مواد به مساله توجه كنيم، اولويت با كشت و توسعه گندم و ذرت است زيرا در زراعت نيشكر 76 برابر زراعت گندم، آب مصرف مي شود. امروزه آب آنقدر اهميت دارد كه معيار و ضوابط براي انتخاب كشاورز نمونه، برمبناي مصرف آب است. به عبارت ديگر در گذشته كشاورز نمونه به زارعي گفته مي شد كه حداكثر توليد را در واحد سطح داشت. اما امروز كشاورز نمونه به شخصي اطلاق مي شود كه با مصرف حداقل آب، حداكثر محصول را در واحد سطح توليد كند. بر اين اساس چغندر و به خصوص نيشكر كه چندين برابر محصول گندم آب مصرف مي كند و آب زيادي را هم آلوده و غيرمصرف و زيانبخش مي كند، فكر توسعه آن مي تواند مورد ترديد قرار گيرد. اگراين گونه فكر و عمل شود پس چگونه بايد قند و شكر موردنياز را به طور اصلي تامين كرد ودر اين زمينه به خودكفايي؟ رسيد چنانچه از صنعت نيشكر حمايت نشود به اين هدف مي توان از طريق توسعه طرح كشت و صنعت چغندرقند در مناطق مساعد و چغندرخيز كشور رسيد، هرچند در كشور ما اين محصول هم بدون مساله نيست زيرا به عنوان مثال هرگاه چغندر زياد توليد كارخانه ها مي شود، قادر به جذب آنها نيستند (مانند كارخانه هاي قند خراسان در چند سال پيش ) و ياحتي كشاورزان با صرف هزينه و تحمل مشقات فراوان چغندرقند را توليد كرده، از دل زمين هم بيرون آورده ولي كاميون براي حمل آنها تا كارخانه وجود ندارد (مانند منطقه كرمانشاه در سال ) 1378 و ديگر مسائل اما چغندرقند از بعضي لحاظ نسبت به نيشكر مزايايي دارد كه از آن جمله اند: به آب به مراتب كمتري نياز دارد، كيفيت قند آن بهتر از قند نيشكر است كه در كشورهاي پيشرفته بيشتر از آن مصرف مي كنند، امكان ساخت و احداث كارخانه قند در داخل كشور وجود دارد (درحالي كه در مورد نيشكر اين طور نيست ) كشت آن، توسط افراد هم امكانپذير است، آب و خاك مجاور را آلوده نمي كند و برداشت آن به گونه اي است كه محيط و هوا را هم آلوده اما نمي سازد از آنجايي كه چغندر خيلي كمتر از نيشكر ولي بيشتر از ديگر محصولات بهاره مانند پنبه آب مصرف مي كند، بايد براي رسيدن به اهداف يعني خودكفايي در قند و شكر، سطح كشت آن در مناطقي كه آب كافي وجود ندارد (مانند نواحي خراسان كه امروزه از مناطق مهم و وسيع كشت اين نوع محصول است ) كاهش يابد و بر سطح كشت آن در مناطقي كه از آب بيشتر و آفتاب كافي برخوردارند مانند نواحي غربي كشور ( كرمانشاه، كردستان و غيره ) كه آب حتي رودهاي عظيم و متعددي هم هدر مي روند و از آنجا به عراق مي ريزند، افزوده شود و با احداث كارخانه هاي قند كافي، كشت و صنعت چغندرقند در اين مناطق و ديگر نواحي مساعد كشور توسعه يابد تا هرچه زودتر با مساله كمتر در اين محصول به خودكفايي برسيم و نيازي به واردات قند و شكر نداشته باشيم. از بهترين و مساعدترين مناطق براي كشت و توسعه چغندرقند، همان منطقه اي است كه طرح هاي عظيم هفتگانه يا به طور كلي ده گانه نيشكر در دست اقدام هستند زيرا همان گونه كه قبلا هم اشاره اي شد، در اين منطقه برخلاف ديگر مناطق كشور آنقدر اقليم مساعد است كه چغندر را در فصل پاييز مي كارند. در مورد اين زراعت بر خلاف زراعت نيشكر ديگر مساله كمبود آب نمي تواند مطرح باشد زيرا با آغاز كشت، فصل بارندگي نيز آغاز مي شود و بارندگي در تمام طول دوره رويش گياه تا فصل برداشت ادامه دارد و اگر نياز به آبياري هم باشد چون در اين فصول ( پاييز، زمستان و بهار ) برخلاف تابستان، كارون داراي آب زيادي است كه مقادير عظيمي ازآن به دريا مي ريزد، گرفتن آب از كارون مساله اي ايجاد نمي كند. در زراعت چغندر به ويژه از اين لحاظ كه روش كشت و آبياري و ميزان مصرف آب هم به گونه اي است كه نه بن آبي به وجود مي آيد كه موجب آلودگي رود كارون گردد و نه زه آبي ايجاد مي شود كه اراضي پايين دست را زهدار و از حيز انتفاع ساقط كند. از يك طرف كم بودن ميزان مصرف آب در چغندرقند نسبت به نيشكر و از طرف ديگر فراوان بودن آب و پرآب بودن رودها در فصول رويش گياه چغندرقند اين امكان را مي دهند كه بتوان چندين برابر سطح كشت نيشكر، زراعت چغندرقند را توسعه داد و قندي با كيفيت بهتر وجهان پسند و با مسائل كمتر حتي بيش از نياز داخلي (توام 7با توسعه كشت در نواحي غربي كشور ) توليد كرد، به خصوص كه امكان ساخت كارخانه قند براي تمام مناطق با امكانات داخلي امكانپذير است (برخلاف نيشكر كه بايد كارخانه هاي آن با هزينه زياد از خارج وارد شوند ) ناگفته نماند كه براي طرح هاي كشت و صنعت نيشكر خوزستان تاكنون سرمايه گذاري عظيمي شده كه نبايد آن را به همين سادگي رها كرد و فقط به فكر توسعه كشت چغندرقند برآمد، همانطور كه در آغاز نوشتيم اگر همانند كشورهاي پيشرفته با اين كشت و صنعت رفتار شود، مي تواند اقتصادي هم باشد و با اقداماتي نظير استفاده از آبياري قطره اي و باراني، جلوگيري از آلوده شدن آب كارون و نيز زهدار شدن اراضي پايين دست، عيوب و زيان هاي ناشي از آن را كاهش داد و به حداقل رساند. در خاتمه بازهم متذكر مي شوم كه مملكتي داريم با استعدادهاي طبيعي متنوع و استثنايي در جهان كه امكان تهيه بسياري از مواد از راه ها و روش هاي مختلف و در مناطق مختلف آن وجود دارد. فقط بايد مسوولان اين امكانات را بيشتر بشناسند و استعدادهاي استثنايي كشور را باور داشته باشند تا با فراهم كردن امكانات لازم از آنها به طور صحيح بهره برداري بشود و به اين طريق همواره ايراني آباد و پيشرفته و ملتي شاد و سرافراز داشته باشيم.