Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801129-54157S5

Date of Document: 2002-02-18

چشم انداز بلاياي سيطره مهندسان البته، اينكه روزنامه اي از مطالب خودش تعريف و تمجيد كند، فقط خاص يك روزنامه عصر است، اما گزارش جالبي كه ديروز در صفحه 5 همشهري چاپ شد جانمايه اي آنچنان گيرا دارد كه بر مي تابد موضوع آن مورد تاويل هاي مجدد قرار نكته گيرد اين است كه در بيست سال گذشته معركه گردانان اقتصاد ايران عمدتا افرادي بوده اند كه اگر هم تحصيلاتي متناسب حوزه هاي اقتصادي داشته اند، در حوزه هاي مهندسي و فني بوده و از اين نظر ضمن آنكه اقتصاد كشور از فقدان بينش ژرف و فرانگر رنج برده، شاخص هاي كمي بر آن سيطره داشته و از اين نظر آنجا هم كه توسعه حادث شده، نبود نگرش كيفي، دستاوردها را ناپايدار كرده است. به طور قطع شكل گيري چشم انداز اقتصاد ايران، بيش از آنكه به قابليت هاي فردي و شرايط احراز اين مديران مهندس ارتباط داشته باشد، متاثر از ساز و كاري است كه مهندس ها را به جاي تئوريسين ها نشانده و در حاليكه غريو كيفيت بر مي كشيده، فقط در پيش رو به اهداف كمي چشم دوخته است. ريشه هاي اين كميت گرايي چندان ناپيدا نيست. فارغ از اقتضائات متعدد سياسي و فرهنگي (و باز هم به شرط سالم بودن همه شرايط و روابط ) باز اين نكته بديهي است كه نحوه تربيت يك تكنيسين و مهندس اجازه انديشيدن به ايده آل هاي غايي را به او نمي دهد (و شايد هم حتي اصلا يك تكنيسين خوب، فردي باشد كه براي دستيابي به شاخص هاي دقيق كمي تلاش مي كند ) و پرداختن به ايده آل هاي ديرياب كيفي، كار تئوري پردازاني است كه البته خود بسيار ديرياب بوده اند. در اين باره مرور يكي از مشهورترين گفته هاي دزموند موريس قابل تامل است: .. شيدايي قدرت آنها را باورانده است كه بزرگ تر يعني بهتر، آنها در عوض پافشاري بر كيفيت، پيوسته خانه سازي بيشتر، مدرسه بيشتر و صنعت بيشتر را بانگ مي زنند. اما ما به عنوان يك گونه پر كميت طراحي ما نشده ايم گونه اي پر كيفيت هستيم و تفكر ما بايد بر اين ايده متمركز شود. البته، اينكه اين كميت گرايان چقدر در دستيابي به اهداف كمي خود موفق بوده اند و يا اينكه تاثير آنان بر اقتصاد ايران چه بوده، نكته اي ديگر است، كه ارتباطي با موضوع اين يادداشت ندارد. ناصر كرمي