Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801128-54147S5

Date of Document: 2002-02-17

يادداشت سياسي ايران و آمريكا، خواسته ها و ابزارها محمود صدري احتمال بهبود روابط ايران و آمريكا در چنان سطح نازلي است كه قطع رابطه را مي توان وضعيت پايدار و طبيعي بين دو كشور دانست. واشنگتن و تهران به دلايل گوناگون روزبه روز از يكديگر دور مي شوند و به موازات اين دوري بر دامنه جنگ لفظي عليه هم مي افزايند. آمريكا و ايران از يكديگر چه مي خواهند و ابزارهاي پيگيري خواسته هايشان كدام؟ است سرنگوني رژيم شاه درسال 57 به هر علتي كه بود غلبه فرهنگ و ايدئولوژي اسلامي را در ايران در پي داشت. اين فرهنگ و ايدئولوژي با رويكرد دولتهايي جهاني، را كه مانع بسط آن بودند، دشمن مي پنداشت. در دهه اول پس از پيروزي انقلاب، آمريكا و شوروي و تا حدودي اروپا و چين موانع انبساط ايدئولوژي انقلاب به شمار مي رفتند. تحولات جهاني دهه 90 بويژه فروپاشي شوروي، سهم آمريكا را در مناسبات جهاني و از جمله مهار ايدئولوژي انقلاب ايران افزايش داد و به تبع آن به تدريج رهبران واشنگتن به دشمنان اصلي حكومت ايران تبديل شدند. ايران همواره نارضايتي خود را از فشار آمريكا بر جنبش هاي اسلامي - بويژه حمايت از اسرائيل در برابر فلسطينيان - نشان داده است. همچنين، ايران از اينكه آمريكايي ها جايگاه منطقه اي اش را به رسميت نمي شناسند و حتي فراتر از آن همواره كوشيده اند انقلاب اسلامي را محدود مخدوش، و مهار دلخور كنند، است. در طول دوران هاي جنگ و سازندگي بارها تلاش ايران براي دستيابي به تكنولوژي هاي نوين صنعتي زير فشار آمريكا قرارگرفته آمريكايي ها است همواره اروپا، روسيه و چين را كه شركاي تجاري عمده ايران هستند، براي محدودكردن روابط فني خود با ايران زيرفشار گذاشته اند. آخرين پرده تقابل ايران و آمريكا به تحولات پس از 11 سپتامبر مربوط مي در شود دوران جديد آمريكايي ها براي فشارآوردن به ايران به محملي دست يافته اند كه از نمونه هاي قبلي براي آنها مناسبتربه نظر مي رسد. قرارگرفتن شبكه القاعده در كانون توجه جهاني به عنوان باشگاه تروريسم اين امكان را براي آمريكايي ها فراهم كرده است كه همه گرايش هاي اسلامي ضدآمريكايي را زير عنوان مشترك تروريست دسته بندي كند. ايران اگر بخواهد مانند آمريكايي ها همه گروههاي اسلامي ضد آمريكا را تروريست بنامد ناگزير است از جنبش فلسطين و مقاومت لبنان فاصله بگيرد. چنين اقدامي به مشروعيت ايدئولوژيك جمهوري اسلامي لطمه اي جبران ناپذير وارد مي كند. مخالفت با اين تفسير آمريكا نيز ميدان را براي جنگ رواني و احيانا جنگ نظامي آمريكا عليه ايران فراخ مي كند. بنابراين، ايران مي كوشد با بهره گيري از شكاف هاي منافع آمريكا با اروپا، روسيه، چين و حتي ژاپن به آمريكايي ها بقبولاند كه ايران طعمه راحت الحلقومي نيست. شايد ماموريتي كه جورج بوش رئيس جمهور آمريكا ديروز با سفر به شرق آسيا آغاز كرد پاسخي غيرمستقيم به اين نگرش ايران باشد. بوش در سفر خود به ژاپن، چين و كره جنوبي به احتمال زياد از اين كشورها مي خواهد كه در روابط خود با ايران به گونه اي عمل نكنند كه منافع ايالات متحده را تهديد كند. منظور آمريكايي ها از منافع ايالات متحده حوزه اي گسترده است كه قلب امنيتي آن در خاورميانه مي تپد و واشنگتن از ميزان نفوذ تهران در آن آگاه است. با افزودن ديگر محورهاي اختلاف آمريكا و ايران مانند بحث سلاحهاي احساس كشتارجمعي حقارت 20 ساله آمريكا بر اثر اشغال سفارتخانه اين كشور در تهران، نفوذخواهي دو كشور در آسياي مركزي، منافع متعارض دو كشور در افغانستان و در نهايت حيثيت جويي دو كشور در صحنه جهاني مي توان دريافت كه چرا رئيس جمهور آمريكا در اقدامي بي سابقه طي دو هفته شخصا پنج مرتبه به مصاف ايران آمد. زباني كه جورج بوش براي بيان ضديت خود با ايران انتخاب كرد، مبتني بر ابزارهايي است كه كشورش در اختيار دارد. ابزارهاي آمريكا توان اقتصادي و نظامي و نفوذ سياسي بين المللي است، به همين علت بوش مي كوشدهمبازهاي اقتصادي ايران ( اروپا، روسيه و ژاپن ) را از همكاري با تهران بازدارد. تهديد نظامي كه بوش در قالب عبارت همه گزينه ها ممكن است مطرح كرد، يكي ديگر از اين ابزارهاست، خطكشي جزمي بين دوستان و دشمنان هم ابزار سياسي آمريكاست كه مي كوشد جهانيان را وادار به همراهي با واشنگتن كند. ايران براي مواجهه با آمريكا، ابزارهاي همسنگ با ابزارهاي رقيب در اختيار ندارد. به همين علت عمدتا مي كوشد با توسل به قواعد حقوق بين الملل و برابري همه كشورها، مانع فشارهاي آمريكا شود. اين ابزار از مقبوليت جهاني لازم برخوردار اما است، به نظر مي رسد برخي از جريانهاي منتقد دولت با آن موافق نيستند. بعضي اقدامها وفراخوان هاي اخير به از ماجراجويي، نشانه هاي اين مخالفت است، زيرا ايران را به سوي كارزاري سوق مي دهد كه ابزارهاي اجراي آن را در اختيار ندارد. شايد اين اصل بديهي روابط بين المللي اين روزها، بيش از هر چيز به كار ايران بيايد كه: در ديپلماسي آن كس كه دستور مذاكره را ارائه كند، پيروز ميدان است و در جنگ آن كس كه خشمگين شود، مغلوب ميدان.