Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801128-54134S1

Date of Document: 2002-02-17

رنج مي كشم تا دوستم بداري بعضي از ما دردوره اي از زندگي خود ديوانه وار عاشق شده ايم يعني از شدت عشق و دوست داشتن كسي به حال نزار افتاده و بيمار شده ايم. يادتان هست زماني كه دلبسته كسي شده بوديد كه عشق و احساس شما را بي جواب مي گذاشت و كم محلي مي كرد و با تندخويي و بدخلقي تحقيرتان مي نمود. يادتان هست بسياري از خصلت ها و رفتارهاي كسي كه به عشق اش دچار شده بوديد را نمي پسنديديداما خود را راضي مي كرديد كه گذشت كنيد وكوتاه بياييد و سعي مي كرديد با محبت بيشتراو را تغيير دهيد. شايد فراموش نكرده ايد كه آن زمان بيشترفكر و حواستان به مشغول شده او بود و درهر چيز او را بر خود مقدم مي داشتيد. شما به خاطر رنج او وتعب و تالم بسياري را متحمل مي شديد، حرف و حديث و طعنه وكنايه ديگران را به جان مي خريديدو آرامش و آسايش خود را فدا مي كرديد و كفرتان درمي آمد اگر كسي به شما هشدار مي داد و رفتارتان را اشتباه مي دانست و شما را سرزنش مي كرد. آن زمان اين عشق براي شما از نوعي ديگر بود. از آن نوع كه ديگران نمي توانستند قداست و اهميت آن را بفهمند. شما در آن موقع بي اغراق همه چيز زندگي خود را در زندگي او خلاصه كرده بوديد. هستند كساني كه هم اكنون درگير چنين عشقي نسبت به همسر يا نامزدخود باشند وعليرغم همه ناراحتي و رنج و محنت ناشي از اين رابطه اصلابه بهبود وضع ارتباط خود نمي انديشند. بدون شك ادامه اين نوع روابط احساسي كه نه تنهاما را به كمال و تعالي نمي رساند بلكه رنج و اندوه و ناخوشي مان را افزون مي كند نه به خاطر عشق كه به خاطر هول و هراس و بيمي روان نژندگونه مي باشد. ترس از تنها شدن و هراس از اينكه كسي ما را دوست نداشته باشد ما را قانع مي كند همچنان كه در دوره كودكي و طفوليت خود آموخته ايم بر ادامه چنين روابطي پافشاري كنيم تا مبادا تنها بمانيم. بدين گونه است كه با عينك احساس و عاطفه همه چيز زندگيمان را مي بينيم و در دام جنوني كه رنگ عشق به خود گرفته است گرفتارمي شويم. ويژگي افراد مبتلا به جنون عشق افرادي كه در دام جنون عشق گرفتار شده اند ويژگي هاي متفاوتي دارند اما خصايص ذيل در عمده آنها مشترك است: - 1 نيازهاي احساسي شان در دوره كودكي ناديده گرفته شده است. كودك ممكن است هرگزفرصت درك احساس خود و فهم محبت واحترام را از سوي والدين پيدا نكرده باشد وتحت همين شرايط بعدها نمي تواند خود را محترم بشمارد و از اعتماد به نفس كافي برخوردار گردد و به قول استاد دكتر ميرجليلي كودكاني كه كلمات عاشقانه نشنيده باشند در بزرگسالي بدجور عاشق مي شوند. - 2 در خانواده هاي پرمشكل بزرگ شده اند. مشكلاتي مثل مصرف الكل، اعتياد به مواد مخدر، پرخاشگري و تندخويي والدين، مشاجرات و نزاع هاي مداوم بين پدر و مادر، نبود رابطه صميمي بين فرزندو والدين و سخت گيري و كنترل افراطي رفتار و حركات كودك از سوي والدين زمينه ساز اختلال عاطفي و بروز مشكلات جدي در تعاملات آتي فرد با ديگران مي شود. - 3 خود را شايسته مهرورزي ديگران نمي دانند. فضاي خانواده اين باوررا در آنها تقويت كرده است كه بايد به هر قيمتي محبت كرد تا ديگران محبت را به دست آورد. آنها وقتي مورد توجه ومحبت كسي قرار نگيرند با محبت كردن افراطي تلاش مي كنند نياز خود را براي جلب محبت ارضا نمايند. - 4 از تنهايي وترك شدن به سختي مي ترسند. فكر تنها ماندن، ترك شدن و جدايي سبب هراس عظيمي در وجودشان مي شود چرا كه براي آنها همه اين موارد مساوي چنين مفهومي است: كسي مرا دوست اگر ندارد فرد دركودكي شاهد جدايي يكي از والدين بوده باشد چنين احساسي به مراتب قوي تر در وجود او شكل مي گيرد. -معتقدندبراي 5 كسي كه عاشقش هستم هر كار كه بكنم كم است. آنها با اين اعتقاد براي جلب نظر كسي كه دوستش دارند به تلاشي طاقت فرسا دست مي زنند و از هر چه در توان دارند مايه مي گذارند. اصلا نگران وقت و هزينه اي كه صرف مي كنند نيستند و با رضايت خاطر فرياد مي كشند: من هميشه مديون تو هستم. - 6 هميشه و همه جا خود را مقصر و گناهكار مي دانند. روابط اينها اغلب پرمساله است واينها عادت دارند حتي اگر تقصير طرف ديگر روشن و آشكار باشدپيشاپيش خود را تقصيركار قلمداد نمايند ومسئوليت مشكلات ونابساماني ها را برعهده گيرند تا مبادا در ارتباط خدشه اي وارد شود و طرف مقابل محبت و عشق خود را دريغ نمايد. - 7 اعتماد به كمي نفس دارند. اين افراد خود را خيلي دست كم مي گيرند و بر حسبعادت ديرينه، خودرا حقيرتر از آن مي پندارند كه استحقاق مهرورزي داشته باشند. لذا هرگونه عشق و محبتي كه نثارشان مي شود را لطف و كرمي بسيارتلقي نموده و با شرمساري و خجالت محبت ديگران را گدايي مي كنند. منشا ايجادچنين خصلتي در آنها قبل از هر چيز به نوع تربيت خانوادگي و رفتار تحقيرآميز والدين برمي گردد. - 8 تمايل دارند رابطه را كنترل نموده و بر آن سلطه پيدا كنند. از آنجا كه بيشتر فكر و ذكرشان حفظ رابطه موجود است دائم در خواب و خيال عواملي هستند كه ممكن است رابطه را تهديد كند. لذا با فراست تحت عناوين مختلف فريبدهنده سعي مي كنند با مهرورزي بسيار وارزاني داشتن عشق فراوان رابطه را كنترل كنند و سلطه خود را برطرف مقابل پايدار سازند. - 9 به رنج كشيدن عادت كرده اند. اينها ناخودآگاه خود رادرگير رابطه اي پر از رنج و مرارت مي كنند تا حواس خود را از چيزهاي ديگري كه بيشتر عذابشان مي دهد پرت كنند. در واقع به جاي استفاده از مواد مخدر به حالت سكرآوري و تخديري ناشي از اين گونه عشق ها رو آورده اند. - 10 در قبال زندگي خود بي مسئوليت هستند و به سلامت خود اهميت نمي دهند. عليرغم تلاش بسياري كه براي بهبود زندگي معشوق خود انجام مي دهند هيچ توجهي به سلامت روحي و بدني خود ندارند و كمترين سعي را براي بهتر كردن اوضاع خود انجام نمي دهند. شايد كوچكترين ناراحتي معشوق خود را نتوانند ببينند اما در مورد سلامتي خود تا كارد به استخوانشان نرسد اقدامي از نمي كنند زندگي و سلامت خود چشم پوشي مي كنند تاديگري در آسايش و سلامت كامل باشد. چگونه بهبودي حاصل؟ مي شود كسي كه ديوانه وار عاشق شده است كمترين شباهت را از نظر رفتار و گفتار با آدم منطقي وعاقل حركات دارد واعمال او براي اطرافيان آنقدر عجيب و غريب است كه توجيه و تاويل منطقي آنها دشوار است. همين امر، اطرافيان را به سردرگمي و ندانم كاري سوق داده چه بسا آنها به هواي درمان فرد مبتلا، كارهايي را انجام دهند كه شدت مسائل و مشكلات او را افزوني بخشند. بي شك در نظر گرفتن مراحل زير در مسير بهبودي بسيار موثر است: - 1 به روانپزشك يا روانشناس مجرب مراجعه كنيد و از او براي حل مشكل كمك بخواهيد. اين توصيه نه تنها براي فرد مبتلا كه براي اطرافيانش نيز ضروري است. لازم است توجه داشته باشيد. مشاور روانپزشك يا روانشناسي را انتخاب كنيد كه قبلا در اين زمينه تجربه اندوخته باشد و قصد نصيحت و راهنمايي صرف شما را نداشته باشد ضن اينكه فقط نيز به درمان دارويي اكتفا نكند. روان درمانگر مجرب اين توانايي را دارد كه با مشاوره خود مقدمات ظهور و پيدايش يك دگرگوني دروني را در شما فراهم سازد. پذيرفتن اين نكته كه انجام دادن اين كار به تنهايي و بدون كمك مشاور انجام پذير نيست نخستين گام در روند بهبودي است ولي متاسفانه اغلب ما هنگامي به مشاوره رواني رومي آوريم كه شيرازه زندگي مان در حال فروپاشي است. - 2 ابتلا به بيماري افسردگي را باور كنيد. بيماري افسردگي با علائمي مثل غمگيني مداوم، احساس ياس، دلمردگي، بلاتصميمي، نااميدي، بي اشتهايي، بي خوابي و احساس حقارت و بي ارزشي مشخص مي شود. استفاده از داروهاي ضد افسردگي يكي از بهترين شيوه هاي درماني است ولي متاسفانه بسياري به دليل ترس هاي نادرست نظير اعتياد به قرص و ترس از تغيير نگرش ديگران نسبت به خود از مصرف داروهاي اين چنيني اجتناب مي كنند. درمان بيماري افسردگي به زماني حداقل شش ماهه نيازمند است ولي با همه طولاني بودن روند درمان، بهبودي بيماري افسردگي اعجاز مي كند و بينش فرد را صددرصد عوض مي كند فرد پس از درمان از بسياري از مشكلات خود نظير بلاتصميمي، سردرگمي، ياس و نااميدي جدا مي شود و در خود قدرت انجام هر كاري را مي يابد. متاسفانه برخي نيز درمان افسردگي و مراجعه به روانپزشك را مساوي زمينه سازي براي قطع رابطه عاطفي خود تلقي مي كنند و به همين جهت از هرگونه اقدامي در اين زمينه پرهيز در مي كنند حالي كه واقع امر اين است كه شما با مراجعه به روانپزشك توانايي ها و مهارت هاي جديدي براي ارتقاي رابطه فعلي و حل مشكلات موجود و كنترل احساس هاي مضر و آسيبرسان پيدا مي كنيد. - 3 روند بهبود تدريجي خواهد بود. همان طور كه شما آرام آرام درگير عواطف و احساسات ناسالم خود شديد، رهايي از اين احساسات هم تدريجي و آرام آرام امكان پذير است. انتظار تغييرات ناگهاني و وقوع معجزه، روند درمان و بهبودي شما را به تاخير مي اندازد و شما را قانع مي سازد كه باز هم منتظر شرايط بهتري باشيد. - 4 بهبود خود را نخستين هدف زندگي تان قرار دهيد. ليستي از نيازها و توقعات و خواسته هاي قلبي خود تهيه كنيد و انجام آنها را به ترتيبي كه مقدور است در اولويت كاري خود قرار دهيد. نسبت به سلامت جسمي خود تعهد بيشتري داشته باشيد. براي خود سرگرمي و تفريحات مفرح جديدي دست و پا كنيد. سعي كنيد تا آنجا كه مي توانيد خودتان را خوب تحويل گرفته و زمان و هزينه كافي براي خود در نظر بگيريد. اين هزينه در نظر اول شايد براي شما سنگين باشد ولي بدانيد تا به حال مبالغ بيشتري را براي آرام كردن دل شيداي خود هزينه كرده ايد. انجام چنين برنامه اي اصلا سهل و آسان نيست ليكن به زحمتش مي ارزد. ممكن است مجبور شويد براي يك هفته يا بيشتر تمام برنامه هاي زندگي تان را برهم زنيد اما چنين كاري براي شروع التيام آلام ضروري و به صرفه است و به زودي نتايج درخشانش را مشاهده مي كنيد. - 5 به دعا و راز و نياز بپردازيد. زماني از روز را به دعا و راز و نياز اختصاص دهيد. نيايش به فرد در كوران مشكلات قدرت عجيب و شگرفي مي بخشد و توانايي وي را براي مقابله با بحران ها دو چندان مي سازد. پيشنهاد من اين است كه خواسته ها و تمايلات خود را يادداشت كنيد و در پايان هر نماز از خدا اجابت آنها را خواستار شويد. پياده روي، نگاه كردن به طلوع و غروب خورشيد، دويدن نرم و آرام همه و همه فرصت هاي عالي جهت آمادگي ذهني براي انجام نيايش را فراهم مي سازند. كافي است يك بار امتحان كنيد. - 6 به مشكلات خود فكر كنيد. به جاي آنكه براي فرار از دست مشكلات به تماشاي تلويزيون و خواندن روزنامه رو آوريد بهتر است براي مدت كوتاهي (مثلا 20 دقيقه ) به مشكلاتي كه ذهنتان را پر كرده است فكر كنيد. به خود نگاهي دقيق تر بياندازيد. به آنچه شما را شاد مي كند و آنچه شما را ناراحت مي سازد بينديشيد. آنها را همه بنويسيد خاطرات خوشايند و ناخوشايند خود را مرور كنيد و سپس آنها را به روي كاغذ بياوريد. در يادداشت كردن مجبور نيستيد جملات و كلمات را كامل و زيبا و مرتب بنويسيد فقط لازم است آنچه را در ذهنتان مي آيد به روي كاغذ منتقل كنيد. اين كار بويژه هنگامي كه ذهنتان درگير است و به اصطلاح مغزتان كار نمي كند آسان نيست اما ممكن خود است را قانع كنيد زياد بنويسيد و نگران چند و چون نوشته خود نباشيد. نوشته ها و يادداشت هاي خود را براي يكي از اطرافيان نزديك خود بخوانيد با اين شرط كه فقط گوش كند و نخواهد پس از شنيدن مطالب شما را نصيحت كند يا تشويق و تحسين نمايد. هدف اين است كه مشكلات خود را بي پرده و صريح با كسي در ميان بگذاريد و نه چيز ديگر. - 7 از ملامت و سرزنش خود جدا خودداري كنيد. فرد درگير در جنون عشق مرتب وسوسه مي شود خود را ملامت و سرزنش كند. تنها فايده اين كار كاهش عزت نفس و تشديد احساس بي ارزشي است كه فرد را بيشتر در گرداب مشكلاتي كه گريبانگيرش هست فرو مي برد. توصيه مي كنم به جاي سرزنش خود، به ارزش ها و نقاط مثبت شخصيت خود فكر كنيد و كتابهاي بيشتري در اين مورد مطالعه كنيد و آينده بهتري را پيش روي خود ببينيد. اين امر بويژه براي اطرافيان فردي كه ديوانه وار عاشق شده است نيز ضروري هر است چند كارهاي فرد عاشق بسيار عجيب و دور از عقل مي نمايد و به صورتي واضح و آشكار به جنون شباهت دارد اما بهتر است از سرزنش و ملامت فرد گرفتار پرهيز چرا كرد كه اين عمل عزت نفس او را پايين مي آورد و روند بهبودي را به تاخير مي اندازد. بهتر است به خود زحمت داده و با يك روان درمانگر مجرب مشورت كنيد و از او نحوه برخورد درست با مساله را بياموزيد و مطمئن باشيد وضع به همين حال باقي نمي ماند. دكتر محمدهاشم آخوندي نسب منبع: زنان شيفته - رابين نوروود مهدي قراچه داغي