Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801127-54121S1

Date of Document: 2002-02-16

دوربين مخفي طنز، يا هزل! اشاره: اغلب بينندگان شبكه هاي تلويزيوني به نوعي برنامه هاي دوربين مخفي توليد داخل و خارج از كشور را مشاهده كرده اند، اين برنامه از آنجا كه بازيگرانش را مردم عادي تشكيل مي دهند لذا، در قبال حوادث و وقايع اتفاقي، معمولا عكس العمل هايي را در مواجهه با دوربين مخفي از خود بروز مي دهند كه ديدن رفتار و واكنش آنان براي مخاطبان تلويزيوني به نوعي كميك است. محمود صباغي مخاطب يكي از شبكه هاي تلويزيوني، با ديدن چند برنامه دوربين مخفي از منظر باورهاي ملي و ديني، اين برنامه رانقد كرده است، بي گمان طرح نگره هاي مخاطبان مي تواند در سمت دهي مناسب برنامه سازان چنين قالبهاي نمايشي شبكه هاي تلويزيوني موثر باشد. با هم اين مطلب را مي خوانيم: در نظر سنجي ها و آمارگيري هاي جامعه شناسانه، شاخص هر پديده اجتماعي، سنجش واكنش عمومي نسبت به آن پديده مي باشد. اين اصل در نظر سنجي ها نسبت به رسانه هاي ارتباط جمعي، بيش از همه در تلويزيون مورد صادق است. توجه به واكنشهاي محافل مختلف و رسانه هاي مكتوب، گوياي اين واقعيت است كه بيشترين تاييد وانتقاد از رسانه ها، در مورد تلويزيون و برنامه هاي آن است. بديهي ترين پيام مستتر در اين تاثيرگذاري اصل، جدي و وسيع بر مخاطبان، آن هم در يك طيف گسترده است و لذا، دست اندركاران تلويزيون، بنابر حكم عقل و منطق، بيش از هر كس مي دانند كه نه تنها نبايد نسبت به انتقادات، موضعگيري منفي و قهرآميز نموده، بلكه با استفاده از نظرات در ابتدا به ارتقاءسطح كيفي برنامه ها و بعد از آن به سطح كمي برنامه هاي تلويزيوني بپردازند. تاكيد سخن حاضر، بر برنامه هاي تحت عنوان دوربين مخفي، آن هم نوع وطني اش است و برنامه اي بس كه گهگاه از شبكه هاي مختلف به روي آنتن مي رود كه نه فراغ بالي حاصل مي كند، نه جذابيتي دارد، نه حتي زهرخندي مي نشاند بر لب! بگذريم. آنچه كه تا امروز تحت عنوان دوربين مخفي، از توليدات خارجي پخش شده و مي شود، اكثر قريب به اتفاق، جذاب، طنزآلود، گيرا و از همه مهمتر مبتكرانه بوده و كاملا به دل همگان، از هر تيپ و قشر و سني مي نشيند. آنچه اصولا، كه از فلسفه وجودي تهيه برنامه هايي چون دوربين مخفي به نظر مي رسد، به تصوير كشيدن واكنش هاي مختلف مردم، در هنگام روبه رو شدن با وقايع غيرمعمول زندگي روزمره است و اصولا همين واكنشهاست كه جذابيت و گيرايي براي مخاطب را در پي دارد. دستي كه از صندوق پست به طور ناگهاني، بيرون مي آيد تا نامه فردي كه قصد پست كردن نامه اش را دارد، تحويل بگيرد (!؟ ) افتادن، يك رتيل مصنوعي كه ناگهان در پيش پاي رهگذري اتفاق مي افتد، اسكناسي كه روي زمين افتاده، اما قسمتي از آن زير لاستيك اتومبيلي گير كرده، هر يك، واكنش هاي متفاوتي رادر افراد و حتي مخاطبان تلويزيوني برمي انگيرد، كه بعضا دلنشين، زيبا و جذاب مي نمايد اما، آنچه كه تحت عنوان دوربين مخفي توليد داخل پخش مي شود، نه تنها جذابيتي ندارد، كه حتي بعضا اثرات سوء و منفي نيز به دنبال دارد. قصد آن نيست كه به مقايسه توليدات داخلي و خارجي در اين مقوله خاص بپردازيم يا حتي حساسيت و تعصبي به خرج دهيم، كه به خوبي به تفاوت امكانات و ابزار واقفيم، اما آنگاه كه به صورت ناخواسته پاي تخطئه باورهاي ملي و اصولي كه پشتوانه اي چند قرني به دنبال دارد به ميان آيد نمي توان و نبايد، بي تفاوت ماند و سكوت كرد. بعضي از برنامه هاي تلويزيوني - از جمله همين دوربين مخفي كه موضوع سخن است - به نوعي ناخواسته با مخاطبان، اهانت آميز سخن مي گويد. مگر نه اين است كه تماشاگران محترم و ارجمند (!) را دعوت به ديدن برنامه اي، سطحي، ساده نگر، بي محتوا نمودن نوعي اهانت تلقي؟ مي شود شايد قدري اغراق آميز به نظر برسد، اما، دوربينهاي اغلب مخفي وطني، ناخواسته برخي از باورها و اعتقادات ملي را زير سئوال مي برد. تهيه كنندگان اين برنامه ها را به ديدن مجدد نوار ويدئويي ساخته هاي خودشان دعوت مي كنيم. اگر با ما هم عقيده شدند، پس تجديد نظري در اين زمينه داشته باشند. از دوران كودكي شنيده ايم كه همه جهانيان، ما مردم ايران را به مهمان دوستي، نوع پروري، كمك به ديگران و ارزشهايي از اين نوع، مي شناسند. بگذريم از اينكه اين روزها، اين خصوصيات ارزشي ما، با تاثيرپذيري ازعوامل جنبي گوناگون مانند وضعيت اقتصادي و... تا حدودي كمرنگ شده، اما قرائن نشان مي دهد كه اصل آن همچنان پابرجاست و در موارد ضروري مي توان نمونه هاي زيادي را به عينه ديد. در چنين شرايطي، هر كس، نسبت به توان و موقعيت و مسئوليت خويش، نسبت به احياء و حفظ اين ارزشهاي ملي، مسئول است. در چنين موقعيت خاصي، وقتي يك رسانه فراگير و تاثيرگذار، به دوربين بهانه مخفي فردي را از سر تا پا باند پيچيده و او را در كنار خيابان قرار مي دهد و مثلا از مردم كمك مي خواهد، همگي ديديم و مي بينيم كه هنوز بسياري از مردم ما، بي توجه به موقعيت خوب يا بد مادي خود، بر اصول ارزشي گذشته به شدت پايبندند. توقف مي كنند و مدت زيادي از وقت خود را مي گذارند تا به اين فردمصدوم كمك كنند سوار اتومبيلشان شود. هر تلاشي هم كه صورت مي دهد با دادوفرياد مصدوم دوربين مخفي مستاصل مي ماند. استيصال آنان حتي در روي صفحه تلويزيون نيز در چشمانشان موج مي زند. اين كجايش خنده دار؟ است كجايش موجب انبساط خاطر بيننده ارجمند؟ مي شود از تمام اينها كه بگذريم، اگر در شرايطي مشابه، مثلا كمك به يك مصدوم واقعي، كمك به يك فرد مستحق، قرار بگيرد چه خواهد؟ كرد اگر همين كار را انجام بدهد چه جور آدمي است. و اما سخني كه با آقايان دست اندركار، بويژه آنان كه دستي در تهيه چنين برنامه هايي دارند: صاحب اين قلم ناتوان به خود اجازه نمي دهم كه نيت شما را مورد سوال و ترديد قرار دهم. چرا كه هيچ كس جسارت هجمه باورهايمان را ندارد چه رسد به آنان كه دستي در عالم هنر دارند. شما عزيزان بايد بهتر از نگارنده بدانيد - كه مي دانيد - تقليد اصولا در موارد كلي توجيه پذير و قابل ارزيابي مثبت است كه حداقل مفهوم آن استفاده از تجارب ديگران است. تقليد در عالم هنر، في نفسه خود نوعي هنر است. به بيان ديگر، اصولا، ماهيت اصلي و ارزشي هنر، استثناء و منحصر به فرد بودن آن است. ساخت يك نمونه كمدي، از فلان برنامه جدي، يك تقليد هنري است وساخت يك نمونه كمدي، از يك نمونه كمدي موفق و محبوب، هم شايد، تقليد هنري باشد. در پايان اين مختصر، اميد است كه دست اندركاران سيما، بويژه تهيه كنندگان و دست اندركاران چنين برنامه هايي، هر گونه انتقاد منطقي را با سعه صدر بپذيرند.