Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801127-54115S3

Date of Document: 2002-02-16

خشونت و پرخاشگري كودكان دخترم نفس نفس زنان از پله ها بالا آمد و با صدايي پر از ترس و هيجان گفت: مادر، امروز هم مرتضي يك گربه ديگر را سربريده بود! مرتضي پسركي دوازده ساله بود كه با كمك برادر بزرگترش گربه هاي محله را در زيرزمين خانه سر مي بريد و سر بريده آنها را با غرور و شادماني به بچه هاي ديگر نشان مي داد. عصر همان روز وقتي براي خريد از خانه بيرون رفتم، بچه هاي همسايه را ديدم كه دور درختي حلقه زده بودند و با دهان هاي باز و چشم هاي نه چندان معصوم به شاخه هاي بالايي درخت نگاه مي كردند. چند پسر بچه، طنابي را كه دور گردن سگ لاغر و كثيفي بسته بودند و از بالاي يكي از شاخه هاي درخت رد كرده بودند، مي كشيدند. سگ مفلوك در هوا دست و پا مي زد و صداهاي خشكي حاكي از وحشت و بي پناهي از گلويش خارج مي كرد. پيش خودم گفتم: پسرها واقعا بيرحم و خشن هستند ولي دخترها هرگز دست به چنين اعمالي نمي زنند و در همان حال به ياد دختر بچه هاي فاميل افتادم كه آخر هفته ها در گردش هاي خارج از شهر آنها را مي ديدم كه دنبال پروانه ها مي كردند و بالهاي نازك آنها را كه روي زمين پهن كرده بودند با سنگ مي شكستند. نيروي حقيقي انسان - در كمال خلوص و صفا و بي هيچگونه قيد و تكلف - فقط در مورد موجوداتي آشكار مي شود كه هيچ نيرويي را به نمايش نمي گذارند. آزمون حقيقي اخلاق بشريت چگونگي روابط انسان با حيوانات است، بخصوص حيواناتي كه در اختيار و تسلط او هستند و اينجاست كه بزرگترين ورشكستگي بشر تحقق يافته است. آن هم ورشكستگي بنيادي كه ناكامي هاي ديگر نيز از آن ناشي مي شود. ( ) 1 ما به طور طبيعي انتظار داريم كه كودكان را در حال نوازش، غذا دادن و يا بازي با حيوانات ببينيم; پس چه عاملي موجب بروز چنين رفتارهاي خشن و بيرحمانه اي از سوي ؟ آنهاست آيا والدين اين كودكان را مي توان به خاطر ارتكاب اشتباهاتي بارز در تربيت آنها سرزنش؟ كرد كدام خشم فرو برده و يا رنج بازگو نشده در وجود اين كودكان آنها را وادار به انتقام از موجودي بي دفاع؟ مي كند آزار حيوانات در واقع نوعي پرخاشگري محسوب مي شود. پس بايد بدانيم كه پرخاشگري چيست و ريشه هاي اين رفتار در ؟ كجاست و آيا رفتار چنين كودكاني قابل اصلاح؟ است پرخاشگري؟ چيست بعضي پرخاشگري را رفتاري مي دانند كه به ديگران آسيب مي رساند، يا بالقوه مي تواند آسيب برساند. پرخاشگري ممكن است بدني باشد، ( زدن، لگدزدن، گاز گرفتن ) يا لفظي (فرياد زدن، رنجاندن ).بر طبق يك تعريف ديگر، پرخاشگري رفتاري است كه به قصد آزار كسي يا آسيب رساندن به چيزي ابراز مي شود. پرخاشگري را بايد از جرات ورزي متمايز دانست. جرات ورزي، دفاع از حقوق يا متعلقات (مانند ممانعت كودك از اين كه كسي اسباببازيش را بگيرد ) يا بيان اميال و آرزوها را در بر مي گيرد. دكتر تقي اسماعيلي فوق تخصص رشد و تكامل عصبي، رواني اطفال مي گويد: پرخاشگري مي تواند نسبت به اشيا، حيوانات، انسان هاي ديگر يا حتي خود شخص و يا چيزي كه به عموم مردم تعلق دارد (مانند پاره كردن صندلي هاي اتوبوس با چاقو ) ابراز شود. تاثير سن و جنس كودك در پرخاشگري پرخاشگري لفظي، دست كم در سال هاي قبل از با مدرسه، افزايش سن افزايش مي يابد. كودكاني كه در سال هاي اوليه به شدت پرخاشگرند، به احتمال زياد در جواني و بزرگسالي هم پرخاشگر خواهند بود و كودكاني كه پرخاشگر نيستند، به احتمال زياد در بزرگسالي هم پرخاشگر نخواهند بود. پسرها پرخاشگرتر از دخترها هستند. اين تفاوت در غالب فرهنگ ها و تقريبا در همه سنين و نيز در غالب حيوانات ديده مي شود. پسرها بيش از دخترها پرخاشگري بدني و لفظي دارند. دكتر سيدرضا هاشمي اين مطلب را با بياني متفاوت تاييد مي كنند: زن سمبل عشق و مرد سمبل خشم است و اين هر دو رفيق و كارساز هستند. كار خشم اين است كه موانع را از پيش پاي عشق بردارد. شكل، سبك، دفعات تكرار و شدت پاسخ هاي پرخاشگرانه كودك به ميزان وسيعي با يادگيري اجتماعي و تجربياتش بستگي دارد. اجتماع به طفل ياد مي دهد چگونه پرخاشگري خودش را ظاهر سازد. در اكثر جوامع پسرها بيش از دخترها تشويق به نشان دادن خشونت و پرخاشگري مي شوند. غالب والدين انتظار دارند، پسرهايشان در زد و خورد با اطفال ديگر پيروز شوند. براي دخترها ظرافت و لطافت در ازاي خشونت پسنديده تر تلقي مي شود. از اين روي در دوره دوم كودكي پسرها به مراتب خشن تر و ستيزه جوتر از دخترها هستند. حملات نزاع، جسماني، پرخاشگري، دروغگويي، تخريب و جسارت در پسرها به مراتب بيش از دخترها ديده مي شود. هر قدر سن پسر بالاتر رود، تفاوت بيشتري دررفتار پرخاشگرانه در مقام مقايسه با دختر نشان دختران مي دهد از ترس اين كه مبادا موقعيت و محبوبيت خود را از دست دهند، كم تر درصدد بروز خشم و عصبانيت خود برمي آيند. آنها تصور مي كنند كه اگر احساسات واقعي خود را بيان مادر دارند، ويا دوستان نزديك خودرا ناراحت كرده، موجب طرد خود از سوي آنان مي شوند. بنابراين بايد نسبت به خشم و عصبانيت دختران حساس تر بود و آنها را درمواجهه و مقابله با خشم آماده كرد. آنان سرانجام درمي يابند كه هرگونه بيان خشم به منزله ترك تمام روابط و مناسبات شخصي واجتماعي نيست. معمولا پسران چندان نگران پيامدهاي رفتارهاي پرخاشگرانه خود با ساير دوستان و هم سن و سالان خود نيستند. اين بدان دليل است كه آنان كمتر از دختران به دوستي هاي انفرادي خود اهميت مي دهند و بيشتر در جمع هستند. با وجود اينكه اكثر پسران رفتارهاي خشونت آميز بيشتري از خود نشان مي دهند، ولي راحت تر خشم خودرا بيان مي كنند و تجربه مي اندوزند. دختران در مقايسه با پسران گرايش كمتري به تقليد رفتارهاي پرخاشگرانه از خود نشان مي دهند، مگر آن كه به دليل چنين رفتارهايي از سوي ديگران تقويت شوند و البته در اجتماع ما به ندرت دختران به خاطر پرخاشگري تقويت و تشويق مي شوند. پرخاشگري و نقش رسانه هاي گروهي جوامع امروزي، بيش از پيش، نگران آثار زيانبار خشونت هاي وسايل ارتباط جمعي بر رفتار كودكان هستند. در چندين پژوهش آزمايشي سعي شده است موضوعات مورد تماشاي كودكان در تلويزيون كنترل شود. در يكي از اين آزمايش ها، گروهي از كودكان هر روز براي مدت معيني به تماشاي فيلم هاي كارتوني خشن پرداختند و گروه ديگر در همان مدت فيلم هاي كارتوني غيرخشن تماشا كودكاني كردند كه فيلم هاي كارتوني خشن ديده بودند، در روابطخود با هم سالان خويش پرخاشگري بيشتري نشان دادند. در حالي كه در ميزان پرخاشگري كودكاني كه فيلم هاي كارتوني غيرخشن تماشا كرده بودند، تغييري ديده نشد. تحقيقات متعددي حكايت از اين دارد كه، رابطه مستقيمي بين تماشاي برنامه هاي خشونت آميز تلويزيون و استفاده كودكان از اعمال پرخاشگرانه براي حل اختلاف هاي شخصي شان وجود دارد. هم چنين بين تماشاي زياد برنامه هاي خشن تلويزيوني در كودكي و ميزان پرخاشگري دربزرگسالي نيز همبستگي مثبتي وجود دارد. نكته جالب توجه اين كه بين عادات تماشاي تلويزيون در رفتارهاي پرخاشگرانه بعدي در دختران هيچ رابطه معناداري به دست نيامده است. از اين موضوع اين طور مي توان نتيجه گرفت كه دختران در مقايسه با پسران گرايش كمتري به تقليد رفتارهاي پرخاشگرانه دارند، مگر آن كه به خاطر چنين رفتارهايي از جانب والدين و يا اطرافيان خود به طور خاص تشويق شوند. روش هاي پيشگيري از رفتارهاي پرخاشگرانه و نقش خانواده در آن والدين از زماني كه كودك به دنيا مي آيد، بيش ازهر چيز به سلامت او اهميت مي دهند. آنها نهايت دقت خود را در انتخاب اسباببازي به عمل مي آورند، داروها و مواد شوينده را دور از دسترس كودكان قرار مي دهند، از هرگونه بلندي و ارتفاعي او را محفوظ مي دارند اما وغيره مراقبت از كودك تنها اين نيست كه او را از خطرات و آسيبهاي فيزيكي و جسماني در امان نگه داريم، بلكه علاوه بر آن بايد محيطي آرام و به دور از هر گونه اضطراب و تشويش نيز براي او فراهم آوريم. كودكان زماني مي توانند احساس آسايش وامنيت كنند كه والدين آنها قادر به كنترل هيجانات تند و عصبي خود باشند. گاهي منبع خشم و عصبانيت والدين در خارج از منزل است و به نوعي به محيط خانه انتقال مي يابد. اين امر باعث ايجاد جوي ناآرام در خانه مي گردد. مثلا زماني كه يكي از والدين از سوي مدير يا سرپرست اداري خود مورد توبيخ واقع مي شود، ناراحتي خود را تا زماني كه به خانه برمي گردد، پنهان مي دارد و آنگاه با كم ترين تخلف و يا اشتباهي از سوي فرزند خود عصباني شده و شروع به اوقات تلخي و انتقاد ازاو به مي كند عبارت ديگر، جابه جايي خشم به راحتي به فرزند شما انتقال يافته و او كه كودك بي دفاعي است، به هيچ طريقي نمي تواند درصدد تلافي وجبران برآيد. بنابراين دقت داشته باشيد، زماني كه از فرزند خود عصباني مي شويد، شايد اين احساس شما ناشي از حساس بودن و يا زودرنجي شما در قبال واكنش ها ورويدادهاي روزمره خودتان اگر باشد بتوانيد اتفاقاتي را كه باعث بروز چنين حالاتي در شما مي شود بشناسيد، قادر خواهيد بود از عكس العمل هاي تند و خشن خود جلوگيري كنيد. وظيفه اصلي و واقعي والدين اين نيست كه پرخاشگري بچه ها را سركوب كنند، بلكه اين است كه به آنها كمك كنند تا اين هيجان دروني خود را بشناسند و با شيوه موثر و سالمي آن را ابراز دارند. بدين منظور خوب است ابتدا جلوي خشم خود را بگيرند و زماني كه با فرزند خود وارد بحث جدي مي شوند، كنترل كافي برخود داشته باشند. روش ديگر اين است كه هم دختران و هم پسران خود را تشويق به داشتن رقابت هاي سالم ورزشي وعضويت در انجمن هاي فرهنگي نمايند. شركت در گروه هاي موسيقي، نقاشي، بازي هاي جمعي و از اين قبيل مي تواند آرامش و روحيه گروهي را در كودك تقويت كند. روش هاي مقاوم سازي كودكان ونوجوانان در برابر رفتارهاي خشونت آميز - 1 نسبت به فرزندان خود عشق و علاقه نشان دهيد. كودكان نيازمند عشق و محبت هستند. آنها خواهان داشتن روابطي گرم و صميمانه با والدين واعضاي خانواده خود مي باشند. كودكان دوست دارند از بودن در جمع خانواده خود احساس امنيت و آرامش كنند، تابتوانندبا اعتماد به نفس كافي در زندگي گام بردارند. نتايج پژوهش هاي چندي نشان مي دهد كه مشكلات و ناهنجاري هاي رفتاري كودكان در خانواده هاي سالم و صميمي به وضوح كمتر است. - 2 هيچ گاه حمايت هاي خود را از كودكان دريغ نكنيد. كودكان همواره نيازمند حمايت، تشويق و راهنمايي هاي والدين و ساير اعضاي خانواده خود هستند. مطالعات مختلف نشان مي دهند كه كودكان بي سرپرست اغلب مشكلات رفتاري گوناگون هم چنين دارند طبيعي است كه والدين نمي توانند هميشه دنبال بچه ها راه بيفتند و تمام دوستان او را مورد شناسايي قرار دهند. در چنين شرايطي كه نمي توانيد آنها را به نوعي كنترل كنيد، از فردي كه به او اعتماد داريد، بخواهيد كه مراقب فرزندتان چنانچه باشد فرزندتان به مدرسه مي رود، مي توانيد از اوليا و مربيان مدرسه بخواهيد كه نسبت به فعاليت هاي او در مدرسه هوشيار باشند. به كودكان خود بياموزيد كه در مقابل رفتارهاي تند و خشن دوستان خود، چه عكس العملي از خود نشان به دهند آنها بفهمانيد كه رفتارهاي خشونت آميز مورد تاييد هيچ كس نيست و آنها را از دوستي با افراد پرخاشگر برحذر داريد. - 3 هيچ گاه در خانه خشونت به خرج ندهيد. خشونت در محيط خانه مي تواند آسيبهاي جبران ناپذيري به كودكان وارد آورد. كودكان به محيطي امن و عاري از هرگونه خشم و خشونتي براي رشد احتياج دارند. كودكي كه در خانه، شاهد خشونت و پرخاشگري است، الزاما خشن و پرخاشجو نمي شود، ولي استفاده از خشم و عصبانيت را براي حل مشكلات زندگي آينده خود، امري عادي وطبيعي قلمداد خواهد كرد. بين تنبيه بدني كودك در خانه و ميزان پرخاشگري وي در مدرسه همبستگي نسبي وجود به دارد بيان ديگر، كودكاني كه تنبيه مي شوند، گرايش به تنبيه كودكان ديگر دارند. والدين نبايد پرخاشگري را با پرخاشگري پاسخ دهند. - 4 به كودكان كمك كنيد تاجلوي خشم و خشونت بايستند. والدين مي توانند با حمايت فرزندان خود نحوه مقابله با خشونت را به آنان بياموزند و به آنها ياد دهندكه چگونه با پاسخ هاي محكم وجدي خود جلوي رفتار تهديدآميز ديگران بايستند. سعي كنيد به آنها بياموزيد كه مقاومت در برابر خشونت يكي از صفات برجسته انساني است. خوب است والدين چگونه انتقاد كردن و چگونه ابراز عقيده كردن را به كودكان ياددهند وبا آنها تمرين كنند. دقت داشته باشيد كه آنها منظور شما را درك كرده باشند و از كلمات و واژگان مناسب و صحيح استفاده كنند. - 5 با كودك خود درباره خشم صحبت كنيد. هر فرد در شرايطي خاص عصباني مي شود و كودكان نيز اين موضوع را درمي يابند. خوب است والدين و مربيان نحوه بيان خشم را با استفاده از صحبت كردن به كودكان بياموزند. علاوه برآن، كودك هم از اين كه چند كلمه تازه ياد بگيرد، خوشحال خواهد كلماتي شد مثل، اذيت كردن، رنجاندن، بي عدالتي، ظالمانه، مزاحم شدن، برانگيختن و غيره پدر، مادر و فرزندان با شناخت علت عصبانيت خود ونحوه بيان سالم آن بهتر مي توانند احساسات دروني خود را ابراز دارند. - 6 روش هاي ساده برون ريزي خشم رابه كودك خود بياموزيد. با انجام ورزش هاي سبك مثل آهسته دويدن، دوچرخه سواري، شنا و پياده روي مي توانيد افكار خودرا بهتر تنظيم كنيد. همين طور با انجام نرمش هايي مثل يوگا، مراقبه، آرميدگي و آرام سازي اعصاب مي توانيد شدت پاسخ هاي هيجاني خود را به حداقل برسانيد و نسبت به ناكامي هاي روزمره تحمل خود را افزايش دهيد. آيا نسل امروز خشن تر از نسل هاي قبلي؟ است دكتر سيدرضا هاشمي در پاسخ به اين سوال مي گويد: نسل امروز خشن تر از نسل هاي پيشين نيست. بلكه نسل گرفتارتري است كه بافشارهاي رواني بيشتري دست به گريبان است. او به خاطر اين فشارها از يك طرف و بمباران اطلاعاتي از طرف ديگر در واقع نسل درمانده تري است كه براي انطباق با اين وضعيت به توانايي هاي بيشتري نياز دارد. فريده خرمي منابع: - پرخاشگري در كودكان -ماندانا سلحشور - روان شناسي كودك - دكتر سيروس عظيمي - رشد و شخصيت كودك - ترجمه: مهشيد ياسائي - 1 رمان بارهستي اثر ميلان كوندرا.