Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801127-54115S2

Date of Document: 2002-02-16

چگونه درباره خود قضاوت؟ مي كنيد از ديدگاه روان شناسان هر فردي داراي توان، قابليت، استعداد، هوش و حافظه است، در عين حال علاوه بر اين داشته ها يك پندار، برداشت و باور نيز در رابطه با وجود يا نقصان اين امكانات داريم كه در اكثر اوقات با واقعيات وجودي ما متفاوت است. به اين برداشت خود پنداره مي گويند. پس خود پنداره عبارت است از تصور و پنداري كه فرد درباره كل وجود خود دارد. اين تصور و پندار تمام ابعاد جسماني، ذهني و عاطفي را دربرمي گيرد. (كوپر اسميت ) يك سوال اساسي در اين رابطه آن است كه آيا مبناي رفتارهاي ما خود واقعي ما است يا خودي كه؟ مي پنداريم جالب است بدانيد مبناي رفتارهاي ما خودپنداري و برداشت از خويشتن است نه توان، قابليت، هوش و حافظه ما. بر اين اساس چه بسا فردي از نظر ذاتي و واقعي سرشار از استعداد و توانمندي تحصيلي باشد ولي به دلايلي كه بعدا گفته خواهد شد همواره خود را بي استعداد و ناتوان در تحصيل و مطالعه احساس كند و با كمال تاسف رفتارهاي او به شدت تحت تاثير اين باور غلط قرار خواهد گرفت. لذا سعي مي كنيم اين مفهوم را تاحدي كه به مساله مطالعه و موفقيت تحصيلي مربوط است بررسي نماييم. انواع خودپنداره تحصلي: به طور كلي افراد دو نوع تصور و پندار درباره قابليت ها و توانمنديهاي ذهني و هوشي و استعدادهاي خود دارند. الف ) خودپنداره مثبت: افرادي كه به توانمنديها و قابليت هاي خود براي تحصيل موفقيت آميز كاملا اعتماد دارند، بر افكار و انديشه هاي خود مسلط هستند و زبان حالشان اين است كه من توانا، باهوش، بااستعداد و قوي هستم، اگر گاهي در تحصيل موفق هم نشده ام نه از آن جهت است كه ناتوان و كم هوش بوده ام بلكه به اين دليل است كه واقعا مطالعه نكرده ام و وقت كافي نگذاشته ام. ب ) خود پنداره منفي: اين تيپ افراد كساني هستند كه نسبت به توانمنديها و قابليت هاي خود اعتمادي ندارند و خود را كم حافظه، تنبل، بي حوصله و بي اراده مي دانند كه توان مطالعه و ادامه تحصيل را زبان ندارند حال اين افراد آن است كه من، هوش و حافظه ام را از دست داده ام، بدبخت و بداقبال، بي استعداد و بي هنر هستم، از من ديگر گذشته است. اين فرد خود را خيلي كمتر از آنچه كه واقعا هست ارزيابي مي كند. قبل از ادامه بحث از خواننده گرامي اين سطور مي خواهيم به قضاوتي درباره خود نشسته و با چند دقيقه خودكاوي ببيند خود را در كدام گروه جاي مي دهد. آيا خود را فردي باهوش، قوي حافظه، بااراده و زرنگ مي داند يا كم هوش، كند حافظه، بي اراده و؟ تنبل بازده هاي هر برداشت و پندار از خويشتن علت اصلي انتخاب اين بحث در اين مقاله، اهميت اساسي است كه نتيجه و بازده هر برداشت از خود در رابطه با ادامه يا رها كردن مطالعه و تحصيل دارد. يك برداشت انسانها را آماده هر نوع تلاش و كوشش مي كند و موفقيت فرد را تضمين مي نمايد و برداشت ديگر باعث ركود و تباهي گنجينه توانمنديهاي هوشي و استعدادهاي فرد مي شود. انسانها آن گونه زندگي مي كنند و در نردبان ترقي و تعالي به آن اندازه پيش مي روند كه خود را مي پندارند و همواره شرايطي را مي پذيرند كه خود را قابل آن مي دانند. هر كس به قدر همت خود خانه ساخت بلبل به باغ وجغد به ويرانه تاخت اگر فردي با ديدي بدبينانه به خود مي نگرد، در واقع آماده هر نوع شكست و ناكامي است، اين فرد چون خود را توانمند و باهوش نمي داند اصولا تلاش و كوشش را بيهوده مي انگارد. دانش آموزاني كه دچار خود پنداره منفي هستند در يك چرخه باطل گرفتار شده اند كه توان آنها را به تحليل مي برد و قدرت قدم برداشتن و مطالعه را از آنها سلب مي نمايد. در اين فرآيند معيوب احساس ناتواني پايه است. كسي كه احساس مي كند ياد نمي گيرد يا نمي تواند بخواند يا حافظه اش ضعيف است به طور طبيعي تن به تلاش نمي دهد و هر كس كه تلاش نكند ياد نمي گيرد، وقتي فرد ياد نگرفت شكست تحصيلي را تجربه مي كند و باز همين شكست را ناخودآگاه مانند مهر تاييدي بر ناتواني خود مي زند و اين چرخه باطل مرتب محكم تر مي شود و نهايتا منجر به رها كردن درس و مطالعه مي شود. هر گاه موفقيتي هم نصيب اين افراد بشود آن موفقيت را حق خود نمي دانند و آن را ناشي از آسان بودن مطالب يا شانس و اقبال مي دانند نه توان و قابليت و تلاش خود! دكتر و وين. داير در بحثي جالب به بحث پيرامون اثرات سوءبرداشت هاي منفي از خويشتن تحت عنوان من.... هستم پرداخته است. او مي گويد هر من...... هستم منفي در واقع برچسبي منفي است كه به خود مي زنيم و به كاربردن مداوم اين من....... هستم هاي منفي باعث مي شود به اين باور برسيم كه شخصيت، قابليت و هوش و حافظه ما واقعا ضعيف است و ديگر راهي براي تغيير وجود ندارد. كسي كه مرتب مي گويد: من ضعيف هستم، من بي استعداد هستم، من خسته هستم، من كم هوش و كم حافظه هستم، به اين پندار از خود مي رسد كه تلاش او بيهوده اولين است ضرر آويختن به گذشته و تكيه بر من.... هستم هاي منفي اجتناب از تغيير است و چون تا تغييري نباشد رشدي صورت نمي گيرد لذا راه رشد خود را سد مي كنند. دانش آموزي كه ذهن خود را مخزني از انديشه هاي منفي كرده چگونه مي تواند تن به مطالعه و برنامه درسي؟ بدهد روان شناسان معتقدند دانش آموزاني كه به دوره متوسطه رسيده اند از نظر هوشي نوعا متوسط يا بالاي متوسط هستند و اگر تلاش كنند موفقيت تحصيلي حق آنهاست. آيا فكر كرده ايد علت افت درسي آنها و شايد شما در؟ چيست در مصاحبه با اين دانش آموزان متوجه مي شويم حرفهاي اوليه آنها اين است كه: هوش من ضعيف شده است، من ديگر نمي توانم درس بخوانم، بارها شكست خورده ام پس ديگر موفق نمي شوم و همه اين مفاهيم نموداري از خويشتن پندار منفي آنها است. عوامل موثر در شكل گيري خودپنداره روان شناسان معتقدند انسان هنگام تولدداراي امكانات بالقوه اي است كه آن امكانات و توانايي هاي بالقوه مبناي تشكيل خودواقعي او در است كنار اين عامل، پندار از خود و نوع برداشت از توانايي ها و استعدادهاي انسان به عوامل محيطي وابسته است، اين عوامل محيطي عبارتند از: نحوه قضاوت و ارزيابي والدين، دوستان، معلمين... و شكست و پيروزي هاي خود فرد در انجام تكاليف درسي. بر اساس نظريه آيينه خودنما ما براي مشاهده توانمنديهاي خود به واكنش هاي ديگران توجه كرده و تصوير خود را در آن واكنشهامي جوئيم. حال اگر پيام هايي كه از سوي اين افراد دريافت مي كنيم مثبت و حاكي از تاييد رفتارهاي خوب ما باشد و آنها به نقاط قوت ما اشاره كرده و از تحقير ما خودداري كنند ما نيز خود را مثبت و موفق و توانمند احساس خواهيم كرد و برعكس اگر پيامهاي آنها تحقيرآميز باشد و همواره ما را به بي عرضگي، تنبلي و ناتواني متهم كنند خود پنداره منفي در ما شكل از مي گيرد سوي ديگر اگر فرد چند بار دچار شكست شود اول نسبت به توان و هوشمندي خود، شك مي كند و نهايتا به پندار منفي از هوش و حافظه خود مي رسد و باز برعكس اگر فرد در انجام تكاليف تحصيلي چندين بار موفق شود خود پنداره مثبت در او شكل مي گيرد. در زير به چند مورد از عوامل موثر در شكل گيري خود پنداره در فرد اشاره مي نماييم: - 1 والدين: از آنجا كه پايه هاي رشد و تكوين شخصيت آدمي در سالهاي اوليه در درون خانواده گذاشته مي شود رفتارها و ارزيابي هاي والدين از جنبه هاي مختلف عقلي، ذهني، عاطفي، جسماني كودك از طريق مكانيسم رواني خاصي به نام (درون فكني ) جزو شخصيت كودك شده و در واقع به مقدار زيادي زندگي و رفتار آينده فرد انعكاسي مي شود از اين برخوردها. برخوردهاي مثبت والدين با كودك باعث ديد خوشبينانه او به زندگي، هوش و استعدادش مي شود و برخوردهاي منفي والدين موجب احساس بدبيني نسبت به زندگي و هوش و استعداد در فرد خواهد شد. - 2 معلمين: معلمين يكي ديگر از اركان شكل دهنده به خود پنداره فرد هستند. نوع برخورد معلمين در مقابل شكست ها و موفقيت هاي دانش آموزان موجب شكل گيري نوع بخصوصي از خود پنداره مي شود. اگر معلم در برخورد با شكست تحصيلي دانش آموزان آنها را به كم هوشي و كم حافظه اي متهم كند و هنگامي كه شكست مي خورند مجددا تكليف مشكل بدهد موجب شكل گيري خود پنداره منفي در دانش آموز مذكور خواهد شد و اگر بعد از شكست در تكليف زمينه موفقيت بعدي دانش آموز را فراهم كند و شكست تحصيلي را مساوي با كم هوشي و ضعف حافظه او نداند از شكل گيري خود پنداره منفي در دانش آموز خود جلوگيري كرده است. - 3 دوستان و همسالان: خصوصا در دوران نوجواني يكي از عوامل موثر در خود پنداره فرد، قضاوت و ارزيابي هاي دوستان و همسالان نسبت به توانمندي ها و قابليتهاي هوشي و حافظه اي فرد است. كسي كه با افراد ناموفق طرح دوستي مي ريزد همواره در مقابل انتقادهاي آنها قرار خواهد گرفت. كسي كه خود ناموفق است و نسبت به مطالعه و تحصيل نگرش منفي دارد پيامهاي منفي را به شما منتقل خواهد كرد و كلام او چون سمي پندارهاي مثبت شما را سست مي كند. به محض اين كه دست به كتاب ببريد اين افراد بدبين شروع به تمسخر شما خواهند كرد كه: از كي تا حالا درس خوان؟ شده اي - 4 خود فرد: هر فرد از طريق مكانيسم تلقين بسياري از حالات خوب و بد را در خود تداوم مي بخشد همه آنچه كه در مورد تاثير خوب يا بد ديگران گفته شد، يك سوي ماجراست و تلقين گفته ها و افكار منفي ديگران توسط خود فرد نيز بعد مهم ديگري است كه به تثبيت يك باور در فرد مي انجامد. هر چقدر تلقين پذيري فرد بالاتر باشد خطر تاثيرپذيري از افكار و گفتار ديگران نيز به همان نسبت بالاتر خواهد بود و برعكس هر چقدر عزت نفس و استقلال شخصي فرد بالاتر باشد و به اصطلاح من فرد نيرومندتر باشد تلقين پذيري از ديگران پايين تر خواهد بود، اين مساله در دوران نوجواني به اوج خود مي رسد و لذا يك نوجوان مي تواند در مقابل تلقينات ديگران مقاومت كند و با عملكرد معقول پندار مثبت از خويشتن را حفظ كند، مشكل آنجا رخ مي نمايد كه يك نوجوان هويتش را در گرو تاييد دوستان قرار دهد. در اين صورت شخصيت او انعكاسي از خواسته ها و بيانات ديگران خواهد شد كه عمدتا بار تحقيرآميز دارد و منجربه خودپنداره منفي در فرد مي شود. تغيير در خودپنداره سوال اساسي كه در رابطه با مفهوم خودپنداره پيش مي آيد اين است كه آيا خودپنداره فرد قابل تغيير است يا؟ خير خوشبختانه جواب اين سوال مثبت است، چون خودپنداره ذاتي نيست و در اثر تعامل يا عوامل محيطي در فرد شكل مي گيرد پس قابل تغيير نيز چون هست پندار و برداشت از خويشتن يك نوع نگاه به خود است كه تحت تاثير والدين، معلم، دوستان و آمادگي هاي خود به وجود آمده پس مي توان با آگاهي به اين امر به تغيير برداشت هاي منفي از خويشتن اقدام كرد. البته لازمه اين امر مهم اول باور امكان تغيير است و بعد تصميم جدي به تغيير دادن خودپنداره. خيلي از افراد در مقابل تغيير در زندگي و اصلاح وضع موجود مقاومت مي كنند و اگر شما تصميم به تغيير تصوير قبلي خودتان داشته باشيد و نزديكان شما متوجه اين امر بشوند از نظر آنها تعجب خواهيد كرد. زيرا خواهند گفت كه شما نمي توانيد چون هميشه اينطور بوده ايد! شما نبايد از اين گونه حرف ها آزرده و دلسرد شويد چرا كه اين حرفها ادامه پيامهاي منفي قبلي آنهاست. پذيرش تغيير وانعطاف پذيري در مواقع لازم يكي از نشانه هاي سلامت روان آدمي است. پندار منفي از توانمنديها و قابليت هاي خود در واقع به صورت ناخودآگاه انتخابي بوده كه تا اين لحظه با تكيه بر سوابق ذهني و ارزيابي هاي ديگران داشته ايد، پس مي توانيد از هم اكنون تصميم آگاهانه اي بگيريد كه انتخاب جديدي داشته باشيد. انتخابي كه براساس واقعيت هاي وجودي شما بوده و در واقع نوعي گريز از تلقينات ديگران و بازگشت به خويشتن باشد. تصميم بگيريد به قابليت هاي خودتان اعتماد كنيد، سعي كنيد نقاط قوت خودتان را روشن تر ببينيد، اگر تغيير انديشه هاي گذشته برايتان مشكل است به مدد خواستن از روانشناسان اقدام كنيد و از خدمات ياورانه آنها استفاده نماييد. اين بحث را با كلامي از حضرت امام خميني ( ره ) به پايان مي بريم. ما بايد باورمان شود كه چيزي هستيم، اگر اعتقاد پيدا كرديم كه مي توانيم هر كاري را انجام دهيم توانا هستيم. ابراهيم فهلي كارشناس ارشد روانشناسي منابع: - 1 بهداشت رواني - دكتر سعيد شاملو - 2 نظريه هاي مشاوره روان درماني - دكتر عبدالله شفيع آبادي - 3 اصول فنون و روشهاي راهنمايي و مشاوره - دكتر عبدالله شفيع آبادي - 4 صحيفه نور جلد 15 - 5 چگونه شخصيت سالم تر بيابيم - دكتر وين. و. داير: ترجمه بدر زمان نيك فطرت. - 6 با فرزند خود چگونه رفتار كنيم - دكتر محمدرضا شرفي - 7 نظريه هاي مشاوره - نوشته لوئيس شيلنيگد: ترجمه: سيده خديجه آرين