Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801126-54102S2

Date of Document: 2002-02-15

غريبه آشنا نگاهي به زندگي و آثار خورخه آمادو نويسنده اي كه لطيفه مي گفت مريم محمدي سرشت خورخه آمادو، روزنامه نگار، رمان نويس، نويسنده خاطرات و چهره محبوب و معروف برزيل است. سرزميني كه هوس ها و گپ هاي آدم هايش آوازه دنيا است. خورخه آمادو يا خورخه محبوب (آمادو به زبان پرتغالي يعني محبوب ) در سال 1912 در استان باهيا (سالوادور ) - شمال شرقي برزيل - به دنيا آمد. اين رمان نويس باهيايي رمان هاي او به 48 زبان دنيا ترجمه شده رئاليسم سوسياليستي را وارد ادبيات برزيل كرد. آمادو كه زماني كه با نشريات نازي ها همكاري مي كرد و همچنين از مبارزان حزب كمونيست بود، در تعدادي از رمان هاي خود آرمان هاي كمونيستي را تبليغ مي كرد. كاري كه پيش از او نويسندگان روسي چون ماكسيم گوركي، آناتولي لوناچارسكي و الكساندر الكساندرويچ نادايف مي كردند. او همچنين يكي از نمايندگان مذهب آفريقايي - برزيلي در باهيا، عضو آكادمي ادبيات برزيل و از سال 1947 عضو لژيون افتخاري فرانسه بود. آمادو در سال 1950 سفرنامه اي به نام دنياي صلح را مي نويسد كه در حقيقت قصيده اي است كه در مدح لنين، استالين و ديكتاتور آلباني انوارهاكسا سروده شده و يك سال پس از چاپ اين كتاب جايزه صلح جهاني استالين را در مسكو دريافت كرد. سال 1954 رمانس نهضت هاي مقاومت آزادي را مي نويسد و در آن سرگذشت طولاني حزب كمونيست در برزيل را روايت مي كند. اما با چاپ رمانس گابريئلا، درخت ميخك و درخت دارچين ( ) 1958 موضوعات سياسي را كنار مي گذارد و ادبيات فولكلور باهيا را خلق مي كند. كاري كه بعدها درون مايه فيلم ها و سريال ها تلويزيوني (شبكه تلويزيون گلوب ) برزيل مي شود. خورخه آمادو كه از هواداران مدرنيسم است در آثار خود ويژگي هاي محلي شمال شرق برزيل را توصيف مي كند. فقر، بدبختي و ستمديدگي كارگرها و سياه پوست هاي مناطق كشت كاكائو و مناطق شهرنشين باهيا را نشان مي دهد. نبوغ ادبي آمادو را زماني مي توان ديد كه اثر او آميزه اي باشد از سبك هاي رئاليسم، رمانتيسم و سبك غنايي; در داستان خود از مدرك و سند استفاده كرده باشد، زبان منتخب او زبان ساده و صريح مردم باشد و ايدئولوژي آن تاكيد بر ضرورت عدالت اجتماعي باشد. خورخه آمادو در رمانس هاي پرولتاريايي خود همچون كاكائو ( ) 1993 و زمين هاي بي انتها ( ) 1943 با لحني حماسي زندگي و استثمار كشاورزان مناطق كشت كاكائو را شرح مي دهد و از مبارزاتي سخن مي گويد كه در نتيجه حرص و طمع كلنل ها است. ماريو وارگاس يوسا كه در نوشتن رمان جنگ آخر زمان از خورخه كمك گرفته، و به قول خود: بدون كمك او محال بود بتوانم به هزارتوهاي سالوادور (نام ديگر باهيا ) نفوذ كنم. در مورد آمادو چنين مي گويد: چيزي كه باعث نجات خورخه از دام وظيفه و تعهد شد، دامي كه اكثر نويسندگان آمريكاي لاتين اسيرش مي شدند و مانع از اين شد كه او مثل آنها مبدل به طراح آدم ها يا فقط يك مبلغ بشود، يعني همان چيزي كه استالين مي خواست، اين بود كه در وجود شخصيت هاي رمانتيك او هميشه يك عنصر زنده، دروني و ذاتي به ايدئولوژي غالب مي شد به عقيده يوسا، در رمانس هاي آمادو نوعي خوش بيني وجود دارد، تا آنجا كه حتي تمام بدبختي ها و سياهي هاي دنيا نمي توانند ميل به بقا و لذت زندگي را نابود كنند. گفتن يك لطيفه، تحسين پيكر زيبايي كه از مقابل آدم رد مي شود يا ديدن پرنده اي كه سكون و سكوت آسمان را به هم مي زند، تمام اينها خواننده را تحت تاثير قرار مي دهد. خورخه آمادو كه در بيشتر آثارش از شوخي استفاده مي كند، مي گويد: با گذشت زمان و بالا رفتن سن، استفاده از شوخي را ياد گرفتم تقريبا چهل سالم بود، يعني نيمي از زندگي ام را پشت سرگذاشته بودم، كه سروكله شوخي در كارهاي من پيدا شد و كم كم از آن به عنوان موثرترين سلاح براي محكوم كردن زمان حال و دفاع از منافع مردم استفاده مي كردم. شوخي عنصر ثابت تمام كارهاي من شد... سرانجام خورخه محبوب با 25 رمانس دو كتاب خاطرات دو بيوگرافي، دو اثر تاريخي و تعداد بي شماري آثار ديگر در 2001 6 آگوست در سن 88 سالگي درگذشت.