Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801126-54094S3

Date of Document: 2002-02-15

دهكده جهاني در يك هفته نبرد خطوط نفتي; فرصتي كه نبايد از دست برود كوروش فخرطاولي جورج دابليو بوش، رييس جمهور ايالات متحده، در آخرين اظهارنظرش به تاريخ 13 فوريه (چهارشنبه 24 بهمن ) از عراق به عنوان هدف اول حملات احتمالي آمريكا در ماه هاي آينده نام برد. او كه طي يك كنفرانس مطبوعاتي مشترك با پرويز مشرف، رييس جمهور پاكستان، سخن مي گفت، اعلام كرد كه از همه ابزارهاي لازم براي جلوگيري از آنچه وي دستيابي عراق به سلاح هاي كشتارجمعي ناميد، استفاده خواهد كرد. روز قبل از آن نيز كالين پاول، وزير امور خارجه آمريكا، كه از وي به عنوان عاقله مرد دولت واشنگتن نام برده مي شود، خطاب به سناتورهاي آمريكايي گفت: براي ايران و كره شمالي، برنامه نظامي نداريم.. در مورد عراق، نظر ما اين است كه تغيير رژيم هم براي منافع ما بهتر است هم براي مردم عراق. ما بر روي راه هاي دستيابي به اين هدف كار مي كنيم. تاملي كوتاه در آخرين مواضع مقامات آمريكايي به ما يادآور مي شود كه هدف اول حملات احتمالي بعدي آمريكا، همچنان عراق و صدام حسين با است اين حال تهديدات منطقه اي آثار نامطلوبي بر محيط اقتصادي كشورمان بر جاي مي گذارد كه نبايد تحت تاثير هماوردي هاي سياسي، از آن غافل شويم. يكي از مهمترين اتفاقات اقتصادي كه در اين بلبشوي جنگ و تهديد در حال شكل گيري است و چه بسا خودش يكي از دلايل اصلي تحولات ژئوپوليتيك اخير در منطقه محسوب مي شود، مسئله كنترل خروج نفت از درياي خزر است. ذخاير نفت و گاز منطقه و مسئله شايد مهمتر انتقال اين ثروت عظيم به سوي مصرف كننده هاي غربي، هم اكنون محل رقابت روس ها و آمريكايي هاست. سه كشور آذربايجان، قزاقستان و تركمنستان كه مثل ايران و روسيه در حاشيه درياي خزر واقع اند، با در اختيار داشتن ذخاير نفت و گازي بين 18 تا 35 ميليارد بشكه، طمع قدرت هاي بزرگ جهاني را برانگيخته اند. پيش بيني مي شود تا سال 2015 اين سه كشور معادل پنج ميليون بشكه نفت در روز توليد كنند كه سهم قزاقستان 4 ميليون خواهد بود. اما نكته مهمي كه در ارتباط با اين كشورهاي تازه استقلال يافته وجود دارد اين است كه آنها نه از منابع مالي لازم براي بهره برداري از ميادين نفت و گازشان برخوردارند و نه به دانش فني مربوطه مجهزند. بنابراين حضور قدرت هاي جهاني براي دست اندازي به اين خوان گسترده امري كاملا طبيعي مي نمايد كه نبرد خطوط لوله نفتي تنها يكي از جلوه هاي آن است. براي انتقال نفت خزر به غرب دو راه اصلي وجود دارد. آمريكايي ها با ساخت خط لوله 1730 كيلومتري باكو - جيهان موافق اند كه بندر آذربايجاني را از طريق تفليس (گرجستان ) به بندر تركيه اي در مديترانه متصل مي كند. اجراي اين پروژه از نظر فني مشكل است و هزينه اي 3 ميليارد دلاري را بالغ مي شود. به علاوه اينكه قيمت هر بشكه نفت با گذر از اين لوله به بيش از دو برابر زمان استخراج آن، افزايش مي يابد. اما راه حل ارزان تر و اقتصادي تر كه در ميان شركت هاي نفتي آمريكايي نيز طرفداران بيشتري دارد، خط لوله اي است كه مي تواند از ايران عبور كند و نفت خزر را به خليج فارس برساند. با توجه به وجود زيربناهاي لازم در ايران و ثبات سياسي كشورمان، اين راه حل به لحاظ گوناگون مي تواند مورد توجه باشد. اما در اين مورد مخالفت دولت آمريكا مشكل ساز شده است. & خط لوله سوم: مسير افغانستان و پاكستان يك خط لوله سومي نيز اكنون مطرح شده كه نفت خزر را مي تواند از طريق تركمنستان به افغانستان و پاكستان و در نهايت به درياي عمان منتقل نمايد. تركمنستان بر روي نقشه منطقه، كشور كم اهميتي جلوه مي كند، اما اهميت استراتژيك اين كشور كوچك وقتي معلوم مي شود كه بدانيم سومين ميدان گازي عظيم دنيا ( دولت آباد ) كه مي توان روزانه از آن 200 ميليون مترمكعب گاز استخراج كرد، در اين كشور قرار دارد. با توجه به رويكرد آينده جهان مصرف به گاز - كه سوختي پاكيزه محسوب مي شود - تركمنستان به سرعت به كشوري مهم در معادلات جهاني تبديل مي شود. كشورهاي افغانستان و پاكستان نيز تحت حمايت هاي بي وقفه آمريكا، به سوي ثبات بيشتر حركت مي كنند. با اين اوصاف پروژه احداث خط لوله از طريق اين دو كشور مي تواند در آينده اي نزديك جدي تر شود، زيرا اين پروژه نيز مثل پروژه انتقال نفت از طريق ايران، از توجيه اقتصادي لازم بهره مي برد. مطالعات در اين مورد از سال 1996 و به ابتكار شركت آمريكايي يونوكال آغاز شده است. حتي آمريكايي ها در ژانويه 1998 با طالبان هم در اين مورد گفت وگو كردند... نكته جالب ديگر اينكه گفته مي شود حامد كرزاي، نخست وزير جديد افغانستان، مشاور شركت آمريكايي يونوكال بوده است.. همه اين شواهد و قراين مي تواند توجه به خط لوله نفتي سوم را جدي تر سازد و احتمالا كشور ما را از يك منبع درآمد هميشگي درآينده محروم سازد. توجه به همين فرصت ها و تهديدهاست كه آينده اقتصاد كشورمان را رقم مي زند.