Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801125-54093S1

Date of Document: 2002-02-14

فوتبال همه زندگي نيست رضا ترابيان: زبان فرانسه را ياد نگرفتم، از بلژيك برگشتم گروه ورزشي: رضا ترابيان هميشه بازيكن بدون حاشيه اي بوده است. بازيكني كه در همه دوران عمر فوتباليش چه آن زماني كه در پرسپوليس بود، چه آن زماني كه به بلژيك و هم اكنون در پاس بازي مي كند بدون جنجال و حاشيه اي كه هميشه گريبانگير خيلي از بازيكنان ما بوده به كارش ادامه داده است. آن هم در اين دوراني كه حاشيه و جنجال سازي جزء ركنهاي اساسي براي مطرح شدن بازيكنان بوده است و خيلي از بازيكنان به مدد همين حاشيه ها اسم خود را بر سر زبانها انداختند. رضا ترابيان بازيكن كم حرف و كم رويي كه هميشه به خاطر اين خصلتهايش نتوانسته حق خودرا از اين فوتبال بگيرد. در سايت پويه اين چنين گفته است: با * توجه به اينكه شما قبل از جام جهاني 98 فرانسه جز بازيكنان منتخب ايويچ بودي، چرا در جام جهاني در ليست نهايي قرار؟ نگرفتي - من در اردوي تيم ملي بسيار آماده بودم و هيچ مشكلي از لحاظ فني ولي نداشتم بعد از اينكه از اردوي بروجرد برگشتيم فدراسيون تصميم گرفته بود كه ايويچ را بركنار كند و به همين خاطر آقاي طالبي را به همراه تيم به ايتاليا فرستاد و در آنجا هم مسائلي پيش آمد كه منجر به بركناري ايويچ و جايگزيني طالبي شد و من هم فكر مي كنم كه آقاي طالبي نظر مساعدي روي من نداشت و به همين دليل من را خط زد. * بعد از يك مدتي كه از اين جريان گذشت بدون خبر به استاندارد ليژ رفتي، اصلا چي شد كه به بلژيك؟ رفتي - ايويچ بعد از بركناري از تيم ملي مستقما به بلژيك رفت و هدايت استانداردليژ را به عهده گرفت و به واسطه شناختي كه روي من داشت براي من دعوت نامه فرستاد و حدودا بعد از دو ماه من به بلژيك رفتم. البته همانطور كه گفتم دعوت نامه زودتر رسيده بود، منتهي آقاي عابديني مدير عامل آن وقت پرسپوليس تشخيص داد كه ديرتر بروم. آن زمان من در اردوي تيم ملي براي بازيهاي آسيايي بانكوك بودم كه فهميدم براي من دعوت نامه آمده و به همين خاطر از پورحيدري كه سرمربي تيم ملي در آن زمان بود اجازه گرفته و به بلژيك رفتم. * آنجا چطور شروع؟ كردي - اوائل آنجا به طور ثابت بازي مي كردم منتهي بعد از يك مدتي به علت شرايط آب و هوايي آنجا و همچنين آشنا نبودن به زبان فرانسه نتوانستم خودم را تطبيق بدهم و اين باعث شد كه نتوانم در همه بازيها به طور ثابت بازي كنم و تصميم گرفتم كه برگردم. * چه مدتي در ليژ؟ بودي -حدود يك سال و نيم. در * اين مدت در چند بازي توانستي به طور ثابت بازي؟ كني - ليژ دو تيم داشت كه پانزده نفر براي تيم اول انتخاب مي شدند و بقيه به اضافه بازيكنان اميد در تيم دوم بازي مي كردند كه من حدود ده بازي در تيم اول بازي كردم و بقيه بازيها را در تيم دوم بودم. ندانستن * زبان چقدر براي تو مشكل ايجاد؟ كرد - خيلي، من در آنجا مشكل مترجم هم داشتم و مترجم من فقط هفته اي دو مرتبه بر سر تمرينات مي آمد و اگر مشكلي بود با ايويچ صحبت مي كرد و براي من ترجمه مي كرد و به همين خاطر من خيلي كم توجيه مي شدم و اينها روي من خيلي تاثير گذاشت. به عنوان مثال مهدوي كيا مدير برنامه هايش آقاي فاضل مترجمش هم بود و بيست و چهار ساعته در اختيار مهدوي كيا بود و مهدي از اين بابت هيچ مشكلي را احساس نمي كرد، اما من اين مشكل را داشتم و خيلي وقتها كه با من صحبت مي كردند متوجه نمي شدم و به همين خاطر خيلي افسرده شده بودم و اين روي بازيم هم تاثير گذاشته بود. موقعي كه من آنجا بودم ايويچ خيلي سعي كرد كه باقري را به ليژ بياورد منتهي به دليل مبلغ زيادي كه تيم بيلفلد مي خواست موفق به جذب او نشدند و اگر باقري مي آمد براي من هم خوب مي شد و شايد من هم در آنجا ماندني مي شدم. * زماني كه قراردادت را فسخ كردي از باشگاههاي ديگر پيشنهاد؟ نداشتي - چرا داشتم. همان موقعي كه قرارداد را فسخ كردم مدير باشگاه كه آدم بسيار منطقي بود دو تيم را به من معرفي كرد. * كدام؟ تيمها -تيم كارلسروهه آلمان و يك تيم هم از دسته دوم بلژيك كه قبول نكردم. *؟چرا - براي اينكه ديگر نمي خواستم بمانم و مي خواستم به ايران برگردم كه همينطور هم شد و بعد از فسخ قرارداد به ايران آمدم. و * بعد از آن به تيم پاس؟ رفتي - بله به تيم پاس رفتم. چرا * تيم؟ پاس - تيم پاس را خيلي سلامت ديدم. هم از لحاظ مديريتي و هم از لحاظ كادر مربيگري و هم اينكه تيم جو دوستانه اي دارد و من هم راضي هستم كه اينجا بازي مي كنم. پيشنهادهاي * ديگري هم؟ داشتي - بله. پيشنهاد زياد داشتم منتهي نمي توانستم بيرون از تهران بازي كنم و دوست داشتم در تهران فوتبالم را ادامه دهم و به همين خاطر به پاس رفتم و همانطور كه گفتم خيلي هم راضي هستم و اميدوارم اين تيم بتواند به جايگاه واقعي اش دست پيدا كند. * اصلا چرا رضا ترابيان بي حاشيه؟ است - من از زماني كه فوتبال را شروع كردم اصلا حوصله حاشيه فوتبال را نداشتم و ندارم براي اينكه مي دانم عمر ورزش كوتاه است و زود مي گذرد، بعد بايد به دنبال زندگي خودم بروم و به همين خاطر هيچ وقت به اين فوتبال دل نبستم و هميشه هم از جنجال فراري بودم. حتي خيليها به من گفتند كه اگر مي خواهي مطرح شوي و به جايي برسي بايد تيپت را عوض كني، مصاحبه هاي آنچناني بكني و به اين و آن بپري، ولي من واقعا نمي توانم چنين كارهايي را بكنم و دوست دارم هميشه سلامت زندگي كنم و مطمئن هم هستم كه بعد از كنار گذاشتن فوتبال هيچ مشكلي نخواهم داشت و هيچ لطمه اي هم نخواهم خورد. چرا * تعدادي از بازيكنان اينقدر دنبال حاشيه؟ هستند - الان نمي دانم، بنشينيد و بازي بعضي از فوتباليستها را نگاه كنيد، در تمام طول نود دقيقه يك كار مفيد از آنها نمي بينيد ولي مثل اينكه اين مسائل عرف شده و بازيكنان مي روند دنبال حاشيه و جنجال و مدام در روزنامه ها از آنها عكسها و مصاحبه هاي آنچناني مي بينيم ولي اگر آنها را از نظر فني بررسي كنيم اصلا در حد و اندازه تبليغاتي كه روي آنها مي شود نيستند. * يعني فكر مي كني روزنامه ها مقصر؟ هستند - نه، فقط روزنامه ها مقصر نيستند و خود بازيكنان هم مقصرند اما به هر حال اين مطبوعات هستند كه عكسها و مصاحبه هاي آنها را چاپ مي كنند در صورتي كه روزنامه ها مي توانند مسائل را بي اهميت جلوه بدهند و يا اصلا آنها را مطرح نكنند. * اصلا چرا روزنامه هاي ما به اين سمت؟ رفتند - نمي دانم، شايد به خاطر فروش بيشتر است و يا اينكه مردم هم اين مطالب را دوست دارند. * يعني مثلا عوض كردن پيراهن فلان بازيكن چه دردي را از فوتبال ما دوا مي كند كه روزنامه ها به آن؟ مي پردازند - نمي دانم، ولي به هر حال به همان مسائلي كه گفتم ربط پيدا مي كند. * آيا مشكل از كساني است كه در راس اين مطبوعات؟ هستند - نمي شود يك نفر را مقصر قلمداد كرد، ولي به هر حال من فكر مي كنم اين راهش نباشد، شما نگاه كنيد سالهاي سال است كه فوتبال ما مشكل دارد و فقط هم به خاطر همين مسائل است. شما نگاه كنيد كه همين بلاژويچ چقدر براي فوتبال ما مسائل حاشيه اي درست كرد. * حالا كه بحث بلاژويچ پيش آمد به اعتقاد شما اصلا چرا نتوانستيم به جام جهاني؟ برويم - خب اين دلايل زيادي داشت اول اينكه اردوهايي كه براي تيم ملي گذاشتند واقعاطولاني و طاقت فرسا بود، حالا شايد مردم چنين چيزي را متوجه نشوند ولي واقعا اين اردوهاي طولاني تاثير زيادي روي بازيكنان مي گذارد و باعث مي شود كه بازيكنان از خانواده هايشان دورباشند كه اين باعث مي شود آنها از نظر روحي دچار مشكل شوند كه اين مشكلات سبب مي شود جو تيم به هم بريزد و اين مشكل امسال هم ديده شد. از طرفي بلاژويچ شايد توانسته بود در يك مقطعي كرواسي را سوم جهان بكند ولي اين دليل نمي شود كه او تمام خصوصيات يك مربي خوب را داشته باشد. * يك بحثي كه در اين چند وقت بود مساله دخالت علي دايي در تيم بود، به نظر شما چنين چيزي صحت؟ داشت - من چندين سال با دايي همبازي بودم و ارتباط نزديك هم با او داشتم ولي هيچ وقت چنين چيزي را از او نديدم و به نظر من چنين چيزي واقعيت ندارد. * پس چرا اين حرفها در مورد دايي زده؟ مي شود -به هر حال او كاپيتان تيم بود و با شرايطي كه دايي داشت و آن همه افتخار در اروپا كسب كرده است مربي تيم هم به او احترام مي گذاشت و با او مشورت مي كرد و همه جاي دنيا اين چنين است كه مربي با كاپيتان تيم مشورت مي كند و اين نمي تواند به معناي دخالت در تيم باشد. به هر حال بعد از حذف تيم ملي اين شايعات پشت سر دايي زياد بود. اين مسائل هميشه وجود دارد وقتي كه تيم حذف مي شود حرف و حديث هم زياد پيش مي آيد و اينجا اين مسائل طبيعي است كه بعد از باخت اين همه حرف و حديث پيش به مي آيد، هر حال تيم ملي به دلايلي باخت و حالا همه كوچكترين مسائل را بزرگ جلوه مي دهند مخصوصا مطبوعات و يكسري از بازيكنان خيلي از مسائل را بزرگ كردند كه من فكر مي كنم اين كار درستي نباشد. * چرا يك سري از بازيكنان تيم ملي بعد از باخت اينطور در مطبوعات به قول خودشان افشاگري كردند و حتي با يكديگر هم دعوا؟ كردند - واقعانمي دانم براي چه اين كار را كردند، ولي به هر حال اين درست نيست كه بازيكنان اين قدر در روزنامه ها به هم مي پرند و همديگر را تحقير مي كنند، اينها يك مدت ديگر بايد دوباره كنار هم باشند و زير يك سقف زندگي كنند و اين باخت باعث نشده كه فوتبال ما تمام شود و اين بازيكنان فكر آينده را هم بايد بكنند كه دوباره مي خواهند در تيم ملي با هم همبازي باشند و اگر اين مسائل را كنار نگذارند بازهم دوباره به مشكل برخواهند خورد و اين طوري تيم ملي هم ضرر مي كند. به اعتقاد من فدراسيون بايد دست به كار شود و جلسه اي بين بازيكنان وحتي مربيان بگذارد تا اين كدورتها برطرف شود، به هر حال گذشته ها گذشته و بايد به فكر آينده بود. رضا ترابيان در آخر مصاحبه به مسائل اخلاقي بازيكنان هم اشاره كرد و افزود: دوران عمر فوتبال زودگذر است و بازيكنان بايد بدانند كه اين عمر كوتاه است و تازه اگر در اين راه مصدوم نشوي و يا داستاني مثل جواد منافي برايت پيش نيايد. پس بازيكنان اين را بايد در نظر بگيرند كه مردم دار و فروتن باشند و مطمئن باشند بعد از فوتبال هم همان عزتي را خواهند داشت كه در دوران فوتبالشان داشتند.