Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801125-54092S1

Date of Document: 2002-02-14

ميراث هاي فرهنگي را دفن نكنيم پائيز امسال به همراه يك گروه جهانگرد از سه كشور آلماني زبان اتريش، سوئيس و آلمان ديداري از مسجد جامع اصفهان به عنوان راهنماي گروه داشتم. در شبستانهاي جنوبي مسجد ملاحظه كردم كه كف شبستانها توسط آجرهاي خشتي شكل با ملات سيمان دوباره مفروش مي شود. راهنماي آلماني گروه با حالت سوال و اعتراض گفت: اين بنا يك اثر جهاني است و محافظت بين المللي مي شود. اين آجرهاي كف هم كه به عنوان اثر تاريخي و عمري چندين صد ساله از زيبايي و استحكام بسيار زيادي برخوردارند چرا روي آنها را دوباره آجر ؟ مي كنند جوابي فقط ندادم سري تكان دادم. چه جوابي بايد به او؟ مي دادم يعني اصلا نمي خواستم جواب بدهم. آخر براي يك گروه كه براي دو يا سه هفته در ايران مهمان هستند كه نمي شود همه چيز را از سير تا پياز تعريف نمود. از طرفي بايد حفظ آبرو كرد. من فقط با تكان دادن سر لبخند تلخي تحويل او دادم. من جواب داشتم ولي به او نگفتم. آخر او نبايد خاطره هاي تلخ رااز زبان من به كشور خود ببرد. هر چند او خاطره تلخ را با چشم خود ديد و به همراه خود به كشورش برد. زبان خود را مي توانستم نگه دارم ولي چشم او را كه نمي توانستم ببندم. من جواب او را دارم. اگر ميراث فرهنگي كشور و ميراث فرهنگي اصفهان جواب ديگري دارند، اعلام كنند. در همه جاي دنيا مي كاوند و آثار تاريخي را از دل زمين بيرون مي كشند. ما آثار تاريخي خود را بدون اينكه نياز داشته باشيم بادست خود در زير خروارها بتون مدفون مي كنيم. در همه جاي دنيا اصل هر چيزي بر بدل آن رجحان دارد. براي ما برعكس، قابهاي چوبي بي قواره براي قوسهاي درون شبستان جنوب شرقي مسجد جامع، بر آن حال و هواي پرمتانت و سرشار از اسرار تاريخي برتري سال دارد گذشته ميراث فرهنگي اصفهان كف طبقه فوقاني يعني شاه نشين يا اتاق موزيك كاخ عالي قاپو را سراميك!! كرد. آخر يك عمارت چهارصد ساله ثبت شده به عنوان بخشي از ميراث فرهنگي بشريت را چه به؟ سراميك مگر آجرهاي كف شبستان جنوبي مسجد جامع اصفهان چه ايرادي داشتند كه روي آن را دوباره با آجر و سيمان؟ مي پوشانيم به ياد طاق شبستان كرمانشاه افتادم، كه چگونه شاهان قاجار با حك سنگ برجسته اي از خود در كنار سنگ برجسته هاي با ارزش ساساني، خواسته اند خود را همطراز ساسانيان نشان بدهند. ولي اين كار آنها چقدر زيانبار بود. به ياد تاقچه هاي طبقه ايوان كاخ عالي قاپو افتادم كه چگونه قاجارها با نقاشي هاي مدرن!! خود از اروپاي قرن نوزدهم بر روي مينياتورهاي دوران صفوي خواسته اند مدرنيته!! خود را به رخ بكشند و باعث خنديدن هر اهل تاريخ و هنري شدند. ياد گچ كاريهاي دوباره قاجارها روي گچ كاريهاي صاحب سبك صفوي در كاخ هشت بهشت، كاخ چهلستون و عالي قاپو افتادم كه نمونه ديگري از اين غفلت ها بود. در نقش رستم شيراز چهار آرامگاه از پادشاهان هخامنشي داريم كه بر سينه كوه ابهت و عظمت ايران و ايراني را براي تمام جهان و هميشه تاريخ به نمايش گذاشته اند، شاپور ساساني بعد از حدود پانصد سال در نقش برجسته هايي شكوه و عظمت پيروزيهاي خود را در همان محل به نمايش گذاشته است و نكته مهم اينكه او براي ابراز احترام خود به پيشينيان، تاريخ و مملكت خود، سنگ برجسته هاي خود را در زير آرامگاههاي شاهان هخامنشي حك نموده است. چرا ما از تاريخ درس؟ نمي گيريم عباس پيرمراديان