Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801125-54080S11

Date of Document: 2002-02-14

چشم اندازهاي كشف نشده ديداراز سرزمين هميشه بهار گزارش خبرنگار همشهري از منطقه آزاد چابهار (آخرين بخش ) براي خيلي ها ديدار از چابهار مي تواند سفر خوبي باشد. هم زيارت است و سياحت و هم تجارت به هتل برمي گرديم تا راهي فرودگاه شويم و به تهران برگرديم. همسفران آماده اند و بيش از همه، همسر پسرعمويم كه در قسمت هاي پيشين نقل كردم مرا (كيف سامسونتي ) توصيف كرده بود. حالا مشخص مي شد فلسفه اين عنوان چيست. خريد نكرده بودم (جز مقداري چاي اعلا كه بسيار ارزان بود ) و بنابراين دو چمدان از بارهاي خود وهمراهانش را به حساب من گذاشت تا مشكلي پيش نيايد. البته مشكلي هم نبود. در سازوكاري پيچيده مامور گمرك صبح روز حركت به هتل مي آيد و كالاهاي همراه مسافران را هنگام قرار گرفتن در اتوبوس ارزيابي مي كند. گويا مرد سختگيري هم نيست و اين سبب خوشحالي مسافران مي شود. براي كساني كه تور سه روزه اقامت در يك هتل خوب، بليت هواپيما و حمل ونقل فرودگاه تا هتل را تقريبا 70 هزار تومان خريده اند سفري رايگان و براي بسياري پرمنفعت است. بخشي از هزينه زندگي خود را تامين مي كنند و گردشي هم كرده اند، هرچند مسافران تاجر اهل گردش نبودند. چابهار از نقاط ديدني ايران است. براي آنها كه مي خواهند ميهن خود را بشناسند يك نمونه كامل از يك استان جذاب كشور است و توريست ها هم -هرچند اميدي به توسعه توريسم فرهنگي در منطقه وجود ندارد - مي توانند بگويند سفر خوبي در ميان سفرهاي آنان بوده است. طبيعت بكر منطقه واقعا قابل اكتشاف است. روستاي تيس در دل منطقه آزاد به اندازه نامش زيباست و كم از روستاهاي يوناني كه هزاران توريست را براي تماشاي پيرمردان نشسته بر در كافه هاو تورباخان سواحل جذب مي كنند، ندارد. حتي فقط همين روستاي كوچك مي تواند الگوي معيشت محلي، غارهايي باستاني و هنوز كاملا اكتشاف نشده، سنگ گورهايي متعلق به عهد باستان و پيش از اسلام، و معماري سنتي و آميزه هايي از معماري ايراني و هندي - هرچند برخي ساختمان سازي ها بافت دهكده را به هم زده اند - را به نمايش بگذارد. از توصيف برخي جاذبه ها چون قلعه پرتقالي ها، پديده گل فشان، بازار چابهار، تالاب ليپار و تمساح هاي پوزه كوتاه منطقه مي گذرم. شايد بشود با چاپ عكسي از مناره مجسد تيس - كه در آن مساجد اهل سنت و شيعه ديوار به ديوار يكديگرند - زيبايي هاي نهفته ايران را تا حدي نشان داد. هرچند متاسفانه براي بسياري از هموطنان ما تجارت پررونق بر داشتن يك ميهن دوست داشتني ارجحيت دارد و چشم بر اين زيبايي ها مي بندند، اما آنها كه تركيبي متناسب از ميل به خريد براي مصرف يا تجارت و عطش براي ديدن چيزهاي نو و گوشه اي از ميهن زيبايشان را در دل آكنده اند، ديدار از چابهار مي تواند سفر خوبي باشد. هم زيارت است و سياحت و هم تجارت. آخرين لحظات را با ميهماندار باوفا و پرمحبتمان (باور ) گذرانديم كه نمونه كامل - البته شايد كمياب - از درس خوانده هاي محلي باورمند به امكان پيشرفت و ترقي ملي بود. مشكلات را مي شناخت و مي دانست توسعه همه جانبه يعني چه. آرزوهاي مشتركي داشتيم كه هسته آنها توسعه متوازن منطقه برمبناي ارتباط با روند عمومي توسعه كشور، يافتن سازوكارهاي توسعه منطقه اي با محوريت شكل گيري آميزه اي منطقي از صنعت و تجارت در اين محدوده 14 هزار هكتاري و شهرها و روستاهاي مجاور آن، و سربلندي همه ايرانيان در برابر ساير ملت ها به خاطر داشتن جامعه اي برخوردار، شادكام و متحد بود. هنگامي كه به سوي فرودگاه مي رفتيم ساختماني آجري را در كناره جاده و جنب روستايي كه ساختمان هايش همه كپر بودند نشان داد. حدود 50 كودك از آن مرخص شده و روبه سوي خانه هاي خود روان بودند. در دل آن بيابان خشك باران نديده، حيات جريان داشت. درحالي كه از كنار كودكان داراي لباس هاي رنگين - هرچند پاي برهنه - مي گذشتيم كسي گفت بالاخره يك چيزهايي تغيير كرده است. اين معيشت سنتي و سخت مبتني بر ماهيگيري بالاخره يك روز به روشي عاقلانه تغيير مي كند، مهم آن است كه بچه ها به مدرسه مي روند.