Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801125-54080S1

Date of Document: 2002-02-14

ديدگاه دكتر پرويز استاد كردواني، توسعه يا توقف كشت دانشگاه تهران درباره: نيشكر در خوزستان در بخش نخست با اشاره به آغاز كشت صنعتي نيشكر در خوزستان در سال 1338 گفته شد كه مطالعات اوليه اجراي طرح ملي توسعه نيشكر و صنايع جانبي آن از سال 1363 شروع شد. در اجراي اين طرح عظيم، هفت واحد كشت و صنعت در مساحتي بالغ بر 84 هزار هكتار در اولين برنامه توسعه ( ) 721368 پيش بيني شد كه اجرا و مسووليت آن به عهده وزارت كشاورزي گذاشته شد. در اين چارچوب هفت شركت كشت و صنعت نيشكرو هر كدام داراي 10 هزار هكتار زمين تاسيس شدند (از جنوب شوشتر تا شمال اهواز در دو طرف رودخانه كارون )در اين طرح عظيم آمده بود كه هر شركت سالانه يكصدهزار تن توليد شكر داشته باشد به انضمام چند كارخانه براي توليدات جانبي مانند ملاس و باگاس و خوراك دام، نئوپان فشرده، كاغذ، خميرمايه براي نانوايي، الكل و غيره. دو تا از اين هفت شركت كشت و صنعت به اسامي امام خميني ( شعيبيه ) و اميركبير راه افتادند كه چون زراعت انجام شده به بهره برداري رسيده بود ولي هنوز كارخانه هاي لازم تهيه و نصب نشده بودند، در اين زمينه نيز مساله وجود داشت. لذا مجبور شدند ني هاي چيده شده (زراعت برداشت شده ) را با كاميون به كارخانه نيشكر هفت تپه منتقل كنند. اين وسيله هم خالي از اشكال نبود (ريختن ني در بين راه و كاهش عيار قند آن با گذشت زمان و ديگر مسائل ). اما از طلبي كه از زمان قبل از انقلاب (دوران پهلوي دوم ) از دول --ت مصر در زمان انورسادات، داشتيم دو كارخانه، خريداري و نصب شدند، هرچند اين كارخانه ها از كيفيت عالي برخوردار نيستند زيرا برخي از قطعات آن از كشورهاي صنعتي پيشرفته اروپايي و بعضي ديگر از توليدات صنعتي خود كشور مصر هستند. حتي مخالفان توسعه كشت و صنعت نيشكر شايع كرده اند كه اين كارخانه ها مستعمل و دست دوم اند!؟ كارخانه نيشكر شركت كشت و صنعت سومي هم چند روز پيش افتتاح شد. اما در مجموع، كارها و فعاليت هاي اين هفت شركت عظيم با بالغ بر 80 هزار هكتار اراضي، به كندي پيش مي رود، و حتي برخي از آنها به قول مسوولان نيشكر، به ركود كشانيده شده اند كه موضوع اصلي بحث موافقان و مخالفان اجرا و توسعه كشت و صنعت نيشكر در خوزستان كشور در رسانه هاي گروهي و ارتباطات جمعي و نيز انگيزه نوشتن اين مقاله واظهارنظر درباره آن توسط نگارنده است. مخالفان از ديدگاه هاي مختلف اقتصادي و اجتماعي، بهداشتي و زيست محيطي و نيز اقليمي، توسعه كشت نيشكر را در خوزستان به صلاح مملكت نمي دانند. از آن جمله: گران توليد شدن شكر در داخل نسبت به بهاي شكر وارداتي، مصرف زياد آب، آلوده شدن زياد آب كارون و نيز زهدار شدن و شور و كويري شدن اراضي پايين دست، نامناسب بودن اقليم براي زراعت نيشكر و ديگر مسائل. اما طرفداران و مجريان طرح هاي كشت و صنعت نيشكر مدعي موفقيت آميز و اقتصادي بودن آنها هستند و معتقدند دست هايي، هم در داخل كشور و هم در خارج كشور وجود دارند كه نمي خواهند و نمي گذارند اين كشت و صنعت ها توسعه و ترقي يابند و براين اساس به طرق مختلف، مانع فعاليت هاي به موقع و اجراي برنامه اي موردنظر، به نحو احسن و طبق برنامه پيش بيني شده مي شوند. اينان به عنوان مثال معتقدند كه سيستم بانكي به تعهدات خود عمل نكرده و فقط در حدود يك پنجم مبلغ تعهد شده را پرداخت كرده است، درحالي كه بانك ها و مسوولان پرداخت كننده اعتبارات، مدعي هستند كه هيچ تعهد عمل نشده اي هم در اين مورد وجود ندارد. اما رئيس هيات عامل توسعه نيشكر معتقد است كه اگر پرداختي هم صورت گرفته با دو سال تاخير انجام شده است و لذا چون اعتبارات به موقع پرداخت نشده، طرح نيشكر در بلاتكليفي قرار گرفته است. به علاوه، مسوولان طرح توسعه نيشكر مدعي هستند كه باندهايي در داخل كشور وجود دارند كه اين طرح را به مخاطره مي اندازند و به ركود مي كشانند و آن به ويژه از طريق وارد كردن شكر به مقدار زياد و با بهاي كمتر از بهاي شكر توليدي در داخل. به اين ترتيب هم شكر توليد داخل فروش نمي رود و هم وانمود مي كنند كه واردات اين محصول، اقتصادي تر از توليد آن در داخل است، كما اين كه در سال بالغ 1378 بر يك ميليون و 150 هزار تن شكر وارد كرده اند به طوري كه از نياز وارداتي يك سال هم بيشتر بوده است. از اين رو، سبب شده كه شكر توليد داخلي در انبارها بماند و فروش نرود. از آن به بعد هم هر سال چند صدهزار تن وارد كردند. نگارنده معتقد است از آنجا كه طرح كشت و صنعت نيشكر در كشورهاي موفق داراي مراحل و فعاليت هاي مختلف و محصولات اصلي و جانبي متنوعي با صنايع وابسته به آن است، لازم مي نمايد قبل از اظهارنظر درباره شرايط و وضعيت پيش آمده، شرايط و مراحل طرح كشت و صنعت نيشكر در ديگر كشورها را در مقايسه با آنها در كشور خودمان به اختصار موردبررسي قرار دهد تا بهتر با مساله نيشكر دركشور آشنا شده، درباره توسعه يا عدم توسعه آن قضاوت كنيم. نيشكر در ديگر كشورهاي جهان در مناطقي كشت مي شود (مانند هندوستان تايلند و غيره ) كه بالاي 500 ميلي متر بارش سالانه دارند و توزيع زماني بارندگي مناسب و مساعد است يعني هوا در زمان رويش نيشكر مي بارد و به اين ترتيب قسمت اعظم آب يا تمامي آب مورد نياز محصول از ريزش هاي جوي تامين مي شود كه هم مشكل كم آبي ندارند و هم مساله بالا بودن هزينه آب و آبياري را كه در اقتصاد توليد نيشكر نقش بسيار مهمي اين گونه دارد كشورها هنوز شبكه آبياري براي اين گونه مزارع ندارند. اما در كشورهاي پيشرفته مانند استراليا، براي جبران كمبود آب يا داشتن توليد بيشتر، شبكه آبياري ايجاد شده كه در مواقع نياز، مزارع را آبياري مي كنند. بنابراين در ديگر مناطق جهان مانند كوبا، هاوايي، استراليا، هندوستان، تايلند كه از مناطق مهم كشت نيشكر هستند، زمان رشد نيشكر، همزمان با فصل بارندگي است. در موقع شكرسازي يا ذخيره شكر در گياه بايدبارندگي قطع شود كه مي شود. لذا در اين مناطق فصل برداشت محصول، خشك است و به هنگام جمع آوري محصول، مشكلي پيش نمي آيد. اما در كشور ما شرايط از لحاظ رطوبت و دما تا حدودي مناسب است، هرچند در برخي سال ها سرماي شديد باعث كاهش توليد مي شود. اما از لحاظ بارندگي شرايط هم در فصل رويش و هم برداشت نامساعد است و ايجاد مساله مي كند زيرا در تابستان كه فصل رويش است، منطقه، بارندگي ندارد و لذا مزارع بايد آبياري شوند، آن هم با هزينه و آب زياد كه حتي پس از اشباع شدن زمين مزرعه، آب زيادي از آن به صورت (بن آب ) از انتهاي مزرعه خارج مي شود و مجددا به رود كارون مي ريزد و بخش ديگر آن اراضي پايين دست را زه دار كرده و موجب كاهش حاصلخيزي آنها مي شود، درحالي كه در اين فصل، رود كارون كه از آن آب گرفته مي شود، حداقل آب را در خود دارد و در سال هاي خشك (خشكسالي ها ) به حداقل مي رسد كه حتي برخي اوقات زراعت بهاره در دشت خوزستان كه در شرايط معمولي يك سوم آبهاي سطحي كشور را دارد، ممنوع مي شود يا امكان كشت آنها به دليل كمبود آب وجود ندارد (امسال ابتدا كشت برنج را در محدوده اهواز ممنوع اعلام كردند اما با اقدامات نماينده مردم، مجددا اجازه كشت دادند. اتفاقا بيش از هر سال برنج كشت شد! ). بنابراين زراعت نيشكر، آب زيادي را به خوداختصاص مي دهد ( برابر 76 نياز گندم يا ذرت و چندين برابر پنبه و غيره ) آن هم با هزينه پمپاژ بسيار بالا، زيرا در فصل رويش، منطقه بارندگي ندارد، اما در فصل برداشت كه معمولا در ديگر كشورهاي نيشكرخيز جهان بارندگي قطع و شرايط خشكي براي شكرسازي و برداشت زراعت حاكم مي شود، در منطقه كشت نيشكر در كشور ما بارندگي ها آغاز مي شود كه هم تا حدودي تاثير منفي در شكرسازي گياه دارد هم در موقع برداشت محصول، مساله ايجاد چنانچه مي كند محصول مكانيزه برداشت شود مسائل و مشكلات دوبرابر مي شود زيرا هم ماشين نيشكرچين ( هاروستر ( Harwester شرايطي كه خاك، گل و چسبنده است، برايش مشكل و در مواردي حتي غيرممكن مي شود و هم براي كاميون. اما در كشور ما كه زراعت به وسيله دست درو مي شود، رسيدن كاميون به آن محل، مشكل يا غيرممكن مي گردد و لذا برداشت به تاخير مي افتد كه ممكن است با سرماي زيرصفر مواجه و موجب يخ زدگي محصول و كاهش توليد آن گردد.