Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801124-54078S8

Date of Document: 2002-02-13

اقليت مجلس از نگاه اكثريت تحليلي بر شكل گيري جناح اقليت در مجلس * يكي از چهره هاي شاخص جناح اقليت كه در مجلس پنجم طرحهاي استيضاح عبدالله نوري و عطاءالله مهاجراني را امضا كرده بود در انتخابات مجلس ششم با خبرنگاراني كه وي را متعلق به جناح راست عنوان مي كردند به شدت برخورد مي كرد بايد * فراكسيون اقليت مجلس ششم رامنطقي ترين بخش منتقدين اصلاحات ومحافظه كاران دانست زهرا ابراهيمي تا قبل از تشكيل مجلس وجود سوم، فضاي بازسياسي در كشور و فعاليت آزادانه همه گروههاي سياسي باعث شده بود كه طيف هاي مختلف هر يك به نوعي نمايندگاني را به مجلس شوراي اسلامي بفرستند، اين فضا و يكپارچگي مردم در حمايت از افراد و گروههاي خاصي كه از نظر آنان به انقلاب اسلامي نزديكتر بودند زمينه اي براي ظهور گروهي به نام اقليت و يا اكثريت را در مجالس شوراي اسلامي باقي نگذاشت، شايد تجربيات اوليه مجالس شوراي اسلامي نيز كمتر از آن بود كه سازماندهي نمايندگان را وجهه همت خود قرار دهد. از مجلس سوم به دليل عمده شدن نقش دو جناح سياسي كه بعدا از آنها با عناوين راست و چپ نام برده شد كم كم جناحهاي اقليت و اكثريت شكل گرفتند. انتخابات مجلس چهارم منجر به تغيير تركيب كامل مجلس شد، در نتيجه اين انتخابات اقليتي كوچك در مجلس چهارم شكل گرفت كه كمتر فرصت حضور و ابراز وجود اين مي يافت اقليت با وجود فضاي خاص مجلس چهارم در مقاطعي خود را نشان مي داد هر چند كه اين ظهور به صورت سازمان يافته نبود تا اينكه به دنبال انشقاق در اكثريت مجلس چهارم كه به ظهور كارگزاران سازندگي انجاميد، اقليت مجلس چهارم با حمايت گروه جديد در مجلس پنجم، از پشتوانه قويتري برخوردار شد به گونه اي كه اين زمينه فراهم گرديد تا آنان در قالب يك فراكسيون مستقل به نام مجمع حزبالله مجلس فعاليت كنند. پيش از آنان فراكسيون گروه اكثريت با نام نمايندگان حزبالله اعلام موجوديت كرده بود. بدين ترتيب نخستين سنگ بناي تشكيل فراكسيونهاي سياسي، در مجلس پنجم ريخته شد. علت انتخاب واژه هاي مشترك براي نام دو فراكسيوني كه مواضع كاملا متفاوت و بعضا متضادي داشتند آن بود كه جناح اقليت قادر نبود بدون قرار گرفتن در سايه اكثريت فعاليت كند. اقليت مجلس پنجم اگر چه از نظر كمي در مرتبه نازل تري نسبت به اكثريت قرار داشت ولي قاطعيت اعضاي آن در مواضع سياسي و احساس پشتيباني مردمي باعث مي شد كه فعاليت چشمگيرتري را به نمايش گذارند. حضور آنان در گوشه كوچكي از مجلس پنجم به عنوان تنها جاي گروههاي سياسي كه در آن زمان چپ و اينك اصلاح طلب خوانده مي شوند توانست زمينه اي فراهم آورد كه بعدها بتوانند دولت و كل مجلس ششم را در اختيار گيرند. پرسش مهم اين است كه يك اقليت، چگونه مي تواند با حفظ موجوديت و موقعيت خود در مقابل اكثريت، كم كم شاهد گسترش خود در بدنه نظام؟ شود كاري كه شايد از همه اقليت ها ساخته نباشد. اين مقدمه از آن رو مطرح شد تا ضمن آشنايي مختصر با جناحهاي سياسي مجالس گذشته به موقعيت جناح اقليت در مجلس ششم كه همان اكثريت مجلس پنجم بودند پرداخته شود. اقليت در مجلس ششم در فضاي سياسي بعد از دوم خرداد و با حمايت هاي گوناگون، عده اي توانستند گوشه بزرگتري را در مجلس ششم نسبت به جناح اقليت مجالس چهارم و پنجم به خود اختصاص دهند هر چند كه عناصرشاخص و تشكيلاتي آنان موفق به راهيابي به مجلس نشدند. به همين علت، جناح اقليت در ابتداي تشكيل مجلس ششم انسجام كافي نداشت. پس از تاييد اعتبار نامه غلامعلي حداد عادل كه در پي ابطال برخي آراي تهران توانست وارد مجلس شود، سير انسجام نسبي اقليت آغاز گشت. از آن به بعد نقش سياسي حداد عادل كه به عنوان شخصيتي فرهنگي شناخته شده بود پررنگ تر گرديد. وي پس از ورود به جمع اقليت به رياست فراكسيون آنان برگزيده شد. شايد بتوان يكي از علل عدم انسجام گروه اقليت را ناشي از آن دانست كه اغلب راه يافتگان آنان به مجلس نه در قالب تشكل هاي سياسي جناحي راست بلكه به طور مستقل و بعضا با شعارهاي اصلاح طلبانه به مجلس راه يافته بودند. در زمان انتخابات مجلس ششم يكي از شاخص ترين چهره هاي جناح اقليت كه هم اكنون نيز در جمع آنان است به شدت با خبرنگاراني كه از وي به عنوان عضو جناح راست مجلس پنجم نام مي بردند برخورد مي كرد و خود را مستقل مي دانست. وي كسي بود كه در مجلس پنجم طرحهاي استيضاح عبدالله نوري وعطاءالله مهاجراني را امضا كرده بود. در حال حاضر هم افراد شاخصي از جناح اقليت هستند كه نسبت به قراردادن نامشان در اين جناح به شدت اعتراض مي كنند در حالي كه موضعگيري آنان در مجلس برخاسته از آراء و نظرات محافظه كاران داخل وخارج از مجلس و بسيار علني است. پس از طي يك دوره يك ساله منازعات سياسي رايج بين اقليت و اكثريت مجلس ششم، چندي است كه جناح محافظه كار همراهي هايي را با جناح اصلاح طلب آغاز كرده است. اين همراهي از سوي يكي از افراد شاخص وموثر اصلاح طلبان به عنوان يكي ازموفقيت هاي مجلس ششم ارزيابي موفقيتي شد، كه حاصل گسترش رفتار مدني ازيكسووبرخي عملكردهاي پرانتقاد ازسوي نهاد هاي محافظه كارخارج ازمجلس بوده است. همراهي اقليت در تصويب طرح سه فوريتي اصلاح موادي از قانون انتخابات براي ضابطه مندكردن رد صلاحيت كانديداها توسط شوراي نگهبان كه در جريان انتخابات استان گلستان مطرح همراهي شد، نسبي در قضيه دستگيري حسين لقمانيان توسط دستگاه قضايي، انتقاد از نحوه برگزاري دادگاه شهرام جزايري و بالاخره اعلام همراهي با بيانيه فراكسيون دوم خرداد كه عليه مواضع آمريكا منتشر شد از جمله موضعگيريهاي جناح اقليت در همراهي با اكثريت عنوان مي شود. تحليل هاي متفاوت از مواضع اقليت در مورد ويژگيها و عملكرد جناح اقليت مجلس تحليل هاي ششم، متفاوت وبعضا متضادي در موج جناح اكثريت وجوددارد. سياسيون مجلس كه عمدتا به رفتارهاي سياسي افراد و جناح ها توجه دارند سيرجناح اقليت را به سوي اكثريت و اصلاح طلبان ارزيابي مي كنند. آنها معتقدند همراهي اقليت با اكثريت بايد مورد استقبال قرار گيرد زيرا آنها درچارچوب منطقي و معقول از مواضع خود دفاع كرده و تفاهم مي كنند و چون بخشي از قدرت نظام را در دست دارند از اين طريق مي توان بر تصميمات مخالفين اصلاحات تاثيرگذاري كرد. اما نمايندگان ديگري هم هستند كه رفتارهاي سياسي را با توجه به افكار و نيات افراد مورد توجه قرار مي دهند، اين عده به اندازه دسته نخست اعتمادي به برقراري تعامل و همراهي با اقليت اما ندارند آنچه كه در بين همه مشترك است اين كه جناح اقليت مجلس ششم از وجود عناصر كارآمد سياسي در ميان خود بهره زيادي ندارد. در مجموع تحليل هاي جناح اكثريت از ويژگيهاي رفتاري و سياسي جناح اقليت را مي توان به ترتيب از خوش بينانه ترين تا بدبينانه ترين تحليل ها مورد اشاره قرارداد. جناح اقليت، معقول ترين بخش منتقدان اصلاحات اقليت مجلس ششم در ابتدا بر اثر تصورات غلطي كه نسبت به اكثريت داشتند و بر اثر تبليغاتي كه درمحافل خودشان مي شد فكر مي كردند كه اصلاح طلبان قصد بر هم زدن نظامات اجتماعي، حرمت ها و حريم ها و قصد تندروي دارند ودرصدد حذف آنان نيز هستند ولي وقتي كم كم با مواضع فكري و سياسي اصلاح طلبان آشنا شدند باورهاي قبلي شان فروريخت و به باورهاي جديدي دست يافتند كه رفتارهاي جديد آنها را شكل مي دهد. بايد فراكسيون اقليت مجلس ششم رامنطقي ترين بخش منتقدين اصلاحات ومحافظه كاران دانست. علت اين ويژگي آنان اين است كه به دليل داشتن تماس مداوم با مردم و لزوم پاسخگويي به پرسش هاي آنها ويا بحث در موردطرحها ولوايح بايد مستدل و منطقي بوده و نمي توانند تحكمي داشته باشند. به همين جهت باورهايشان سريعتر قابل تغيير و اصلاح است هر چند كه موضعگيريهاي آنان در مسائل كلي كشور بي تاثير است. چالش اصلي مجلس ششم در حال حاضر بافراكسيون اقليت نيست بلكه عمدتابا كساني است كه بيرون از مجلس هستند. جناح محافظه كار، طيف است اقليت مجلس همانند همه گروههاي سياسي است كه نمي توان مواضع، افكار و شخصيت آنها را يكسره منفي و يا مثبت ارزيابي در كرد اينكه عده اي از آنها با صداقت و براساس باورها و اعتقادات قلبي عمل مي كنند شكي نيست و در فرصت طلبي عده اي نيز نمي توان ترديد كرد. ولي در مجموع مي توان در بلندمدت به جذب آنها به جناح اصلاح طلب اميدوار افرادي بود كه جناح اقليت مجلس ششم را تشكيل مي دهند از اعضاي موثر و شاخص محافظه كاران نيستند بلكه عناصر غيرحرفه اي و يا ناكارآمد از نظر سياسي درميان آنها بيشتر ديده مي شوند. به همين جهت بخش قابل توجهي از اين جناح كاملا رها شده و بي تحليل هستند به همين جهت در مورد مسائل روز به طرحهاي اصلاح طلبانه راي مي دهند. مثلا اكثريت قريب به اتفاق محافظه كاران به طرح سه فوريتي اصلاح قانون انتخابات كه با هدف محدود كردن اختيارات نظارتي شوراي نگهبان براي جلوگيري از رد صلاحيت كانديداها تقديم مجلس شد راي مي دادند. زيرا آنها هم خواستار ضابطه مند شدن موضوع رد صلاحيت ها بودند چرا كه خودشان نيز بعضا قرباني رد صلاحيت بودند، لذا در اين جهت با اصلاح طلبان هم راي شدند، بعضي از آنها با مراجعه به نمايندگان اكثريت، نارضايتي خود را از اعمال سليقه در رد صلاحيت ها پنهان نمي كردند. در مسائل كلان سياسي محافظه كاران سعي مي كنند با برخورد منفي و يا سكوت، با اصلاح طلبان همراهي نكنند، البته در اين ميان استراتژي سكوت براي عدم همراهي، بيشتر مورد استفاده قرار مي گيرد چرا كه ترجيح مي دهند ژست مستقل و معتدل خود را حفظ كرده و هزينه اقليت بودن را نپردازند. تابع مولفه هاي خارج از مجلس هستند از نظر مواضع، افكار و شخصيت، نمايندگان جناح اقليت تفاوت هاي زيادي با يكديگر دارند، بعضي از آنها كه تعدادشان نيز قابل توجه است متاثر از مجلس نيستند، سعي دارند از همه پتانسيل ها از جمله پتانسيل خشونت و فشار نيز استفاده كنند، مثلا در جريان تصميم عده اي از نمايندگان استان همدان كه قصد داشتند در اعتراض به دستگيري لقمانيان آبستراكسيون (از رسميت انداختن جلسه علني ) كنند، افراد تندرو جناح اقليت از ابتداي جلسه سعي كردند تا با بر هم زدن نظم آن بر اين تصميم اثرگذاري كنند كه در اين نيت خود نيز موفق شدند. كار تشنج در جلسه علني به درگيري فيزيكي يكي از تندروهاي محافظه كار با نماينده جانباز از اكثريت مجلس كشيد. برخي نمايندگان علت همراهي جناح اقليت با اكثريت مجلس ششم را نه از سر اصلاح طلبي بلكه به قصد استفاده از پتانسيل اصلاحات دانسته و معتقدند آنان نمي خواهند رودرروي جريان اصلاحات بايستند زيرا فرهنگ همخواني با جامعه را ياد گرفته اند. اقليت عامل تعديل وظايف و اختيارات مجلس اگرچه دقت، ظرافت و نظام مندي جناح اقليت بيش از اكثريت است ولي آنها فعال نيستند، منفعل هم نيستند، از فرصت ها براي ناكارآمدن كردن جناح اصلاحات استفاده مي كنند، به نهادهاي مخالف اصلاحات خارج از مجلس متصل هستند كه اين اتصال منجر به تعديل بخشي از وظايف و اختيارات مجلس شده است درحالي كه آنان بيش از آنكه متصل به نهادهاي بيرون مجلس باشند بايد وابسته به مجلس بوده و در كسب شان آن فعال همراهي باشند با نهادهاي محدودكننده مجلس توجيه پذير نيست. زماني كه نمايندگان اقليت پس از احضار و بازجويي نمايندگان ازاين اقدامات حمايت مي كنند و يا اصل مصونيت نمايندگان را در ايفاي وظايف نمايندگي زير سوال مي برند بايد به نمايندگي آنان شك كرد. علت همراهي هاي اخير آنان با اصلاح طلبان نيزشايدناشي از آن باشدكه تعدادي از آنها به سرنوشت اصلاح طلبان دچار و متوجه شده اند كه مشكلات ممكن است دامن آنها را نيز بگيرد.