Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801123-54061S3

Date of Document: 2002-02-12

ديدار از سرزمين هميشه بهارگزارش خبرنگار اعزامي همشهري از منطقه آزاد چابهار ( ) 8 تصويرها و دغدغه ها براي آنكه بتوانيم جداول آماري و مشهوداتي را كه در عمل مي ديديم با يكديگر انطباق دهيم به سراغ مهندس بابايي قائم مقام منطقه آزاد چابهار رفتيم (قرارمان با دكتر صالحي مديرعامل منطقه آزاد كه از دانشگاه علم وصنعت به منطقه آمده است، به تعويق افتاد ). بحث در سرسراي هتل به طول انجاميده بود و شامگاه به دفتر او در همان ساختمان شبيه به پرنده در مركز منطقه تجاري رسيديم. هياهوي كساني كه اجناس خريداري شده خود را حمل مي كردند با صداي موسيقي پخش شده از بلندگوهاي محوطه آميخته بود. خريداران عمدتا از اهالي منطقه هستند كه خانواده هاي پرجمعيتي محسوب مي شوند. اگر از حقوق خود براي انتقال كالا از منطقه به بيرون (معادل 80 دلار كالا با معافيت گمركي يكبار در سال ) استفاده كرده باشند كارشان انتقال اجناس از بريدگي هاي حصارهاست. حتي در روز روشن صفي از زنان كه با رسيدن به پنجاه متري دروازه گمرك از جاده خارج شده لابلاي درختان كاشته شده بر تپه كنار جاده گم مي شوند و پنجاه متربعد از دروازه گمرك از همان تپه پايين مي آيند امري طبيعي است. لحظه اي كه آنها را ديدم روي سر هر يك كارتني از چرخ هاي خياطي ويا لوازم خانگي ساخت كره قرار ديدن داشت اين مناظر همه را به واكنش مي اندازد. اقتصاددانان حفره درون حصار را محلي براي از دست رفتن منافع عمومي از طريق ورود كالاي بدون عوارض و سود گمركي مي بينند منتقدان، چون ما روزنامه نگاران آن را نتيجه ناكارآيي و فساد ارزيابي مي كنند، برخي مسوولان محلي، حفره را مفري براي بهبود وضع معيشت مردم محلي مي يابند و مسوولان مناطق آزاد به دنبال راهي مي گردند تا با اصلاح ساختار عملياتي، حفره درون حصار را بلاموضوع كنند. با مهندس بابايي البته بر سر موضوعات جدي تري هم صحبت كرديم كه به چنين مواردي تنها در حاشيه مي پرداخت. خلاصه صحبت هاي او اين بود كه ساخت مديريت مناطق آزاد غلط است. حداقل اين مورد آخري را درست مي گفت. منطقه چابهار صاحب دارد مثل هر منطقه ديگري استاندار دارد، فرماندار دارد، امام جمعه دارد، و لابد خيلي از مديريت ها و فرماندهي هاي ديگر هم هست كه منطقه آزاد جزء حوزه زيركنترل آنهاست. علاقه اي به بحث در اين مورد نداشتيم، ولي يكي از همراهان به خاطر آورد كه در سال 71 هيات دولت براي آنكه مشكلي پيش نيايد - تجربه كيش و قشم را در اين زمينه؟ داشت - رئيس منطقه آزاد را مهندس حجتي (وزير فعلي كشاورزي ) قرار داد كه استاندار سيستان و بلوچستان بود و انتظار مي رفت اقتدار او بتواند سنگ هاي سرراه را بردارد. شايد براي اولين بار شاهد بودم كه مدير مستقر يك منطقه به دنبال ارائه تصويري خوشايند و توجيه شده از وضع موجود نيست. مهندس بابايي به دنبال محكوم كردن مديريت هاي قبلي هم نبوده، ديدگاه كلاني را عرضه مي كرد كه در ميان كارگزاران نظام اسلامي كم پيدا مي شود. در زمينه برنامه ريزي و استراتژي، برنامه ريزي بالادست وجود ندارد. امور اجرا شده يا درحال اجرا در چارچوب برنامه ريزي منطقه اي و بخشي نيست. در پنج سال گذشته هيچ مقام مهم اقتصادي در مورد جايگاه مناطق آزاد حتي اظهارنظر نكرده است. بودجه سالانه بر مبناي ساز وكار ارائه شده دولت براي واردات است و كافي نيست. سياست هاي جذب سرمايه گذار تاكنون ناكارآ بوده است... مشاهدات ما حرف هايش را تاييد مي كرد. كار توسعه دهندگان منطقه آزاد به اين تبديل شده است كه به تجار مجوز ورود كالا بدهند (حداكثر معادل 150 ميليون دلار در سال ) عوارضي از آنها اخذ كنند، به مردم و مسافران كارت معافيت بفروشند تا اين كالاها را از منطقه بيرون ببرند، و براي آنكه خرج توسعه منطقه، خرج امورجاري، كمك به محرومان منطقه (ساخت مدرسه، درمانگاه، تاسيسات بهداشتي و... ) وساير امور را در بياورند، درصدد بالا بردن سهم واردات و جذب مسافر باشند... دادن هدف ديگري به دست مديران و فرستادن آنها به دنبال درآمد از روشي ديگر، همان تعارض هدف و وسيله است كه كسي را به جايي نمي رساند. ادامه دارد