Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801123-54061S1

Date of Document: 2002-02-12

پاسخ مجري پروژه سمند به انتقادات ترديدهاي ناروا در يك افتخار ملي نزديك شدن به زمان افتتاح خط توليد (سمند ) در ايران خودرو و تبليغات اين شركت براي عرضه اين خودرو كه تحت عنوان (خودروملي ) نام گرفته، انتقاداتي را در بعضي از مطبوعات به دنبال داشته است، در همين رابطه بهروز جوادي - رئيس مركز تحقيقات ايران خودرو و مجري پروژه سمند - مطالبي را به روزنامه ارسال كرده است كه جهت تنوير افكار عمومي در ادامه به نظر شما مي رسد: اين روزها شاهد دو پديده كاملا متضاد هستيم: نخس --ت عرضه اولين خودرو ملي (سمند ) و دوم ترديدهاي بسي ناروا در ملي بودن آن. نگارنده در مقام يكي از كساني كه سهم كوچكي در طراحي و ساخت سمندداشته است ضروري مي دانم توضيحاتي را در اين كه چرا اين خودرو را ملي مي ناميم، بيان كنم. متاسفانه بسياري از انتقادها و اعتراض ها و حتي تعارضاتي كه در حوزه هاي گوناگون كشور ما رخ مي دهد ازسر ناآگاهي و دانش و اطلاع كم در حوزه اي از امور و درعين حال حكم قطعي دادن توسط همين افراد ناآگاه يا كم اطلاع است. يكي از موارد، تشكيك در ملي بودن خودرو ملي (سمند ) است كه با به هم چسباندن چند جمله از چند فرد و تاكيد روي كلمه انگليسي و با بهره برداري از سابقه تاريخي و زمينه ذهني مردم از اين كلمه، حاصل هزاران روز تلاش و از خودگذشتگي فرزندان غيرتمند كشور را با چند عبارت ناروا بي قدر جلوه دهد. اگر دوستان به خود زحمت مي دادند قبل از اظهارنظر درباره خودرو ملي، ساده ترين تعريف خودرو ملي و خودروساز بودن را براي يك بار از نظر مي گذراندند قطعا چنين متقن نظر نادرست نمي دادند! خودرو ملي، بنا به تعريف به خودرويي اطلاق مي شود كه طراحي و ساخت بخش اعظم بدنه و تزئينات آن توسط شركت مادر در قلمرو يك كشور خاص انجام شود و آن شركت مادر قواي محركه آن را انتخاب و يا، توليد و روي بدنه نصب كند. توليد خودرو مي تواند در شركت مادر يا يكي از شعب داخلي يا خارجي آن انجام شود. هر نوع تغيير بدنه، تزئينات و قواي محركه، ميزان و نحوه توليد و به طوركلي سرنوشت خودرو در دست شركت مادر است. شركت مادر از رهگذر توليد خودرو ملي توان طراحي، تغيير و توليد مدل هاي جديدتر خودرو را به دست مي آورد. به زبان ساده خودرو ملي يعني خودرويي كه قبلا در جايي نبوده و اكنون در كشور ما هست. براي ساخت خودروملي حتما نبايد قواي محركه اي ساخت كه مثلا به جاي بنزين با آب كار كند! به كارگيري فن آوري و دانش بشري در طراحي و ساخت خودرو ملي، نه تنها مذموم نيست بلكه امري ضروري و اجتنابناپذير است. آيا پرتاب سفينه به فضا فقط افتخار آمريكاست يا حاصل قرن ها دانش و فن آوري انباشت شده بشري ؟ است مطالعه ساده اي در زمينه خودروسازي آشكار مي سازد كه تمام خودروسازان بزرگ دنيا با يكديگر همكاري مي كنند و از تجارب، دانش، سخت افزار و نرم افزار همديگر بهره مي برند. مي دانيم كه شركت ايران خودرو هم در طي سال هايي كه پروژه خودروملي را در دست طراحي و ساخت داشت از كارشناسان با تجربه ديگر كشورها نظير آلمان، اتريش، فرانسه، انگليس، ژاپن، كره و... بهره برده است و از دانش و تجربه آنها استفاده شايسته كرده است. (بگذريم كه در اينجا پرسشي مطرح مي شود و آن اين است كه چرا در برابر فرارمغزهاي جهان سوم به كشورهاي توسعه يافته، خرده گيران برخورد انتقادآميزي ندارند، ولي هنگامي كه از كارشناسان مجرب خارجي در اين كشور - آن هم در چارچوب عرف و استانداردهاي بين المللي و با حسابگري قابل تحسين - استفاده مي شود، سيل انتقادات را متوجه ايران خودرو، يا مجموعه هاي ديگري مي سازند كه چنين مي كنند ). نمونه هاي اوليه خودرو، پس از ساخت به مجهزترين مراكز تست در كشورهاي اروپايي براي آزمايش هاي مختلف گسيل شده و اين نه تنها مايه سرافكندگي نيست بلكه باعث افتخار است كه خودروملي از معتبرترين مراكز تست خودرو دنيا گواهينامه هاي تاييد دريافت كرده است و مي دانيم كه اين موسسات معتبر بين المللي هرگز در مورد نام و اعتبار خود خطر نمي كنند و آن را در ازاي هيچ چيزي به معرض نابودي نمي گذارند. واقعا براساس كدام منطق مي توان استنباط كرد كه اگر در مراحل طراحي و ساخت يك كالا ازدانش بشري استفاده شود يا آن محصول براي تست به مراكز آزمايش در يك كشور خارجي ارائه شود، آن كالا خارجي؟ است! مگر بارها اين كلام ارزشمند رئيس جمهور فاضل را نشنيده ايد كه مي فرمايند: (دانش بشري متعلق به همه بشر است و آنها نبايد ديگران را محروم ازاين دستاوردها نمايند ) (اطلب العلم ولوبالسين ). كدام عرصه اي از فعاليت هاي بزرگ بشري را مي توان يافت كه از همكاري هاي بين المللي يا مشاركت موسسات و واحدهاي تخصصي از مليت هاي گوناگون بهره نگرفته به ويژه؟ باشد در خودروسازي امروز جهان كه عامل مزيت، تعيين كننده افراد، گروه ها و واحدهاي مشاركت كننده در توليد است، صرف نظر از آن كه مليت اين افراد وواحدها اهميتي داشته باشد. بنابراين رديابي افراد و موسساتي از كشورهاي ديگر كشفي محيرالعقول محسوب نمي شود و نمي تواند كليت كار را زير سوال ببرد. اما با اين حال سمند از كمك ها ومشاركت هاي بين المللي بسيار كمتر از آنچه كه حد و مرز تعريف خودروساز بودن ارائه مي شود، بهره برده است. طراحي اين خودرو در مركز تحقيقات ايران خودرو صورت گرفته است. موتور آن در ايران خودرو ريخته گري، ماشينكاري و مونتاژ مي شود و قطعات و مجموعه هاي داخلي و تزئيني سمند در ايران خودرو ساخته مي شود: صندلي ها در صندلي سازي ايران خودرو، داشبورد، كنسول، سپرها و... در شركت مهركام پارس، رودري ها و... در شركت آذين خودرو و چراغ ها و مجموعه هايي از اين قبيل در شركت جمع ساز. راديوپخش سمند حاصل كار شركت موج نيكان، شيشه ها شركت بهنور، ديسك و صفحه كلاج، ش -ركت پايا كلاج، آيينه هاي برقي، ساعت ديجيتال و پايه كليدها، شركت كروز و ياتاقان آن در شركت ياتاقان بوش ايران توليد مي شود، خلاصه بيش از يكصد و شصت شركت و واحد صنعتي در ساخت و توليد صدها قطعه و مجموعه سمند همكاري دارند. به اين ترتيب ميزان ساخت داخلي سمند بالغ بر هشتاد درصد مي شود كه مطابق با موازين و استانداردهاي بين المللي كاملا منطقي است و يك واحد (شركت مادر ) را واجد و شايسته نام (خودروساز ) مي كند. ليكن اشاره به فاكتورهايي كه براي اثبات ملي نبودن سمند ارائه مي شود به قدري ساده انگارانه است كه هر آدم نسبتا مطلعي به ترديد مي افتد كه واقعا خود مدعيان بر آن باور داشته باشند! واقعا اين چه عادت ناپسندي است كه وقتي گروهي ميان همين مردم با تكيه بر عزم و اراده و باورديني و اتكا به توان و استعداد داخلي و بهره مندي از دانش و تجارب بشري كاري بزرگ را به انجام مي رسانند، نخستين عكس العمل به جاي آفرين، نفرين است و به جاي پشتيباني و حمايت و تبريك، رودررويي و سعايت و؟ تشكيك! چرا بايد به جاي تشويق و تحسين كساني كه آسودگي و راحتي خود را فداي استقلال صنعتي و افتخار ملي كرده اند بي محابا و بي پروا زبان به انگ و اتهام؟ بگشائيم! شايد بعيد باشد كه اين توضيحات و يا بسيار بيش از اين، كساني را كه مي خواهند بر حقايق چشم بپوشند و شنيده ها را نشنيده فرض كنند، به اعتراض يا وادارد اين كه آنان را همراه و پشتيبان اين حركت مقدس و سترگ ملي سازد، بلكه شايد بر آناني تاثير گذارد كه صرفا دچار سوءتفاهم اند و مشتاق حقايق، پذيراي اصول منطقي و كارشناسي، بيزار از عوام زدگي و عوام فريبي و منزجر از منافع نامشروعي اند كه اساس اين جوسازي ها و كتمان حقايق فني و علمي است. بايد بپذيريم كه يك مجموعه خودروساز شده و براي نخستين بار توانسته است از ورطه مونتاژ پاي در عرصه طراحي و ساخت خودرو -ولو با بهره گيري كاملا معقول و منطقي و متداول از همكاري هاي بين المللي -بگذارد. جاي افتخار دارد كه اين مجموعه به جرگه خودروسازان پيوسته است. هرچند در اين جمع تازه وارد است، اما خواهد توانست به همت والاي صنعتگران در ايران اسلامي در ميان اين خودروسازان قد برافرازد و درخور اعتنا شود و از اين رهگذر بر عزت و اقتدار و خودباوري ايران - به سهم خود - بيافزايد. ( سمند ) خودروملي ايران است. خودرويي كه با توان ايراني ساخته شده و تصميم گيري و اقتدار آن در دست ايراني است و براي اين سخن منطقي قاطع وجود دارد كه هر آنكه اهل منطق است بي تعلل و ترديد آن را مي پذيرد و تحسين مي كند و هركه مبناي منطق و استدلال و علم را نمي پذيرد، به قول لسان الغيب: گرخطا گفت نگيريم بر /او ور به حق گفت جدل با سخن حق نكنيم