Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801123-54056S1

Date of Document: 2002-02-12

دوره پيش دبستاني; گامي اساسي در فراگيري تجربه هاي تربيتي بررسي ضرورت الزامي كردن دوره پيش دبستاني در مناطق عشايري شايد بتوان اظهارداشت مشخصه عمومي جامعه عشايري، سطح پايين دسترسي به آموزش بيسوادي، گسترده و جمعيت روبه رشد است. به همين دليل در اولين راهبردهاي توسعه اين قشر، اهدافي چون افزايش بهره وري كشاورزي بهبود، تغذيه و بهداشت و كاهش زاد و ولد و توسعه امكانات آموزشي بايدمورد توجه قرار گيرد. در جوامع عشايري اكثر كودكان به زبان مادري كه جداي از زبان فارسي است تكلم مي كنند. البته تكلم در دوران كودكي به زبان دوم (غيرمادري ) افت هاي تحصيلي شديدي در پايه هاي آغازين دبستان برجاي مي گذارد. ولي همين زبان مادري است كه انباشته از نكته ها و ظرافتهاي پرورشي است. اگر ترتيبي اتخاذ كنيم كه رشد و تكامل شخصيتي و ديني كودكانمان را با زبان مادريشان باعث شويم، ديگر كمتر نياز داريم كه جداگانه به مسائل پرورشي آنها بيانديشيم، زيرا زبان مادري از واژه هايي همچون نيايش، شرف، پاكدامني، عشق، مهرباني و جوانمردي و.. آكنده است و اين واژه ها به صورت مستقيم و غيرمستقيم در قصه ها، لالايي ها و... زبان مادري مشهود است. پراكندگي و كثرت لهجه و زبان در مناطق عشايري، مشكلات زيادي در آموزش و پرورش دوره ابتدايي به وجود آورده و مي آورد. از طرفي اگر به زبان مادري در خانواده و جامعه عشايري بي توجهي شود، علاو بر آنكه به كودكان ستم مي شود تاثير منفي بسياري بر يادگيري دروس كودك و رفتار رواني او خواهد داشت. كودكي كه قادر نباشد، آنچه را كه از احساس و عواطف و ادراكات خود مي فهمد، به راحتي به زبان آورد چه زيانهايي را متحمل مي شود. موفقيت تحصيلي بر پايه ارتباط بين معلم و دانش آموزان صورت مي گيرد و زبان وسيله اين ارتباطات است. از مطالعات و نتايج حاصل از تحقيقات دانشمنداني كه با تعليم و تربيت كودكان در ارتباط بوده اند ( فروبل - خانم مونته سوري آرنولدگزل، ژان پياژه و ديگران ) چنين استنباط مي شود كه دوگانگي زباني (در مدرسه ) نه تنها بر فعاليت هاي مربوط به درس زبان (فارسي و املاء ) اثر مي گذارد، بلكه بر يادگيري دروس ديگر نيز تاثيردارد. دوگانگي و بيگانگي زباني كودك در دوره آغازين دبستان، كودك را به خاموشي سوق داده و يك واكنش عاطفي - دفاعي در او ايجاد مي كند. زبان و لهجه هاي مناطق عشايري طبق آمار تيرماه سال 1377 نزديك به ايل 101 و591 طايفه عشايري در سراسر كشور وجود دارد. برآورد مي شود احتمالا نزديك به تا60 50 لهجه در تركيب زبانهاي مختلف ازجمله كردي، عربي، تركي، لري، بلوچي، تركمني و... وجود دارد. در بين لهجه و زبانهاي جوامع عشايري فاصله زباني بين مدرسه و دانش آموزان شامل دو بعد است. يكي زبان مدرسه و زبان دانش آموزان كه از لحاظ زبان شناسي متفاوت است. يعني زبان مادري دانش آموزان با زبان مدرسه و آموزش يكي نيست، در اين قسمت مي توان از زباهاي تركي و كردي نام برد. نكته ديگر اين كه زبان مدرسه و زبان دانش آموزان از يك ريشه زبان شناختي بوده، ولي تفاوت در واژه هاي استفاده شده به نسبت ويژگي هاي اجتماعي و فرهنگي خانواده ها دارد. در اين قسمت مي توان اظهار داشت كه اين مسئله در مورد زبانهاي لري و طوايف باصري بيشتر صدق مي كند. دوره پيش دبستاني در سياست هاي آموزش و پرورش آموزش و پرورش پيش دبستاني برنامه اي براي كودكان 3 تاساله 6 است كه در دوره پيش از دبستان قرار دارند. اما دوره پيش دبستاني در مناطق روستايي و دورافتاده به يك سال در سن ساله 56 محدود مي شود. آموزش و پرورش دوره پيش از دبستان در سياست هاي ملي كشورها (ازجمله هند ) از سال 1986 ميلادي مورد تاكيد فراوان قرار گرفته است. فردريك فرويل ) 18521781 م ) بنيانگذار كودكستان بود و عقيده داشت كه مرحله پيش از دبستان، گامي اساسي در پلكان تجربه تربيتي است. ضرورت وجود دوره پيش دبستاني در برنامه هاي آموزشي كشور با توجه به اهميت و حساسيت سالهاي اوليه كودكي كه به عنوان دوره رشد فيزيكي و ذهني سريع كودكان مطرح است، سالها است كه برنامه هاي دوره پيش دبستاني به عنوان داده هاي مهم در تدابير رشد منابع انساني، برنامه هاي تغذيه اي و حمايتي براي آموزش ابتدايي و نيز به عنوان خدمات حمايتي براي زنان شاغل بخشهاي محروم مورد تاكيد قرار گرفته اند. اين دوره مي تواند رشد همه جانبه كودك را مورد حمايت قرار داده و در سلامت نسل آينده نقش مهمي داشته باشد. وجود نظريه هاي دانشمندان و بزرگان تعليم و تربيت بر اهميت اين دوره مي افزايد، از جمله خانم مونته سوري ) 19521870م ) رفتار و اعمال كودكان را به دقت مورد مشاهده قرار مي داد و محيط كلاس را مطابق با آن رفتارها و علايق تدارك مي ديد و در پرورش كودكان خردسال معتقد بود توجه به اين دوره رشد، معطوف به شكوفا كردن تواناييهاي ذاتي كودك براي يادگيري و كسب دانش است. بررسي علل نياز جامعه عشايري به دوره پيش دبستاني جامعه عشايري، جامعه اي محروم از لحاظ امكانات تبليغي، رسانه هاي گروهي، جزوات آموزشي و هر آنچه كه به تقويت فرهنگ كمك مي كند است. از اين رو وجود معضلات بسياري در اين جامعه مشاهده مي شود. از آنجا كه مقوله بحث آموزش و پرورش، كودكان است، به ساير عقبماندگي ها و جوانب اين اجتماع كاري نداريم. اولين جامعه اي كه كودك در آن قرار مي گيرد، جامعه كوچك خانواده است. خانواده عشايري كه از آگاهي هاي لازم در زمينه ترتيب ديني، اخلاقي و جسمي كودك برخوردار نيست چگونه مي تواند يك كودك سالم و با نشاط و فعال تحويل جامعه دهد. دومين جامعه و گروه غيررسمي براي كودك همبازيهاي او است، همبازيهايي كه در خانواده اي مشابه ترتيب شده اند و در اين گيرودار رفتار همبازيها نيز نمي تواند الگوهاي مناسبي براي كودكان ديگر باشند. البته فعاليت و بازي كودكان عشايري در طبيعت، نعمت بزرگي است و بايد از اين نعمت خدادادي، با روش كودك محور كه از رويكرد بازي و فعاليت پيروي مي كند در دوره هاي پيش دبستاني عشايري استفاده كرد. سومين جامعه كه كودك به طور غيررسمي در آن قرار مي گيرد، اجتماع عشايري است. اين اجتماع نيز به دليل عدم ارتباط با شهرها و عدم استفاده ازرسانه هاي گروهي (تلويزيون - روزنامه و... ) به دليل بي سوادي و كم سوادي، فرهنگ پذيرش يك كودك به صورت علمي و اخلاقي را ندارد و ملاحظه اي دررفتارهاي خود نسبت به كودكان ندارند و گاهي كودك را به قول ژان مينياتور پياژه، انسان بزرگسال مي دانند، توقعات بي جا دارند و اين خود بر روح جستجوگر كودك و بهداشت رواني او تاثير مي گذارد. اولين جامعه رسمي كه كودك عشايري وارد آن مي شود، دبستان است. كودك بدون آمادگي قبلي به يك باره وارد محيط دبستان مي شود و مجبور مي شود با يك زبان غيرمادري ( رسمي ) تكلم كند و بينديشد. چه برسر او مي آيد همان مي شود كه خود سانسوري و انزواگزيني را پيش مي گيرد و بعد از چند صباحي ترك تحصيل نموده و خيال معلم و همگان را راحت مي كند. از اين رو بايد ترتيبي اتخاذ شود كه كودك عشايري ابتدا دوره پيش دبستاني (حداقل يك ساله آمادگي ) را بگذراند و سپس وارد دبستان شود و زبان آموزي يكي از برنامه هاي اصلي اين دوره محسوب گشته و تاكيد بيشتر برآن شود. دلايل توجيهي جهت الزامي كردن دوره پيش دبستاني در عشاير - ارج نهادن به زبان بومي با تاكيد برملي كردن زبان كودكان عشايري به منظور جلوگيري از نتايج منفي سالهاي آتي طبق اصل پانزدهم: اسناد و مكاتبات و متون رسمي و كتب درسي بايد به اين زبان فارسي و خط باشد، ولي استفاده از زبانهاي محلي و قومي در مطبوعات و رسانه هاي گروهي و تدريس ادبيات آنها در مدارس، در كنار زبان فارسي آزاد است. - توجه به اصل سوم قانون اساسي و بند سوم آن: دولت جمهوري اسلامي ايران موظف است براي نيل به اهداف ذكر شده در اصل دوم همه امكانات خود را براي امور زير بكار برد: رفع تبعيضات ناروا و ايجاد امكانات عادلانه براي همه، در تمام زمينه هاي مادي و معنوي. - كاهش نابرابريهاي آموزشي منطقه اي و كاهش اين نابرابريها بين دختران و پسران اين مناطق. - آشنايي بيشتر با هويت اسلامي فرهنگي، و ملي با توجه به اينكه ذهن كودك آمادگي لازم پذيرش مطالب را دارد. - كسب نگرش مطلوب نسبت به يادگيري و علم آموزي، كسب رفتار مناسب آموزشي جهت ورود به دوره ابتدايي. - ايجاد مراكز پيش دبستاني مي تواند در آماده سازي كودكان خانواده هاي كم درآمد عشايري براي ورود به دبستان نقش بسزايي داشته باشد. - استفاده از روشهاي تكميلي غذايي براي جبران سوءتغذيه كودكان، شناسايي نارسائيهاي بينايي، شنوايي و بيماريهاي محيطي از اهداف دوره پيش دبستاني است. - نبود سيستم منظم شناسايي كودكان استثنايي و مشكل دار عشايري، كه اين شناسايي از طريق دوره پيش دبستاني تا حدودي مرتفع مي شود. - برابرسازي فرصتهاي دسترسي به آموزش از طريق دوره هاي پيش دبستاني - دوره پيش دبستاني شوق و انگيزه تحصيل را در سالهاي نخست كودكي افزايش داده و همين امر باعث مي شود آمار ترك تحصيل كنندگان سالهاي آتي كاهش يافته و آمار كودكان لازم التعليم كاهش پيدا كند. - دوره پيش دبستاني محروميت هاي آموزشي، فرهنگي و... ناشي از كمبودهاي محيط خانه را جبران مي كند و كودك را در بارور كردن استعدادهايش ياري مي دهد. - اين دوره به افزايش پوشش تحصيلي دوره ابتدايي عموميت و جامعيت بيشتري مي بخشد. - در مناطق عشايري والدين اكثرا كم سواد و بي سواد هستند، لذا توانايي تعامل موثر و مفيد با كودكان خود را ندارند و نمي توانند به رشد مطلوب و مناسب گفتار و مهارتهاي شناختي و ذهني كودك خود در سنين رشد قبل از دبستان، كمك كنند. - فقدان تسهيلات و وسايل و مواد آموزشي مورد نياز دوره كودكي مانند كتاب، امكانات بازي و.. به محروميتهاي كودكان مي افزايد. - به علت اين كه معلمان عشاير، مجبور هستند گروههاي سني مختلف را با يكديگر در يك كلاس داشته باشند لذا وقت زيادي ندارند تا تدريس صوت آموزي و زبان آموزي و آموزش لوحه ها را با كيفيت عالي در پايه اول ارائه دهند، ليكن مشكل درس زبان ملي ( فارسي، املاء، انشاء و خط ) تا پايان تحصيلات باقي مي ماند. - شيوه آموزشي دبستانهاي 5 پايه عشايري با آمار بالاي دانش آموزي، هماهنگي لازم با رشد جسمي كودك را نداشته لذا رشد همه جانبه كودك بايد قبل از آغاز دبستان مورد توجه جدي قرار گيرد تا اگر در دبستانها، پايه هاي آغازين مورد كم توجهي قرار گرفتند مشكل حادي بوجود نيايد. - پرورش عادات مفيد و عواطف مطلوب و پرورش اجتماعي و استعدادهاي كودكان، پرورش حس اعتماد به نفس و امنيت در كودكان، پرورش خلاقيت و توسعه مهارت هاي پايه سوادآموزي از اهداف دوره پيش دبستاني مي باشد كه در تعيين سرنوشت و شخصيت كودك و اجتماع سالم بسيار موثر است. در كودكان اين دوره مهارتهاي پايه همانند درك تشابهات و تمايزات، مفاهيم عيني، فضا، مكان، عدد و... پرورش و توسعه مي يابد و عدم توسعه و پرورش اين مهارتها در سالهاي دورتر تحصيل به صورتهاي كمرويي، انزواي اجتماعي و عدم ارائه خطابه و سخنراني، تزلزل شخصيت و حتي به صورت عدم موفقيت در تعيين رشته هاي تحصيلي در سنين بالاتر، فقدان خود را نشان خواهد داد و اصلاح رفتار در آن زمانها بسيار بعيد و دور از انتظار به نظر مي رسد. نتيجه امروزه ارتباط با مناطق محروم عشايري كشور بيشتر از طريق حضور آموزش و پرورش در اين مناطق صورت مي گيرد. به همين خاطر مسئوليت آموزش و پرورش در زمينه هاي فرهنگي، اجتماعي، بهداشتي و... به مراتب سنگين تر از ساير ارگانها است. اگر به نيازهاي كودكان از طريق آموزش و پرورش جواب داده نشود يك شكاف عميق بين سنت هاي گذشته، عقايد و ارزشهاي نسل جديد ايجاد خواهد شد كه به از خود بيگانگي كودكان منجر خواهد شد. افزايش مهاجرت به شهرها و افزايش نابرابري هاي اجتماعي، اقتصادي به دليل عدم تحقق اهداف آموزش و پرورش براساس سياستهاي نامناسب و ناهماهنگ و نابرابر آموزشي با مناطق صورت لذا مي گيرد جهت جلوگيري از پيامدهاي ناگوار آموزشي و پرورشي و... بايد به افزايش پوشش تحصيلي در مناطق دور افتاده و محروم ( غيرمستقيم ) از طريق دوره پيش دبستاني اقدام كرد. - آموزش زبان ملي در دوره پيش دبستاني عشايري همراه با ارج نهادن بر زبان مادري، طي سالهاي نخست اجازه مي دهد كه كودكان متوجه مفاهيم اصلي شوند و محدوديت زباني و مكاني مانع رشد آنها نشود. اخيرا در آئين نامه هاي جديد وزارت آموزش و پرورش، دوره پيش دبستاني مكان قانوني بهتري يافته و كلاسهاي آمادگي نيز در سلسله مراتب مدارج تحصيلي مكان خاص خود را يافته است (همانند تشكيل كلاسهاي يك ماهه آمادگي در مناطق داراي گويش محلي و دو زبانه ). اما امكانات كنوني آموزش و پرورش ما براي به سرانجام رسانيدن اين امر خطير بايد آمادگي لازم و بيشتري پيدا نمايد ولي به هرحال وجود اين دوره جهت كودكان محروم عشايري ضروري و بسيار لازم است، پيشنهاد مي شود دوره پيش دبستاني (يك ساله آمادگي ) فعلا به صورت ضميمه دبستانهاي عشايري در طول سال از طريق حمايت هاي بودجه اي وزارت آموزش و پرورش و همكاري ساير نهادها و سازمانها تشكيل شود. محمدرضا ايماني