Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801123-54055S1

Date of Document: 2002-02-12

مسئول ستادساماندهي كودكان خياباني شهرداري: بزهكاري راغيرقابل كنترل مي كودكان خياباني، كنند يكي از واقعيتهاي غير قابل انكار جامعه امروز، افزايش بزهكاري در ميان كودكان و نوجوانان است. گروهي كه آينده در دستان آنان است و همين امر خود به تنهايي اهميت اين معضل و لزوم توجه به آن را مشخص مي كند. مهدي پيماندار مسئول ستاد مركزي ساماندهي كودكان و نوجوانان خياباني وابسته به معاونت اجتماعي، فرهنگي شهرداري، در ارتباط با معضل بزهكاري در كودكان و نوجوانان، ابتدا دو نكته مهم را در مورد كودكان از هم تفكيك كرد و گفت: اين تفكيك در سطح بين المللي و توسط يونيسف انجام شده و عبارت است از: - 1 كودكان خياباني - 2 كودكان كار وي افزود: در مورد گروه اول بايد گفت، به طوركلي محدوده سني اين كودكان از 8 سالگي آغاز مي شود و عموما زير 18 سال هستند به همين دليل به آنان كودكان و نوجوانان خياباني گفته مي شود. پيماندار در گفت وگويي با گروه اخبار زنان و خانواده ايرنا افزود: در حقيقت كودك خياباني، بد سرپرست، بي سرپرست و يا تك سرپرست است و يا بنا به علل و عواملي كه مي تواند نابهنجاري و بزهكاري او را در پي داشته باشد محيط خانواده را ترك كرده و چندان پيوندي با خانواده ندارد يعني به طور معمول تمام ساعاتش را در خيابان مي گذراند. پيماندار تصريح كرد: اين افراد اگر شاغل باشند دو نوع شغل را مي توان براي آنان برشمرد: - 1 مشاغل سفيد يا موجه ( گل فروشي روزنامه فروشي سيگارفروشي و... - 2 مشاغل سياه (فروش مواد مخدر مشروبات الكلي، توزيع نوار و تصاوير مستهجن، ضرب و شتم، سوء استفاده جنسي، توزيع مواد مخدر و... ). به گفته وي، كودكان خياباني را كه در مشاغل سياه به فعاليت مشغولند مي توان در دو گروه بزهكاران سابقه دار و غير بزهكاران تقسيم كرد كه هر دوگروه ارتباط چنداني با خانواده هاي خود ندارند. وي با تاكيد بر اين مطلب كه تفاوت كودكان خياباني و كار در اين است كه دسته دوم ارتباط خود را با خانواده ها حفظ كرده اند، خاطرنشان ساخت: اين كودكان كه به آنان كودكان خيابان گفته مي شود، افرادي تك سرپرست يابي سرپرستند و يا هر دو سرپرست را دارند ولي به عللي از قبيل سالخوردگي، از كارافتادگي، معلوليت، بيمار و يا زنداني بودن يكي از والدين و يا حتي مسافر بودن جذب بازار كار مي شوند. مسئول مركز ساماندهي كودكان و نوجوانان خياباني تصريح كرد: غالبا براي اين كودكان مشاغل سفيد حاشيه اي در نظر مي گيرند چون سن آنان مطابق با استانداردهاي قانون كار نيست ولي به هر حال اين كودكان جزيي از واقعيت هر جامعه هستند و هيچ كس توان انكار وجود آنان را ندارد. به گفته پيماندار، اكثر اين كودكان به دليل ترك تحصيل از جانب والدين ملزم به كار كردن مي شوند و گاه پدر و مادرها بدون توجه به اين مهم كه اين قشر در معرض آسيبهاي اجتماعي مثل اعتياد، انحرافات جنسي، تكدي گري، سرقت، ضرب و شتم و از اين قبيل قرار دارند، آنان را به كار وامي دارند. وي، با تاكيد براينكه تعداد كودكان كاري كه به بزهكار مبدل مي شوند بسيار كمتر از كودكان خياباني است كه به جرگه بزهكاران مي پيوندند، اضافه كرد: احتمال پذيرش آسيبها از جانب كودكان خياباني بالاتر است و آنان خيلي راحتتر به آسيب ديدگان اجتماعي مبدل مي شوند. پيماندار افزود: علاوه بر دو گروه ياد شده، گروه سومي هم وجود دارد كه مختص جوامعي مانند ايران است كه از اين گروه به كودكان فرار تعبير مي شود. اين كودكان بنا به علل و دلايلي مانند الگوهاي نامناسب رفتاري، اخلاقي و تربيتي در خانواده، خشونت و پرخاشگري بيش از حد خانواده، فقر و اعتياد و جدايي والدين، اختلاف نسلها، فريبخوردگي و جذابيت شهرهاي كلان بويژه تهران و مسايل عاطفي، كانون خانواده را ترك مي كنند و متواري مي شوند و به همين دليل مي توان به آنان كودكان و نوجوانان فرار گفت. مهدي پيماندار ادامه داد: كودكان و نوجواناني كه از شهرهاي اطراف به تهران متواري مي شوند و يا به شهرهاي بزرگ و پرجاذبه مي روند، در حقيقت با اقدام به فرار آينده مبهم و تاريكي را براي خود مي آفرينند و اين در حالي است كه اين افراد با خوشبيني، فردا را در حاله اي از خيالات و روياهاي خود ترسيم مي كنند. وي متذكر شد: اكثر اين افراد در صورتي كه توسط سازمانهاي مربوط كه عهده دار وظيفه حمايت، هدايت و نظارت بر آسيب ديدگان اجتماعي يا افراد درمعرض آسيبديدگي اجتماعي هستند، قرار نگيرند در مدت زمان كوتاهي تبديل به افراد خياباني مي شوند. به گفته پيماندار، يكي از علل طرد كودكان و نوجوانان خياباني در عدم تشخيص جرم و نابهنجاري توسط مردم دانست و تصريح كرد: مساله نابهنجاري، كجروي و انحراف از ارزشها، آداب و رسوم، قواعد و قوانين و هنجارهاي اجتماعي است (بدين معنا كه فرد هنوز هنجارها را نقض نكرده و قوانين را زير پا نگذاشته است ). اين امر پديده شايعي است كه برآمده از مسائل اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي است و در همه كشورها با اشكال متفاوت وجود دارد. وي اضافه كرد: جرم يا بزهكاري، نقض و زير پا گذاشتن قوانين است و عموما افرادي كه حلقه طبيعي زندگي اجتماعي را طي نكرده اند و پا به نابهنجاري مي گذارند در صورت نبود توجه، هدايت و حمايت و همچنين استمرار يافتن نابهنجاري مي توانند به بزهكار تبديل شوند و همين افراد هستند كه چرخه به وجود آمدن جامعه اي سست با بنيادهايي لرزان را تداوم مي بخشند و اگرياريگري نداشته باشند همين چرخه را تا تكامل پيش مي برند. مهدي پيماندار اظهار داشت: ستاد مركزي ساماندهي كودكان و نوجوانان خياباني جهت حمايت از بزهكاران تاييد شده توسط كانون اصلاح و تربيت واحدي با نام مراقبتهاي بعد از خروج تاسيس و به حل مشكلات آنان پرداخته است. وي تاكيد كرد: اگر ساماندهي ها با اهداف گفته شده در همه شهرها تشكيل شود به فعاليت بپردازد و نيز هماهنگي لازم را با ساير ارگانها ازجمله استانداري ها، فرمانداري ها، نيروي انتظامي، دادگستري ها، دادگاههاي اطفال، كانونهاي اصلاح و تربيت، بهزيستي، كميته امداد و رسانه هاي جمعي برقرار نمايد، مي توان در پيشگيري و مرتفع ساختن نابهنجاريها و بزهكاريهاي كودكان و نوجوانان گامهاي موثري برداشت و از تعداد آسيبديدگان اجتماعي به ميزان قابل توجهي كاست. به هر حال در اين ميان سازمانهاي زيادي به فعاليت جهت ورود و همسان سازي كودكان و نوجوانان خياباني با اجتماع دست زده اند كه از آن جمله مي توان به مركز ساماندهي كودكان و نوجوانان خياباني، بهزيستي، كميته كانون امداد، اصلاح و تربيت و خيريه ها (سازمانهاي غير دولتي ) اشاره كرد. وظيفه اصلي اين مراكز شناسايي، جمع آوري، پذيرش و طبقه بندي، ارائه خدمات كارشناسانه (مددكاري اجتماعي، روانشناسي و مشاوره تربيتي خانوادگي )، بازگرداندن و توزيع افراد بين خانواده ها و سازمانهاي مربوط و سرانجام سرپرستي و نگهداري از مددجويان فاقد شرايط بازگشت به خانواده ها يا ديگر سازمانهاست كه در اين سرپرستي و نگهداري دائم سعي شده خدمات آموزشي، اشتغال، رفع مشكلات حقوقي و بهداشتي، نظام وظيفه و حتي ازدواج به مددجويان ارائه شود. ولي سوال اينجاست كه آيا فعاليت اين ارگانها در راستاي بازگرداندن اين افراد به چرخه طبيعي زندگي اجتماعي مثمر ثمر خواهد بود آن هم در حالي كه هنوز خانواده هاي زيادي به دليل فقر شديد مالي و يا حتي فرهنگي كودكان خود را به كار مي گمارند و يا طردشان ؟ مي كنند