Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801121-54047S8

Date of Document: 2002-02-10

توطئه نفتي آمريكا اشاره: اگرچه آمريكا هدف خود را از جنگ افغانستان مبارزه با تروريسم اعلام كرده اما حتي قبل از شروع تهاجم به افغانستان ترديدهاي جدي از سوي محافل مختلف در اين خصوص بيان شده است. به علاوه شواهد و قرائن چند ماهي كه از آغاز حملات آمريكا به افغانستان گذشته به اين ترديدها بيشتر دامن زده است. از جمله اهدافي كه از سوي مخالفان مطرح شده دسترسي آمريكا به منابع نفت و گاز درياي خزر است. تدرال روزنامه نگار و كاريكاتوريست كه رويدادهاي جنگ افغانستان را از نزديك دنبال نموده در مقاله زير اين مسئله را بررسي كرده است. تئوري هاي توطئه چيزهاي مضحكي هستند. هر قدر پرت تر باشند احتمال عملي بودنشان بيشتر است. اكنون كه من همچون ديگران اظهار مي كنم هدف دولت بوش از جنگ افغانستان دنبال كردن سياستهاي نفتي قديمي است و نه به عدالت سپردن اشرار، هنوز آتش سپتامبر شعله ور است. من ترديدي ندارم كه به زودي اين نظرم به اثبات خواهد رسيد. حكومت طالبان و مهمانان القاعده اي آنها بهترين بازيگران در منطقه ترور بودند. اگر آمريكا واقعا خواستار پايان دادن به تروريسم بود بايد جاي ديگري را بمباران مي كرد. به علاوه استراتژي نظامي آمريكا در افغانستان - پرتاب بمب بدون وارد كردن تعداد زيادي نيروي پياده - تضمين كننده اين است كه اسامه بن لادن زنده باقي خواهد ماند تا وقت ديگري نيز كشتن او بهانه اي براي آمريكا فراهم كند. بنابر اين جنگ افغانستان به طور آشكار عليه تروريسم نبود و از همينجاست كه بدبينان نتيجه مي گيرند كه اين جنگ درباره نفت است. بوش رئيس، جمهور آمريكا و ديك معاونش چني هر دو از مقامات مهم قبلي شركتهاي نفتي بوده اند و مشاور امنيت ملي او كاندوليزا رايس نيز مشاور شركت شورون بوده است. اكنون اگرچه در نقاط شمالي افغانستان نزديك مرز تركمنستان ميدانهاي نفتي وجود دارد، اما ذخاير واقعي در حوضه درياي خزر آمارهاي است تاييد شده و برآورده شده ذخاير نفتي قزاقستان حكايت از آن دارد كه اين كشور به بزرگترين كشور توليد كننده نفت جهان تبديل خواهد شد و روزي از اين جهت عربستان سعودي را پشت سر خواهد گذاشت. از نظر آمريكا، توليد بيشتر به مفهوم نفت ارزانتر، هزينه هاي كمتر توليد و انتقال و درآمد بيشتر شركتهاي نفتي است. قزاقها از اين كه با آمريكا كار كنند خوشحال خواهند بود اما مشكل اين است كه نفت آنها محاق در خشكي است. كوتاهترين و ارزانترين خط لوله احتمالي براي انتقال اين نفت به بازارهاي جهاني از طريق درياي خزر به خليج فارس از مسير ايران است. اما ادامه اختلافات آمريكا و ايران مانع از آن مي شود كه قزاقها بتوانند از اين مسير نفت خود را به درياي آزاد برسانند. راه حل دوم طرحي است كه در سال 1996 توسط شركت يونوكال براي انتقال اين نفت از طريق افغانستان به بندر كراچي تهيه شد. زالمي خليل زاد يكي از دو نويسنده مقاله اي در شماره زمستان فصلنامه واشنگتن كوارترلي است كه در آن تاكيد شد افغانستان مي تواند يك مسير ارزشمند براي انتقال منابع انرژي درياي خزر و نيز دسترسي به بازارهاي آسياي ميانه باشد. خليل زاد گذشته اي ناخوشايند دارد. او به عنوان يك مقام وزارتخانه هاي خارجه و دفاع در دوران ريگان به تجهيز مجاهدين ضدشوروي با سلاحهايي كه اكنون با آن با آمريكا مي جنگند كمك كرد. در طي دهه 1990 او به عنوان مشاور ارشد شركت يونوكال درباره طرح خط لوله افغانستان خدمت كرد. طبق گزارش روزنامه فرانسوي ليبراسيون طرح 200 ميليون دلاري خليل زاد ابتدا در نظر داشت يك خط لوله 830 مايلي از دولت آباد در جنوب شرقي تركمنستان تا مولتان پاكستان احداث كند. مولتان از قبل به كراچي مرتبط بوده است. دولت كلينتون به توصيه خليل زاد از طريق سازمان اطلاعات پاكستان به طالبان كمك مي كرد. اين كمك ها تا آنجا پيش رفته بود كه حتي حقوق برخي از مقامات ارشد طالبان نيز پرداخت هدف مي شد از اين امر، ايجاد يك رژيم قوي و با ثبات ومقتدر در كابل بود تا بتواند امنيت نفت ارزشمند يونوكال را تضمين كند. در سال 1998 پس از آن كه اسامه بن لادن مهمان طالبان دو سفارت آمريكا در آفريقاي شرقي را منفجر كرد، شركت يونوكال طرح خود را كنار گذاشت. مشاور ارشدش خليل زاد هم به موسسه پژوهشي راند رفت. وقتي طالبان نيز غير قابل اعتماد ظاهر شد كلينتون حمايت آمريكا را از آنها متوقف كرد. اكنون طالبان رفته اند و آمريكا يك دولت موقت در افغانستان برپا كرده است. افزايش قيمت انرژي به ركود اقتصادي كمك مي كند و از اينجاست كه بار ديگر طرح خط لوله داغ مي شود. آيا بوش از حملات 11 سپتامبر براي به چنگ آوردن نفت آسياي ميانه استفاده؟ مي كند پاسخ اين پرسش روشن است. در روز 31 دسامبر 2001 ( دي 10 ماه ) بوش، زالمي خليل زاد را به عنوان نماينده ويژه خود در افغانستان منصوب كرد. كارمند سابق شركت نفتي يونوكال به محض ورود به كابل در 5 ژانويه 2002 ( دي ) 15 گفت: اين يك فرصت خوب براي افغانستان است. روزنامه پاكستاني فرانتيرپست نيز گزارش داد كه سفير آمريكا در پاكستان وندي چمبرلن براي از سرگيري پروژه يونوكال در ماه اكتبر با وزير نفت پاكستان ديدار كرده است. روزنامه نيويورك تايمز نيز در تاريخ 9 ژانويه 2002 ( 19 دي ) در گزارشي در صفحه اول خود تصريح كرد: آمريكا سرگرم آماده شدن براي حضور نظامي چند ساله در آسياي ميانه است. اين حضور دربردارنده احداث يك پايگاه ثابت هوايي در جمهوري قرقيزستان مي باشد. اگرچه مقامات دولت بوش سعي دارند ساخت اين پايگاه و حضور نظامي آمريكا در آسياي ميانه را براي مراقبت در دوران پس از جنگ افغانستان وانمود كنند، اما كسي براي اين توجيهات رسمي آنها ارزشي قائل نيست. بسياري از كارشناسان صنعت نفت معتقدند كه شركت يونوكال نقش مهمي در حادثه افغانستان و كشتارهاي آن داشته است. آنها انتظار دارند كه در نهايت آمريكا بر سر عقل آيد و با ايران معامله كند. اما به نظر مي رسد تئوريهاي توطئه فرصتي براي دولت بوش به منظور انديشيدن در اين مورد باقي نگذارد.