Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801121-54045S1

Date of Document: 2002-02-10

چشم اندازهاي چشم آزار در جست و جوي معماري ايران برآمدن بنايي چنين ناهمگون و چشم آزار در ميدان فردوسي تهران مغاير با اصول و تعادل معماري، ارتفاع و چشم اندازها درمناطق مركزي شهر مي باشد و تمامي زيبايي و ساختار ميدان و تنديس فردوسي را تحت الشعاع قرار داده است. رهگذراني كه از ميدان حر گذر مي كنند بي اختيار تنديسي پرهيمنه مي بينند كه تداعي كننده روح و فرهنگ ايراني است; دلاوري در حال غلبه بر اژدها، نمادي از پيروزي راستي بر هر كژي چه هست تنديسي است كه صبغه ملي در آن نمايان است و نظاره آن سربلندي و آرامش را براي عابران به ارمغان مي آورد. همچنان كه ميدان فردوسي براي همه عابران - حتي آنان كه با ادبيات مكتوب سروكار ندارند - تداعي كننده تمدن ايراني است. اما در گستره پهناور تهران، بناهاي بسياري سربرآورده اند كه هيچ همگوني با روح وهنر ايراني ندارند، به طوري كه درپاره اي موارد چهره اي ناخوشايند به سيماي شهر مي بخشند. آنچه مسلم است اينكه زندگي شهرنشيني با مشكلات روزافزون خود، مجال گشت وگذار برون شهري را از اغلب شهروندان سلب كرده و از همين روست كه شهروندان خسته از روزمرگي، آرامش از دست رفته خويش را درفضاهاي شهري جست وجو مي كنند. بر اين اساس طراحي شهري بايد به گونه اي صورت پذيرد كه از يك سو با نمادها و سمبلهاي ديرين عجين و از سوي ديگر با دنياي مدرن همسو و همگام باشد تا از اين رهگذر آرامش و زيبايي ارزاني شهرنشينان شود. دستيابي به اين مهم تنها از طريق برنامه ريزي و طراحي دقيق و علمي ميسر مي گردد. امروزه در كشورهاي توسعه يافته، طرح جامع و تفصيلي مهمترين مرجع طراحي شهري تلقي مي شود و بر اساس آن طراحي هاي شهري تحقق مي يابد. از اين رو، ضروري است ضوابط و مقرراتي فراهم آيد تا ساخت وساز بناها و محيطهاي شهري، همچنين احداث معابر و شريانهاي شهري بر همين پايه انجام پذيرد، چه در غير اين صورت در آينده اي نزديك، بافت شهري به گونه اي شكل خواهد گرفت كه زندگي و بخصوص تعادل زيستي، انطباق با محيط وامنيت رواني شهروندان رابه مخاطره خواهد انداخت. طرح جامع و تفصيلي كه از آن سخن رفت، برپايه چهار ترافيك عنصر كاربريها، اعم از مسكوني، تجاري، اداري، فرهنگي، آموزشي و بهداشتي، فضاي سبز و سيماي شهر تدوين مي شود. از همين رو، بروز كاستي در هر عنصر، اثرات منفي و جبران ناپذيري بر ساير عناصر تحميل مي كند. به گونه اي كه تنها رعايت اصول و ضوابط در هر چهار عنصر پيش گفته، مي تواند شهري همگون ومناسب را شكل دهد. سيماي شهر كه به درستي از آن به مثابه روح شهر ياد مي شود، در حقيقت برآيند ساير عناصر شهري به است ديگر سخن، سيماي شهر در پي طراحي و شكل گيري منظم و همگون ساير كاربريها تجلي بنابراين مي كند درنوشتار حاضر، با بررسي و تبيين ساير عناصر شهري، از سيماي شهر سخن خواهد رفت. نخست ترافيك: طراحي ترافيك بايد به گونه اي صورت گيرد كه از يك سو، شريانهاي شهري با يكديگر همخوان باشند و از سوي ديگر، تناسب و ارتباط منطقي ميان شريانها و ساير كاربريها برقرار باشد. براي مثال، چنانچه بزرگراهي در ميان كاربريهاي مسكوني طراحي و احداث شود ناگزير نصب پلهاي عابر پياده را در پي خواهد داشت تا از طريق آن دسترسي عابران به كاربريهاي اطراف بزرگراه ميسر گردد. برآمدن چنين ساختاري سبب ناهمگوني در سيماي شهر مي شود ودر نتيجه به زيبايي آن آسيب مي رساند. نصب پل عابر پياده بر فراز بزرگراه آهنگ نمونه اي از اين موارد است كه طراحي نامناسب شريانهاي شهري را نمايان مي سازد. حال آن كه اگر طراحي بر اساس مطالعات دقيق و ضوابط علمي انجام شود، شاهد چنين مواردي نخواهيم بود. احداث زيرگذر پياده رو در خيابان ايران نمونه اي از طراحي مناسب محسوب مي گردد كه متناسب با كاربريهاي اطراف وبافت منطقه تحقق يافته است. نكته ديگري كه در زيبايي سيماي شهر نقش بسزا دارد همانا به كارگيري مصالح مطلوب در احداث كاربريهاست. همچنين با طراحي دقيق تقاطع ها مي توان از تداخل محل عبور عابران و موتورسواران جلويگري كرد، به طوري كه شهروندان ديگر شاهد ورود موتورسواران به حريم پياده روها نباشند. كاربريها: كاربريها بايد متناسب با بافت منطقه، طراحي و بنا شوند. براي مثال وجوديك باب مغازه تعويض روغني در خيابان شهيد بهشتي - كه بافتي تجاري واداري دارد - منظره اي ناخوشايند را دربافت منطقه سبب شده است. همچنين در بسياري موارد برجهايي در كنار ساختمانهاي يك يا چند طبقه بنا شده كه تناسبي با بافت منطقه ندارند. نكته ديگري كه بايدبدان اشاره شود استفاده از مصالح متفاوت در نماي ساختمانهاست. استفاده از نماهاي شيشه اي، به كارگيري سنگ هاي رنگي و سرانجام كپي برداري از ساختمانهاي بنا شده در غرب، از مواردي است كه به طور جدي سيماي شهر تهران را تهديد مي كند. اين درحالي است كه ظاهرا نظارت كافي براي جلوگيري از اين روند نابهنجار، اعمال نمي شود از همين روست كه معماري ايران به تدريج درخشش و شكوه خود را از دست مي دهد و معماري خارجي درقالب تقليدهاي ناشيانه و به شيوه اي ناقص جايگزين آن مي شود. وضعيت كنوني بيش از هر چيز ناشي از شيفتگي برخي از معماران و طراحان شهري در برابر معماري و طراحي مدرن غرب به است، گونه اي كه به نظر مي رسد طراحان و معماران، معماري كهن ايراني را به دست فراموشي سپرده اند. اين شيوه رفته رفته سبب خواهد شد تا بافت شهري با چهره اي نامتجانس با پيشينه معماري ايراني تجلي كند و ديگر نشاني از معماري ايراني در ساختمانهاي نو بنامشاهده نگردد. فضاي سبز: فضاي سبز نقشي انكارناپذير درزيبايي فضاهاي شهردارد. فضاي سبز را مي توان در سه بخش دسته بندي نمود. الف ) فضاي سبز نقطه اي: به تك درختي كهنسال اطلاق مي شود كه در نقطه اي از شهر قرار گرفته باشد. ب ) فضاي سبز خطي: به فضاهاي سبز حاشيه خيابان اطلاق مي گردد. ج ) فضاي سبز سطحي (فضا - سطح ): پاركها و بوستانها، در اين دسته از فضاي سبز قرار مي گيرند. گفتني است، فضاهاي سبز به ويژه فضاهاي سبز سطحي چنانچه از طريق فضاهاي سبز خطي به يكديگر مرتبط شوند جلوه اي خاص به چهره شهر مي بخشند. پارك دانشجو، پارك ساعي و پارك ملت كه با فضاي سبز خطي حاشيه خيابان ولي عصر با هم مرتبط مي شوند نمونه اي از اين طراحي به شمار مي آيد. به هر روي، فضاي سبز نقش ويژه اي در طراحي خيابان دارد. شايد مهمترين عامل زيبايي خيابان ولي عصر، همانا درختان تناوري است كه در حاشيه آن بالنده شده اند. با اين همه، ايجاد فضاي سبز نيز بايد متناسب با شرايط مكاني تحقق يابد. مثلا غرس نهال در پياده روهايي كه عرض آنها كمتر از يك متر است مغاير با استانداردهاي طراحي فضاي شهري است. عواملي كه ذكر شد بر روي هم سيماي شهر را سامان مي بخشند، بديهي است رعايت اصول و ضوابطي كه در قالب طرح جامع وتفصيلي تدوين مي شود عاملي تعيين كننده در حفظ زيبايي سيماي شهر محسوب مي گردد. بر اين اساس مي توان با برنامه ريزي شهري و فراتر از آن با برنامه ريزي منطقه اي بسياري از مشكلات شهري را سامان بخشيد و از اين رهگذر فضايي متناسب با شان و منزلت شهروندان طراحي نمود، فضايي كه آرامش و امنيت همه شهروندان در آن تامين شده باشد. اسدالله افلاكي