Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801120-54031S2

Date of Document: 2002-02-09

ترورهاي سياسي در تاريخ معاصر ايران يك كتاب، يك گفت وگو - در گفت وگو با دكتر علي بيگدلي * چرا در كتابتان از روش تاريخي و ژورناليستي و يا آنچنان كه خود نام نهاده ايد اكتشافي براي توصيف ترورها ؟ بهره گرفته ايد - اولا در تمام دنيا رسم بر اين است كه كتابهاي غيرعلمي و كتابهايي كه مي خواهد چنين حوادثي را شرح دهد به شيوه ژورناليستي نوشته شود براي اينكه متن آن براي خواننده جذابيت داشته باشد. مثلا يكي از دلايل پرفروش بودن كتاب از سيدضياء تا بختيار آقاي مسعودبهنود قلم شيواي ايشان است. ايشان اين كتاب را به سبك ژورناليستي نوشته چون نمي خواسته تاريخ معاصر ايران را به رشته تحرير دربياورد و هدفش تنها ارائه اطلاعاتي به خواننده بوده است. دليل دوم هم اين است كه خودم تربيت ژورناليستي دارم و هنوز هم قلم من ژورناليستي است و چون هدفم ارائه تجزيه و تحليل نبوده شيوه ژورناليستي را براي نگارش اين كتاب برگزيدم. * جز در مقدمه مختصر كتاب در جاي ديگري به علت يابي و شناسايي انگيزه هاي مشترك و تعميم دلايل و عوامل مبادرت نورزيده ايد، آيا اين مساله يك نقطه ضعف محسوب؟ نمي شود - عقيده من اين است كه وارد شدن در حوزه نظريه پردازي و علت يابي بحثي است كه با اين موضوع همخواني ندارد چون اين كتاب، درسي نيست و كتابي نيست كه بخواهيم يك موضوع علمي را ثابت كنيم ولي در عين حال اين راهم رد نمي كنم كه اگر بار علت يابي و نظريه پردازي را وارد اين كتاب مي كرديم جذابتر مي از شد سوي ديگر بايد به اين نكته اشاره كنم كه من كتاب را در زماني منتشر كردم كه بحث قتل هاي زنجيره اي مطرح بود و جامعه ما جامعه تحمل پذيري از جهت انگيزه ها نبود و ملاحظاتي را به دليل شرايط اجتماعي رعايت كرديم. بنابراين يكي از دلايلي هم كه به دنبال علت جويي نرفتيم و انگيزه ها را مطرح نكرديم شرايط حاكم بر جامعه د رآن زمان بود. * درايران از چه زماني مسئله ترور و تروريسم مطرح شد و چه كساني پايه گذار آن؟ بودند - در جامعه ايران مفهوم ترور و تروريسم از انقلاب مشروطه بوجود آمد. ايرانيان مهاجري كه به قفقاز رفته بودند تحت تاثير هسته هايي در حزب سوسيال دموكرات قفقاز قرار گرفته ودر آنجا با آموزشهاي تروريستي در كنار انديشه هاي سوسياليستي آشنا شدند و سپس به ايران بازگشتند كه حيدرخان عمواوغلي نمونه بارز اين افراد بود. شايد بتوان گفت كه بنيانگذار تفكر تروريستي در ايران همين حيدرخان عمواوغلي است كه چندين بار اقدام به ترور كرد. پرتاب نارنجك به طرف كالسكه محمدعلي شاه در خيابان اكباتان و ترور آيت الله بهبهاني به وسيله او صورت گرفت. بنابراين حمل اسلحه و استفاده از نارنجك براي اولين بار درآستانه انقلاب مشروطيت وارد ساختار سياسي جامعه ما شد و به همان نسبت كه تفكرات سوسياليستي جامعه ما رشد پيدا مي كرد، انديشه تروريستي هم در كنار آن گسترش يافت. بعد از انقلاب مشروطه و مخصوصا در دوره پهلوي اول به دليل اينكه فعاليت احزاب سوسياليستي بيشتر شد، در چند سال حكومت رضا پهلوي تروريسم گسترش پيدا كرد اما با قدرت گرفتن تدريجي وي و حذف فعاليتهاي سياسي سوسياليستها و ماركسيستها و زنداني و اعدام شدن تعدادي از آنها، آثار ترور و تروريسم كمتر شد و بدين ترتيب در فاصله سالهاي تا 1310 پايان دوره پهلوي اول يعني سال 1320 پديده ترور در جامعه ايران كمرنگ علت شد اين امر آن بودكه دولت، تروريسم را به عنوان يكي از ابزار اعمال حاكميت در اختيار گرفت ورضا پهلوي با ايجاد نهادهايي براي حذف رقباي سياسي دست خود، به ترورهاي فردي زد اما پس از تبعيد رضا پهلوي و تشكيل حزب توده و شيوع افكار سوسياليستي در ايران مجددا شاهد شكل گيري گروههاي تروريستي هستيم. در آن زمان ترور به دو شاخه تقسيم شد: يك شاخه شامل جناحهاي سوسياليستي و شاخه ديگر بر عهده گروههايي با تمايلات ديني بود. * چه زمينه هاي مشتركي ميان ترورهاي فردي كه شما در كتاب خود برشمرده ايد با تروريسم ماههاي اخير كه در حمله به برجهاي تجارت جهاني در نيويورك شاهد آن بوديم، وجود؟ دارد - در اين كتاب ترور در مقاطع مختلف بررسي شده است و بدون اينكه تغيير شكل تروريسم مطرح شود تمام ترورها در يك خط قرار گرفته است. شكل تروري كه در جامعه ما وجود داشته عموما شكل سنتي بوده مگر در اواخر دوره پهلوي كه تا حدودي تروريسم به شكل گروهي درآمد. بنابراين اصلا نمي توانيم آن رشته ترورهايي را كه در جامعه ما اتفاق افتاد مقايسه كنيم. حادثه 11 سپتامبر يك حادثه بسيار مدرنيزه بوده و نشان داد كه پيشرفت و ترقي تكنولوژي در اختيار تروريستها هم قرار گرفته است و قابل قياس با آنچه كه من در كتابم نوشتم نيست و هيچ نقطه مشتركي هم بين اين دو وجود ندارد. در كتاب ترورهاي سياسي در تاريخ معاصر ايران تنها ترورهاي فردي و نهايتا ترورهاي گروهي را بررسي كرديم وچندان هم وارد ترورهاي دولتي نشديم. گفت و گو از: الميرا اكرمي