Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801120-54027S5

Date of Document: 2002-02-09

چندآزمون ومقداري خطا درخاكي حاصلخيزوهوايي مناسب ديدار از سرزمين هميشه بهار گزارش خبرنگار همشهري از سفر به منطقه آزاد چابهار ( ) 6 درحالي كه بحث درزمينه سهم مناسب دخالت دولت در امور منطقه آزاد جريان داشت به سوي هتل برگشتيم تا استراحتي كنيم. كشتي بي تحركي كه در نقطه خاصي از خليج از ديروز تا آن وقت بي حركت مانده بود پرسشي پديد آورد. توضيح دادند كشتي اوراقي و متعلق به كارخانه اوراق كردن كشتي هاست كه قرار بوده آغاز به كار كند. - قرار بوده آغاز به كار؟ كند - بله. محيط زيست جلوي كار آن را گرفته. -؟ چرا - با اين استدلال كه در فاصله نزديك كارخانه آب شيرين كن نصب كرده اند و صنعت اوراق كردن كشتي هم به شدت آلوده كننده است...! لاشه زنگ خورده كشتي فرسوده تنها حاصل بي برنامگي يك دهه تصميم گيري در چابهار خيلي نبود از مكان يابي ها جاي حرف داشت. درست جلو پاي هتل و در كنار دريا، ويلاهايي ساخته بودند كه فرصت بازديد آنها پيش نيامد. مدعي بودند ويژه شخصيت هاي ثروتمند، سرمايه گذاران ويژه و برخي از آنها هم مخصوص آدم هايي در حد روساي جمهوري است. همسفرمان به سادگي گفت (هيچ رئيس جمهوري در اين ويلاها ساكن نخواهد شد مگر كل هتل تخليه شود! مي توان از پنجره اتاق ها افراد را حتي با تيركمان كودكان نشانه گرفت. ) اين ويلاها حاصل 2 ميليارد و دويست ميليون تومان سرمايه گذاري بود. منطقه آزاد را طوري تعريف كرده اند كه شهر چابهار جزو آن به حساب نمي آيد (به تقليد از؟ هنگ كنگ ) تافته جدا بافته اي از كار درآمده است كه حياتش به زندگي واقعي در شهر پيوند مستقيم شايد ندارد طراح، از منطقه آزاد يك پوستر زيبا در ذهن داشته كه نمي خواسته است حضور فقراي منطقه در خيابان هايش لكه ناجور همين بيافريند تفكر در اختصاص قطعه زميني در يكي از پيكره ها به منطقه ساخت منازل مسكوني خارجيان تبلور يافته است. همان تفكري كه سال ها پيش مي خواست ديپلمات هاي تهران را در يك منطقه محصور ساكن كند، در مورد منطقه آزادي كه ورود به آن حتي ويزا نمي خواهد (منطقه خارجي ها ) درست كرده بود! از كوهي از بتن كه به بي ريخت ترين شكل و غيراصولي ترين الهام گيري از تخت جمشيد ساختمان بي خاصيتي به نام دروازه اقيانوس در ميانه راه منطقه آزاد به چابهار پديد آورده بود مي گذرم. به نظر مي رسيد حجم فضاي داخلي اش از حجم اسكلت بتني ايجاد شده بسيار كمتر است! كمي آن سوتر، جايي كه از دروازه گمرك مي گذشتي و به سوي چابهار مي شتافتي بر بالاي بلندترين تپه اي كه در منطقه يافت مي شد انبار ساخته بودند! خدا مي داند اين خليج تماشايي و ساحل و اسكله هاي آن از بالاي آن تپه چقدر زيبا بودند و فقط راننده ها مي دانند يك تريلي براي رسيدن به بلندي آن تپه چقدر بايد گاز بخورد... بگذريم... آزمون و خطا همين است ديگر! از اين مكان يابي هاي مساله دار كه بگذريم، برخي انتخابهاي طبيعت جاي حرف ندارد: خليج چابهار كه بزرگترين خليج درياي عمان است از عمقي مناسب براي كشتي هاي اقيانوس پيما برخوردار و اسكله سازي در آن آسان است - درحال حاضر سه اسكله با ظرفيت پهلوگيري كشتي هاي هزار 50 تن فعالند و كار توسعه ادامه دارد - اقليم منطقه دماي متوسط 25 درجه سانتيگراد دارد و از توفان هاي اقيانوس خبري نيست. (باور ) راهنماي، كتابخوانده ما كه فوق ليسانس جامعه شناسي خود را در تهران گذرانده و مدارك آرشيو سازمان برنامه را درمورد منطقه زير و رو كرده است، مي گويد: مطالعات قبل از انقلاب اسلامي آمريكايي ها حاوي اين نكته جالب هست كه اين منطقه، حاصلخيزي خاك كاليفرنيا و هواي مناسب فلوريداي آمريكا را يكجا دارد. ادامه دارد