Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801119-54009S1

Date of Document: 2002-02-08

همه به من حسادت مي كنند علي اكبري معتقد است عده اي از روي حسادت نمي خواهند او كاري انجام دهد چرا كه در اين صورت مطبها خالي شده و كار و كاسبي پزشكان كساد مي شود وقتي گزارش علي اكبري؟ كيست منتشر شد، بازتابهاي بسياري به دنبال داشت. علي اكبري خود به دفتر مدير مسئول آمد و به گفت وگو نشست. آنچه مي خوانيد كلياتي است از آن نشست دو ساعته و مفصل گفت وگو را در همشهري ماه ويژه نوروز مي خوانيد. روبه رويم نشسته است. اين بار دست هايش از هم باز نيستند. آنها را درهم گره كرده است و مي فشارد. روبه رويم نشسته است. اين بار كنار جمعيت بيمار نايستاده بلكه در دفتر روزنامه نشسته. همراه با دو مرد ديگر. لب به سخن كه مي گشايد مي گويد كار من انرژي درماني نيست، آنچه كه من انجام مي دهم نيرو درماني است. قرار مي شود از آنجايي شروع كند كه به نيرويش پي برده و او تعريف كرد كه در پنج سالگي احساس كرده كه نيرويي درونش وجود دارد و آن زماني بوده كه يك افعي به در منزل پدر و مادرش آمده و اهالي محل قصد كشتن او را داشته اند. او ناخودآگاه به طرف افعي مي رود و افعي دور پيكر او مي پيچد و بعد از چند لحظه خود را از بدن وي باز مي كند و پس از آن افعي به دنبال او راه مي افتد و هر جا كه مي رفته افعي در پي اش بوده است و بعد داخل يك جوي مي شود، دمش را تكان مي دهد و بعد مي ميرد. و اين اولين باري بوده كه علي اكبري پي برده كه نيرويي در وجودش قرار دارد. سال ها مي گذرد تا در سن 16 سالگي به فرانسه مي رود و قصد خواندن زبان فرانسه در دانشگاه آن كشور را مي كند. اما بعد اقتصاد مي خواند. در همان دانشگاه توسط يكي از اساتيد خود كشف مي شود. او در ميان صحبت هاي خود تاكيد مي كند اين نيرو اكتسابي نيست و نمي توان آن را ياد گرفت. او هنوز روبه رويم نشسته و دستانش درهم قفل شده است. آنها را مي فشارد. از او فرق بين انرژي درماني و نيرو درماني را پرسيديم همان دو مقوله اي كه او از ابتدا آنها را از هم تفكيك كرد. او ابتدا از تله پاتي شروع مي كند. تله پاتي، ارتباط فكري بين دو نفر است، در انرژي درماني، انرژي درمان ياد مي گيرد كه با تمركز روي بيماري كار كند كه در اين مورد شايد بيماري علاج شود شايد هم نيرو نشود درماني آن است كه در مدت كوتاهي نيرو به مغز بيمار داده مي شود. حتي اگر كسي زانوهايش درد كند نيرو به مغز داده مي شود و بعد با تله پاتي روي بيمار كار مي شود. البته اين را هم بايد بگويم كه امواج مغناطيسي درون همه انسان ها وجود دارد. اما در وجود من بيشتر از بقيه نيرويي است به مغز مي دهم، طيف مغناطيسي مغز را تحريك مي كنم و در اثر تحريك و تله پاتي بعد از آن سلول هاي ضايع شده شروع به فعاليت مي كند. & آيا ما آدم هاي ديگري را داريم كه نيرودرماني؟ كنند در ايران من كسي را نمي شناسم اما در خارج از كشور هستند افرادي كه نيرودرماني يكي مي كنند از كارهايي كه من انجام مي دهم اين است كه با دستم عمل اسكن انجام مي دهم البته اين عمل را در ايران انجام نمي دهم چون دخالت در امر پزشكي مي شود. & اين نيرويي كه وجود دارد آيا تحت تاثير عوامل خارجي يا قرار گرفتن در مكان هاي متفاوت كم و زياد؟ مي شود بله در كنار دكل هاي برق فشار قوي تغيير مي كند. بيمارانم هم عنوان كرده اند كه در اين مكان ها نيروهاي مزاحمي وجود دارد. & آيا ميزان اين نيرو قابل كنترل؟ است خير نمي توانم آن را كنترل كنم. & ميزان انرژي كه به بيماري هاي مختلف داده مي شود داراي استاندارد خاصي است يا تجربي به دست؟ مي آيد استانداردي ندارد و من به تجربه اين كار را انجام مي دهم. & در حالي كه شما كنترل اين نيرو را نداريد چطور مي توانيد اندازه آن را رعايت؟ كنيد وقتي دستم شروع به گزگز كرد آن وقت مي فهمم كه بيشتر از آن نبايد نيرو بدهم. & وجود اين نيرو مداوم است يا گاه و؟ بيگاه مانند چشمه مداوم است. هرچه افراد مثبت باشند مي توانند به من كمك كنند اما اگر منفي باشند از كمك دور مي شوند. & اين نيرويي كه از شما خارج و وارد مرحله اثر مي شود آيا هدايت شده است يا؟ خير يعني بايد براي فرد خاص باشد يا براي انبوه افراد هم مي توانيد نيرو؟ بفرستيد انبوه بهتر مي شود. حتي از طريق امواج تلويزيون هم اين نيرو اثر مي كند. من در شبكه جام جم كه برنامه داشتم، به مردم از طريق امواج تلويزيوني نيرو دادم و آنان كه دست چپ شان را روي قلبشان گذاشتند و تمركز كردند نيرو گرفتند. تجربه نشان داده نيرو دادن دسته جمعي بسيار بهتر است. & شما مي گوييد به هر نفر كه نيرو مي دهيد اين حس كف دست شماست كه ميزان نيرو دادن را تعيين مي كند. چطور امكان دارد در مواجهه با يك جمعيت اين نيرو كنترل؟ شود هر بيمار در زمان نيرو گرفتن بايد به بيماريش فكر كند. در اين زمان ماده طيف مغناطيسي ترشح مي كند و در اين حالت است كه مي تواند براي بيمار مفيد باشد. در يك جمعيت هم هر كس مثبت باشد مي تواند نيرو را دريافت كند و بيماريش علاج شود. *** بحث به اعتقاد كشيده مي شود. او معتقد است كسي كه اعتقاد به اين كار داشته باشد مي تواند نيرو را دريافت كند و آن نيرو به فرد كمك كند و مثال مي آورد كسي كه به حرم امام رضا ( ع ) براي شفا گرفتن مي رود با اعتقاد پا در اين راه مي گذارد. اما بحث اعتقاد را كنار مي گذاريم چرا كه معتقديم كسي كه براي علاج بيماريش نزد علي اكبري مي رود اعتقاد به اين عمل دارد. او معتقد است نوع نيروي او لطيف است و هيچ ضرري ندارد و تاكيد مي كند كه هركس نيرو را دريافت كرده، نتيجه گرفته است مگر آن كه داروهايي كه مصرف مي كرده را كنار گذاشته باشد. يك روز پس از انتشار گزارش اول در اين خصوص در روزنامه همشهري جمعه بازتابهاي گوناگوني را دريافت كرديم. عده اي از وي طرفداري كرده و عده اي ديگر از او شكايت داشتند. در هنگام مصاحبه موبايل همراهانش يك به يك زنگ مي خورد و آنان وعده هاي ديدار علي اكبري را رديف او مي كردند با خنده مي گويد: من هر جا مي روم بايد مخفيانه باشد چون مردم دنبالم مي آيند همين جا هم كه آمدم عينك دودي زدم و كلاه بر سر گذاشتم. همراه سياه پوشش از بيماري با علي اكبري صحبت مي كند كه مقابل در روزنامه ايستاده است. جملاتي ردوبدل مي شود و باز برمي گرديم به گفت وگو. او پيش از آن گفته بود كه در دانشگاه اميركبير از او آزمايش هايي انجام داده اند و وجود نيروي وي را تاييد كرده اند. & اما سوال ما اين بود كه دانشگاه اميركبير دانشگاهي صنعتي است نه پزشكي و چطور مي تواند بر درمان بخش بودن اين نيرو قضاوت؟ كند اين بار يكي از آن دو همراهش پاسخ مي گويد. او احمدي است. مدير برنامه هاي علي اين اكبري را خودش مي گويد. يك بار به درخواست دادگاه كاري انجام شد و عده اي بيمار در اختيار جناب علي اكبري قرار گرفتند تا تحت نيرودرماني قرار بگيرند. در اين آزمايش ها افراد متخصص هم حضور داشتند اما اگر منظورتان يك تحقيق علمي و پژوهش وسيع در اين باره است بايد بگويم اين وظيفه وزارت بهداشت است كه تاكنون انجام نشده است. & علت عدم انجام آن؟ چيست احمدي پاسخ مي دهد: اين كار هم مثل ده ها كار ديگر كه به عهده وزارت بهداشت بوده مانند دارو، بيماري ها، بيمارستان ها و بهداشت ولي براي آنها تاكنون كاري انجام نشده بحث اين نيرو هم همانطور باقي مانده است حتي ما خودمان مراجعه كرده ايم اما نتيجه نداشته است. بارها از آنان خواسته ايم كه كار تحقيقاتي انجام دهند اما تا حالا هيچ حركتي انجام نشده است. حتي دانشگاه شهيد بهشتي كه شايد در حوزه كاريش تحقيقات روي اين زمينه نيز بوده كاري نكرده و فقط اقدام به شكايت و كارهاي غيرمنطقي ديگر كرده اند و اين برخوردها بيشتر از روي حسادت و دشمني و كدورت انجام شده است. آنان نامه هايي را نشان دادند كه آدم هاي مختلف با تخصص هاي گوناگون در تاييد اين نيرو نوشته بودند. به عنوان مثال نامه اي كه توسط رييس بيمارستان شهيد رجايي (قلب ) تهران نوشته شده بود و از علي اكبري خواسته بود كه بيماراني كه معرفي شده اند را تحت نيرودرماني قرار دهد. جالب آن كه فقط نام خانوادگي بيماران ذكر شده بود البته نام، سن و يا نوع بيماري در اين معرفي نامه به چشم نمي خورد. يكي از نامه هايي كه او نشان داد نامه دكتر نوربالا معاون وزير بهداشت بود وي در نامه اش ذكر كرده بود كساني مانند علي اكبري فقط بيماراني را مي توانند ويزيت كنند كه توسط پزشك معرفي شده باشند. سوال ما اين بود كاري كه هم اكنون انجام مي شود اين شرط را ندارد چرا كه آناني كه در صفي طويل در خيابان آفريقا ايستاده بودند نامه اي يا معرفي نامه اي از سوي پزشك خود ارايه نمي دادند. علي اكبري اعتراض كرد كه نه همه با نامه مراجعه مي كنند اما ما خود شاهد بوديم كه اين طور نبوده است او مي گويد امكان ندارد بدون نامه بيايند و من ببينم شان اما آن كس كه آرامش را به جلسه برمي گرداند احمدي مدير برنامه هاي اوست. مي گويد: بله آن شكلي كه شما مي گوييد تا حالا انجام نشده است. در پس زمينه صداي بحثي كه بلند شده فقط چليك چليك دوربين عكاس ماست كه شنيده مي شود. بحث به وزارت بهداشت كشيده مي شود كه تاكنون كوتاهي كرده علي است اكبري معتقد است عده اي از روي حسادت نمي خواهند او كاري انجام دهد چرا كه در اين صورت مطبها خالي شده و كار و كاسبي پزشكان كساد مي شود. او مي گويد كه دو ماه در بيمارستان فجر نيرودرماني مي كرده است و به گفته خودش نتايج عالي به دست آورده اما پزشكان با حضور او در آنجا مشكل داشتند. اين در حالي است كه به گفته خودش در طول دو ماه شش هزار بيمار را ويزيت كرده كه 200 نفر از آنان به گفته خودشان بهبود يافته اند. او تاكيد مي كند كه وزارت بهداشت علاوه بر كوتاهي، لوازم لازم براي آزمايش از وي را ندارد در حالي كه در ژنو و فرانسه اين آزمايش ها انجام مي گيرد. ما از او مي خواهيم منشا اين نيرو را با توجه به تحقيقات انجام شده توسط آنها بيان كند. نيرويي كه قادر است روزانه بر صدهانفر اثر كند و نتيجه عالي به دست آيد. علي اكبري مي گويد: اين نيرو بحث علمي ندارد بلكه يك نيروي خدادادي است و در تمام دنيا فقط در پنج نفر وجود دارد كه يكي از آنان من هستم. گفت وگو پيرامون مبحث علمي اين نيرو و نظريه هاي موجود، بخل و حسادت پزشكان ايراني، كوتاهي وزارت بهداشت، موقعيت علي اكبري ميان متخصصان و پزشكان و... ادامه پيدا كرد. آنقدر كه ما را بر آن داشت كه مفصل اين گزارش _ گفت وگو را در همشهري ماه آينده پي بگيريم. بعد از اين علي اكبري ديگر آرام حالا نبود او مدام بين من و همكارم در رفت و آمد بود. ديگر موبايل ها زنگ نزدند. ديگر علي اكبري روبه رويم ننشسته بود. او قول داد در آخر قاشق را خم كند و...