Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801119-54006S2

Date of Document: 2002-02-08

غريبه آشنا نگاهي به زندگي و آثار آگوستو روآباستوس شكارچي قدرتمندان و ديكتاتورها ترجمه: مريم محمدي سرشت آمريكاي لاتين بارها و بارها شاهد طلوع و ظهور ديكتاتورها بوده. آنچه ذهن اين رهبران بزرگ را تسخير مي كرد، روياي قدرت مطلق بود. آنان مي خواستند تا اوهام و خيالات جنون آميز خود را از نظم مطلق بر ملت خود تحميل كنند. و در اين ميان، واكنش نويسندگان آمريكاي لاتين، نوشتن داستان و توصيف خيالي اين چهره ها بود. و در اين ژانر، هيچ رماني در جهان به پاي رمان من عالي جاه آگوستو روآباستوس - نويسنده اهل پاراگوئه - نمي رسد. روآباستوس برنده جايزه سروانتس (سال ) 30 1989 سال در تبعيد و دور از وطن به سر او برد در سال 1947 به خاطر جو فشار و سركوبي كه در جامعه حاكم بود، به ناچار به بوئنوس آيرس رفت و بار ديگر، و باز به خاطر ديكتاتوري ديگري در سال 1976 به فرانسه رفت و در دانشگاه تولوز به تدريس ادبيات و زبان گواراني (زبان مردم پاراگوئه، بوليوي و برزيل جنوبي ) مشغول شد. يك سوررئاليسم خشن روآباستوس در رمان من عالي جاه كه شاهكار اوست، آخرين روزهاي ديكتاتوري خوزه گاسپار رودريگز ( - 1814 ) 1840 در پاراگوئه را از نو زنده مي كند. من عالي جاه، داستاني است خنده دار، گروتسك وار و تكان دهنده، تفكر و تاملي است ژرف در مورد استفاده يا سوءاستفاده از قدرت از خلال روح انسان، رويدادها و حتي زبان. منتقدان زيادي در مورد اين اثر صحبت كرده اند. به نظر جان آپدايك اين رمان اثري است عالمانه و استادانه و اشباع شده از تكنيك هاي زباني مدرنيسم كلاسيك رونالد، كريست نيز گفته است: هر تكه از متن مزين به بازي هاي باشكوه كلامي است. پر از نقل قول ها و حاشيه پردازي هاي دقيق، مضحك و اسرارآميز. ميچيكو كاكوتاني سوررئاليسم خشن رمان باستوس را تكان دهنده خوانده است و مي گويد: شخصيت هاي اين رمان كوتوله ها، زنان جنگجو و حيوانات غيبگو هستند. داستان او پر از تصاوير بورخسي است; از آيينه ها تا هزارتوهاي بورخس، تخم مرغ هاي جادويي و پتوهايي از جنس پوست خفاش. او با نقل قصه هايي فرعي از ديوانگي، مرگ و تحقير به داستان خود شاخ وبرگ اين مي دهد رمان نه تنها تفكري عظيم در مورد تاريخ و قدرت بلكه در مورد خود زبان است. و از نظر كارلوس فوئنتس، كتابي است درخشان با ساختي عالي. توصيف تاثيرگذار او تنها شامل حال ابرقدرت داستان نمي شود، كه توصيف كل يك جامعه مستعمراتي است كه در گيرودار يادگيري چگونه شنا كردن يا بهتر غوطه ور شدن در امواج استقلال ملي است.. من عالي جاه يكي از نقاط عطف رمان آمريكاي لاتين است. منتقدان بر اين باورند كه ويژگي شاخص و دليل اصلي موفقيت اين اثر لحن، صدا و زبان درخشان داستان است. از آنجا كه طنز خشن و هتاكي ها و فحاشي هاي آن تكان دهنده است. قدرت; محور داستان هاي باستوس موضوع اكثر رمان هاي باستوس ديكتاتوري يا قدرت است. داستان هاي او ظهور قدرت و استبداد را به نمايش مي گذارد. دو موضوعي كه به اجزاء لاينفك ادبيات آمريكاي لاتين تبديل شده اند. روآباستوس، خود، در تاييد اين موضوع مي گويد: موضوع قدرت كه به اشكال مختلفي ظهور مي كند، در تمام كارهاي من ديده مي شود. آثار سياسي، مذهبي و مقوله هاي ديگر. قدرت سبب نوعي غرور انساني مي شود كه باعث مي شود آدم خود را محق بداند كه حريم خصوصي ديگران را كنترل كند. اما ارزش كار روآباستوس در اين حقيقت پنهان است كه پرداخت شخصيت خوزه گاسپار رودريگز - ديكتاتور پاراگوئه و شخصيت اصلي رمان او - كاملا رئاليستي است. او تصويري كاملا واقعي از اين شخصيت نشان مي دهد و مثل ساير آثاري كه به موضوع مشترك ديكتاتورها مي پردازند به ورطه شيطان پرستي شخصيت سقوط نمي كند. روآباستوس اولين رمان خود - پسر انسان - را در سال 1960 و در تبعيد به چاپ رساند. اين رمان، كه برنده جوايز مختلفي شده، سير و سفري طولاني در تاريخ پاراگوئه است. باستوس در اين رمان از اساطير، افسانه ها، سمبل ها و طبيعت، به عنوان اجزاي مهم داستان، استفاده كرده است. باستوس با خلق اين رمان به عنوان عضو برجسته دنياي ادبي بوئنوس آيرس شناخته شد. در ادبيات آمريكاي لاتين، نام آگوستو روآباستوس در كنار بزرگاني چون گابريل گارسيا ماركز و آلخو كارپنتيه مي درخشد. او با مشاهيري چون خورخه لوئيس بورخس آشنايي داشت و در چندين پروژه با ارنستوساباتو همكاري كرد.