Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801119-54001S3

Date of Document: 2002-02-08

ماليخولياي جوانان ايراني قبل از كنكور بعد از كنكور سارا پارسا اميد است يا آرزو فرقي نمي كند. دانشگاه يك مكان بسيار معمولي است كه در ايران به آن بسيار اهميت مي دهند و جوانان 18 ساله براي رسيدن به آن كارهاي عجيب مي كنند. جواني را تصور كنيد كه براي قبول شدن در دانشگاه موهاي سر و صورت و حتي ابروهايش را تيغ مي زند تا در خانه بنشيند و درس بخواند. يا كسي كه روزه سكوت مي گيرد و با هيچ كس حرف نمي زند تا وقتش گرفته نشود. برنامه ريزي ها براساس چهار ساعت خواب و 20 ساعت درس خواندن دخترها و پسرهاي جوان را به موجودات عجيبي تبديل اما مي كند زماني كه ساعتي هر چند كوتاه در حياط يا ساختمان هاي يكي از دانشگاه هاي كشور قدم بزنيد، تصاويري مي بينيد كه آن وقت حتما با خود مي گوييد دخترها و پسرهاي جوان ايراني براي ورود به چنين جايي دچار ماليخوليا بوده اند، وگرنه هيچ آدم عاقلي به اين راحتي خود را به بند چنين جايي نمي كشد و در عوض معقول و منطقي به زندگي اش ادامه مي دهد. دانشگاه، در واقع يك ساختمان بزرگ است با اتاق هاي تاريك و صندلي هاي شكسته بسيار. در اين مكان كه بيشتر به فيلم هاي ابوالفضل جليلي شبيه است، جوانان وارد مي شوند تا در طول يك ترم، از درس و زندگي بيزار شوند و به هيچ قيمتي به سر كلاس نروند. پايان ترم هم همين آقايان و خانم هاي فرهيخته، شبهاي سختي را براي امتحان پشت سرمي گذراند تا بعد از مشخص شدن نتايج امتحانات به دست و پاي اساتيد معظم بيافتند. اساتيد دانشگاه هم كه احترام به آنها از زمان آدم ابوالبشر بر تمامي اقوام انسان واجب بوده است، موجوداتي هستند كه اصولا در مقابل گريه، التماس و عجز دانشجويان هيچ واكنشي از خود نشان نمي دهند. آنها عموما منتظرند تا دانشجويان مشروط شوند و براي نجات از مشروطي و گاه اخراج از دانشگاه به نيم نمره احتياج داشته باشند. بدون شك استاد محترم دانشگاه به هيچ قيمتي حاضر نمي شود كه آن نيم نمره را به دانشجو احتمالا بدهد بعد از اصرار بسيار و گريه هاي سوزناك دانشجو، استاد در حالي كه نگاهي با فخر و از روي غرور به دانشجو مي اندازد، ورقه امتحاني او را بيرون مي آورد تا نشان دهد كه همين نمره نيز براي او زيادي است. بيش از 90 درصد موارد، چنين لحظه اي، استاد با تعجب به ورقه دانشجو نگاه مي كند و متوجه مي شود كه به اشتباه حداقل 3 نمره از دانشجو كم شده است. او اول كمي سرخ مي شود، اما خيلي زود خودش را كنترل مي كند و در حالي كه اصلا نمي خواهد كوتاه بيايد، جلوي چشم دانشجو ورقه امتحاني را بار ديگر تصحيح به مي كند عبارت ديگر در يك عمليات بسيار تخصصي كه احتمالا براي يادگيري اش سال ها تجربه لازم است، استاد محترم دوباره پاسخ ها را مرور مي كند و اين بار دانشجو 2 نمره زير نمره اي كه در كارنامه اش وجود دارد مي گيرد. در اين لحظه جناب استاد با خونسردي نگاهي به دانشجو مي اندازد و مي گويد: همين هم از سرت زياده. اين جمله تاريخي در دانشگاه اهميت خاصي دارد. چون در آن جا همه چيز اصولا از سر دانشجو زياد است. در دانشگاه همه به دنبال چيزهايي هستند كه از سر دانشجو زياد باشد. در اين ميان چند چيز بسيار بي اهميت هستند. از جمله تحقيق دانشجو، عموما، نوشته هايي هستند كه او از سر حماقت خود نوشته و هيچ ارزشي ندارد. اصولا وقت دانشجو به هيچ وجه اهميت ندارد. استاد مي تواند او را به راحتي ساعت ها دم در اتاق خود سرپا نگاه دارد، يا حتي خيلي از روزها سر كلاس نيايد. مطمئن باشيد اگر بعد از يك ترم تحصيلي استادي فقط 3 بار سر كلاس آمد يكي از خانم هاي خوش برخورد آموزش به شما مي گويد: استاد تشخيص دادند كه سه جلسه براي دانشجويان اين ترم كافي است! در اين ميان آن چه اهميت حياتي دارد، حضور هميشگي دانشجو در دانشگاه اگر است دانشجوي بدشانسي در طول ترم بيش از چهار جلسه غيبت كند، حتما از امتحان محروم مي شود و صفر مي گيرد و اگر خيلي زبان درازي كند، آن استاد با اساتيد ديگر صحبت مي كند تا بقيه درس هايش را هم صفر بگيرد. اگر باز هم كله شقي كند و از حق و حقوق خود حرف بزند، جناب استاد ترتيبي مي دهد تا موضوع اخراج دانشجو در كميته انضباطي پيگيري شود. فراموش نكنيد كه ايستادن رو به روي استاد و با لحن بسيار مودبانه و ملتمسانه از حقوق انساني دانشجو حرف زدن، به معناي هتاكي به استاد است. در اين مواقع شما بهتر است منتظر نامه استادي باشيد كه به كميته انضباطي فرستاده شده و در آن از عباراتي چون فحاشي توهين،، و يقه گيري استفاده شده است. احتمالا بعد از اين قضيه هم دانشجو از دانشگاه اخراج مي شود. در اين لحظه بد نيست، فقط يك بار چهره اين دانشجو را، زماني كه مي خواست در كنكور شركت كند به خاطر بياوريد: جوانكي ژوليده، با چشماني سرخ و از حدقه بيرون آمده، ته ريش و كمي گيج، با كتابهاي بسياري در دست. اما هم او، اكنون اخراج اگر شده هم اخراج نشده احساساتش نسبت به دانشگاه با احساسات همه دانشجويان ايراني يكسان است. احساساتي آميخته با تنفر، دلزدگي، ياس، سرخوردگي، پشيماني و..