Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801119-54001S2

Date of Document: 2002-02-08

آينده اي مثل امروز آوارگي فارغ التحصيلان بيكار كه سرشان را در صفحات آگهي هاي روزنامه ها فرو كرده اند پايان غم انگيز يك برنامه ريزي بسيار دقيق است منصور سعيدي حجتي آدمي كه در زندگي فقط نوك دماغش را مي بيند حتما يك روزي با سر به زمين خواهد خورد. اگر مي خواهيد در زندگي موفق شويد با برنامه ريزي دقيق سعي كنيد تا هزار سال بعد را هم پيش بيني كنيد. اين جملات را بارها شنيده ايم. يا از معلم هاي دبيرستان و يا از مجري هاي جنگ هاي جوانان تلويزيون. برنامه ريزي براي آينده يك، پتك بزرگ است كه معمولا در ابتداي هر ناكامي به سر آدم كوبيده مي شود. بي تجربگي و خامي هم پتك دوم است قبل از پتك سوم. عموما آدم به خودش مي آيد و با پيش دستي مي گويد كه شكست ها همه تجربه اند و از اين به بعد با برنامه پيش خواهد رفت. اما در اين ميان چند سوال بي پاسخ و كمي اما و اگر وجود دارد كه گويا در چند سال اخير به شكلي جدي از ذهن بسياري از بزرگ ترهاي خانواده پاك شده است. برنامه ريزي كار بسيار خوب و هيجان انگيزي است. اما... دبيرستاني برروي ابرهاي متراكم اما شما فكر مي كنيد امروز وزير آموزش و پرورش از دنده چپ بلند شود يا دنده؟ راست اصلا ولش كن، اگر وزير آموزش و پرورش هم امروز بي هيچ مشكلي با آسايش و آرامش از خواب بلند شد، آن وقت تكليف رييس سازمان سنجش كشور چه؟ مي شود اگر او هم امروز را به خوشي شروع كرد، آيا امكان دارد كه رييس سازمان ملي جوانان هم بي خيال؟ شود زماني كه سر از دبيرستان درمي آوريد، به واقع به دنيايي وارد مي شويد كه اصولا سنگ روي سنگ بند نيست! يعني تغيير و تحولات اساسي و شگرف مي توانند در چشم به هم زدني رخ دهند، بدون اين كه شما لحظه اي از علل يا حتي چگونگي رخ دادن آنها مطلع شويد. برنامه ريزي شايد افق هاي بس دوري را هم برايتان تصوير كند. اما آيا از وزير آموزش و پرورش تا چندين معاون و مشاور و مدير كل تا حتي مدير دبيرستان هم به افق دور برنامه ريزي يك جوان 18 ساله وفادارند; تجربه اين چند سال نشان داده كه عموما همه تحولات عليه اهداف آن جوان 18 ساله پايه ريزي شده اند. يكي از نمونه هاي بسيار شنيدني اين تحولات، بازي تغيير نظام آموزشي دبيرستان است كه از سال 71 يقه دبيرستاني ها را گرفته است. بازي خوشمزه اي كه هر سال قربانيان تازه اي دارد. اول ترمي واحدي، بعد سالي واحدي. بعدتر اصلا بي خيال ترم و واحد و اين حرف ها، كمي بعدتر دوباره سالي واحدي، چندي بعد بازگشت به اول خط، سال بعد تجربه آخر خط، سال بعد...! واقعا سال آينده، چه اتفاقي براي نظام آموزشي؟ مي افتد ما پيش بيني مي كنيم كه سال بعد نظام آموزشي دبيرستان به كلي حذف شود و جوانان از سن 15 سالگي در كنكور دانشگاه ها شركت كنند و در عوض ليسانس خود را ظرف مدت 8 سال بگيرند و.. از همين بازي هاي هميشگي. حالا چه براساس پيش بيني ما و چه براساس پيش بيني دو آدم دلسوزي كه از سر بيكاري به سرنوشت جوانان 18 ساله علاقه مند شده و نظري مي دهند، آقايان و خانم هاي محترم محصل در دوره دبيرستان مي توانند برنامه ريزي دقيق خود را تدوين اين كنند شايد چشمه كوچكي از دنيايي باشد كه بر پايه هايي از حدس و گمان و پيش گويي هاي معجزه گون بنا شده با است اين وصف با تكيه بر خيالي خام تصور مي كنيم كه جوانان با آينده نگري عميق خود در ميان اين دنياي غيرقابل پيش بيني موفق شوند و ديپلم خود را بگيرند. ديواري با رنگ هاي متفاوت اما اين دنياي هيجان انگيز ما كه بيشتر به كارتون هاي والت ديزني شبيه است و احتمال هر اتفاقي در آن وجود دارد، مانند ترن هوايي شهربازي، صعود و فرودهاي هيجان انگيزي هم دارد. مثلا كنكور. اين واژه پنج حرفي كه اساسا تا قيامت در حافظه جمعي ايرانيان باقي خواهد ماند نيز به دنبال همان روابط نامعقول دنياي مورد وصف دچار نوسانات بسيار است. اگر سال ديگر سهميه مناطق وجود داشته باشد و اگر زبان خارجي يك گروه آزمايشي جداگانه بشود و اگر داوطلبان گروه هاي آزمايشي مختلف در گروه آزمايش هنر شركت نكنند و اگر... شايد برنامه ريزي جوان پشت كنكور با آنچه به نام كنكور اتفاق مي افتد مطابقت داشته باشد. مثال غم انگيز اين ماجرا هم همان داوطلبان كنكور هنرند كه در نخستين سال شركت در كنكور به ناگاه متوجه شدند داوطلبان ديگر گروه ها هم مي توانند بدون محدوديتي در كنكور هنر شركت كنند. تنها اتفاقي كه تمامي برنامه ريزي هاي اين جوانان را نابود كرد اين بود كه هيچ كدام كنكور قبول نشدند چون بچه درس خوان هاي رشته رياضي يا تجربي با درصدهاي بالاي دروس عمومي خود توانستند آنها را براي هميشه از دور رقابت كنكور خارج كنند. وقتي خواب فرمانده آشفته شد جواني كه براي آينده خود برنامه ريزي مي كند به غير از خواب راحت وزير آموزش و پرورش و چند وزير ديگري بايد نگران خواب راحت چند فرمانده نظامي هم باشد. حتي اگر نمايندگان مجلس هم با قاطعيت به شما قول دادند كه قانوني را تصويب كرده اند به هيچ وجه اطمينان خاطر نداشته باشيد چون امكان دارد، بودجه مصوب يك دولت وسط سال تغيير كند و كسي از راه برسد و شما را به خدمت سربازي بفرستد. ولي اينها موجب نمي شود كه ما برنامه ريزي براي آينده خود را فراموش كنيم. در خدمت سربازي هم چندان نگران نباشيد. هر تحولي امكان دارد رخ بدهد. به هر حال قوانين براي همين روزها نوشته شده اند تا به راحتي رنگ عوض كنند. اگر دوست شما با مدرك ديپلم در خدمت نظام، گروهبان دوم بوده و توانسته از مزاياي درجه داري استفاده كند و در مدت خدمت درس بخواند و كنكور قبول شود به شما هيچ ارتباطي پيدا نمي كند. چون به آساني ممكن است شما سرباز صفر شويد و اسلحه به دوش، هر چهار ساعت يكبار شما را براي دو ساعت نگهباني به برجك بفرستند. حالا اگر جرات داري در برجك، اسم كتاب و درس را به زبان بياور. فقط اينها نيست. چون به هر شكل مدت زمان خدمت شما از همان قوانين نانوشته دنياي خوشگل الهام گرفته از داستان آليس پيروي مي كند. بازي خدمت سربازي هم هر لحظه مي تواند كم و زياد شود. اگر شانس بياوري و لب مرز خدمت كني 18 ماهه به سر درس و كتابت باز مي گردي و اگر بخواهي در جايي مثل چهارراه هاي پر دود و دم تهران سوت دستت بگيري 21 ماه را در خدمت خواهي بود. پس حساب كم و زياد شدن و موقعيت خدمت سربازي را هم در برنامه ريزي خود منظور مي كني... آخر بازي: تكه كاغذي بي ارزش از اين به بعد بازي، رنگ آبرومندانه تري به خود مي گيرد. بازار يا دانشگاه. دو راه بيشتر وجود ندارد. عده اي از كار و پول و تجارت و... سر درمي آورند و عده اي هم از درس و واحد و پروژه و تحصن هاي هميشگي! در اينجا بدون شك جوان از آب و گل درآمده چنان در پيچ و خم تحولات لحظه به لحظه اطرافش محتاط شده كه حتي بدون دو دو تا، چهار تا. دستشويي هم اما نمي رود از اين همه احتياط نفس گير تنها چيزي كه نصيب او خواهد شد، تغيير و تحولاتي است كه پيش بيني آنها اين روزها به فالگيري كولي ها شبيه است. در تجارت كه صد البته نياز به توضيح نيست. بازار پرنوسان نه تنها با سرمايه يك جوان خام بي تجربه بازي مي كند كه حتي به دار و ندار يك حاجي سالخورده با تجربه كه استخوان هايش هم در بازار خرد شده رحم نمي كند. برنامه ريزي براي خريد خانه يا ماشين يا هر چيزي شبيه به اين. به خواب راحتي وزير بازرگاني و دارايي و... بستگي خواهد داشت. وقتي در كشوري; جواني 29 ساله مي تواند از بستني فروشي به ميلياردها تومان سرمايه برسد و بعد هم در لحظه اي كوتاه از گوشه زندان سر در بياورد، بدون شك آينده نگري دراز مدت بازي كردن با جان انسان خواهد بود. با اين وصف اين قاعده، مختص محدودي جغرافيايي خاصي نيست. درد بالا و پايين شدن بازار، درد بيزينس هاي تمام دنيا است. اما در دانشگاه همه چيز فرق مي كند. اگر شما در ابتداي دهه سوم زندگي خود بخواهيد با درس خواندن و كسب مدارك عالي تحصيلي موقعيت خوب اقتصادي و اجتماعي را به دست بياوريد چه؟ مي كنيد حتما سعي مي كنيد در يكي از رشته هاي خوب درس بخوانيد و فارغ التحصيل شويد. اما اگر بعد از فارغ التحصيلي به برچسب پرطمطرق آقا يا خانم مهندس در شهر سرگردان شديد و هيچ كاري پيدا نكرديد، آن موقع چه؟ مي كنيد نرخ بيكاري فارغ التحصيلان دانشگاه هاي كشور، سند طرح چنين پرسشي است. در واقع آوارگي فارغ التحصيلان بيكار كه سرشان را در صفحات آگهي هاي روزنامه ها فرو كرده اند، پايان غم انگيز يك برنامه ريزي بسيار دقيق است. برنامه ريزي خارق العاده اي كه از پس هزاران اما و اگر به سلامت عبور كرده و توانسته جوانان خوش استعداد داستان ما را به نقطه معلومي مانند يك مدرك تحصيلي عالي برساند. اما اين مدرك تحصيلي عالي برخلاف تصور همه تنها يك تكه كاغذ به ظاهر بي ارزش است كه بر روي آن با حروف طلاكوب نستعليق نوشته اند: ليسانسيه رشته.. و ديگر هيچ...