Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801119-54000S5

Date of Document: 2002-02-08

كوسه ماهي طاقت شوخي نداشت! به نوشته يك روزنامه استراليايي در يك حادثه بي نظير در سواحل درياي اين كشور مردي در جدال تنگاتنگ با نهنگ عظيم الجثه اي كه در منطقه به گرامپي مشهور است پس آن كه يك بار به طور كامل بلعيده شد جان سالم به در برد و داستان بسيار شگفت انگيزي را رقم زد كه باور آن حتي براي خود حادثه ديده غيرممكن است. آندره دونلاند، جهانگرد سوئدي، كه براي شنا به سواحل يونگالا رفته بود در ابتدا متوجه شد كه ماهي عظيم الجثه اي او را تعقيب مي كند. اين امر در ابتدا براي او خوشايند آمد و تصميم گرفت تا كمي سر به سر آن ماهي بگذارد. اول همه چيز به خوبي پيش مي رفت و آندره گمان مي كرد اين ماهي راهش را گم كرده است و براي اينكه راه خود را بيابد او را تعقيب مي كند اما داستان اين گونه نبود و كم كم ورق برگشت. اين ماهي عظيم الجثه به خوبي در منطقه شناخته شده است و مردم بومي به آن لقب گرامپي ( غرغرو ) داده اند. جداي از اينكه اين نام تا چه اندازه برازنده آن ماهي است گرامپي گرسنه تر از آن بود كه حال و حوصله شوخي داشته باشد. در اين اثني جناب آندره نظر او را جلب مي كند و تصميم مي گيرد عصرانه دلچسبي براي خود دست و پا كند. آندره مي گويد كه در ابتداي اصلا به اين فكر نمي كرده كه ممكن است توسط اين ماهي به خطر بيافتد و يا خورده شود. به گفته او اين اتفاق ازبس ناگهاني روي داد كه فرصت هرگونه فكر كردن را هم از او گرفت. او درباره زماني كه بلعيده شد مي گويد: دنيا در برابرم تيره و تار و نفس كشيدن برايم سخت شد به طوري كه نمي توانستم به راحتي تنفس كنم چون كاملا در ميان آرواره هاي گرامپي قرار داشتم. واقعا باورم شد كه دارم طعمه ماهي مي شوم. هرچه زور زدم نتوانستم دهان ماهي را باز كنم و ذخيره اكسيژن هم رو به اتمام بود و احساس مي كردم از گردنم هم خون جاري است تاريك و سياه بود و من هيچ چيز نمي ديدم. كم كم خودم را قانع مي كردم كه بايد خود را به دست سرنوشت بسپارم كه ماهي به همان اعجازي كه مرا بلعيده بودآزاد كرد و از دهانش به بيرون پرتاب كرد. به محض اين كه بيرون آمدم و سعي كردم ماسك ذخيره را به دهانم بگذارم و به سطح آب برسم دوباره سر و كله اش پيدا شايد شد فكر مي كرد لقمه لذيذي را از دست داده است كه اين بار با تمام توان با چكمه هايم ضربه محكمي به پيشاني اش زدم درست بين دو چشمش. ظاهرا همين كافي بوده است تا گرامپي را از خوردن آندره منصرف سازد. از ويژگي هاي اين ماهي آرواره هاي بسيار نيرومند آن است. مورو راگري استاد آموزش شنا و نجات غريق منطقه بر اين باور است كه چنانچه ماهي قصد مي كرد دوست به ظاهر خوش طعمش را بخورد اين كار را به راحتي انجام مي داد و مي توانست با يك ضربه آرواره گردنش را درهم بشكند و مغزش را بتركاند آن هم در يك چشم به هم زدن. به نظر راگري گرامپي فقط مي خواسته با دوست خودش شوخي كند و يا او را كمي بترساند وگرنه به راحتي او را اما مي خورد آندره اصلا حاضر نيست براي اثبات يا رد اين نظريه يك بار ديگر با گرامپي دست وپنجه نرم كند.