Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801118-53986S1

Date of Document: 2002-02-07

اين هم نوعي غافلگيري است نگاهي به چند فيلم جشنواره عيسي مي آيد حالا ديگر با اطمينان مي توان گفت ماديان در كارنامه فيلمسازي علي ژكان اتفاقي بود كه فقط يكبار براي هميشه افتاد و ديگر تكرار نخواهد شد. ماديان اگر اوج فيلمسازي و نقطه درخشاني براي ژكان بود، اما آخرين ساخته عيسي او مي آيد ضعيف ترين كار اين كارگردان و نشانه افول اوست. عيسي مي آيد به زندگي رزمنده اي مي پردازد كه پس از پنج سال اسارت از اردوگاه عراقي ها مي گريزد و به نزد همسر و دخترش مي آيد و با آنها به سفر مي رود. فيلم شرح همسفرشدن مردي به نام سلطان سلام با آنهاست. ايده بكر فيلم يعني رهايي از احساسات و وابستگي هاي زميني مي توانست و توانايي اين را داشت كه فيلمي غيرمتعارف بر اساس آن ساخته اما شود اين ايده بكر و جذاب در سايه شتابزدگي و سطحي نگري كارگردان به باد مي رود و تماشاگر را در حيرت فرو مي برد. فيلم آغاز خوبي دارد. مردي كه در اسارت به سر مي برد به لحاظ وابستگي شديد به همسر و تنها دخترش، نمي تواند اسارت را تحمل كند و با تحمل تمامي مصايب از اسارت مي گريزد تا آرزوهاي دختر كوچكش را برآورده سازد. اما از زماني كه عيسي به خانه مي رسد، آن قدر حوادث به صورت شتابزده رخ مي دهند و عنصر آزاردهنده تصادف نيز كه نقطه ضعف اكثر فيلم هاي اين چندسال اخير است، باعث مي شود تا ضعف فيلم و نارسايي هاي آن پررنگتر شود. در فيلم رگه هايي از سينماي دلهره ديده مي شود كه متاسفانه فقط در حد جرقه است و بعد فيلم تبديل به اثري كمدي مي شود. مثلا جايي كه سلطان سلام (رضا كيانيان ) از اتفاقاتي كه روي نداده سخن مي گويد و از زندگي يا گذشته عيسي و همسرش. در فيلم از زبان مادر كودك اشاره مي شود كه دخترشان در طي اين مدت پنج سال به خاطر دوري از پدردچار نوعي عصبيت و روان پريشي شده و شبها كابوس مي بيند، اما در واقعيت فيلم، كودك نه تنها حالت روان پريشانه ندارد كه مانند كودكان ديگر بازي مي كند، شادي مي كند وشب بر خلاف گفته مادرش در خواب لبخند مي زند و اتفاقا كودك اين فيلم پذيرفتني و طبيعي ترين شخصيت فيلم نيز به شمار مي رود. عيسي مي آيد قرار بوده است كه فيلمي غيرمتعارف و جدي باشد، اما در عمل تبديل به يك فيلم كمدي شده است. لابد اين هم يك نوع غافلگيري است، چه مي توان كرد. آرزوهاي زمين تنها كساني كه در اين چند سال اخير فعاليت انجمن سينماي جوان را مورد توجه قرار داده اند و به تماشاي فيلم هايي كه توسط فيلمسازان جوان آن ساخته شده نشسته اند نام وحيد موسائيان برايشان نامي آشناست. او امسال با يك فيلم بلند در جشنواره حضور دارد. روايت آرزوهاي زمين به گفته كارگردان روايت جا و مكاني است كه فقط مردها در آن حق عاشق شدن دارند و دراين ميان دختري تصميم مي گيرد كه اين بار خود عشق و سرنوشتش را انتخاب كند و دراين مسير مشكلات و مصايب فراواني را بايد متحمل شود. فيلمنامه اين اثر با آن كه موضوعي تكراري را محور قرار داده، اما بواسطه تيزبيني نويسنده آن تبديل به اثري گيرا شده در است كنار تلخي هاي نهفته در فيلم ما با طنزي شيرين و پنهان نيز روبه رو هستيم. مثلا مي توان به ديالوگ هاي شيرين پيرمردي اشاره كرد كه براي معلم روايت مي كند كه چگونه در عمر پنجاه وپنج ساله هيچگاه موفق نشده است تا به سينما برود. يك بار مشكلات زندگي نگذاشته، يك بار عاشق شده بعد از ازدواج نيز همسرش با او مخالفت كرده وحالا نيز كه معلم جوان اين فرصت را فراهم كرده مرگ يكي از اهالي مانع اين امر شده است. حكايت عشق گلي و مراد آن چوپان جوان نيز مي توانست حكايت عشق هاي هميشگي و تكرار شده را پيدا كند، اما بواسطه بازي خوب بازيگران آن رنگ تازه و نويي را يافته است. از ديگر ويژگي هاي فيلم به جز كارگرداني خوب اثر و فيلمنامه سنجيده آن مي توان به طراحي صحنه خوب و انتخاب رنگ ها و تركيب آنها در كنار يكديگر اشاره كرد. مثلا پدر متفكر و شاهنامه خوان گلي هميشه در اتاقي است كه گرما و اطمينان از سر و روي آن مي بارد، پشتي در كنار بخاري ديوار، روشن كه هميشه بر روي آن چاي دم كشيده وجود دارد، راديويي قديمي كه پيرمرد را با دنياي خارج و جايي كه ظاهرا دوست داشته در آن مكان و ماوا داشته باشد... همين ظرافت ها آرزوهاي زمين را ديدني كرده است. شام آخر اگر رادر صعود فيلم نظر نگيريم كه براي جيراني حكم سياه مشقي را داشت. چند فيلم كه پس از سكوتي دهساله دست به ساخت آنها زد يعني قرمز و آب و آتش و همين شام آخر مويد اين امر هستندكه جيراني به نوع خاصي از سينما كه اصطلاحا به آن ژانر دلهره و جنايت مي گويند علاقه مند است. در هر سه فيلم اخير جيراني رگه هايي از دلهره، وحشت و هيجان وجوددارد. در هر سه فيلم يكي از قهرمانهاي آن به قتل مي رسد. در آخرين فيلم او يك اختلافي خانوادگي روي مي دهد و دختر 19 يا 20 ساله تحت تاثير اين اتفاق مادر و همسر جديدش را مي كشد. اگر فيلم هاي قرمز و آب و آتش كاستي ها وضعف هايي داشتند كه تماشاگر مشكل پسند و جدي سينما را راضي از سالن بيرون نمي فرستاد شام اما آخر بواسطه كارگرداني و پرداخت خوب و سنجيده آن، انتخاب درست بازيگران و فيلمنامه محكم وسنجيده آن (هر چندكه هنوز ايرادهايي بر آن وارد است ) مي تواند آغازگر فصلي تازه در كارنامه سينمايي جيراني باشد. به اينها بايد بازي خوب بازيگران را افزود، با آنكه بازيگران هيچ كدام به اصطلاح جزو ستاره ها نيستند، اما آنچنان با نقش خود آميخته شده اند كه تماشاگر در طول دو ساعت نمايش فيلم احساس خستگي و ملال نمي كند. در ميان بازي بازيگران به خصوص مي توان به حضور شاهرخ فروتنيان در نقش پدر ماني اشاره كرد. كه اگرچه فقط دقايقي چند بازي مي كند، اما بازي او بسيار جذاب و ديدني است و به عكس محمدرضا او گلزار از اينكه بتواند جوان حساس و پرشور و فهيم را ارائه كند ناتوان است. جيراني هميشه سعي مي كند به نوعي در پس فيلم دلهره آور و جنايي كه به تصوير مي كشد معضلات و مشكلات جامعه را نيز به تصوير بكشد و شام آخر از اين نظر بسيار نظرگير است. مشكلات و اختلافات خانوادگي موقعيت برزخي زنان مطلقه كه ميان مادر مهربان و وفادار بودن و زندگي با فرد مورد علاقه خود سرگردان مانده اند. روان پريشي ها و عصبيت ها و تفكرات غلط خانوادگي كه از والدين بر اثر تربيت و مناسبات غلط به فرزندانشان منتقل مي شود ودورنماي سياهي را براي آنها رقم مي زند، همگي به عنوان نمونه محورهاي مهم و اساسي آخرين فيلم جيراني را تشكيل مي دهند. جيراني در آخرين فيلم خود در كنار تكنيك به محتوا و فيلمنامه وساير موارد تشكيل دهنده فيلم نيز با دقت و وسواس پرداخته است. اگر فيلم هاي قبلي اين كارگردان شوري براي دنبال كردن ديگر ساخته هاي او برنمي انگيخت شام اما آخر مويد اميدهاي بسيار است. آناهيد موسسيان