Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801117-53981S10

Date of Document: 2002-02-06

آسيبشناسي سياسي روزنامه نگاران در فدراسيون جهاني گفت وگو با رئيس روزنامه نگاران به روزنامه نگاران: سياستمداران نزديك نشوند درباره فدراسيون جهاني روزنامه نگاران فدراسيون بين المللي روزنامه نگاران ( IFJ) سازمان جهاني اتحاديه هاي كارگري و انجمن هاي روزنامه نگاران است. اين سازمان در سال 1926 در پاريس تشكيل شد و سپس كار خود را به شكل نوين از سال 1952 آغاز كرد. اين سازمان با عضويت روزنامه نگاران بيش از 100 كشور جهان بزرگترين سازمان روزنامه نگاران فدراسيون است بين المللي روزنامه نگاران در راه احقاق حقوق اجتماعي و حرفه اي روزنامه نگاران در تمام رسانه هاي همگاني فعاليت مي كند. سازمان ملل و جنبش اتحاديه كارگري بين المللي، فدراسيون را كه مقر آن در بروكسل و داراي دفاتري در آسيا، اروپا و آمريكاي لاتين است، به عنوان صداي روزنامه نگاران سراسر جهان به رسميت مي شناسند. هدف از تاسيس فدراسيون از اين قرار است: - 1 دفاع از آزادي مطبوعات و استقلال حرفه اي در روزنامه نگاري - 2 تشويق ايجاد اتحاديه هاي كارگري ملي نيرومند و مستقل براي روزنامه نگاران - 3 ارتقاء جايگاه حرفه روزنامه نگاري و دفاع از شرايط كاري مادي و اخلاقي روزنامه نگاران - 4 ترويج همبستگي بين اتحاديه هاي عضو - 5 جمع آوري و توزيع مطالب مربوط از اتحاديه هاي عضو از جمله مطالب مربوط به حقوق بشر، فناوريهاي جديد، شرايط كار و مسائل حرفه اي - 6 ترويج آموزش حرفه اي و آموزش بيشتر روزنامه نگاران شاغل سازمانهايي كه مي توانند به عضويت فدراسيون درآيند، عبارتند از: اتحاديه هاي صنفي كه به دفاع از حقوق اجتماعي روزنامه نگاران حرفه اي مي پردازند، سازمانهايي كه نماينده روزنامه نگاران بدون حضور كارفرمايان است و سازمانهايي است كه عضويت روزنامه نگاران يك كشور در آن آزاد است. گروههاي خاص روزنامه نگاران يا روزنامه نگاران منفرد در اين فدراسيون پذيرفته نمي شود. براي كسب اطلاعات بيشتر در مورد فدراسيون و فعاليتهاي آن، مي توان به سايت آن در اينترنت به اين نشاني مراجعه كرد: org.ifj.//www:http سرآغاز: وقتي وارد لابي هتل شد به علت تاخير 10 دقيقه اي، قبل از هر چيز چندمرتبه اي عذرخواهي كرد و بعد بدون معطلي به جمع ما پيوست. ايدن وايت پيش از پيوستن به فدراسيون جهاني روزنامه نگاران سابقه 20 سال كار روزنامه نگاري داشته و در روزنامه گاردين، رهبري روزنامه نگاران را عهده دار بوده او است امروز با 52 سال سن دبير كل بزرگترين فدراسيون روزنامه نگاران جهان است. وي چندي پيش براي شركت در كارگاه رسانه ها و جامعه مدني به ايران آمد و اين گفت وگو همان زمان انجام شد. وايت مي گويد: حرفه اي بودن را از كارهايي كه كردم، ياد گرفتم. وي از روزنامه نگاري مستقل و حرفه اي به عنوان پايه هاي اصلي دموكراسي نام مي برد، زيرا به تعبير او بدون وجود اين دو شرط اساسي، اعتماد عمومي مردم به روزنامه نگاران و در پي آن تاثيرگذاري نوشته هاي آنها تامين نخواهد شد: عدم اعتماد سياستمداران به روزنامه نگاران قابل درك است، اما وقتي جامعه به روزنامه نگار اعتماد نداشته باشد، روزنامه نگاري از بين خواهد رفت. در تعريف دبير كل فدراسيون جهاني روزنامه نگاران، نفوذ دولتها بر رسانه هاي جمعي به هر شكل و به هر دليلي مي تواند جايگاه آنها را با خطر جدي مواجه وي سازد از درگير شدن بيش از حد روزنامه نگاران در سياست، به عنوان عاملي خطرآفرين براي روزنامه نگاري ياد كرده و مي گويد: روزنامه نگاران بايد بياموزند فاصله مناسبي از سياست بگيرند، آنها بايد امور سياسي را به كساني واگذار كنند كه براي تصميم گيري انتخاب شده اند. و درنهايت اين كه، تشكيل نهادهاي مدني مستقل و قدرتمند براي دفاع از حقوق حرفه اي و اجتماعي روزنامه نگاران راهكار مهمي است كه وي براي رسيدن به تمامي اهداف ياد شده پيش پاي روزنامه نگاري كشورهاي در حال گذار مي گذارد. با سپاس از آقاي وحيدرضا نعيمي كه به عنوان مترجم ما را در انجام اين گفت وگو ياري دادند، مصاحبه را با هم مي خوانيم. گفت وگو: فريبا صحرايي تامين استقلال حرفه اي روزنامه نگاران از جمله اهداف مهم فدراسيون جهاني روزنامه نگاران محسوب مي شود. اين اصل از ديدگاه شما تا چه حد متضمن دوام و بقاي اعتبار روزنامه نگاري و ارتقاي جايگاه اين حرفه؟ است اساسا اين استقلال در تعابيرشما داراي چه تعاريف و مرزبندهايي است. در كشورهاي در حال گذاري مثل ما، ممكن است اين استقلال به نام كمك به تحقق دموكراسي و ايجاد جامعه مدني در جاهايي خدشه دار شود و بعضا ما شاهد وابستگي هاي علني يا غيرعلني سياسي و اقتصادي روزنامه ها و روزنامه نگاران باشيم. - اساسا روزنامه نگاري مستقل و آزادي بيان از پايه هاي اصلي دموكراسي به شمار مي روند و بدون آنها هيچ تضميني براي رعايت حقوق بشر و تكثرگرايي وجود ندارد. رسانه هاي جمعي با فاش كردن موارد نقض حقوق بشر، تهيه اطلاعات قابل استناد، مفيد و كيفي و نيز واداشتن دولتها و گروههاي قدرت به پاسخگويي، فضاي مباحثات و تصميم گيري هاي دموكراتيك را در جامعه تقويت مي كنند. در حال حاضردو فشار قابل توجه روي روزنامه نگاران وجود دارد: فشار اول، در مورد روزنامه نگاران كشورهاي در حال گذار است كه سياستمداران و صاحبان قدرت، استقلال روزنامه نگاران را مشكل ساز مي يابند و لذا داشتن صدايي مستقل در رسانه ها، نيازمند تلاشي زياد اين است مشكلي است كه ما در بسياري از كشورهاي در حال گذار در سراسر جهان از جمله اروپاي شرقي و مركزي و كشورهاي عرب و بسياري از مناطق ديگر دنيا با آن مواجه هستيم; نفوذ سياسي بر رسانه هاي جمعي و كار روزنامه نگاران. مشكل دوم، جهاني شدن وتجاري شدن افراطي است. مالكيت رسانه ها، تجاري شدن شديدوانحصار رسانه هاي بزرگ واتحاديه هاي خبري باعث شده كه آنچه در روزنامه نگاري اهميت پيدا مي كند، سودآوري و پولسازي باشد، كه اين امر روزنامه نگاري با كيفيت را تهديد مي كند. همچنين در بسياري از كشورها به دليل فشار ناشي از تجارت گرايي، روزنامه نگاران دريافته اند كه رسالت آنها براي اطلاع رساني به مردم از دست رفته است. اينها دو فشار عمده وارد بر روزنامه نگاري درجهان امروز است. آنچه من شديدا ضرورت آن را احساس مي كنم اين است كه روزنامه نگاران بايد نقش حياتي خود را درجامعه ايفا كنند. گاهي اوقات، روزنامه نگاران بسيار خوب و گاهي اوقات هم دچار فساد مي شوند، سياسي مي شوند، احساس همبستگي با ساير روزنامه نگاران ندارند و از يكديگر دفاع نمي كنند و گاهي اوقات حرفه اي عمل نمي كنند خب، در اين صورت مردم به آنها اعتماد نخواهند كرد. عدم اعتماد سياستمداران به روزنامه نگاران قابل درك است، اما وقتي جامعه به روزنامه نگار اعتماد نداشته باشد، روزنامه نگاري از بين خواهد رفت و اين مساله بسيار مهمي است. در دنياي امروز با تكنولوژيهاي نوين، روزنامه نگاري كار هيجان انگيزي است، اما با توجه به واقعيت هاي دنياي روزنامه نگاري سياست، كار خطرناك و بسيار مشكلي است. امروزه سانسور و خشونت يكي از مشكلات پيش روي روزنامه نگاران است. تنها در سال گذشته 100 نفر از خبرنگاران رسانه هاي مختلف دنيا كشته شده اند و تعدادي از آنها به خاطر فعاليتشان ترور شدند كه اين موجب تاسف است. مشكل بعدي، محدوديت هاي قانوني براي روزنامه نگاري و نبود آزادي در امر اطلاع رساني است. راديو و تلويزيونها آزاد و باز نيستندو من فكر مي كنم در ايران هم در ارتباط با رسانه هاي سمعي و بصري چنين مشكلي وجود دارد. فكر مي كنم راديو و تلويزيون متنوع و آزاد نيست، اما در عوض در ايران مطبوعات قوي و گسترده اي با گرايش هاي مختلف و زيادي وجود دارد و مشكل اصلي رابطه مطبوعات با سياست است. اين يك مشكل سابقه دار است. سياستمداران مي خواهند روزنامه نگاران در كنار آنها زيرا باشند، وجهه شريان عمومي، حيات سياستمداران است. وجهه عمومي خوب براي انتخاب شدن لازم است و وقتي هم كه انتخاب شدند، براي انتخاب مجدد، بايد اين وجهه را به خوبي حفظ كنند، بنابراين آنها به رسانه هاي سر براه و تابع نياز دارند و اگر مطبوعات اين ويژگي را نداشته باشند، مشكلاتي برايشان بوجود مي آيد. مرز بين كار روزنامه نگاري وكار سياسي و گروهي را چطور تعيين مي كنيد. آياروزنامه نگار و سياستمدار نمي توانند با هم؟ باشند - در واقع اصولا يك تضاد طبيعي بين خبرنگار بودن با سياستمدار بودن وجود دارد. اين طبيعي است و در هر كشوري وجود دارد. در كشور در حال گذاري مثل ايران، كار زيادي مي توان كرد. در يكي از جلسات كارگاه (رسانه ها و جامعه مدني ) كسي، از من پرسيد، چه وقت تمام شرايط براي آن مهيا مي شود كه ايران ديگر در مورد اين مسائل نگراني نداشته باشد و دوران گذار به دموكراسي تكميل شود. من گفتم: هرگز. در دنيا كشوري وجود ندارد كه در آن وجود سازماني جهت نظارت بر مطبوعات ضرورت نداشته باشد و ضرورتي براي هوشياري روزنامه نگاران نباشدو نيازي به محافظت از آزادي احساس نشود. در هر كشوري دشمني طبيعي بين صاحبان قدرت و خبرنگاراني كه آنها را با سوالات جدي مواجه مي كنند وجود دارد واين جنبه خوب دموكراسي است. در هركشوري كه روزنامه نگاران با مشكلات و تنش هايي مواجه اين باشند، نشانه خوبي است، زيرا روزنامه نگاران وظيفه اي دارند و سياستمداران وظيفه اي ديگر، آنها به هم محتاجند، اما هرگز نبايد با هم باشند، اين موضوع مهمي است. خطر در زمان مخاصمات وجنگ هاست كه روزنامه نگاران به خدمت گرفته مي شوند. از آنها انتظار مي رود ميهن پرست باشند و به كشورشان خدمت كنند. گاهي اوقات اين امر مشكلي زيرا است، از ديدگاه من، روزنامه نگار زماني يك ميهن پرست خوب و واقعي است كه از انجام تبليغات سياسي خودداري كند و به خوبي به كشورش خدمت كند، سوال كند و هدفش آگاهي دهي به مردم باشد. بنابراين، روزنامه نگار خوب بودن مترادف است با ميهن پرستي وپرسشگري براي روزنامه نگاران; اما مهم اين است كه روزنامه نگاران حرفه اي باشند. همانطور كه در بيانيه محكوميت حمله اسرائيل به راديو فلسطين گفته ام، فكر نمي كنم طرفداري راديو فلسطين از منافع ملي فلسطين ايرادي داشته باشد. روزنامه نگاران ايراني هم مي توانند مبارزاني در راستاي منافع ايران باشند، اما بايد توانايي و انگيزه خود را براي پرسشگري از صاحبان قدرت حفظ كنند و دولت هايشان را تحت پرسش هاي جدي قرار در دهند فلسطين اين اتفاق افتاده است. عرفات با سوالات سخت مطبوعات فلسطين مواجه است و در ايران نيز چنين اتفاقي مي افتد و اين بسيار خوب است. فكر مي كنم آنچه شمامشاركت فعال روزنامه نگاران در ممكن سياست خوانديد، است در جاهايي حال و هواي مطبوعات را دچارسياست زدگي كند، يعني همان چيزي كه در ايران اتفاق افتاد. تا همين اواخر روزنامه ها پر از مطالب جانبدارانه در انتقاد ازوضع جاري بود، تا اينكه بسياري از اين روزنامه ها تعطيل آنهايي شدند كه باقي مي كوشنددر ماندند، ارائه آنچه در عرصه سياسي جامعه مي گذرد ووقايع اجتماعي در زمينه هاي ديگر مانند اقتصادي، سياسي وغيره به نوعي توازن دست يابند. آنچه رخ داد، سبب شد مردم بعضا از سياست زدگي مطبوعات به تنگ بيايند و ديگر از مجادلات و جار وجنجال هاي سياسي خوششان نمي آيد. شايد بهتر است انجام كار جانبدارانه و حزبي به تعبير شما حد و حدودي داشته باشد، تا همانطور كه گفتيد اعتماد جامعه از روزنامه نگاران سلب نشود. - من با اين محدوديت ها موافق هستم. سوال اين است كه چه كسي بايد اين حدود را مشخص كند. فكر مي كنم خود روزنامه نگاران، خبرنگاران، دبيران، سردبيران و ارباب جرايد بايد با همفكري تصميم بگيرند كه مردم چه مي خواهند و ببينند آيا از اخبار درگيري بين اين جناح و آن جناح و قوه قضائيه با مجريه خسته شده اند، يا اين خير سوال خوبي است و به نظر من اين سوالي است كه فقط روزنامه نگاران مي توانند به آن پاسخ بدهند. زنداني كردن روزنامه نگاران، محاكمه و بستن روزنامه ها پاسخي به اين مساله نخواهد بود. اين اشتباهي است كه صورت مي گيرد. ما طرفدار گفت وگو در جامعه هستيم، چون موضوع روزنامه نگاري اشاعه گفت وگو در جامعه است. به اعتقاد ما چنين اعمالي بدون مشورت هاي مناسب در جامعه ايجاد مناقشه مي كند. در همين كارگاه تهران، بحثي درباره فرهنگ صلح مطرح شد، اينكه چگونه مي توان فرهنگ صلح را ايجاد كرد. به نظر من ايجاد فرهنگ صلح صرفا، به معناي توجه به درگيريهاي نظامي نيست. برخورد همواره در جامعه وجود دارد، گاهي بين شما و شما كارفرمايتان مي خواهيد كاري انجام دهيد، اما او از شما چيز ديگري توقع دارد. با اين تضاد چگونه كنار ؟ مي آييد مطمئنا جنگ نمي كنيد، بلكه با گفت وگو و مفاهمه مساله را حل مي كنيد. اين راهي است كه روزنامه نگاري مي تواند از طريق آن به ترويج فرهنگ صلح كمك كند و با ترويج گفت وگو و تفاهم به مردم بگويد تحمل داشته باشيد و حرف طرف مقابل را بشنويد تا او هم به حرف شما گوش كند، تا راه همكاري را پيدا كنيد. اين راه و روش روزنامه نگاري است. من با شما موافقم كه ممكن است روزنامه نگاري در مواقعي حساسيت آفرين، كسالتبار و تحريك كننده باشد و كاري كند كه به خيلي از افراد برنخورد، اما چاره آن گفت وگو، با هدايت و رهبري حرفه اي روزنامه نگاران و كارشناسان رسانه هاست. خوشبختانه، من احساس مي كنم در ايران اين رهبري حرفه اي در حال شكل گيري است و اين نشانه هاي مهم بلوغ دموكراسي است. مي دانم جوانان بسياري در ايران خواهان تغييرات سريع هستند. اين از ويژگيهاي جوان است كه سريع حركت مي كند و اين خصيصه در واقع انرژي و پويايي جامعه را تشكيل مي دهد، اما گاهي اوقات نمي توان سريع حركت كرد. گاهي اوقات بايد به آرامي پيش رفت. شايد موقعيت هايي كه در پنج سال آينده به آنها دست خواهيم يافت وضعيت ما را از امروز به مراتب بهتر كند. ايران انقلاب تاريخي و عظيمي داشته و يكي از خونين ترين جنگ هاي 100 سال اخير راپشت سر گذاشته است. مردم آسيبهاي بسياري از اين جنگ ديده اند و اكنون ايران در روند تلاش براي ايجاد عدالت و دموكراسي در جامعه قراردارد و فكر مي كنم سرعت وقايع به اندازه كافي زياد است. رسانه ها بايد تغييرات و تحولات در حال وقوع را منعكس كنند. ادامه دارد