Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801117-53974S1

Date of Document: 2002-02-06

نوروساينس، اساس شناخت بيماري هاي مهلك و فاجعه آميز است به مناسبت برگزاري يكصدمين سمينار ادواري علم عصب پايه (نوروساينس ) اشاره: سمينار ادواري علم عصب پايه ( نوروساينس ) چندي پيش يكصدمين نشست خود را در مركز پزشكي شهداي تجريش با عنوان انسان شناسي در نوروساينس برگزار كرد. به همين مناسبت دكتر عبدالرحمن نجل رحيم دبير اين سمينارها طي توضيحاتي به تشريح اهداف و ويژگي هاي سمينار، رابطه بين علوم انساني و علوم بيولوژيكي مغز و سلسله اعصاب و ارتباط ميان رشته هايي چون زبان شناسي و هنر با نوروساينس پرداخته است كه از نظرتان مي گذرد. ازحدود بيش از شش سال پيش، سمينارهاي نوروساينس بر محور اين تفكر شكل گرفت و تداوم يافت كه شناخت ابعاد مختلف زندگي انسان و تلاش براي ارتقاي سطح آن، بدون شناخت دقيق و علمي چگونگي شكل گيري ذهن در جسم بويژه مغز ممكن نيست. نوروساينس علم بين رشته اي جديدي است كه شناخت كاركرد ذهن و تمامي عوارض فرهنگي وتاريخي آن را از طريق پژوهش بر محور ساختمان بيولوژيك سلسله اعصاب در پيوند با جسم انسان ممكن مي داند. نوروساينس گرچه خود محصول فرهنگ بشري است، ليكن چون به حيطه اي جديد، اما قرن ها فراموش شده اي قدم گذاشته است و به بنياد مادي هويت هستي، و شناخت انساني نظر دارد، داراي اهميت ويژه اي در ميان علوم ديگر است. موضوعات متنوعي كه در يكصد جلسه سمينارهاي ما مورد بحث قرار گرفته است، نشان از وسعت اين ميدان پژوهش علمي جديد دارد. نوروساينس، علم جديدي است كه از چندين رشته علمي ديگر بوجود آمده و اساس بيولوژيكي ذهن رفتار و شناخت انسان را مورد بررسي قرار مي دهد. هدف ما علاوه بر شناساندن اين علم به جامعه، بهره گيري از اين علم به نفع بالا بردن سطح شناخت جامعه و همچنين يافتن زباني مشترك بين دانشمندان رشته هاي مختلف است كه به طريقي اين علم را پايه شراكت و تفاهم خود قرار مي دهند. به همين علت است كه آن را به زبان فارسي، علم عصبپايه ناميده ايم. علاوه بر آنچه گفته شد، نوروساينس اساس شناخت و درمان يك سري بيماري هاي مهلك و فاجعه آميز مغز و اعصاباست كه براي تعداد بسياري از افراد جامعه و خانواده ها، مشكل جدي ايجاد مي كند، همچون بيماري آلزايمر، بيماري ام. اس، سكته هاي مغزي، ضربه هاي مغزي، افسردگي اسكيزوفرني و غيره. تا * آنجا كه اطلاع داريم در نشست هايي كه برگزار مي شود، علاوه بر متخصصان مغز و اعصاب و محققين علوم پايه در اين رشته، روانشناسان، روانپزشكان كه به نوروساينس تعلق دارند، زبان شناسان و اهل فلسفه و هنر و ادب نيز حضور دارند، آيا رابطه اي بين علوم انساني و علوم بيولوژيكي مغز و سلسله اعصاب؟ مي بينيد - بله. همان طور كه شما به آن توجه كرده ايد، حرف ما در اين باره اين است كه تاكنون انسان در طول قرن ها، سعي كرده از راههاي ديگري به مكنونات درون ذهن خود پي ببرد و براساس آن آداب، سنت ها، فرهنگها و ايدئولوژيهاي مختلفي براي تعيين روش زندگي و ساختن اجتماعاتي كه اصول انساني بر آن حكمفرما باشد، بوجود آورده ولي است انديشمنداني كه قرن بيستم را پشت سرگذاشته به اين باوررسيده اند كه تا زماني كه ما به زير و بم و جزئيات طبيعت انسان از راه شناخت نحوه كاركرد بيولوژيك مغز در رابطه با جسم انسان پي نبريم، قادر به شناخت طبيعت وجودي انسان نيستيم و هرگونه فلسفه و ايدئولوژي، بدون اين شناخت براي زندگي بسازيم، باز از طبيعت انساني فاصله خواهيم داشت. بنابراين يك راه مطمئن تررسيدن به شناخت طبيعت انساني براي ايجاد محملي براي زندگي بهتر براي او، مستلزم شناخت بهتر وجود بيولوژيكي اوست كه تامين سلامت آن است. * ارتباط زبان شناسي و هنر با نوروساينس را چگونه ؟ مي بينيد - پايه بيولوژيكي زبان از قرن نوزدهم تاكنون، يكي از مباحث جالب و پيچيده در نوروساينس بوده است و به گمان بسياري از صاحبنظران پيچيدگي طبيعت زبان بدون شناخت اساس بيولوژيكي آن غيرممكن است. درباره هنر نيز چنين است. نظريه هاي بسياري درباره هنر و خلاقيت هنري مطرح شده است. ولي چنين به نظر مي رسد كه نظريه هايي كه براساس نحوه كاركرد مغز در حال شكل گيري است، از استحكام علمي و نظري بيشتري برخوردار است. به عنوان مثال نحوه شكل گيري رنگ، فرم، حركت، يا چهره در مغز، هنرهاي تصويري را از نظر تئوريك دچار تحول كرده است و يا موسيقي و نحوه عمل مغز در پردازش درك موسيقي و فراگيري آن ابعاد جديدي در هنر موسيقي در رابطه انسان با موسيقي مطرح كرده است. * نحوه اداره جلسات سمينار طي شش سال گذشته و جنبه هاي عملي آن چگونه بوده؟ است - به جرات مي توانم بگويم كه اگر همدلي و همراهي عده اي از بهترين صاحبنظران و فرهيختگان كشورمان در تمامي رشته هاي وابسته علمي نبود، اين جلسات نمي توانست صدمين نشست را نيز با موفقيت پشت سر بگذارد. من خود را به عنوان يك جزء از اين كل مي دانم و تمام تلاشم صرف اين شده تا حد امكان اين جلسات افت كيفي پيدا ولي نكنند مسلما در اين مدت ما مشكلاتي بر سر راه داشته ايم كه اغلب آنها قابل پيش بيني بوده اند. فراموش نكنيد كه ما در جايي موفق به اين كار شده ايم كه واقعازمينه و پشتوانه علمي خيلي محكمي از نظر دانشگاهي پژوهشي و فرهنگي نداريم و اين گاهي پشت مان را مي لرزاند ولي سعي مي كنيم مستحكم باشيم و زمين نخوريم. ديگر اينكه ما در اين مباحثات روشي را به كار برده ايم كه تا حد امكان همه بتوانند نظريات خود را در جلسات بيان كنند، ممكن است از بيرون اين طوربه نظر برسد كه جلسات از انسجام كافي برخوردار نيست و پراكنده گويي در آن حكمفرماست، ولي بايد دانست كه هدف، برقراري بحث آزاد در حول محور موضوع مطرح شده در است ضمن ما مي خواهيم اين را ياد بگيريم كه گرچه هر كدام ما ممكن است در عقايد خود راسخ و به حقانيت آن اعتمادداشته باشيم ولي بايد به سخن هاي ديگر كه ممكن است مخالف گفته هاي ما نيز باشد گوش بسپاريم و به آن عقايدو نظريات نيز احترام بگذاريم.