Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801116-53958S5

Date of Document: 2002-02-05

ديدار از سرزمين هميشه بهار - 4 ساز و كار مناطق آزادو توليدات داخلي براي گريز از حرف هايي كه ممكن است بوي سياست بدهند برگرديم به هتل ليپار كه اسمش را بر مبناي دهكده اي به همين نام انتخاب كرده اند. بسياري از مسافران هنوز سرسراي زيبا و آرامش بخش هتل را به سوي اتاق هاي خود ترك نكرده اند و كساني هم كه به اتاق ها مي روند بلافاصله برمي گردند تا در محوطه زيباي مقابل هتل ساعتي را به تماشاي دريا و بهره مندي از هواي پاك بگذرانند. هوايي بي ابر و همچون شيشه، كه از زمستان فقط نسيمي خنك همراه با رايحه دلنشين دريا با خود دارد و چابهار را چهاربهار كرده البته است گويا اسم چابهار ربطي به هواي هميشه بهاري اش ندارد و ريشه اش نامي تاريخي (چاه بار ) و مربوط به پيشينه بازرگاني آن است، هرچند در زمستان گرمترين نقطه سرزمين اصلي ايران و در تابستان خنك ترين نقطه مناطق گرمسيري و به اصطلاح نقطه هميشه بهار كشور است. تابستانش را نمي دانم، اما زمستانش واقعا بهار بود. برخي همسفران مسن تر از بوته هاي عظيم گل هاي كاغذي دل نمي كندند و آنها كه دوربيني داشتند حتما عكس به يادگار در كنار اين درختچه هاي رنگين افسوس مي گرفتند خوردم از اين خاك حاصلخيز كه آسمان چند سال است با آن نامهرباني مي كند. بالاخره بايد به هتل برمي گشتيم كه اتاق هايش واقعا آرامش بخش بودند و كم وكسري نداشتند، هرچند زيادي خنك بودند و كسي هم به درخواست مسافران براي كاهش فشار تهويه اعتنايي نمي كرد. هتل را سازمان منطقه آزاد چابهار ساخته ولي اداره اش را لابد پس از انواعي از آزمون و خطاي مرسوم هوشيارانه به بخش خصوصي واگذار كرده اند كه به كمك خلق مهربان و محبت گرم كاركنان محلي جذابيت آن را افزايش داده تجهيزكننده است هتل در تامين اجزاي اتاق ها سنگ تمام گذاشته و توليدكنندگان داخلي را حتي لايق خريد يك دستگاه تلويزيون و يخچال از آنها نديده است. در عوض به كارخانه دوو لطفي فراوان شده است. صابون كرشمه و شامپوي ايوان كه تنها محصولات ايراني قابل مشاهده در اتاق و حمام آن هستند، خيلي خوش شانس بوده اند. شايد هم رانت خواري كرده اند! فقط اين نبود: هواپيمايي كه ما را به چابهار برد استيجاري روسي بود، خدمه هواپيما روسي و استيجاري بودند، تابلوي چاي احمد از همه جلوتر بود، به جز در محوطه، در همه ساختمان ها ترانه هاي هندي، عربي و تركيه اي (اين آخري حتي توجيه زوركي هم نداشت ) پخش مي شد و خيابان ها مملو از اتومبيل هاي ناشناخته بود. راننده اي كه در كنار يك اتومبيل روبه راه و تمام اتوماتيك و كولردار خارجي منتظر مسافر بود، گفت آن را زير پنج ميليون خريده ام. لاشه اش به... مي ارزد. شايد راست مي گفت، و مرا به اين فكر انداخت كه كاش اتومبيل ساخت داخل ما حداقل (با حذف آن ماليات ها و عوارض معروف دريافتي ) براي اين مناطق قابليت رقابت مي يافت. عجيب آنكه وانت بارهاي منطقه همگي ساخت يكي از توليدكنندگان داخلي بود. علت را نفهميدم، هرچند همراهي به شوخي گفت حداقل استحقاق توليد وسايل باربري را داريم! ورود خودرو به منطقه تابع سازوكار خاص مناطق آزاد است. ماليات و عوارض معمول را ندارد كه سبب ارزاني آن مي شود و فقط عوارض مختصري توسط منطقه آزاد چابهار دريافت مي شود. خروج اتومبيل ها از شعاع 20 كيلومتري منطقه ممنوع است و در صورت نياز احتياج به مجوز ويژه دارد. البته خواننده نبايد براساس آنچه در سطور پيشين نوشته ام مسائل ظريفي مثل ضرورت تامين نيازهاي يك هتل از بازار داخل را با موضوع آزادي حضور اتومبيل خارجي در اين منطقه در يك سطح قرار دهد. نخستين، يك مساله فرهنگي است كه به نوع رفتار عمومي برمي گردد، و دومين، حاصل سازوكارهاي خاص مناطق آزاد: آزادي واردات همه چيزهاي غيرممنوع بدون پرداخت حقوق و عوارض گمركي و بازرگاني، و صادرات آزادانه هر كالايي كه در آنها توليد شود بدون هرگونه ماليات و قيد و بند صادراتي. در روزهاي آينده، ديده ها در مورد اين سازوكارها و اهداف مناطق آزاد را تعريف خواهيم كرد. ادامه دارد