Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801113-53906S3

Date of Document: 2002-02-02

كودكان باهوش بيش از ديگران دچار بيماري مي شوند اضطراب يك روانشناس اظهار داشت: اضطراب در كودكان باهوش بيشتر است چرا كه جوانب بيشتري از امور را مي بينند و آينده و شرايط آن را بيشتر حدس مي زنند، محتاطترند و گام شان انديشيده تر است، شخصيت خود را بيشتر دوست مي دارند و در تحمل نامرادي ها ضعيف ترند. سيمين قاسم زاده، اضطراب را به طور كلي حالتي عاطفي دانست كه در آن عامل مبهمي از ترس ناشي از پيش بيني حوداث نامطبوع وجود دارد و موضوع آن براي فرد مبتلا به اين بيماري ناشناخته است. اين روانشناس با ذكر اين نكته كه در سنين كودكي همه افراد در معرض ابتلا به اضطرابند، به ذكر دلايل آن پرداخت و گفت: از آنجا كه كودك ضعيف و ناتوان است و ياراي مقابله با مشكل را ندارد و در عين حال تجارب او در حد كفايت نيست اگر عمل خطايي انجام دهد خود را محق تنبيه مي داند و آنچه را كه به او مي گويند راست و درست مي پندارد. بنابر اين احتمال ابتلا به اضطراب در كودكان بسيار بالا است. به گفته قاسم زاده، در كودكان اضطراب در شرايط، زمانها و مكانهاي مختلف متفاوت است. مثلا در شرايطي كه پدر و مادر، خود دچار ترس و اضطرابندكودكان اضطراب شديدتري دارند. شب هنگام، در تاريكي و تنهايي بيشتر دچار اين حالت مي شوند. وقوع هر نوع نابساماني يا حضور در محيطهاي ناشناس، به ايجاد و تشديد اضطراب در كودكان مي انجامد. اين روانشناس، خانواده ها را از سهل انگاري در برابر حالتهاي اضطرابي شديد در كودكان برحذر داشت و متذكر شد: اضطراب، يك بيماري و حتي بيماري بسيار مهم و منشا بسياري از دردهاي واقعي يا موهوم و زمينه ساز برخي از بيماري هاي رواني است. هسته مركزي و بخش اعظم بيماريهاي رواني را بايد در اضطراب جست وجو كرد. وي خاطر نشان ساخت: عموميت اين بيماري در سطح بين المللي به حدي است كه اين قرن را قرن اضطراب ناميده اند و گفته مي شود، انسانها در هر سطح و شرايطي كه باشند به گونه اي اسير دلهره و اضطرابند و اين امر ريشه و منشا بسياري از بيماريهاي رواني به حساب مي آيد. اين روانشناس با متفاوت توصيف كردن ترس و اضطراب، توضيح داد: بين ترس و اضطراب رابطه اي نزديك وجود به دارد حدي كه برخي از افراد اين دو را چون دو لغت مترادف و از يك ريشه و خانواده به كار مي برند، حال آنكه تفاوتهايي ميان اين دو حالت وجود دارد، از جمله: - ترس، ناشي از خطري است كه در خارج وجود دارد و موضوع آن معين است در حالي كه اضطراب موضوعي معين ندارد. - عوامل تشكيل دهنده اضطراب مبهم است و مجهول و عوامل تشكيل دهنده ترس معلوم و آشكار. - ترس محرك شناخته شده اي دارد و اضطراب محركي ناشناخته و غير مشخص. - ترس واكنش مشخصي دارد و صورت حمله يا عقب نشيني دارد و اضطراب محركي ناشناخته و غيرمشخص. - ميزان ترس معطوف به وضعيت محيط و عامل محرك است، در اضطراب چنين وضعي مبهم است. - ترس، ناامني بيروني است و اضطراب ناامني دروني. - در ترس آدمي مي داند او را چه مي شود حال آنكه در اضطراب نمي داند او را چه درنتيجه مي شود دچار لرزش، سردرد، طپش قلب و... مي شود. به گفته قاسم زاده، ترس همچنين با نگراني و پريشان حالي متفاوت است. اضطراب، حالتي ذهني ولي نگراني، مشكلي عيني است. با اين حال پريشان حالي ها اگر مزمن و شديد شوند به صورت اضطراب درمي آيند. وي افزود: به دشواري مي توان ميان اين ترس و اضطراب در كودكان فرق گذاشت، به ويژه هنگامي كه مساله ريشه يابي در آن مطرح باشد و اين امر در كودكان خردسال صادق است تا افراد بزرگتر. آناني كه سن بيشتري دارند مي توانند بين خطر درون و بيرون تفاوت بگذارند و اين خود كمكي براي كاهش اضطراب است. اين روانشناس گوشزد كرد: اضطراب در كودكان بسيار زود آغاز مي شود و در صورت بروز، به زحمت قابل رفع است. از حدود پايان سال نخست زندگي مفهوم اضطراب در كودكان قابل تبيين به است گفته وي، در صورت عصبي يا مضطرب بودن پدر و مادر، ظهور اين بيماري در كودك آغازي بس زودتر دارد. وي خاطر نشان ساخت: جلوه اين بيماري در كودكان، در حالاتي چون پرش از خواب، بي قراري و ناراحتي در مواردي كه احساس ناخوشايندي برايشان پديد آيد به خوبي قابل ملاحظه است و به تدريج اين حال نضج مي گيرد. اين روانشناس، آشفتگي چهره، اختلال در تنفس، عرق شديد، انقباض عضلات، ضعف بدن، گشادي مردمك چشم، لرزش اندام و تشنجات جسمي، سرفه عصبي به ويژه درحين سخن گفتن، پيدايش حالت تهوع يا استفراغ، ازدياد ترشحات ادراري، اختلال در دستگاه گوارشي، نفخ معده، احساس سردرد، تپش قلب، بيخوابي و بيقراري، بي اشتهايي، احساس ضعف و خستگي بي دليل و اختلال عصبي را از ديگر علايم جسمي اضطراب در كودكان و نيز بزرگسالان برشمرد. قاسم زاده اظهار داشت: در بزرگسالان نيز، افراد زود رنج و حساس، آناني كه دوران سختي را گذرانده اند، يا پشتوانه اعتقادي شان ضعيف است، افراد پوچ گرا، بي هدف، فزون خواه، خودمدار و حريص، بيش از ديگران در معرض شكارشدن به دست اين صياد قدرتمندند. وي افزود: هر قدر اعتماد به نفس و توانايي مقابله با مشكلات در آدمي فزوني يابد به همان ميزان درصد ابتلا به اين بيماري در افراد كاهش مي يابد. اين روانشناس درباره سرچشمه اضطراب توضيح داد: برخي از روانكاوان سرچشمه اضطراب را از زمان تولد و برخي ديگر آن را محصول تهديد مي دانند كه زمينه ساز بسياري از رفتارهاي غيرعادي است. همچنين گفته شده، اضطرابات شديد ناشي از احساس گناهي است كه فرد نمي تواند آن را بروز دهد. قاسم زاده درباره شيوه درمان اضطراب، گفت: براي درمان اضطراب، ابتدا بايد در پي شناسايي عوامل ايجادكننده اضطراب باشيم و سپس آن را به ترس تبديل كنيم، چرا كه عامل ايجادكننده ترس مشخص است و با شناخت آن به كمك مشاوره رواني مي توان به جست و جوي درمان پرداخت. وي، همچنين تلقينات مثبت، ورزش، همنشيني و مراوده با افرادي كه به آدمي اميدواري مي دهند و درصدد ايجاد شرايط شادي آور براي او هستند و نيز داشتن ايمان قلبي را از راههاي مقابله و نيز درمان اين بيماري برشمرد.