Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801112-53901S2

Date of Document: 2002-02-01

اسارت به طول يك تاريخ نگاهي به وضعيت زنان در افغانستان تا قبل از طالبان از هر 20 نفر زن افغان يك نفر قادر به خواندن و نوشتن بوده است اين آمار نشان مي دهد كه فرهنگ افغان عملا 95 درصد زنان را از مدرسه محروم كرده بودند و طالبان درصد 5 باقي مانده را زماني كه من در افغانستان بودم، زنان را برقع بر سر در خيابان ها مشغول گدايي، رفت و آمد و خريد از دكان ها مي ديدم. البته دكان هايي كه اجناس دست دوم مي فروختند. چيزي كه در اين ميان جلب توجه مرا كرده زناني برقع به سر بودند كه در كنار بساط پسركان دست فروش خياباني، انگشتان خود را از زير برقع بيرون مي آوردند و ناخن هاي ايشان توسط پسركاني لاك زده مي شد. مدتي فكر كردم كه چرا زن ها لاك را نمي خرند تا در خانه خودشان آنها را به ناخن شان ؟ بزنند بعدها فهميدم كه اين وسيله اي است براي ارزان تمام كردن قيمت مصرف لاك. خريدن لاك، گران تر از مصرف يك بار آن است. باز به خودم گفتم كه نشانه خوبي است از اين كه زن زير برقع، ميل به زندگي و زيبايي را از دست نداده و علي رغم فقر خود به زيبايي خود تا اين حد مي انديشد. اما بعدتر به اين نتيجه رسيدم كه حق زيستن زن اين نيست كه او را در يك جامعه اي، محيطي، زنداني كنيم و دلمان خوش باشد كه او خودش را هنوز آرايش مي كند. اكنون 1 كه حكومت طالبان از بين رفته است و مردم افغانستان پس از بيست و سه سال جنگ و بي ثباتي در انتظار امنيت و آسايش و آزادي چشم به راه آينده نشسته اند، جامعه زنان افغان نسبت به ديگر اقشار حرف ها و دردهاي بيشتري براي گفتن دارند چرا كه در اين دو دهه و به ويژه در 10 سال اخير از بديهي ترين حقوق طبيعي خود محروم بوده اند. زمان طالبان بر زنان چه؟ گذشت مشكل زنان افغان فقط در زمان طالبان نبوده، مشكل آنان ريشه در تاريخ و فرهنگ دارد، طالبان آن مشكلات را مضاعف كرد. تا قبل از طالبان از هر 20 نفر زن افغان يك نفر قادر به خواندن و نوشتن بوده است. اين آمار نشان دهنده آن است كه فرهنگ افغان عملا 95 درصد زنان را از مدرسه محروم كرده بودند و طالبان 5 درصد باقي مانده را. زنان افغان، حتي تحصيل كرده هايشان هم اسير فرهنگ افغان بوده اند. خانم دكتري نقل مي كند كه سال گذشته در شهر كابل به معالجه بيماران زن مي پرداخته است. روزي ساعت يك و نيم بعدازظهر متوجه مي شود كه شخصي با شدت تمام بر در مي كوبد. خانم دكتر خود را با عجله به در حياط مي رساند و مي بيند كه يكي از نيروهاي طالبان است. بلافاصله مي پرسد: شما دكتر؟ هستيد زن مولوي خيرالله سرپرست وزارت داخله طالبان به شدت بيمار است شما بايد با ما به آنجا بياييد. دكتر كه ميلي به رفتن نداشته است، مي گويد او را به اين جا بياوريد اما طالب به اجبار و زور سرنيزه او را به همراه دستيارش به بالين بيمار مي برد. دكتر پس از بازگشت از بالين بيمار اين گونه نقل مي كند: وقتي به خانه ملاخيرالله كه بسيار لوكس و ديدني است رسيدم هر طرف اشيا قيمتي و لوازم بسيار شيكي بود كه ملاخيرالله حتي طرز استفاده از آنها را هم نمي دانست و برخي از آنها را نمي دانست كه چه چيزي هستند. پس از معاينه و تجويز دارو و تزريق سرم ملاخيرالله نزد من آمد و گفت: دكتر صاحبي، نزد تو زن هاي زيادي مي آيند. زن من لاغر است مي خواهم يك زن چاق بگيرم دكتر ادامه مي دهد: فهميدم با آدم پستي طرف هستم و به سرعت آنجا را ترك كردم. خانم دكتر ديگري نيز نقل مي كند كه بعد از اتمام كارش در بيمارستاني در كابل كه فقط مخصوص بانوان بوده است همراه يكي از همكارانش منتظر وسيله بوده تا به منزل مراجعت كند. ناگهان دو طالب جلو مي آيند و به بهانه اين كه چرا آنها شلوار پوشيده اند و كمي از دست شان از برقع بيرون زده است هر دو را با كابل به شدت مجروح مي كنند. با مداخله رييس بيمارستان غائله ختم مي شود و دو طالب از زنداني كردن آن دو نفر صرف نظر مي كنند. در نهايت يكي از دو طالب مي گويد، تا روزي بيست نفر از زنان بي حجاب را زنداني نكنيم روزمان شب نمي شود. در اين ميان رييس راديو و تلويزيون كابل درايام طالبان كارمندهاي زيردست خود را مجبور مي كرده تا با زن ها و دخترهاي گدايي كه هر روز براي گدايي در اطراف راديو و تلويزيون جمع مي شده اند ازدواج كنند تا بدين ترتيب ريشه فساد و گدايي را در شهر از بين ببرد. البته برخي از اين زنان و دخترها مورد آزار جنسي نيروهاي طالب هم قرار مي گرفته اند. شخص آقاي رييس هم خود داراي چهار همسر بوده است اما يك روز يكي از زنانش را طلاق مي دهد و دليل مي آورد كه او را طلاق دادم چون شيعه است. ظلم به زنان افغان تنها به اينها ختم نمي شود برخي از آنان مدت ها در زندان طالبان روزگار گذرانده اند. يكي از زناني كه از زندان پلچرخي - زندان مخصوص زنان در كابل - آزاد شده است مي گويد كه اين زندان داراي 18 بلوك است و در هر بلوك 116 اتاق يا سلول وجود دارد كه دو بلوك از اين زندان مخصوص زندانيان زن بوده در است هر كدام از اين سلول ها حدود 40 تا 50 نفر زنداني را محبوس مي كرده اند. او را به جرم اين كه اسباب و اثاثيه خانه اش را به دليل فقر در خيابان به حراج گذاشته دستگير و روانه زندان كرده بودند. زنان بعد از طالبان اولين زناني كه پس از طالبان به كار خود برگشتند مجريان تلويزيون كابل كساني بودند كه پس از خاموش شدن آتش طالبان و جنگ به صحنه برگشتند تا حضور نيروهاي ائتلاف را در شهرهاي آزاد شده گزارش كنند. زن هاي افغان آرام آرام به زندگي اجتماعي برگشتند. مدتي نگذشت كه دختران دانشجويي كه سال ها خانه نشين شده بودند بر سر كلاس هاي درس حضور پيدا كردند و بعد اولين نشريه زنان منتشر شد. آن وقت دولت موقت افغانستان 6 هزار زن كارمند خود را كه در دوره طالبان خانه نشين شده بودند به كار فراخواند. زنان در حالي راهي اداره ها شدند كه اتاق هاي كار آنها پس از پنج سال حكومت طالبان فاقد ابتدايي ترين وسايل كار مانند ميز و وسايل تحرير است و از اين رو قادر به انجام كاري نيستند و پس از ساعتي حضور در اداره ناچار به خانه بازمي گردند. طالبان اداره هاي افغانستان را از ميز و صندلي و وسايل معمول كار خالي كرد و با پهن كردن تشكچه و نشستن به روي آن به رتق و فتق امور براساس باور خود پرداخت. دولت افغانستان گفته است كه در هفته هاي آتي امكانات لازم را براي كار در اداره ها فراهم خواهد كرد. با اين همه مشكل زنان كارمند افغانستان تنها نبود ميز و وسايل تحرير نيست، آنها هم چنان احساس مي كنند كه سايه طالبان را بر سر خود دارند. امينه افضلي رييس جمعيت زنان افغانستان مي گويد: زنان كارمند افغان براي حضور در محل كار با مشكلات بسياري روبه رو هستند كه بخشي از آن ناشي از فرهنگ تحميل شده طالبان يعني الزام به داشتن چادري برقع است. استفاده از برقع از ديرباز در ميان اقوام مختلف افغانستان رواج داشته است اما زنان شهري كمتر از آن استفاده مي كردند و زنان كارمند مي توانستند تا پيش از روي كار آمدن طالبان از لباس هاي محلي و ملي خود استفاده كنند كه طالبان همگي آنها را ممنوع كرد و تنها حكم به استفاده از برقع همراه با ديگر قيود داد. افضلي مي گويد: برقع پوششي نيست كه الزاما در اسلام براي زن توصيه شده است طبق شريعت مقدس اسلام زن موظف به رعايت پوشش مناسبي است كه در آيات الهي، احاديث و روايات به آن اشاره شده است. وي ادامه مي دهد: طالبان با مجبور ساختن زنان افغان به استفاده از چادر در حقيقت هم از اعتقادات ديني و هم از فرهنگ افغاني سوء استفاده كرد. اين خانم فعال براي احقاق حقوق زنان در افغانستان مي افزايد: زن افغان حتي در روستاها دوش به دوش مرد خود كار مي كند و اقتصاد روستايي افغانستان بر دوش زنان است و نمي توان آنها را از اين چرخه خارج ساخت. با آن كه بيش از دو ماه از سقوط طالبان در افغانستان مي گذرد، زنان افغان هم چنان سايه سخت گيري هاي غيرانساني اين رژيم را بر سر خود احساس مي كنند و لذا هم چنان مي توان عموم زنان را در جوامع افغاني ديد كه از چادري استفاده مي كنند. ليلا امين دبير يكي از دبيرستان هاي كابل به نام فتح است كه در آلمان تحصيل كرده و بيولوژيست شده است. وي هم در دوران طالبان مجبور به خانه نشيني بود اما اينك امكان آن را يافته است تا دوباره به كار برگردد. او مي گويد كه هنوز اطمينان لازم را از شرايط موجود براي كنار گذاشتن برقع و استفاده از پوشش مناسب اسلامي كه بتواند به او امكان كار و حضور در اجتماع با رعايت اصول ديني و ملي بدهد، ندارد از اين رو ترجيح مي دهد تا هم چنان با برقع در مدرسه و بيرون از خانه حضور پيدا كند. كلاله ميرسهيلي يك دبير ديگر مدرسه فتح در كابل مي گويد: زنان افغان هنوز سايه طالبان را بر سر خود احساس مي كنند. بخشي از آنچه طالبان بر جامعه افغانستان به خصوص نسبت به زنان اعمال كرد در ميان برخي از مردم جاافتاده و تبديل به يك فرهنگ شده و براي تغيير آن زمان نياز است. وي مي گويد كه دختر 12 ساله اش آرزو روزي بعد از سقوط طالبان بدون برقع اما با پوششي كاملا اسلامي به بيرون از خانه رفت تا از مغازه خريد كند و در راه چند مرد به او براي استفاده از برقع به شكلي خشن تذكر دادند. اين معلم نيز مي گويد كه براي از بين بردن آنچه طالبان بر جامعه افغانستان تحميل كرد بايد صبر كرد و تاكيد مي كند: صبر زنان افغان زياد است. ريشه مشكلات در تاريخ است اما مشكلات زنان افغان تنها به اين ختم نمي شود. مشكلات آنان ريشه در سال ها و قرن هاي پيش دارد. براساس يك تحقيق سازمان ملل كه منتشر شد، فقط سه درصد از زنان افغان باسوادند و هم چنين اكثريت زنان هيچ گونه دسترسي به آب آشاميدني سالم، انرژي و يا فاضلاب ندارند. صندوق توسعه سازمان ملل براي زنان در اين تحقيق آورده است، براي تقريبا شش سال زنان افغان به طور كامل از زندگي اجتماعي، اقتصادي و سياسي افغانستان دور بودند و همه حقوق آنان نقض شده است. زنان نياز دارند به رسميت شناخته شوند و مورد تكريم و حمايت قرار گيرند. حتي پيش از طالبان و قبل از آن پيش از جنگ هاي داخلي، افغانستان بيشترين تعداد زنان بي سواد را داشت. جنگ چندين نسل زنان افغان را در بي سوادي مطلق فرو برد و طالبان بر اين تاريكي تا آنجا كه مي شد افزود. فقط در كابل 50 هزار زن بيوه وجود دارند كه سرپرست خانوارها را بر عهده دارند. اين گزارش به نقل از نوئلين هيزر مدير اجرايي اين صندوق مي افزايد: پيشرفت براي زنان در افغانستان مقدمه پيشرفت همه شهروندان است. وي كه اخيرا در اجلاس كمك به افغانستان در توكيو شركت كرده است تاكيد كرد كه يك كمك 12 ميليون دلاري براي حمايت فوري از نقش زنان در زمان صلح و بازسازي كشور اختصاص يافته است. وي اولويت اين برنامه را فراهم آوردن امنيت براي زنان پناهنده اي كه در اردوگاه ها زندگي مي كنند، تامين استقلال قضايي زنان براساس قانون، نياز به مشاركت زنان در دولت و در خارج از دولت و امنيت اقتصادي زنان افغاني ذكر كرده است. شايد حضور دو وزير زن در كابينه حامدكرزاي رييس دولت موقت افغانستان اميدواركننده باشد اما راهي كه پيش روي زنان افغان قرار دارد بس طولاني است. پي نوشت: - 1 قسمتي از كتاب بودا در افغانستان تخريب نشد از شرم فرو ريخت نوشته محسن مخملباف.