Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801112-53897S7

Date of Document: 2002-02-01

غريبه آشنا نگاهي به زندگي و آثار جيمز سالتر يك نويسنده بي رده ترجمه رضا سيف اللهي جيمز سالتر نويسنده پنج رمان و يك مجموعه داستان، پس از سال 45 نويسندگي مي توان گفت: او نويسنده جاافتاده اي است. اما كارنامه او كنجكاوي آدم را برمي انگيزد. هيچ يك از كتابهاي او جايگاه مطمئني در فهرست انتخابي داستان هاي مدرن ندارد. به عنوان يك نويسنده او هم شناخته شده و هم ناشناخته مانده است. منتقد معروف جيمز وولكات در مورد سالتر گفته است كه، در ميان نويسندگان بدون رده آمريكا، او بدون رده ترين است. مي چيكو كاكوتاني، منتقد نيويورك تايمز، در مورد سالتر نوشته است: درست مانند داستان هاي جان چيور افسانه هاي جيمز سالتر درخشش مي درخشند حاصل از اعجاز داستان. آنها ما را با عطش به سمت زندگي معمولي شخصيتهاي داستان هاي خود مي كشند. كتاب گرگ و ميش و ساير داستان ها براي سالتر جايزه پن، فالكنر را به ارمغان آورد كه يكي از مهم ترين جوايز ادبي آمريكا است. آنچه در اين مجموعه داستان قبل از هر چيز گيرا است محدوده و موضوع داستان هاست. در طول كتاب از ساحل بارسلونا تا كافه اي در جنوب غربي آمريكا، از ايتاليا به كلرادو و از يك ازدواج مجدد در آمريكا تا از هم پاشيدگي يك شركت فيلمسازي در رم در حركت هستيم. خواننده محيط اطرافش را از چشمان مردان جوان، زنان سن و سال دار، بچه ها و هنرمندان مي بيند. اكثر شخصيت هاي مهم داستان ها آمريكايي هستند و بيشترشان تحصيل كرده، اما هيچ يك از آنها زندگي ثابت در محل مشخصي ندارند. موضوع اصلي داستان ها غربت است، غربت در خانه و خارج، مردمي كه از ريشه هايشان، گذشته شان و يا از رسومات فرهنگي شان در بريده اند متن كتاب و درون شخصيت هاي داستان ها نوعي ناآرامي و حركت دايمي وجود دارد. اين حركت يا در موقعيت آنها يا در پرسپكتيوشان حضور دارد. جيمز سالتر پس از فارغ التحصيلي از دانشگاه وست پوينت به نيروي هوايي ارتش آمريكا پيوست و خلبان جنگنده شد. چندين سال افسر نيروي هوايي بود و در صدها ماموريت جنگي در جنگ كره به عنوان خلبان هواپيماي جنگي حضور داشت. در 1956 اولين رمانش با عنوان شكارچيان منتشر شد كه براساس تجربياتش در جنگ كره نوشته شده بود 1957 در از نيروي هوايي استعفا داد تا بيشتر وقتش را روي نوشتن متمركز كند. رمان بعدي او flesh of Arm The( ) 1961 نيز در مورد پرواز است كه به اعتقاد خود سالتر تا حدودي تحت تاثير سبك فالكنر نوشته شده. نوشته هاي سالتر بيشتر به شعر مي ماند. بسياري از طرفدارانش، كه نويسندگان بزرگي نيز در ميان آنها هستند، بيشتر سبك نگارش، ساختار داستان و جمله بندي هاي او را تحسين كرده اند. خودش مي گويد: من آدمي هستم كه دوست دارد كلمات را در دستانش لمس كند، آنها را بچرخاند و احساسشان كند تا بفهمد كه آيا اين كلمه بهترين كلمه ممكن است. به اعتقاد بسياري از منتقدان، سالتر در ميان نويسندگان معاصر تجربه كردن را به بهترين شكل ممكن نشان داده است. موضوع رمان هاي سالتر تمايلات انساني است: حسادت، كنجكاوي، جاه طلبي، وسوسه، نياز به پيروز شدن، دست يابي به كمال، تجربه زندگي، دوست داشته شدن و تعلق داشتن. هم چنين در رمان هاي او روابط زنان و مردان و نگاه تحليل گرانه به بسياري از اين موارد است كه به بوته بررسي گذاشته مي شود. نوشته هاي سالتر را با نويسندگان بزرگ و معروف دنيا مقايسه كرده اند، به عنوان مثال چهره هاي انفرادي را در سطح آثار آلبركامو و سنت اگزوپري و مجموعه داستان گرگ و ميش را با آثار اوكانر، تنسي ويليامز و جان چيور برابر دانسته اند. جملات سالتر اين احساس را به خواننده مي دهد كه گويي هيچ چيز خاصي گفته نشده است. بهترين رمان هايش سرشار از احساسات هستند، كتابهايي كه مي بايست آنها را آهسته خواند تا از آن لذت برد و آنچه در مورد آنها از همه تكان دهنده تر است اين است كه چه قدر آنها تكيه كردن به آرامش دروني را رد كرده اند شخصيت هاي اين داستان ها در خلال مكالمات و اعمالشان پديدار مي شوند. سالتر خيلي چيزها را نمايش مي دهد، اما كمتر مي گويد و اين وقتي است كه به درون ذهن يكي از شخصيت هايش وارد مي شود و اثر آن منعكس مي شود. در قسمتي از سوزاندن روزها زني از سالتر مي پرسد كه به دنبال چيست و پاسخ سالتر اين است: تا جاودانه باشم. او مي نويسد: مشكل تر از زندگي نويسنده اي هدفش جاودانگي است نمي توان تصور كرد.